تبلیغات کلیکی
دکتر سئو

بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘کسب و کار و بازاریابی’

سیستم همکاری در فروش

۱۸ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

سیستم همکاری در فروش

 

سیستم همکاری در فروش

 

سیستم همکاری در فروش چیست ؟

 

در واقعا سیستم همکاری در فروش یک سیستم تبلیغاتی ست بین فروشنده و بازاریاب ، به بیان ساده تر

بازاریاب محصولات فروشنده را به فروش می رساند و به ازای هر فروش (پورسانت خود را)

درصد تعیین شده توسط فروشنده را دریافت خواهد کرد. تمام امکانات کاربری و حسابداری و …

این سیستم به طور اتوماتیک و کاملا راحت می باشد.
اصولاً این اصطلاح به این معنی است که شما در فروش کالاها و محصولاتی که دیگران دارند،

مشارکت و به روش خودتان اقدام به فروش و معرفی کالاهای آنها به خریداران می‌کنید.

در نتیجه به سامانه‌ های تعریف شده‌اند تا شما بتوانید برای کالاهای آنها تبلیغ کنید و سود دریافت کنید،

سیستم همکاری در فروش گفته می‌شود.
در نتیجه اگر کالایی با استفاده از تبلیغ این بازاریابان به فروش رفت، پورسانت آنها محفوظ است و

سر موعد مقرری پول آنها به حساب بانکی‌شان واریز می‌شود. در اینجاست که کسانی که حتی

سرمایه‌ی خاصی هم ندارند، می‌توانند اقدام به کسب درآمد از طریق اینترنت کنند به همین دلیل یکی

از بهترین روش‌های کسب درآمد در اینترنت همین سیستم های همکاری در فروش است که عضویت در آنها رایگان می باشد.

یکی از بهترین روش‌های فروش محصول در سیستم همکاری در فروش این است که شما وبلاگ نویسی

را یاد داشته باشید. اگر بتوانید خوب بنویسید و حتی نوشته و وبلاگ خود را برای موتورهای جستجو بهینه کنید،

مطمئن باشید که درآمد خوبی در انتظار شماست؛ که تا زمانی که در این باره مطالعه و کنکاش خوبی نداشته باشید،

بعید می‌دانم که بتوانید خوب عمل کنید.

پس اگر به دنبال کسب درآمد در هر کاری ونه اینترنت! هستید، هیچوقت نباید فراموش کنید

که اولاً باید به خوبی کار کرد و صبر داشته باشید. در وحله دوم، هر کاری پروسه زمانی خود را دارد

که نه تنها سودی نصیب شما نمی‌شود، بلکه حتی باید از جیب خودتان هم خرج کنید. ولی کار کردن

در اینترنت شاید نیاز به سرمایه نداشته باشد (که اگر داشته باشید بسیار کارتان راه خواهد افتاد)،

اما حتماً باید پشتکار داشته و هیچ زمان از آن دست نکشید و به پله های بالای سعود کنید.

از نمونه‌های سیستم همکاری در فروش می‌توان به نوین استور اشاره کرد که بسیار در این راه معروف هستند.

به غیر از آنها حتی سیستم های شخصی هم وجود دارند که شما می‌توانید

همکاری های خوبی با آنها داشته باشید که در آینده در اینباره هم به صورت مفصل توضیحاتی را خدمت شما عرض خواهم کرد.

تجارت الکترونیک چیست ؟

۱۸ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

تجارت الکترونیک چیست ؟

 

 تجارت الکترونیک چیست ؟

 

Electronic commerce

 

درود

تجارت الکترونیک (به انگلیسی: Electronic commerce) فرایند خرید، فروش یا تبادل محصولات،

خدمات و اطلاعات از طریق شبکه‌های کامپیوتری و اینترنت است.

تاریخچه :

ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد. در واقع، یک پیشرفت

تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود. در حدود ۲۰۰۰سال قبل از میلاد،

فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را بکار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمین‌های دور دست یابند.

با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمین‌های دیگر آغاز گشته

و روشهای خلاقانه‌ای بصورتهای گوناگون به آن اضافه شد تا امروز که یکی از محبوبترین روشهای تجارت

خرید اینترنتی در دنیای وب است. شما می‌توانید در زمانهای پرت، در هر زمان و مکان حتی با لباس خواب

می‌توانید اینکار را بکنید. به معنای واقعی هر کسی می‌تواند صفحه اینترنتی خود را ساخته و

کالاهای مورد نیازش را در آن ارایه دهد. البته تاریخچه تجارت الکترونیک با تاریخچه اختراعات قدیمی

مثل کابل، مودم، الکترونیک، کامپیوتر و اینترنت پیوند خورده‌است. تجارت الکترونیک به شکل کنونی

در سال ۱۹۹۱ محقق شد. از آن زمان هزاران هزار کسب و کار و تجار وارد این دنیا شده‌اند.

در ابتدا تجارت الکترونیک به معنای فرایند انجام اعمال تراکنش الکترونیکی مورد نظر را انجام دادن بود.

در واقع تجارت الکترونیک برای اسان سازی معاملات اقتصادی به صورت الکترونیک تعریف شد.

استفاده از این فناوری مانند Electronic Data Interchange (EDI) تبادل الکترونیکی اطلاعات

وElectronic Funds TRANSFER (EFT) انتقال الکترونیکی سرمایه، که هر دو در اواخر ۱۹۷۰ معرفی شده‌اند.

و به شرکتها و سازمان‌ها اجازه ارسال اسناد الکترونیکی را داد. و اجازه تجارت کردن با ارسال اسناد

تجاری مثل سفارشهای خرید یا فاکتورها را به صورت الکترونیکی، می‌دهد. با رشد و پذیرش کارت اعتباری

،(ATM) Automated teller machine ماشین تحویلدار خودکار و تلفن بانک در دهه ۱۹۸۰ باعث

فرم گیری تجارت الکترونیک شد. نوع دیگر تجارت الکترونیک سیستم رزرواسیون هواپیمایی بوسیله

Sabre در امریکا و Travicom در بریتانیا، ارایه شده‌است. از دهه ۱۹۹۰ به بعد تجارت الکترونیک شامل

اضافاتی مثل enterprise resource planning system (ERP) سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه،

data mining داده کاوی، data warehousing انبار داده شده‌است. در ۱۹۹۰، Tim Bermers-lee مرورگر

وب جهان گسترده را اختراع کرد و شبکه ارتباطی اکادمیک را به سیستم ارتباطی هرروز و برای هر

شخص در جهان وسیع دگرگون ساخت که اینترنت یا www خوانده می‌شود. سرمایه‌گذاری تجاری بروی

اینترنت بخاطر کافی نبودن سرمایه‌گذاری کاملاً محدود شده بود. اگر چه اینترنت محبوبیت جهانی

گسترده‌ای در حدود ۱۹۹۴ با استفاده از مرورگر وب Mosaic پیدا کرده بود. معرفی پروتکلهای امنیتی

و DSL (اشتراک خط دیجیتال) که ارتباط مستمر را با اینترنت را اجازه می‌داد حدود ۵ سال طول کشید..

البته در سال ۲۰۰۰ بحران The dot-com bust باعث برشکستگی خیلی از شرکت‌های تجاری بزرگ

و نتایج ناگواری را بوجود اورد، باعث بازبینی قوانین و افزایش مزایا و امکانات تجارت الکترونیک کردند و

تا انتهای سال ۲۰۰۰، خیلی از شرکتهای تجاری امریکایی و اروپایی سرویس هایشان را از طریق اینترنت ارایه دادند.

از ان موقع مردم به کلمه‌ای به عنوان تجارت الکترونیک با توانایی خرید کالاهای گوناگون از طریق اینترنت

با استفاده از پروتکل‌های امنیتی و سرویس‌های پرداخت الکترونیکی که در ان مشارکت کردند، اشنا شدند.

واز این زمان رقابت شدید بین شرکت‌ها و سازمانها شدت گرفتو با گذشت زمان هم اینرقابت تنگتر شده‌است

. جالب این که تا پایان سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۲۰ بیلیون دلار معاملات مالی توسط صدها سایت

تجاری بر روی اینترنت انجام پذیرفته‌است و در همین سال مدل تجارت الکترونیک B2B دارای در

حدود ۷۰۰ میلیارد تراکنش بود. و در سال ۲۰۰۷ سهم تجارت الکترونیک در خرده فروشی کل دنیا ۳٫۴٪ بوده‌است

که انرا در سال ۲۰۱۰، ۵٫۱٪ اعلام نمودند که این امار رشد سریع این شیوه تجارت کردن را می‌رساند.

 

سیر زمانی

 

۱۹۷۹: Michael Aldrich خرید آنلاین را اختراع کرد

۱۹۸۱: Thomson Holidays اولین خرید انلاین B2B را در بریتانیا ایجاد کرد.

۱۹۸۲: Minitel سیستم سراسر کشور را در فرانسه بوسیله France Telecom و برای سفارش گیری انلاین استفاده شده‌است.

۱۹۸۴: Gateshead اولین خرید انلاین B2C را بنام SIS/Tesco و خانم Snowball در ۷۲ اولین فروش خانگی انلاین را راه انداخت.

۱۹۸۵: Nissan فروش ماشین و سرمایه‌گذاری با بررسی اعتبار مشتری به صورت انلاین از نمایندگی‌های فروش

۱۹۸۷: Swreg شروع به فراهم اوردن ومولف‌های اشتراک افزار و نرم‌افزار به منظور فروش انلاین

محصولاتشان از طریق مکانیسم حسابهای الکترونیکی بازرگانی.

۱۹۹۰: Tim Berners-Lee اولین مرورگر وب را نوشت، وب جهان گستر، استفاده از کامپیوترهای جدید

۱۹۹۴: راهبر وب گرد: Netscape در اکتبر با نام تجاری Mozilla ارایه شد. Pizza Hut در صفحه وب

سفارش دادن آنلاین را پیشنهاد داد. اولین بانک انلاین باز شد. تلاشها برای پیشنهاد تحویل گل و

اشتراک مجله به صورت انلاین شروع شد. لوازم بزرگسالان مثل انجام دادن ماشین و دوچرخه به صورت تجاری

در دسترس قرار گرفت. Netscape 1.0 در اواخر ۱۹۹۴ با رمزگذاری SSL که تعاملات مطمئن را ایجاد می‌کرد، معرفی شد.

۱۹۹۵: Jeff Bezos، Amazon.com و اولین تجارتی ۲۴ ساعته رایگان را راه انداخت. ایستگاه‌های

رادیوی اینترنتی رایگان، رادیو HK ورادیوهای شبکه‌ای شروع به پخش کردند. Dell و Cisco به شدت از اینترنت

برای تعاملات تجاری استفاده کردند.

eBay توسط Pierre Omidyar برنامه نویس کامپیوتر به عنوان وب سایت حراج بنیانگذاری شد.

۱۹۹۸: توانایی خریداری و بارگذاری تمبر پستی الکترونیکی برای چاپ از اینترنت.

گروه Alibaba در چین با خدمات B2B و C2C, B2C را با سیستم خود تاییدی تاسیس شد.

۱۹۹۹: Business.com به مبلغ ۷٫۵ میلیون دلار به شرکتهای الکترونیکی فروخته شد.

که در سال ۱۹۹۷ به ۱۴۹٬۰۰۰ دلار خریداری شده بود. نرم‌افزار اشتراک گذاری فایل Napster راه‌اندازی شد.

فروشگاه‌های ATG برای فروش اقلام زینتی خانه به صورت انلاین راه‌اندازی شد.

۲۰۰۰: The dot-com bust

۲۰۰۲: ای‌بی برای پی‌پال ۱٫۵ میلیون دلار بدست اورد. Niche شرکت‌های خرده فروشی و فروشگاه‌های CSN و

فروشگاهای شبکه‌ای را با منظور فروش محصولات از طریق ناحیه‌های هدف مختلف نسبت به یک درگاه متمرکز.

۲۰۰۳: Amazon.com اولین سود سالیانه خود را اعلان کرد.

۲۰۰۷: Business.com بوسیله R.H. Donnelley با ۳۴۵ میلیون دلار خریداری شد.

۲۰۰۹: Zappos.com توسط Amazon.com با قیمت ۹۲۸ میلیون دلار خریداری شد. تقارب خرده فروشان

و خرید اپراتورهای فروش وبسایتهای خصوصی RueLaLa.com بوسیله GSI Commerce به قیمت ۱۷۰ میلیون دلار بعلاوه سود فروش از تا سال ۲۰۱۲.

۲۰۱۰: Groupon گزارش داد پیشنهاد ۶ میلیار دلاری گوگل را رد کرده‌است. در عوض این گروه طرح خرید وب سایتهای IPO را تا اواسط ۲۰۱۱ دارد.

۲۰۱۱: پروژه تجارت الکترونیک امریکا و خرده فروشی انلاین به ۱۹۷ میلیارد دلار رسیده‌است که نسبت به ۲۰۱۰ افزایش ۱۲ درصدی داشته‌است.Quidsi.com, parent company of Diapers.com توسط Amazon.com به قیمت ۵۰۰ میلیون بعلاوه ۴۵ میلیون بدهکاری و تعهدات دیگر خریداری شد.

۲۰۱۴: پروژه تجارت الکترونیک امریکا و خرده فروشی انلاین به ۲۹۵ میلیارد دلار رسیده‌است که نسبت

به ۲۰۱۳ افزایش ۱۲ درصدی داشته‌ است.همچنین حجم تجارت الکترونیک کشور هند نیز به مرز ۱۳ میلیارد دلار نزدیک میشود.

 تجارت الکترونیک چیست ؟

چکیده :

 

تجارت الکترونیکی را می‌توان انجام هرگونه امور تجاری بصورت آنلاین و ازطریق اینترنت بیان کرد.

این تکنیک در سالهای اخیر رشد بسیاری داشته‌است و پیش‌بینی می‌شود بیش از این نیز رشد کند.

تجارت الکترونیکی به هرگونه معامله‌ای گفته می‌شود که در آن خرید و فروش کالا و یا خدمات از طریق

اینترنت صورت پذیرد و به واردات و یا صادرات کالا ویا خدمات منتهی می‌شود. تجارت الکترونیکی معمولاً

کاربرد وسیع تری دارد، یعنی نه تنها شامل خرید و فروش از طریق اینترنت است بلکه سایر جنبه‌های فعالیت تجاری،

مانند خریداری، صورت بردار ی از کالاها، مدیریت تولید و تهیه و توزیع و جابه‌جایی کالاها و همچنین

خدمات پس از فروش را در بر می‌گیرد. البته مفهوم گسترده‌تر تجارت الکترونیک کسب و کار الکترونیک می‌باشد.

 

جایگاه تجارت الکترونیک در کشورهای جهان :

 

در مدت کوتاهی که از آغاز عمر تجارت الکترونیک در جهان معاصر می‌گذرد، این فعالیت رشد بی سابقه‌ای

را در کشورهای پیشرفته داشته‌است و پیش بینی می‌شود در آینده نزدیک با سرعت شگفت انگیزی

در سطح جهان توسعه یابد. بر اساس آمار محاسبه شده موسسات معتبر اقتصادی نیز پیش بینی شده‌است

که گستره این فعالیت تا سال ۲۰۱۰ به طور متوسط ۵۴ الی ۷۱ درصد رشد خواهد کرد

که نشان دهنده شتاب دار بودن حرکت آن است.[نیازمند منبع]

در ایران :

 

تجارت الکترونیک در ایران بسیار نوپا و در مراحل اولیه‌است. اما اهمیت فناوری اطلاعات باعث شده

تا تدوین و اجرای قوانین و لوایح مورد نیاز در این عرصه همواره مد نظر مسئولان ایران باشد.

اما به‌نظر می‌رسد با وجود برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی متعدد هنوز میزان آگاهی افراد

و تجار کشور از نحوه استفاده از امکانات موجود برای تجارت الکترونیک کم است. از سوی دیگر نبود

شناخت از میزان امنیت موجود در شبکه داخلی و جهانی باعث شده‌است که اطمینان لازم وجود نداشته باشد.

البته برخی از فروشگاه‌های اینترنتی با استفاده از روش‌هایی مانند نماد اعتماد، تحویل درب منزل

و یا گارانتی برگشت وجه سعی کرده‌اند تا اعتماد خریداران را جلب نمایند. پیشبینی می‌شود

که فروشگاه‌های اینترنتی بتدریج جای خود را در میان خریداران پیدا خواهند کرد.

 تجارت الکترونیک چیست ؟

انواع تجارت الکترونیک :

 

تجارت الکترونیک را می‌توان از حیث تراکنش‌ها(Transactions) به انواع مختلفی تقسیم نمود که بعضی از آنها عبارتند از:

  • ارتباط بنگاه و بنگاه (B2B): به الگویی از تجارت الکترونیکی گویند، که طرفین معامله بنگاه‌ها هستند.
  • ارتباط بنگاه و مصرف کننده (B2C): به الگویی از تجارت الکترونیک گویند که بسیار رایج بوده و ارتباط تجاری مستقیم بین شرکتها و مشتریان می‌باشد.
  • ارتباط مصرف کننده‌ها و شرکتها (C2B): در این حالت اشخاص حقیقی به کمک اینترنت فراورده‌ها یا خدمات خود را به شرکتها می‌فروشند.
  • ارتباط مصرف‌کننده با مصرف‌کننده (C2C): در این حالت ارتباط خرید و فروش بین مصرف‌کنندگان است.
  • ارتباط بین بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتی (B2A): که شامل تمام تعاملات تجاری بین شرکتها و سازمانهای دولتی می‌باشد. پرداخت مالیاتها و عوارض از این قبیل تعاملات محسوب می‌شوند.
  • ارتباط بین دولت و شهروندان (G2C): الگویی بین دولت و توده مردم می‌باشد که شامل بنگاه‌های اقتصادی، موسسات دولتی و کلیه شهروندان می‌باشد. این الگو یکی از مولفه‌های دولت الکترونیک می‌باشد.
  • ارتباط بین دولت‌ها (G2G): این الگو شامل ارتباط تجاری بین دولتها در زمینه‌هایی شبیه واردات و صادرات می‌باشد.

البته باید گفت که انواع بالا کاملاً مستقل از هم نیستند

و گاهی که تاکید بر خرید و فروش ندارند در قالب کسب و کار الکترونیک می‌آیند.

انواع تجارت الکترونیک به تفصیل :

 

این فناوری تعاریف و انواع مختلفی دارد که به شرح هر کدام می پردازیم:

۱- تمام ابعاد و فرآیند بازار را که بتوان با اینترنت و تکنولوژی web انجام داد، تجارت الکترونیکی می گویند۱٫

۲- بطور کلی واژه تجارت الکترونیک اشاره به معاملات الکترونیکی می نماید که از طریق شبکه های ارتباطی انجام می پذیرد.

ابتدا، خریدار یا مصرف کننده به جستجوی یک مغازه مجازی از طریق اینترنت می پردازد و کالای

را از طریق web یا پست الکترونیکی سفارش می دهد. نهایتاً کالا را تحویل می گیرد۲٫

۳- تجارت الکترونیکی یعنی انجام مبادلات تجاری در قالب الکترونیکی۳

۴- کاربرد تکنولوژی اطلاعات در تجارت۴

۵- تجارت الکترونیکی، مبادله ی الکترونیکی داده هاست. بطور خلاصه می توان گفت که مبادله الکترونیکی داده عبارت از تولید

، پردازش، کاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد به شیوه های الکترونیکی و خودکار بین سیستم های کامپیوتری

و براساس زبان مشترک و استانداردهای مشخص و با کمترین دخالت عامل انسانی. البته تجارت الکترونیک

حیطه ای به مرابت گسترده تر از مبادله الکترونیکی داده داردو آن یک تحول و انقلاب در عرصه ارتباطات است.

تجارت الکترونیکی در ساده ترین تعریف عبارت از یافتن منابع، انجام ارزیابی، مذاکره کردن، سفارش، تحویل،

پرداخت و ارائه خدمات پشتیبانی است که بصورت الکترونیکی انجام می شود. لذا تجارت الکترونیک روشی است

براساس آن اطلاعات، محصولات و خدمات از طریق شبکه های ارتباطات کامپیوتری خرید و فروش می شوند۵٫

۶- تجارت الکترونیک، انجام کلیه فعالیت های تجاری با استفاده از شبکه های ارتباطی کامپیوتری، بویژه اینترنت است.

تجارت الکترونیک به نوعی تجارت بودن کاغذ است. بوسیله تجارت الکترونیک، تبادل اطلاعات خرید و فروش

و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها با زحمت کمتر و تبادلات بانک با شتاب بیشتر انجام خواهد شد.

شرکت ها برای ارتباط با یکدیگر، محدودیت های فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و

سریع تر صورت می گیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان می تواند

به صورت یک به یک با هر مشتری باشد البته با هزینه نه چندان زیاد۶٫

 

تفاوت مبادله الکترونیکی داده ها با تجارت الکترونیک

 

در موارد زیادی دیده شده که مبادله الکترونیکی داده ها را مترادف با تجارت الکترونیک دانسته و هر کدام را

در جای دیگری بکار می برند. این دو تکنولوژی اصلاً مشابه هم نبوده و کاملاً مجزا می باشد. البته می توان اینطور گفت

که تجارت الکترونیک مکمل مبادله الکترونیکی داده هاست.

مبادله الکترونیکی داده بصورت مکانیزمی تعریف می شود که به موجب آن انتقال و تبادل داده

در راستای تحقق فعالیت های تجاری با ساختار و شکل تعریف شده و بکارگیری پیام های استاندارد شده

بین المللی، توسط ابزار الکترونیکی از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر انجام می شود. در حالیکه تجارت الکترونیک

عبارت از مبادله تجاری بدون استفاده از کاغذ است که در آن از مبادله الکترونیکی داده ها

به عنوان یک ابزار به همراه پست الکترونیک، تابلوی اعلانات الکترونیک، انتقال الکترونیک وب و سایر

فناوریهای مبتنی بر شبکه استفاده می شود. بعبارت دیگر مبادله الکترونیکی داده ها بعنوان ستون

فقرات تجارت الکترونیک عمل می نماید. چنانچه از تعریف فوق بر می آید. تجارت الکترونیک حطیه ای

بسیار وسیع تر از مبادله الکترونیکی داده دارد۷٫

 

ابزارها :

ایمیل
فروشگاه اینترنتی یا یک بلاگ
ابزار پیام سریع
پول الکترونیکی

منابع :

۱- دکتر محمود زرگر، مدلهای راهبردی و راهکارهای تجارت در اینترنت، انتشارات بهینه، ۱۳۸۰٫

۲- مهندس محمد حسن نیکبخش تهرانی و مهندس مهدی آذر صابری، آشنایی با تجارت الکترونیک و زیر ساختهای آن، انستیتو ایز ایران، ۱۳۸۰٫

۳- دکتر علی صنایعی، تجارت الکترونیک در هزاره سوم، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفحان، ۱۳۸۱٫

۴- حسین احمدی وم. ویرجینیاری، تجارت الکترونیک، مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران، ۱۳۸۱٫

۵- مهدی علیپور حافظی، تجارت الکترونیکی در مراکز اطلاع رسانی، سخنرانی، همایش جهانی شهرهای الکترونیکی و اینترنتی جزیره کیش، ۱۱-۱۳ اریبهشت، ۱۳۸۰

۶- مژده قزل ایاغ، تجارت الکترونیکی مبتنی بر اینترنت، همایش جهانی شهرهای الکترونیکی و اینترنتی، ۱۳۸۰٫

۷- دکتر وحید رضا میرابی و دکتر سهیل سرو سعیدی، مدیریت بازاریابی بین المللی در هزاره سوم، انتشارات اندیشه های گوهر بار، ۱۳۸۲٫

اقتباس از کتاب تجارت الکترونیک

نوشته : دکتر سهیل سرمدسعیدی و دکتر وحید رضا میرابی

درآمد میلیاردی دیجی کالا

۱۸ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 

درآمد میلیاردی دیجی کالا

رموز موفقیت در فروش آنلاین و تجارت الکترونیکی

درآمد روزانه سایت ایرانی دیجی کالا چقدر است ؟

تاریخچه سایت دیجی کالا و درآمد صاحبانش

درس‌هایی از دیجی‌کالا و درآمد روزانه ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی

درود خدمت همراهان همیشگی earn1sec
مشتاقان کسب و کار اینترنتی و تجارت الکترونیک
در این پست خبری که برای اولین در وبنا منتشر شده بود، را بازنشر کردم

که به سرعت توجه زیادی از دوستان را در فیسبوک و توییتر به خود جلب کرد.

محتوای خبر اشاره ایی بود به صحبت های آقای سعید محمدی یکی از بنیانگذران فروشگاه اینترنتی

دیجی‌کالا که در دوازدهمین همایش مدیریت کسب و کار های هوشمند در سازمان مدیریت صنعتی

٬ گزارش عملکرد و اطلاعات مربوط به فروش دیجی‌کالا را برای اولین بار اعلام کرده است.
او گفته است که در حال حاضر تعداد فروش روزانه دیجی کالا روزانه ۲۰۰۰ سفارش است با متوسط ۶۰۰هزار تومان.

با یک ضرب ساده، به عدد فروش (درآمد ناخالص) ۱٫۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰تومان در روز می رسیم. ( بله، اشتباه نمی کنید: یک ۱۲ با ۸ تا ۰ !)
این سایت فروش اینترنتی کالاهای دیجیتالی که در سال ۱۳۸۵ یک استارتاپ با ۵ نیرو بوده است،

در حال حاضر بیش از ۴۰۰ نفر پرسنل دارد. در ماه های ابتدایی کار، این سایت، قطعات کامپیوتر

و تعداد محدودی پرینتر را عرضه می کرد. در سال های اخیر با افزایش میزان نفوذ اینترنت در مردم، و

جلب تدریجی اعتماد مردم به بانکداری اینترنتی و سپس خرید از اینترنت، فضا برای گسترش فعالیت چنین سایت هایی بازتر شد.

امروزه یکی از بزرگ‌ترین و فعال‌ترین وب‌سایت های ایرانی در زمینه تجارت الکترونیک سایت دیجی کالا می‌باشد.

دیجی کالا سایتی ست که در زمینه معرفی و فروش دستگاه‌های دیجیتال فعالیت می‌کند.

این وب سایت به‌صورت میانگین روزانه حدود ۴۰۰ هزار بازدید دارد. دفتر مرکزی این شرکت

در روبروی فرهنگسرای ارسباران است که برای کارهای مالی و بازرگانی استفاده می‌شود.

دفتر دوم در خارج از تهران و در جاده فتح واقع است که به مرکز پردازش‌ها نام‌گذاری شده است.

دفتر سوم در پارک علم و فناوری شهرک پردیس می‌باشد که مرکز تکنولوژی و بازاریابی نام دارد.

 
ایده ی اولیه دیجی کالا :

 

سعید و حمید محمدی صاحبان دیجی کالا هر دو در کار عکاسی دیجیتال بودند. این دو برادر پس از جست و جو

در اینترنت برای خرید دوربین به خیابان جمهوری مراجعه و یک دستگاه دوربین خریداری کردند که پس از چند

روز متوجه شدند که لنز این دوربین تعمیری و دست دوم است.

همین خرید جرقه ایجاد سایت دیجی کالا را در ذهن این دو زد.
این دو نفر در سال ۱۳۸۳ تصمیم به راه اندازی این سایت گرفتن و در سال ۱۳۸۵ این سایت را راه اندازی کردند.

ابتدا این سایت کار خودا با ۵ نفر پرسنل شروع کرد و در پایان سال ۹۲ پرسنلش به ۲۰۰ نفر رسیدند.

مدیران این سایت می گویند قصد افزایش پرسنل این سایت تا پایان امسال به ۷۰۰ نفر را دارند.
در گزارشی از مجله اکونومیست در سال ۲۰۱۴ سایت دیجی کالا با سرمایه ۱۵۰ میلیون دلار در رتبه ی

نخست سایت‌های ایران قرار گرفت. همچنین در گزارشی از واشنگتن پست در سال ۲۰۱۴ این سایت

روزانه ۳۰۰۰ سفارش از مشتری‌ها دریافت می‌کند و این سایت در ۱۶ شهر بزرگ ایران برای فروش محصولاتش نمایندگی دارد.
سعید و حمید محمدی از ابتدای تأسیس این سایت تا به امروز روزی ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار انجام داه اند

و معتقدند اگر کسی بخواهد الآن استارت چنین کاری را بزند باید روزانه ۱۸ ساعت برای چند سال وقت بگذارد.

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 
افتخارات:

 

بر اساس گزارش مجلهٔ اکونومیست در سال ۲۰۱۴ این وب‌گاه با سرمایهٔ ۱۵۰ میلیون دلار در رتبهٔ اول شرکت‌های

اینترنتی ایران قرار گرفت. طبق گزارش واشنگتن پست در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی)

این وبگاه روزانه ۳۰۰۰ درخواست خرید دارد و در ۱۶ شهر مهم ایران برای پخش محصولاتش شعبه دارد.

این شرکت ۴۵۰ کارمند در سال ۱۳۹۳ دارد و تحویل محصولات به مشتریان را کارمندان شرکت به عهده می‌گیرند.

در سال ۱۳۸۷ در همایش ملی تجارت الکترونیکی، به عنوان وب‌گاه برگزیده از سوی وزارت بازرگانی معرفی شد.

سایر افتخارات دیجی‌کالا عبارتند از:

برگزیده به عنوان برترین کسب و کار در حوزه تجارت الکترونیکی در چهارمین جشنواره ملی ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال ۱۳۹۳
برگزیده در جمع ۱۰ قهرمان کارآفرینی دنیا در کنگره جهانی کارآفرینی در سال ۲۰۱۴ در مسکو
برگزیده برترین سایت خرده فروش آنلاین در ششمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۲
برگزیده دومین اجلاس جهانی نشان منتخب در سال ۱۳۹۲
برگزیده بهترین وب سایت فروشگاه اینترنتی در پنجمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده بهترین طراحی کاربردی در پنجمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده بهترین وب سایت فروشگاه اینترنتی در سومین دوره جوایز فناوری ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده همایش ملی توسعه دانایی محور در سال ۱۳۸۸
کسب نشان مرکز کیفیت‌های برتر در سال ۱۳۸۸

 
رموز موفقیت دیجی‌کالا:

 

یکی از مهمترین رازهای موفقیت دیجی‌کالا از لحاظ فنی، ۲ ویژگی مهم «مقایسه» و «نظرات کاربران» است.

به اعتقاد من، به عنوان یک کاربر، و هم به عنوان کسی که در این حوزه چندین سال فعالیت حرفه ایی می کند،

این دو ویژگی، برگ های برنده ی دیجی کالا در برابر دیگر رقبانش بوده و هستند.
اگر چه این دو ویژگی تنها مزایای این سایت نیستند و توسط دیجی کالا هم ابداع نشده اند

اما پیاده سازی درست آن، توانسته است، این سایت را به عنوان اولین و موثقترین مرجع خرید اجناس الکترونیکی

(بخصوص گوشی های همراه) برای من و بسیاری دیگر از دوستان، آشنایان و همکاران مان تبدیل کند.
چندی پیش، ( به نظر می رسد پس از جذب سرمایه ایی کلان) این کسب و کار اینترنتی، پوست انداخت.

هم در معنای و اقعی کلمه، یعنی ظاهر و رابط کاربری اش مدرنتر و زیباتر شد و هم تعدد و تنوع اجناس

و کالاهای ارائه شده را بالا برد. حالا شما می توانید ریش تراش و یا بیگودی هم از دیجی کالا بخرید.

 
درس مهم: استمرار، پشتکار و تلاش روزانه برای بهتر شدن

 

به نظر من، استارتاپی ها باید دیجی‌کالا را زیر نظر داشته باشند. مسیری که این کسب و کار

(نوپا در سال ۱۳۸۵) تا امروز طی کرده است، راه آسانی نبوده است. مشکلات متعددی فنی به

دلیل نبود زیرساخت های مناسب فناوری اطلاعات در کشور، مسائل و معضلات ناشی از عدم وجود

قوانین مشخص و روشن درباره اینترنت، و تجارت الکترونیکی، گریبانگیر هر کسب و کاری در این حوزه بوده و هست.
آنچه مهم است، پایداری بنیانگذاران و گردانندگان یک کسب و کار اینترنتی، و ناامید نشدن

از اتفاقات و ناملایمات، و ادامه کار است.
به راستی، این موفقیت، یک شبه روی نداده است. به قول بیز استون، از بنیانگذاران تویتر:

« گذر زمان، پشتکار و ۱۰ سال تلاش، به تدریج شما را به صورت یک موفقیت یک شبه جلوه می دهد! »

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 
اعتماد، اعتماد، اعتماد:

 

شاید یکی از دلایل مهم دیگر در موفقیت دیجی‌کالا بخصوص در بخش تلفن های همراه، بازار کاذب

و غیرقابل اعتمادی است که به دلیل عدم صداقت، کلاهبرداری های مختلف، تبلیغات گمراه کننده

و عدم دانش کافی فروشندگان خرده فروش در میان مردم بوجود آمده است.
خیلی ها، ترجیح می دهند، به جای اینکه چند روز وقتشان را صرف رفتن از این مغازه به آن مغازه، و

شنیدن حرف های ضد و نقیض کنند، در خانه خود پشت کامپیوترشان بنشینند

و با آرامش و بدون دغدغه، کالای مورد علاقه شان را بررسی، مقایسه و
سپس خریداری کنند.
با وجود تنوع بسیار در انواع کالاهای مصرفی الکترونیکی بخصوص موبایل ها، سرعت بالای ورود مدل های جدید

به بازار، رقابت شدید میان تولید کنندگان، بالا و پایین رفتن قیمت ها، بازی های روانشناختی تولید کنندگان

با قیمت گذاری های مختلف، انتخاب و خریدن بهترین گوشی ممکن به نسبت بودجه مورد نظر را

به کاری پر از استرس تبدیل کرده است.
کاری که دیجی کالا کرده است، کاهش این استرس، از طریق ارائه طیف وسیعی از اطلاعات مختلف درباره کالاها،

به شکل متن و تصویر و فیلم، و همچنین نترسیدن از به اشتراک گذاری تجربه خرید کاربرانش است.

 

عدم وجود رقیب خارجی:

 

وقتی این آمار فروش را برای بار اول دیدم، فورا به این فکر افتادم که غول های فروش اینترنتی مانند

آمازون ممکن است چقدر در روز فروش داشته باشند؟!
جالب است بدانید آمازون در سال ۲۰۱۲ هر ثانیه بیش از ۳۰۰ آیتم می فروخته است.
درآمد (فروش) سالانه آمازون، در سال ۲۰۱۳ چیزی نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار بوده است که پیش بینی می شود

در سال ۲۰۱۴ به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.
مساله تحریم بانکی و مالی کشور، تهدیدی است که توسط کسب و کارهایی مانند دیجی‌کالا به فرصت های

طلایی تبدیل شده است. به دلیل وجود تحریم ها، کمپانی های بزرگ و چند ملیتی مانند Amazon.com

و eBay.com نمی توانند در ایران فعالیتی مانند کشورهای دیگر داشته باشند.
ورود Amazon به هر کشور جدیدی، قلب صاحبان کسب وکارهای محلی آن کشور را پایین می ریزد.

مناطق قابل دسترسی این غول تجارت الکترونیکی بسیار وسیع شده است. دوستان من در منطقه

خودگردان کردستان عراق کوچکترین چیزهایی که در بازار پیدا نمی شود یا گران به نظر می رسد را از آمازون می خرند

که اغلب با احتساب هزینه های ارسال هم ارزانتر از بازار محلی به دستشان می رسد.

 

برهم زدن بازارها (Disruption) :

 

دیجی‌کالا توانسته است بازارهای سنتی کسب و کارها را بر هم بزند. حالا دیگر هیچ شرکت یا

مغازه فروش محصولات الکترونیکی از گزند دیجی‌کالا در امان نیست و آن چیزی که روزی دست کم‌اش می گرفتند

به تهدیدی جدی تبدیل شده است. قطعا به دلیل الکترونیکی بودن، عدم وابستگی به زمان و مکان خاص

و دلایل بسیار دیگر، هزینه های اداره و نگه داری دیجی‌کالا به نسبت شرکت ها یا مغازه هایی در آن سطحِ از فروش، بسیار پایین‌تر است.
دیجی‌کالا به کل کشور دسترسی دارد حالی که برای یک کسب و کار محلی، این کار امکان پذیر نیست.
نمونه جهانی این نوع برهم زدن بازارهای سنتی، آمازون است. فروشگاه های زنجیره ای بزرگ کتاب و

محصولات فرهنگی در آمریکا این سایت را که در سال ۱۹۹۵ لانچ شد، خیلی جدی نگرفتند

اما آمازون در عرض ۲ سال آنقدر پیشرفت کرد که وارد بورس شد.

 

پیام و اثرگذاری انتشار این خبر:

 

یکی از مهمترین نتایج حاصل از انتشار چنین آمار جالبی این است که توجه بسیاری از جوانان

به مزایا و فرصت های بازار فناوری اطلاعات جلب می شود. اما، مهمتر از آن این است

که سرمایه ها را به سمت این حوزه هدایت خواهد کرد.
به قول وزیر اقتصاد آقای دکتر طیب نیا درهمایش بهبود فضای کسب و کار ایران، یکی از مشکلات اقتصادی کشور این است

که سرمایه ها در خاک و دیوار اسیر شده اند.

حال، با شنیدن چنین آماری، سرمایه گذاران بخش مسکن و انبوه سازی، به فکر فرو خواهند رفت.

 

کسب و کارهای مشابه در چه حال هستند؟

 

تعداد فروشگاه های اینترنتی در ایران کم نیستند اما برخی از آن ها، توانسته اند اسم و رسم بزرگتری به هم بزنند.

از جمله مشهورترین آن ها، غیر از دیجی‌کالا، می توان به چاره، فینال، ورچین، زنبیل، تهران‌کالا و … اشاره کرد.
شاید هیچ کدام از این فروشگاه ها، که هر کدام سیاست های متفاوتی در کارشان در پیش گرفته اند

نتوانسته جایگاه دیجی کالا را در ذهن کاربران ایرانی بدست آورند.
در مقایسه ی دیجی کالا با فروشگاه های همه‌چیز فروش مانند چاره و فینال که از نظر تنوع محصولات و پشتیبانی،

استانداردهای بالایی را رعایت می کنند، می توان ۳ تا از مزیت های رقابتی مهم دیجی کالا را به شرح زیر نام برد:
۱-تمرکز بر بازار مشخص کالاهای الکترونیکی
۲-ارائه گارانتی اختصاصی خود
۳-رابط کاربری جذابتر و تلاش مداوم برای بهتر کردن
تمرکز دیجی کالا از ابتدای شروع به کار، بر این بازار Niche به آن کمک کرد تا هزینه های عملیاتی و

همچنین دردسرهای تامین، انبار، نگه داری و ارسال کالاهای حساس را نداشته باشد. دیجی کالا توانسته است

کاری کند که در مدت زمان کوتاهی، محصولاتی که در جهان فروششان شروع می شود را با قیمتهای رقابتی عرضه کند.

درآمد میلیونی از اینترنت در چند روز دروغ یا واقعیت ؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

درآمد میلیونی از اینترنت در چند روز دروغ یا واقعیت ؟

 

درآمد میلیونی از اینترنت در چند روز دروغ یا واقعیت ؟

درآمد میلیونی از اینترنت در چند روز!!!!

دروغ یا واقعیت ؟

درود بر شما
به درخواست بسیاری از دوستان این پست رو ایجاد کردیم ، به منظور بررسی بسته های فریبنده کسب درآمدی

که به تازگی زیاد شده و تبلیغاتش رو در سایت های مختلف مشاهده کردید.
مسلما شما هم با این پدیده شوم، برخورد کردید! بسیار دیده شده ، علاقه مندان به کسب و کار و درآمد اینترنتی ،
هنگام گشت و گذار در موتورهای جست و جو و یا به هنگام مشاهده تبلیغات سایت های بزرگ
به عناوین و سایت های عجیبی برخورد می کنند همچون: کسب درامد میلیونی در هفت روز ،
کسب درامد ۵۰۰ هزار تومن در یک روز ، با ۵ روز کار میلیونر شوید ، بدون هیچ تخصصی در ۱۰ روز میلیونر شوید! و …
و حتما در نگاه اول ، متوجه شدید! که این تبلیغات ، دقیقا مشابه تبلیغات شبکه های ماهواره ای

فارسی خارجی ست که با مضامین و ادبیاتی عجیب شبیه به موارد زیر همراه هستند :

آیا از بینی خود ناراضی هستید ؟ از اضافه وزن رنج میبرید؟ آیا میخواهید اعتیاد خود را در یک هفته ترک کنید ؟
آیا می خواهید در ۲۴ ساعت چند کیلو وزن کم کنید و .. و برای خرید هم محل ثابت یا فروشگاه معتبری معرفی نمی شود.
بنده همیشه از خودم میپرسم که ، واقعا چه کسانی باور میکنن که مصرف فلان دارو به افزایش قد آنها منجر می شود؟
یا موجب کوچک شدن بینی بشه ؟!
حال به نظر شما آیاا تبلیغات این شبکه ها واقعیست ؟ اگر نه!
پس مسلما براحتی میشه نتیجه گرفت عناوینی چون : میلیونر شدن در نت آن هم در ۵ روز و بدون تخصص ،
یا درآمد میلیونی با خرید یک بسته ، کسب درامد تضمینی میلیونی در ۷ روز!! نیز امکان پذیر نمی باشد.
اما اگر بنظر شما واقعیست ! پس کافیست یکبار این محصولات بی کیفیت رو بخرید تا خودتون براحتی به نتیجه برسید.
هرچند! هر دو مورد تبلیغ ذکر شده جامعه هدف خود را دارد و مسلما عده ای ، هرچند اعتماد کامل نداشته باشند
اما با توجه به نیات و امیال آدمی ، باز هم این محصولات را خریداری خواهند کرد
به نظر بسیاری از کارشناسان این دید غیر واقعی نسبت به آنچه در بالا ذکر کردیم و خصوصا درآمد زایی
به صورت جزئی به تفکرات افراد، و به طور کلی به سطح فکر حاکم بر جامعه بر می گردد. تحلیل این بحث
از لحاظ روانشانسی و جامعه شناسی بسیار طولانی و تخصصی تر از این مقاله است
در مجموع می توان سایت های کسب و کار و ایجاد درآمد را در ۵ یا ۶ دسته تقسیم کرد. هر بخش از این سایت ها
ویژگیهای خاص خودشان را دارند هر چند در این دسته بندی سایت هایی هم هستند

که ترکیبی از دو یا چند روش معرفی شده را به کار می برند.

 

سوال : پس تمام این بسته ها غیر واقعیست ؟

 

خیر اینطور نیست !
کمااینکه بسته های آموزشی بسیار ارزشمندی برای افزایش تخصص ، آموزش و کسب و کار در نت موجود می باشد.
هدف ما از این مقاله تحلیل ، بررسی و شناساندن سایتها با عناوین فریبنده و غیر واقعیست.
همونطور که بالاتر عرض کردیم وضعیت اینگونه بسته ها کاملا مشخص است :
این بسته ها هیچوقت شما رو بدون تلاش و در زمان کوتاه میلیونر نمی کنند ، برای موفقیت در هرکاری نیاز به کمی تخصص (هرتخصصی) و تلاش زیاد دارید ،
بحث ما اینجا این نیست که محتویات بسته ها بی ارزش یا کلاهبرداری هستن ، اتفاقا این پکیج ها بعضا مرتبط با کسب و کار انلاین هستند همچنین ممکنه نکات کلی خوبی هم در اونها نهفته باشه!! اما شما قادر هستید نکات مربوطه را بصورت رایگان در اینترنت پیدا کنید .
در نتیجه مقصود کلی ما این است که شما هیچ وقت در مدت زمان کوتاه و بدون تلاش ثروتمند نخواهید شد.

و هیچ روش خاص و استثنایی در اینگونه بسته های فریبنده موجود نیست.!

 

سوال :خب پس چطور بسته های واقعی و مفید رو پیدا کنیم ؟

 

توصیه اولیه ما این هست که اگر با کلمات عجیب و غریب مواجه شدید ! فورا سایت مذکور را ترک کنید

و اقدام به خرید این بسته ها نکنید
در مرحله بعد حتما سابقه نویسنده رو چک کنید که ایا این شخص ایا شناخته شده هست یا نه!
معمولا بسته ای که واقعا ارزش داشته و برای آن وقت و دانش کافی صرف شده باشد با قیمت های

۱۰ یا ۲۰ هزار تومن عرضه نخواهد شد کما اینکه اگر در نت جست و جو کرده باشید بسته های واقعی آموزشی و کسب و کار

همچون بهینه سازی ، برنامه نویسی یا طراحی سایت معمولا بالای ۴۰ تا ۵۰ هزارتومن یا حتی خیلی بیشتر عرضه میشوند!

از منظری دیگر اگر به بازار کتاب سری زده باشید در بخش کتابهای کسب و کار

و کارآفرینی و درآمدزایی با آثار متعددی از نویسندگان مواجه می شوید، در آنجا به راحتی می توانید

با نگاهی گذرا به سوابق نویسنده، دلایل و روشهایی که او برای درآمدزایی آورده است آشنا شوید.

هیچ نویسنده معتبری چنین ادعاهای واهی را به کار نخواهد برد.
دراین بسته ها هیچ اثری از نویسندگان مطرح ایران و جهان، سخنرانان، کارآفرینان برتر وجود ندارد

و صرفا هدف از این تبلیغات فقط فروش محصولات با هیاهو و دروغ است. این دقیقا شبیه همان قرص های

افزایش قد برای بزرگسالان است! این محصولات هیچگاه مورد تائید هیچ یک از موسسات علمی و معتبر

کشوری و جهانی نیستند و صرفا اطلاعاتی اگرچه مرتبط اما نادرست به شما ارائه می کنند.

کسب و کار اینترنتی هم مثل دنیای واقعی از اصول و قوانین تجارت پیروی می کند، قوانین که

فقط در جزئیات تفاوت دارند. در بازار کسب و کار میلیونر شدن یک فرایند مدت دار بر اساس برنامه ریزی،

تلاش، خلاقیت و سایر عوامل کامل مشخص است.

 

نکته پایانی:

 

کسب درآمد از اینترنت به راحتی امکان پذیر هست و مثال آن سایت های بزرگی هستند

که فقط از فروش تبلیغات ماهانه بیش از ۱۰ میلیون سود خالص دارند!

اما بدانید هیچ روش جادویی و میان بری و یا هیچ نرم افزار خودکاری برای این کار وجود ندارد!

فقط تلاش ، برنامه ریزی ، خلاقیت و پیگیری هدف شما را در این راه موفق خواهد کرد.

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟

 

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟
 
افزایش هوش مالی شخصی به روش رابرت کیوساکی

 

همگی مردم دنیا چه فقیر و چه ثروتمند مشکل مالی دارند.بسیاری فکر می کنند

اگر پول زیادی داشته باشند مشکلات مالی آنها تمام می شود در حالیکه اینطور نیست

و پول بیشتر مسائل مالی بیشتری را به دنبال دارد(نویسنده: به خاطر دارم در مقطعی

آنچه که درآمد داشتم فقط به اندازه هزینه هایم بود و پولی برای پس انداز کردن نداشتم

ولی از لحاظ فکری راحت زندگی می کردم و مدتی بعد از یکی از کارهائی که قبلا انجام داده بودم

پول خوبی بدستم رسید و برای مدتی خواب و خوراک را از من گرفت.چرا؟

چون باید تصمیم می گرفتم آن پول را در چه جائی سرمایه گذاری کنم تا ارزش آن کم نشود

و بتواند ثروت بیشتری نیز تولید کند و این دغدغه بزرگی برای کسانی که سرمایه دارند می باشد.)
پول به تنهائی مشکلات مالی شما راحل نمی کند.تحصیلات هم مشکلات مالی راحل نمی کند.

داشتن یک شغل هم مشکلات مالی را حل نمی کند .پس چه چیزی مشکلات مالی را حل می کند؟
جواب این سئوال ((هوش مالی)) است.
هوش مالی مشکلات مالی را برطرف می کند.هوش مالی بخشی از هوش کلی ماست

که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می کنیم.
مشکلات مالی رایج در دنیای امروز ، تطبیق نداشتن درآمدها و هزینه های زندگی،نداشتن

خانه شخصی،بدهکاری، هزینه های ماشین،هزینه های بهداشتی و درمانی و…است

که با استفاده از هوش مالی می توان آنها را برطرف کرد.
اگر هوش مالی را در خود تقویت نکنیم روز به روز مشکلات وخیم تر می شوند و شرایط روز

به روز سخت تر. واقعیت این است که پول تاثیر به سزائی بر سبک زندگی و کیفیت زندگی دارد.

پول آسایش می آورد،آزادی زمانی و آزادی انتخاب می آورد. ولی بدست آوردن پول به تنهائی

اگر با استفاده از هوش مالی نباشد منجر به ثروتمند شدن نمی شود.
این نکته را باید در نظر داشت که اگر بتوانید مشکلات مالی را حل کنید هوش مالی شما رشد می کند

ووقتی هوش مالی رشد کند ثروتمند تر می شوید و اگر مشکلات مالی را حل نکنید روز به روز فقیر تر می شوید.

http://www.n-javan.com/aks/rabert.jpg

 

علت فقر

 

فقر حاصل غرق شدن یک شخص در مسائلی است که نمی تواند آنهارا حل کند.

تمام دلایل فقر مشکلات مالی نیستند.اعتیاد،ازدواج با فرد نا مناسب،نداشتن مهارت

کاری ومشکلاتی از این دست نیز می تواند دلایل فقر باشد.
برخی از مشکلات مالی امروزه،نظیر بدهی های بیش از حد و دستمزد پائین ناشی

از شرایطی است که برطرف نمودن آنهاخارج از توان یک فرد است و معضلاتی است

که مربوط به دولت و سیاست گذاریهای ضعیف اقتصادی و رانتهائی که در اقتصاد ها وجود دارد می باشد.
پس باید به گونه ای هوش مالی خود را تقویت کرد تا در مهلکه ای که روز به روز عرصه بر انسانها

در کلیه جوامع تنگ تر می شود و فقر و رکود گستره بیشتری می یابد،

بتوان به آزادی مالی دست پیدا کرد.

 

تغییر قوانین پول در دنیای امروز

 

در سال ۱۹۷۱ ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا، با یک سیاست اقتصادی اشتباه ،

پشتوانه طلا را از چاپ پول جدید کنار زد و موجب تغییر در قوانین پول گردید.
این سیاست موجب گردید که پول ارزش خود را از دست بدهد و ارزش آن به در جریان بودن

پول وابسته باشد.به عبارت دیگر با توجه به سیاستهای اقتصادی موجود دنیا و تغییر قوانین قدیمی پول ،

پس انداز کردن پول منجر به کاهش ارزش پول می شود و لازم است

تا هر گونه نقدینگی به جای پس انداز کردن تبدیل به دارائی (ASSET) گردد.

در حالیکه در قوانین قدیمی پول ، پس انداز کردن پول جایگاه خاصی در بین مردم داشت

و نشان دهنده هوش مالی بود.در حالیکه در قوانین جدید ،دیوانگی مالی محسوب می شود.
در دنیای کنونی تبدیل فوری پول به دارائی و تبدیل یک دارائی به دارائی دیگر نشان دهنده میزان هوش مالی می باشد.
وقتی خانه گران می شود یا قیمت طلا بالا می رود و یا قیمتهای سهام در بازارها رشد می کند

معنی آن این است که ارزش پول کاهش پیدا کرده است و درآمد افراد با کاهش ارزش پول کاهش می یابد.
نویسنده: با توجه به شرایط کنونی که بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی در کشورهای

مختلف منجمله ایران شرایط مشابهی پیدا کرده اند تبدیل نقدینگی به دارائی پایدار که بتواند درآمد

و ارزش افزوده ایجاد کند ، به هوش مالی بالا نیاز دارد که خوشبختانه بدست اوردن

هوش مالی بالا می تواند با آموزش به یک مهارت در افراد تبدیل شود.

 

چگونه ثروتمندان روز به روز ثروتمند تر می شوند؟

 

کلید ثروتمند شدن در این است که تشخیص دهید سیستم تغییر قوانین پول نا عادلانه است.

قوانین را یاد بگیرید و از آنها به نفع خود استفاده کنید.
این کار نیازمند هوش مالی است و هوش مالی را باید با حل کردن مشکلات مالی بدست آورد.

ثروتمندان مشکلات مالی را بعنوان فرصتی برای یادگیری می بینند.فرصتی برای رشد،

فرصتی برای باهوش شدن و فرصتی برای ثروتمند شدن.
ثروتمندان به جای گریختن،دوری کردن یا تظاهر به اینکه مشکلات مالی اصلا وجود ندارند

به مشکلات مالی خوش آمد می گویند چون می دانند در مشکلات مالی فرصتهائی هست

که در آن می توانند باهوش تر شوند و در نتیجه ثروتمند تر شوند.

 

فقرا چگونه با مشکلات مالی برخورد می کنند؟

 

فقرا مشکلات مالی را تنها بصورت همان مشکل می بینند.بسیاری از آنها احساس می کنند

قربانی پول شده اند.بسیاری فکر می کنند تنها شخصی هستند که مشکل مالی دارند.
تنها تعداد کمی از آنها می فهمند که مشکلات مالیشان ناشی از نحوه نگرششان است.

ناتوانی آنها در حل مشکلات مالی و یا اجتناب از مقابله با آن باعث شده مشکلات مالی آنها بیشتر

و بیشتر شود. و به جای اینکه هوش مالی خود را افزایش دهند مشکلات مالی خود را افزایش می دهند.

 

نحوه برخورد قشر متوسط با مشکلات مالی

 

فقرا قربانیان پول هستند و قشر متوسط زندانیان پول.قشر متوسط به جای اینکه مشکلات مالی خود

را حل کنند،فکر میکنند می توانند در برابر مشکلات مالی زرنگی به خرج دهند.آنها پول خرج می کنند

و به دانشگاه می روند تا بتوانند شغلی مطمئن پیدا کنند.
اکثر آنها اینقدر باهوش هستند که بتوانند پول درآورند و جلوی مشکلات مالیشان یک سد ایجاد کنند.

آنها خانه ای می خرند،هر روز به سر کار خود می روند و از طریق سهام یا اوراق مشارکت

برای دوران بازنشستگیشان پس انداز می کنند.
اینگونه افراد در سن ۵۰سالگی کشف می کنند که در دفتر کارخود زندانی هستند.

آنها کارمندانی با ارزش و با تجربه هستند.امنیت شغلی دارند و شاید پول کافی به دست می آورند.

ولی در عمق درون خود می دانند که از لحاظ مالی به دام افتاده اند و فاقد هوش مالی برای ترک دفتر کار خود هستند.
اکثر این افراد فاقد اطلاعات مالی لازم هستند بنابراین برای امنیت مالی ارزش قایل می شوند

و به جای اینکه کارآفرین شوند برای کارآفرینان کار می کنند. به جای اینکه خود سرمایه شان

را مدیریت کنند،مدیریت سرمایه شان را به دیگری می سپارند. و به جای افزایش هوش مالیشان،

خود را به کار در دفاترشان مشغول می کنند.

 

نحوه برخورد ثروتمندان با مشکلات مالی

 

پنج نوع هوش اصلی وجود دارد که یک فرد باید در خود ایجاد کند تا ثروتمند شود که در ادامه

به آنها پرداخته می شود.اگر شخصی به این پنج هوش مسلط شده باشد به کمال مالی دست یافته است.
ثروتمندان اگر راه حل مشکلات مالی خود را ندانند درجا نمی زنند و خود را مخفی نمی کنند.

آنها به دنبال کارشناسانی می گردند تا بتوانند به آنها کمک کنند تا مشکلاتشان را حل کنند.

در این روند آنها هوشمند تر شده و برای مشکل بعدی مجهزتر خواهند شد.

ثروتمندان تسلیم نمی شوند بلکه می آموزند و از طریق آموختن ثروتمند تر می شوند.

 

حل مشکلات مالی

 

اکثرافراد کار می کنند تا مشکلات مالی دیگر مردمان را حل کنند

اما چه کسی مشکلات مالی کارگران و کارمندان را حل می کند؟
فقرا و اقشار متوسط برای ثروتمندان کار می کنند ولی از حل مشکلات مالی خود عاجزند.

به جای اینکه به مشکلات مالی بعنوان فرصتهائی برای باهوش تر شدن بنگرند

به خانه می روند روی صندلی می نشینند شام می خورند،تلویزیون می بینند

و صبح روز بعد به محل کار می روند تا فردی را ثروتمند کنند.
متاسفانه تحصیلات و سخت کوشی اگر با استفاده از هوش مالی همراه نباشد نمی تواند موجب تولید ثروت شود.

 

بازی با پول؟

 

همه آدمها چه بدانند و چه ندانند در حال انجام بازی با پول هستند.

منتها شدت دخالت در بازی فرق می کند.برخی شدید تر بازی می کنند،از قوانین آگاهند

و از آنها استفاده می کنند تا بیش از دیگران برای خود کار کنند.
بعضی از مردم برای یادگیری و پیروزی مشتاق ترندو زمان بیشتری را به این کار اختصاص می دهند.

اکثر افراد در حال بازی هستند شاید بدون اینکه بدانند دارند بازی می کنند ولی فقط برای این بازی می کنند

که نبازند و برای برد بازی نمی کنند.

 

تفاوت هوش مالی با هوش ذهنی(IQ)

 

هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می شود.

ممکن است شخصی دارای هوش ذهنی بالائی باشد ولی هوش مالی پائینی داشته باشد و برعکس.
هوش مالی دارای طبقه بندی خاص خود به شرح زیر می باشد.
۱ – کسب درآمد بیشتر
اکثر آدمها درآمد دارند ولی کسی که درآمد بیشتری داشته باشد هوش مالی بالاتری دارد.
۲ – محافظت از پول
محافظت از پول در برابر ادمهائی که ممکن است با ترفند پول شما را بدزدند و یا پرداخت هزینه هائی

مانند مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید بیانگر هوش مالی است.
۳ – بودجه بندی پول
بودجه بندی پول مثل یک ثروتمند نیازمند هوش مالی بالائی است

. اگر کسی بتواند مانند ثروتمندان بودجه بندی برای پول خود داشته باشد می تواند ثروتمند شود.
مثلا اگر یک نفر در سال ۱۰میلیون تومان درآمد داشته باشد و ده میلیون تومان هم هزینه داشته باشد

در مقابل کسی که ده میلیون تومان درآمد دارد و هشت میلیون تومان هزینه و دو میلیون تومان

از پولهای خود را سرمایه گذاری می کند دارای هوش مالی ضعیفی است.

اینکه کسی بتواند فارغ از میزان درآمد خود مبلغی از درآمد خود

را پس انداز و سرمایه گذاری کند دارای هوش مالی بالائی است.
۴- تقویت پول خود
بسیاری از افراد نمی دانند پس اندازهای خود را چگونه سرمایه گذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند

.برخی از افراد پول خود را در بانک می گذارند و از حداقل سودی که بانک می دهد استفاده می کنند.

در کشور ما غالبا سود پرداخت شده توسط بانکها از نرخ رشد تورم پائین تر است

بنابراین پول در مدت زمان مشخص ارزش خود را از دست می دهد. خرید اوراق مشارکت

و امثالهم هم همینطور است.اینگونه کارها نیاز به هوش مالی بالائی ندارد .

ولی سرمایه گذاری به گونه ای که شما بتوانید با نرخ سودی بیشتر از نرخ تورم و حتی بالاتر پول

خود را تقویت کنید نیازمند هوش مالی بالائی است. به عبارت دیگر هرچه سود بالاتری از

سرمایه خودتان بتوانید کسب کنید دارای هوش مالی بالاتری هستید.
۵- افزایش اطلاعات مالی خود
واگذاری کار سرمایه گذاری به دیگران مانع افزایش دانش مالی خود تان می شود.

بعبارت دیگر اگر شخص دیگری پولتان را مدیریت کند نمی تتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید

و در اصل شما با پول خودتان به جای خود،به دیگران پاداش می دهید.
اگر این پنج هوش مالی را در خود ایجاد کنید بهتر می توانید مشکلات

خود را حل کرده و هوش مالی خود را افزایش دهید.


 

چه کسانی به هوش مالی بیشتر نیاز دارند؟

 

کلیه کسانی که به هر نوعی با پول سر و کار دارند به این هوش نیاز دارند مگر اینکه

کسی فرد یا افرادی را در اختیار داشته باشد که هوش مالی بالائی داشته باشند و

حس کند نیازی به تقویت هوش مالی خود ندارد.یا اینکه کسی میراث هنگفتی داشته باشد

یا اینکه کسی کارمند باشد و مستمری مداومی داشته باشد که باز هم هر کدام از افرادی که ذکر شد

باز هم نیاز به تقویت هوش مالی خود دارند.
از دیدگاه رابرت کیوساکی افرادی که به دنبال پول هستند چهار دسته اند.کارمند(حقوق بگیر)،

خویش فرما یا کسب و کارهای شخصی کوچک(وکلا،پزشکان،تعمیرگاه و..)، کارفرما

(کسانی که یک کسب و کار بزرگ دارند) و سرمایه گذاران

(کسانی که با سرمایه گذاری در بازارهای مختلف پول به دست می آورند)
این چهار دسته در هر صنعتی که باشند نیازمند تقویت هوش مالی خود هستند. و

هر کسی که هوش مالی بالاتری داشته باشد بدون تردید درآمد بالاتری خواهد داشت.
میزان موفقیت بخصوص در دسته های سه و چهار(کارفرمایان و سرمایه گذاران)

با میزان درآمدشان سنجیده می شود. پس شاید هوش مالی بیشتری باید داشته باشند.
البته برای دسته های اول و دوم (کارمندان و خویش فرمایان) شاید میزان موفقیت با

میزان درامدشان سنجیده نشود و آنها برای موفق نامیدن خودشان اولویتهای دیگری را معرفی کنند.
در کشور ما یکی از نقاط ضعف در سیستم آموزشی این است

که در مدارس برای تقویت هوش مالی هیچ آموزشی داده نمی شود و این می تواند

یکی از دلایل توسعه نیافتگی کشور باشد چرا که همه فعالین در کشور مدت زیادی را در سیستمهای آموزشی گذرانده اند.

 

هوش کسب درآمد بیشتر

 

اولین درس برای افزایش هوش مالی، داشتن مهارت حل مشکل یا حل مسئله است.

یعنی به جای شانه خالی کردن در برابر مشکلات آنها را حل کنیم.
دومین درس مقاومت در برابر ناکامیها و درس گرفتن از شکستها و موفقیتهای قبلی است.

در این صورت است که با مواجه شدن با مشکلات و حتی شکست در برابر مشکلات

چیزی به اسم تجربه که باعث تقویت هوش مالی می شود در آدم ایجاد می شود.
در این راه اگر زمان لازم برای رسیدن به هدف دو سال باشد پس از شکست و شروع در

مسیر بعدی شاید شش ماه زمان برای پیروزشدن کافی باشد.
پس انسانهای قوی و توانمند می توانند از شکست برای خود پل پیروزی بسازند.

 

فرایند رسیدن به هدف

 

به بیان ساده هر مرحله از کار که برای رسیدن به مرحله بعدی باید انجام شود را فرایند می گویند.

مثلا اگر یک نفر بخواهد وارد دانشگاه شود باید دوران دبستان،دبیرستان،پیش دانشگاهی،کنکور و…

را طی کند.هر یک از این مراحل یک فرایند است.حال آیا کسی بدون گذراندن

دوران دبیرستان می تواند وارد دانشگاه شود؟ مسلما جوابتان منفی است.

یا اینکه شما دلتان بخواهد دانشگاه بروید ولی حاضر به تحمل سختی های هر مرحله نباشید.

آیا می توانید( حتی اگر دلتان بخواهد) وارد دانشگاه شوید؟ هوش مالی کسب درآمد هم همینطور است.
یکی از دلایلی که مردم فاقد این هوش مالی هستند این است که پول می خواهند

ولی حاضر به طی کردن مراحل رسیدن به پول نیستند. اکثر مردم درک نمی کنند که

این فرایند کسب پول است که می تواند آنها را ثروتمند کند نه خود پول.

این نکته را خوب به خاطر بسپارید که این فرایند برای هر فرد با فرد دیگر متفاوت است.

به همان اندازه که انسانها با هم متفاوت هستند.
و اما نکته کلیدی و طلائی این است که قبل از اینکه وارد هر فرایندی شوید،

ابتدا هدف خود را تعیین کنید سپس فرایندهای رسیدن به هدفتان را.

همیشه این نکته را بخاطر داشته باشید که روند رسیدن به هدف از خود هدف مهمتر است.
وارن بافت یکی از ثروتمندترین مردان دنیا می گوید((اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید

نمی توانید پولتان را کنترل کنید)).نکته بسیار مهمی است.نشان می دهد هوش مالی

نوعی از هوش هیجانی(EQ) یا هوش احساسی است.
یعنی اگر مدتی افسرده بودیم دست از کار نکشیم و یا وقتی سرخورده و ناامید هستیم

عصبی نشویم بطوری که کنترل خود را از دست بدهیم و وقتی فشار کار و مشکلات زیاد می شود میدان را
خالی نکنیم.
اشاره شد روش افزایش هوش مالی هر شخصی از طریق حل مشکلاتی است که در برابرش قرار دارد.

بسیاری از افراد برای داشتن امنیت شغلی و داشتن یک حقوق ثابت یا به قول ما ایرانیها

((آب باریکه)) بیش از روند یادگیری باهوش تر شدن از لحاظ مالی و ثروتمند شدن،

ارزش قائلند.بنابراین هرگز ثروتمند نمی شوند.
اینگونه افراد از ترس فقیر شدن،فقیر می مانند. این ترس شدید است که آنها را از استفاده

از فرصتها و حل مشکلاتی که برای ثروتمند شدن لازم است باز می دارد.
به اینگونه افراد باید گفت اگر بتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید به جای داشتن

آب باریکه ممکن است به یک ((رودخانه)) برسید.
اولین گام برای افزایش درآمد، این است که تشخیص دهید بهترین راه برای پول درآوردن

برای شما چه راهی است.اگر مهندسی را بهترین راه می دانید مهندس شوید

.اگر در بازار بودن را بهتر می دانید وارد بازار شوید و… و اما یک توصیه طلائی:
فردای ثروتمندانه تر را بخاطر کمی حقوق بیشتر قربانی نکنید.

 

کسانی که هدف خود را رها کنند پیروز نخواهند شد

 

یکی از بهترین خصوصیاتی که هر کس می تواند در خود تقویت کند این است که

((آنقدر مسیری را که برای خود در نظر می گیرد ادامه دهد تا به هدف برسد)).

در هر کاری که انجام میدهید اگر می خواهید پیروز شوید این نکته را در نظر داشته باشید.
رابرت کیوساکی می گوید :پدر ثروتمندم می گفت هر وقت پیروز شدی کارت را رها کن

اما هیچ و قت بخاطر اینکه داری می بازی کار را رها نکن.
ممکن است دقیقا در همان نقطه ای که حس می کنی دارید می بازید ، برنده شوید.

این نکته را انسانهای برنده بخوبی درک و لمس کرده اند.

 

چرا مردم هوش مالی خود را افزایش نمی دهند؟

 

یکی از دلایلی که مردم هوش مالی خود را افزایش نمی دهند این است که فقط به چیزهائی که

می دانند می چسبند. و به جای اینکه خود را در مواجه با چالشی جدید قرار دهند به دنبال

کارهای بی خطری که می شناسند می روند. البته این به این معنی نیست که کارهای

پر ریسک انجام دهید بلکه بهتر است کارهای متفاوت از آنچه می دانید انجام دهید.
یک راه برای افزایش هوش مالی این است که (( به زندگی مثل یک ماجراجوئی آموزنده نگاه کنید)).

فراموش نکنید که زندگی کردن را باید آموخت و برای آموختن باید ماجراجوئی کرد.
ماجراجوئی کردن هم نیازمند داشتن و بدست آوردن مهارتهائی است که در حین ماجراجوئی

بدست می آورید. بدست آوردن این مهارتها منجر به ایجاد انواع دیگری از هوش در شما می شود

که یکی از آنها می تواند هوش مالی باشد.
آنچه همه ما از هوش می شناسیم به خاطر سپردن و پرهیز ازاشتباه است

در حالیکه هوش واقعی یادگیری فرایند حل مسئله است تا شایسته حل مشکلات بزرگتری شویم.

 

بیشتر پول درآوردن

 

همانطور که قبلا گفته شداکثر افراد در یکی از چهار حوزه کارمندی(حقوق بگیری)،

خویش فرمائی،سرمایه گذاری و کارفرمائی درآمد دارند.

تفاوت این نوع افراد در نوع نگرش و هوش مالیشان است .به این صورت که کارمندان

و خویش فرمایان برای حقوق ثابت یا دستمزد ساعتی کار می کنند ولی سرمایه گذاران و

کارفرمایان برای افزایش دارائی شان کار می کنند که یا موجب ایجاد گردش مالی می شود یا باعث افزایش سرمایه.

دو قشر اول یعنی کارمندان و خویش فرمایان درآمدشان بستگی به کاری که انجام می دهند دارد

و اگر کاری انجام ندهند درآمدی نخواهند داشت و یا درآمدشان کاهش خواهد یافت.

طبق تعریف ، شغل ، دارائی محسوب نمی شود. و قسمت بد برای این دو قشر این است

که این درامدهایشان برایشان تولید ثروت نمی کند و آنچه که تولید ثروت می کند دارائی است.

این دارائی ها هستند که باعث می شوند چه کار کنید و چه کار نکنید پول به زندگی

شما وارد شود. و دو قشر دوم یعنی سرمایه گذاران و کارفرمایان با دانستن این واقعیت ثروت بدست می آورند.

یکی از دلایلی که ثروتمندان ثروتمند تر می شوند

این است که آنها هدفگذاریشان بر بدست آوردن دارائی بیشتر متمرکز شده است.

 

نکته طلائی این است که:

 

افزودن دارائی های بیشتر نیازمند صرف کار سخت تر یا طولانی مدت تر نیست.

در واقع هر چه هوش مالی فرد بالاتر باشد کار کمتری را انجام می دهد در حالیکه دارائی های بیشتر

و با کیفیت بهتر بدست می آورد. بعبارت دیگر دارائی ها از طریق تولید درامد پنهان برای ثروتمندان کار می کنند.

ثروتمندان برای آینده پول پس انداز نمی کنند، بلکه دارائی ایجاد می کنند.

اگر یک ثروتمند ورشکسته شود یا ضرر کند در مدت زمان کوتاهی از دوران قبلی خود نیز پیشی می گیرد.

دلیل آن را هم بارها گفته ایم و آن یک چیز است:

 

دارائی حقیقی ثروتمندان هوش مالیشان است.

 

آنها یاد گرفته اند که تمرکز خود را به جای بدست آوردن پول بر روی یادگیری بگذارند

.آموخته اند که سرمایه شان را خودشان مدیریت کنند. آنها ارزش دارائی های خودشان را خوب می دانند.

روشهای بسیار زیادی برای بیشتر پول درآوردن وجود دارد چون مشکلات بسیار زیادی وجود دارد

که باید حل شوند. هر کسی که بتواند مشکلات بیشتری را حل کند ثروتمند تر خواهد شد.
بسیاری از مردم علاقه ای به حل هیچ مشکلی ندارند و می خواهند بخاطر کاری که نمی کنند

پول بگیرند. آنهائی که می خواهند در ازای کار کمتر پول بیشتری بگیرند با تغییرات

سریعی که در دنیا اتفاق می افتد زندگیشان سخت تر خواهد شد. به زودی با توجه به

تحولاتی که در کشور خودمان ایران اتفاق افتاده و همچنین تحولات و بحرانهای اقتصادی

و سیاسی در دنیا ،عرصه بر کسانی که درآمد ثابت دارند و هیچ تلاشی برای ایجاد

درآمدهای غیر فعال انجام نمی دهند سخت خواهد شد. یک سرمایه دار حقیقی

خیلی ساده کسی است که مشکلی را تشخیص می دهد و محصول یا خدماتی

را به وجود می آورد که آن مشکل را حل کند.
حال هرچه محصول یا خدمات تولیدی از نظر مشتری دارای ارزش بالاتری باشد قیمت بالاتری دارد.

 

هوش مالی محافظت از پول خود

 

حفاظت از پول در برابر غارتگران مالی بسیار مهم است. بسیاری از افراد یا سازمانها منتظر فرصت هستند

که با پول شما به خودشان کمک کنند. بسیاری از آنها باهوش و قدرتمند هستند.

اگر هوش و قدرت آنها از شما بیشتر باشد آنها پولتان را تصاحب خواهند کرد. به همین دلیل داشتن

هوش بالای محافظت از پول بسیار مهم است.

 

هوش مالی چگونه اندازه گیری می شود؟

 

هوش مالی کسب درآمد بیشتر با درآمد ناخالص اندازه گیری می شود.

مثلا اگر شما ماهیانه بصورت ناخالص پنج میلیون تومان درآمد داشته باشید هوش مالی کسب

درآمدتان از کسی که ماهیانه سه میلیون تومان درآمد دارند بیشتر است. هوش مالی

محافظت از پول نیز به نوعی به همین ترتیب ولی با درصد اندازه گیری می شود.

مثلا اگر شما در سال ۲۰ میلیون تومان درآمد داشته باشید ولی مالیات و یا هزینه ای

بابت درآمدتان پرداخت نکنید(با استفاده از دانش مالی) هوش مالی محافظت از

پولتان از کسی که مانند شما درآمد داشته و ۲۰ درصد از آن را بابت مالیات و

دیگر هزینه های کسب درآمد پرداخت می کند بیشتر است و هوش مالی محافظت از

پول این شخص از شخصی که ۳۰ درصد از درآمد خود را بابت هزینه کسب درآمد پرداخت می کند

بیشتر است و به همین ترتیب.به عبارت دیگر هوش مالی محافظت از پول ،

را با درصدی از درآمد اندازه گیری می کنند.
نویسنده: این نکته را در نظر داشته باشید که در فرهنگ ایرانی غارتگران مالی وجود دارند

که در یک معامله تمام دارائیتان را ممکن است غارت کنند و از شما یک ورشکسته بسازند.

تقریبا تمامی اینگونه اتفاقات ناشی از اعتماد بی مورد بوده است. اعتماد بی مورد هم ناشی

از کم بودن هوش مالی و دخالت دادن احساسات (که خوشبختانه یا متاسفانه در

همه چیز آن را دخالت می دهند) می باشد. لذا چهار توصیه طلائی که در هر کسب و کار

یا تجارت می تواند برایتان مفید و موثر باشد بخاطر داشته باشید.

۱- هرگز در معاملاتتان دچار احساس نشوید وآشنائی یا دوستی یا نسبت فامیلی را ملاک عقب نشینی از مواضع اصولی خود قرار ندهید.
۲- قبل از معامله مطالعات کاملی از شرایط حقوقی حالتهای مختلف معامله را طراحی کنید.
۳- قبل از معامله سناریوئی از حالتها و پیشنهادات احتمالی را مورد بررسی قرار دهید و برای آن راهکارهائی را آماده کنید.
۴- اسیر ترفندها و دامهای مذاکره نشوید.

یکی از ابزارهائی که هزینه هائی را به درآمد تحمیل می کند پرداخت مالیات است.

پرداخت مالیات هزینه زندگی در جامعه متمدن است ولی راهکارهائی وجود دارد

(با استفاده از هوش مالی) که بتوان پرداخت مالیات را کاهش داد.این راهکارها را

کارشناسان مالیاتی و کسانی که بدلیل درگیر شدن در کار هوش مالیشان افزایش یافته

و یا کسانی که مشاورین خبره دارند بخوبی می دانند.
نکته منفی در بحث پرداخت مالیات این است که افرادی که کمترین درآمدها را دارند

بیشترین درصد مالیات را پرداخت می کنند.بعنوان مثال در کشور خودمان،

این کارمندان و یا بعبارت دیگر قشر حقوق بگیر هستند که بهترین مشتریان اداره دارائی هستند

و قبل از اینکه حقوق خود را دریافت کنند مالیات خود را می پردازند

و کسانی که بصورت کارفرمائی یا سرمایه گذاری درآمد دارند معمولا با استفاده از

هوش مالی از پرداخت مالیات واقعی طفره می روند.
سازمانهای دیگری که بطور قانونی هزینه هائی را بر درآمدهای مردم تحمیل می کنند

بانکها هستند.بانکها پول شما را با درصد پرداخت سود مشخص می گیرند و خود

با استفاده از هوش مالی سودی شاید چند برابر آنچه به شما می دهند خود بر می دارند

و چنانچه کسی برای حل مشکل خود برای وام مراجعه کنند بصورت اسمی با نرخ بهره

مشخص و در عمل چند درصد بیشتر از نرخ بهره اسمی (در پرداخت اقساط فرد هم از

اصل و هم از سود پول پرداخت می کند) پول خود را پس می گیرند. دلیل آن هم نداشتن

هوش مالی اکثر قریب به اتفاق مردم در نحوه محاسبه پرداخت اقساط و محاسبه سود

موثراست. این نکته در پرداخت سود اوراق مشارکت هم مشهود است به این صورت که

چنانچه کسی قبل از موعد بخواهد پول خود را دریافت کند سودی که به فرد می دهند

یک درصد( و یا بیشتر) کمتر از سود اعلامی به مشتری پرداخت می کنند .البته این نکته

در گذشته بیشتربه چشم می خورد و اکنون که مردم آگاه تر شده اند بیشتر مورد توجه مردم

و بانکها قرار می گیرد و لا اقل در موقع اعلام فروش اوراق مشارکت بصورت نصفه و نیمه اعلام می شود.
افراد دیگری که بصورت قانونی باعث ایجاد هزینه در درآمدها می شوند دلالها هستند.

معمولا این افراد واسط یک معامله بین خریدار و فروشنده هستند

و درصدی از سود طرفین را به خود اختصاص می دهند.
البته درقشر دلالان بندرت دلالهای خوب نیز وجود دارند که باعث می شوند شما ثروتمند تر شوید.

اینگونه دلالان فقط به منافع خود فکر نمی کنند و منافع مشتریانشان را هم در نظر دارند.

بسیاری از دلالان خودشان حاضر به خرید و یا سرمایه گذاری در آنچه که به شما پیشنهاد می کنند

نیستند چون خودشان اعتقادی به آن سرمایه گذاری ندارند و فقط برای رسیدن

به کمیسیون خود می خواهند به شما بفروشند و حتی ممکن است شما را دچار مشکل کنند.

بطور کلی دلالان به دو دسته خوب و بد تقسیم می شوند.دلالان بد فقط به منافع خود فکر می کنند

و دلالان خوب هم به منافع خود فکر می کنند و هم به منافع شما.

با این اوصاف اگر بنظر خودتان هوش مالی خوبی دارید که قاتلان سرمایه کمترین درصد از سرمایه تان را می بلعند

و اگر هوش مالی خوبی ندارید سعی کنید یاد بگیرید.یاد بگیرید.یاد بگیرید.

آموزش صحیح و هدفمند کلید هر موفقیتی است. با آموزش هر فردی آگاهی کسب می کند

و به مرور زمان این آگاهی به دانش تبدیل می شود.این مسئله برای افزایش هوش مالی نیز صدق می کند.

 

تجارت یا سرمایه گذاری؟

 

افرادی که مدام در حال خرید و فروش هستند تاجرند نه سرمایه گذار.تاجران کمیسیون

بیشتری به دلالان می پردازند. همچنین ممکن است مالیات سود خرید و فروش خود

را نیز پرداخت کنند.در این بین دلالان و اداره دارائی درصدی از سود خرید و فروش را به

خود اختصاص می دهند. ولی سرمایه گذارانی که دارای هوش مالی بالاتری هستند

با استفاده از دلالان خوب که مشاوره به آنها می دهند درصد این هزینه ها را کاهش می دهند.
فروشندگان کالا و خدمات به نوعی دیگر درصدی از درآمد شما را می بلعند. خرید کالا

یا خدمات خیلی به ندرت موجب ثروتمند شدن شما می شوند ولی صاحبان و فروشندگان

با استفاده از انواع ترفندها قسمتی از درآمد و یا سرمایه شما را به خودشان اختصاص می دهند.
بسیاری از افراد دچار مشکلات مالی هستند چون کالاهائی را می خرند که نه تنها

ارزش افزوه ای برای آنها ایجاد نمی کند بلکه موجب ایجاد هزینه های دیگری نیز ممکن است بشوند.

خرید اقساطی اینگونه کالاها نیز به مراتب بیشتر افراد ی را که دارای درآمد هستند

دچار مشکلات مالی می کند. نگارنده معتقد است خرید اقساطی خودرو و یا لوازم منزل و

از این دست کالاها موجب درجا زدن و غوطه ور شدن در انواع قسط می شود. اقساطی

که هم اصل قیمت کالا و هم بهره های زیاد را به شما تحمیل می کند.
اگر واقعا تصمیم به ثروتمند شدن گرفته اید مشتری محصولات و خدماتی شوید که

خواهان ثروتمند شدن شما هستند. بعنوان مثال می توان مشتری محصولات و

خدمات آموزشی با کیفیت، که راه و رسم ثروتمند شدن را به شما یاد می دهند شوید.

ممکن است خود شما دیگر محصولات و یا خدماتی از این دست را بشناسید.
بسیاری از مردم بدلیل اعتماد بیجا و یا تصمیمات نادرست و یا درگیریهای بیهوده و…

کارشان به دادگاهها کشیده می شود. ورود به دادگاهها مساوی است با پرداخت

حق الوکاله به وکلا و پرداخت هزینه و یا جریمه بابت حرکتی اشتباه. اینگونه مسائل

نیز خود از بین برنده قسمتی از سرمایه می باشد. رابرت کیوساکی با توجه به قوانین

و فرهنگ حاکم بر آمریکا، اعلام دعوا از طرف وکلا و یا اشخاص برای گرفتن ثروت شما،

بدلایل پیش پا افتاده توصیه های جالبی برایمان دارد .بسیاری از ثروتمندان به

این توصیه ها عمل می کنند. این توصیه ها به شرح زیر است:
۱-هیچ دارائی با ارزشی را به نام خود نکنید. افرادی که هوش مالی بالائی دارند خانه های خود را بنام خود نمی زنند.
۲-بیمه بدهی شخصی قبل از نیاز به آن خریداری کنید.نگارنده:این نوع بیمه ها در کشور ما وجود ندارد و اگر دارد شناسانده نشده است.
۳-اسناد دارائی های خود را در جائی امن نگهداری کنید.
غارتگران ثروت زیاد هستند ولی اگر بتوان نسبت به آنها شناخت پیدا کرد، بهتر می توان از سرمایه خود محافظت کرد.

از دیگر مسائلی که موجب اتلاف سرمایه و یا هدر رفت منابع می شود ازدواج است.

برخی افراد هستند که فقط به خاطر پول با کسی که دارای سرمایه است ازدواج می کنند

یا حتی رابطه ایجاد می کنند. باید با افزایش هوش مالی محافظت از پول ، بتوان ترفندهای اینگونه افراد را خنثی کرد.
بسیاری دیگر از افراد قسمتی عمده از سرمایه خود یا درآمد آینده خود را برای پرداخت

مهریه هزینه می کنند. با توجه به اینکه در دین مبین اسلام،مهریه عندالمطالبه است

برخی از خانمها پس از ازدواج با مهریه های بالا ، به دلیل اینکه فقط بخاطر پول ازدواج کرده اند

مهریه خود را طلب می کنند .به این قبیل آدمها در کتاب رابرت کیوساکی ((سوداگران عشق))

گفته شده است.البته اخیرا قانونی تصویب شده که مهریه های بالاتر از ۱۱۰ سکه مشمول

جرایم و مجازاتهای عدم پرداخت مهریه نباشند .یعنی به نوعی دولت بصورت قانونی

محافظت از پول و خسارات احتمالی را بر عهده گرفته است ولی بهتر است قبل از رسیدن

به این نقطه، افراد برای ازدواج و پذیرفتن تعهدی که از عهده آن بر می آید برنامه ریزی لازم

را انجام دهد و صرفا از روی احساس امضا کننده هر تعهدی نباشد.
رابرت کیوساکی پیشنهاد می کند به هنگام بستن هر قراردادی ،پیش بینی های لازم

برای خروج از آن قرار داد را هم داشته باشید.این امر نشانگر هوش مالی است.

 

تغییر قوانین

 

شخصی که از نظر مالی باهوش باشد خواهان دریافت یک حقوق ثابت نخواهد بود.

چرا که از این فرد انواع مالیات دریافت می شود.مالیات بر درآمد قبل از دریافت حقوق از او گرفته می شود ،

مالیات ارزش افزوده در هر خرید اخذ می شود و..
کسانی که دارای هوش مالی بالائی هستند ترجیح می دهند بجای دریافت یک حقوق ثابت ،

از حق امتیازها و یا سود سهام خود پول دریافت کنند

چرا که اینگونه درآمدها یا مالیات ندارند و یا مالیات کمی دارند.

 

قوانین جدید

 

عوض کردن سیستمی که سالها بصورت بیمار شکل گرفته کاری بیهوده است.

ما اگر بخواهیم گلیم خود را بهتر از آب بیرون بکشیم بهتر است بجای تلاش برای تغییر سیستم، خود را تغییر دهیم.
چگونه خود را تغییر دهیم؟
تغییر دادن افکارو خصوصیات و تلقینهائی که از کودکی یاد داده شده اند کار

بسیار سخت اما شدنی است. لازمه این تغییر یادگیری است.یادگیری قوانین،

یادگیری قاعده بازی ،یادگیری هوش مالی و…
نا آگاهی شادمانی است و این آن چیزی است که ثروتمندان برای بهره کشی از دیگران روی آن حساب می کنند.

نادانی افراد چیزی است که ثروتمندان را با شادکامی روز به روز ثروتمند تر می کند.

 

بودجه بندی پول خود

 

بسیاری از افراد مخارج زندگیشان بیشتر از درآمدهایشان است.

این نوع زندگی به نوعی خودکشی محسوب می شود چرا که این افراد روز به روز قرضشان بیشتر شده

و فشار بیشتری به آنها وارد می شود. پس باید طوری برنامه ریزی کرد که هزینه های زندگی کمتر

از درآمدها باشد . این امر بیانگر هوش مالی است. یادگیری این نوع هوش مالی نیازمند یادگیری

چگونگی برنامه ریزی برای درآمدها و هزینه های زندگی است.
کلید طلائی برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن آموختن این نوع هوش مالی است.

 

بودجه بندی نوعی برنامه ریزی است

 

یکی از تعاریف بودجه ، برنامه ریزی برای هماهنگی درآمدها و هزینه ها است.

اکثر مردم بودجه بندیشان برای فقیر ماندن و یا متوسط ماندن است نه برای ثروتمند شدن.
بعبارت دیگر اکثر مردم طوری برای درآمدهایشان برنامه ریزی می کنند که با کسری بودجه مواجه شوند

نه با مازاد بودجه .یعنی هزینه های زندگیشان بیشتر از درآمدهایشان می باشد.

 

کسری بودجه در زندگی شخصی

 

بیشتر بودن هزینه ها از درآمدها را کسری بودجه می گویند.دلیل اینکه بیشتر

مردم کسری بودجه دارند این است که پول خرج کردن خیلی را حتتر از پول درآوردن است

و مردم براحتی پولشان را خرج می کنند بدون آنکه درآمدهایشان اضافه شود.
در نتیجه با کسری بودجه مواجه می شوند. بیشترافرادی که با کسری بودجه مواجه می شوند

سعی در کاهش هزینه ها می کنند ولی رابرت کیوساکی می گوید بجای کاهش هزینه ها

سعی کنید درآمدهای خود را افزایش دهید. این روش هوشمندانه تر از کاهش هزینه ها است.
این بحث در مورد کسب و کارها هم مصداق دارد. یک کسب و کار زمانی پایدار می ماند که

درآمدهایش بیشتر از مخارجش باشد در غیر اینصورت کسب و کار پایدار نمی ماند.کسری

بودجه در شرکتها نیز باید با افزایش فروش یا کاهش مخارج کاهش یافته و با یک برنامه ریزی

حساب شده بتواند به مازاد بودجه برسد در غیر اینصورت نمی توانند بصورت طولانی مدت دوام داشته باشند.
دو راه برای کاهش کسری بودجه و رسیدن به مازاد بودجه برای هر فرد یا شرکت وجود دارد

که به آنها اشاره شد. یکی کاهش مخارج و دیگری افزایش درآمد. ولی آنچه رابرت کیوساکی

روی آن تاکید می کند افزایش درآمد و یا افزایش فروش می باشد.
برای افراد یا کسب و کارهائی که نمی توانند درآمد بیشتری کسب کنند و یا فروش خود

را افزایش دهند راحت ترین راه کاهش مخارج و هزینه هاو یا فروش دارائی هاست.

در حالیکه بهترین راه نیست چون این کار معمولا وضعیت را بدتر می کند.
بنابراین مبارزه با مشکلات مالی از راه افزایش درآمد بجای کاهش مخارج را شیوه

بهتری برای حل مشکل کسری بودجه می داند.
رابرت کیوساکی چهار سال در شرکت زیراکس بعنوان فروشنده کار کرد تا بتواند مهارت فروش

را یاد بگیرد چون یادگیری مهارت فروش است که می تواند منجر به افزایش درآمد شود.حال این

 

مازاد بودجه

 

بیشتر بودن درآمد از هزینه ها را مازاد بودجه می گویند.نکته ای که در مازاد بودجه باید

به آن توجه کرد این است که رسیدن به مازاد بودجه به معنای تمرکز بر کاهش هزینه ها نیست

بلکه به معنای تمرکز بر افزایش درآمدهاست. یعنی بجای اینکه سطح زندگی پائین بیاید سطح درآمد افزایش یابد.
در مازاد بودجه در یک کسب و کار نیز باید به همین صورت برخورد شود

به این صورت که با افزایش درآمد می تواند به دو صورت عمل کند.روش اول اینکه

برای توسعه شرکت یا کسب و کار اقدام کند و یا اینکه سهام فروش رفته خود را مجددا خریداری کند.

مازاد بودجه در یک شرکت می تواند ارزیابی متفاوتی را در مورد کسب و کار و مدیریتش بیان کند.

 

مازاد بودجه یک فرد

 

زمانیکه درآمدهای یک فرد افزایش می یابد به سه طریق می تواند برای مازاد بودجه خود تصمیم بگیرد.

روش اول اینکه می تواند وام بگیرد و به این ترتیب اقساط وام خود را افزایش دهد.

روش دوم اینکه می تواند هزینه های خود را افزایش دهد و مازاد بودجه را خرج کند

و روش سوم این است که مازاد بودجه خود را سرمایه گذاری کند.
نکته جالبی که در زندگی اکثر قریب به اتفاق مردم وجود دارد این است که به جای اینکه

در زندگی خود مازاد بودجه را مبنا قرار دهند زندگی خود را بر مبنای کسر بودجه بنا می کنند.
و بر عکس ثروتمندان همیشه گزینه مازاد بودجه را بنای زندگی خود قرار می دهند و با سرمایه گذاری

مازاد بودجه خود درآمدهای جدید برای خود ایجاد می کنند.
بسیاری از افراد وقتی به مازاد بودجه می رسند شروع به تعویض اثاثیه منزل،

تعویض ماشین و منزل می کنند و از این طریق مازاد بودجه خود را صرف چشم و هم

چشمی و رفاه غیر لازم می کنند در حالیکه ثروتمندان بر عکس عمل می کنند

.نمونه اینگونه ثروتمندان(( وارن بافت))یکی از ثروتمند ترین مردان دنیا است

که هنوز با ماشین چهل ساله خود تردد می کند و در منزلی که بیش از چهل سال پیش آن را خریداری کرده

زندگی می کند و درآمد افسانه ای خود را سرمایه گذاری می کند.
اگر افراد نتوانند برای مازاد بودجه خود برنامه ریزی صحیحی ایجاد کنند مطمئنا هیچ وقت ثروتمند نخواهند شد.
بهترین تصمیمی که افراد می توانند بگیرند فراگیری نحوه بودجه بندی است.

فراگیری نحوه بودجه بندی برای مازاد بودجه ،برای رسیدن به کمال مالی ضروری است.

و اما برای یادگیری بودجه بندی دانستن بعضی نکات ضروری است.

نکته ۱: مازاد بودجه نوعی هزینه است.

رابرت کیوساکی می گوید پدر ثروتمندش به او گفت:مجبوری مازاد بودجه را به نوعی

هزینه تبدیل کنی. معنی این عبارت این است که اگر زندگی مالی خود را به دو بخش درآمدها

و هزینه ها و دو بخش دارائی ها و بدهی ها تقسیم کنید پس اندازها و سرمایه گذاریهارا

بجای اینکه در قسمت دارائی های خود در نظر بگیرید باید آن را در قسمت هزینه های خود ثبت کنید

و بجای اینکه به آنها اتکا کنید درآمد مازاد خود را بعنوان یک بدهی مانند

قسط در نظر گرفته و ابتدا دستمزد خود را پرداخت کنید.
در این حالت شما هیچ اتکائی به آنها پیدا نخواهید کرد و پس اندازها و سرمایه گذاریها

خودشان برای شما (در صورت بکارگیری صحیح آنها در جهت تولید دارائی) درآمدهای دیگری ایجاد خواهند کرد.
ثروتمندان ،طبقه متوسط و فقرا هر کدام با توجه به دانشها و دانسته های خود اولویتهائی را در زندگی خود دارند.

مثلا اولویتهای اکثر افراد قشر متوسط به صورت زیر است:
اولویت اول:بدست آوردن شغلی با حقوق بالا
اولویت دوم: پرداخت رهن خانه و اقساط ماشین
اولویت سوم: پرداخت قبوض
اولویت چهارم:پس انداز و سرمایه گذاری
همانطوریکه می بینیم اولویت آخر قشر متوسط پرداخت به خود است در حالیکه ثروتمندان در

اولویت اول پرداخت به خود را دارند .رابرت کیوساکی نیز پرداخت به خود را اولویت اول

و نهایتا دوم افراد با هوش مالی بالا می داند.و توصیه اکید او هم قرار دادن پس انداز و

سرمایه گذاریهایتان در قسمت هزینه بودجه بندی است. این نوع نگرش موجب ایجاد مازاد بودجه می گردد.

رابرت کیوساکی می گوید:اوایل زندگی که تازه ازدواج کرده بودیم مشکلات کسری

بودجه زیادی داشتیم. یک دفتر دار استخدام کردیم که موظف بود کارها بودجه بندی

و حساب و کتاب را انجام دهد.او طبق آنچه یاد گرفته بود وقتی درآمد می آمد ابتدا

شروع به پرداخت اقساط،قبوض ،بدهی ها و… می کرد.طبیعی بود که دیگر پولی

برای پس انداز و سرمایه گذاری باقی نمی ماند.او را توجیه کردیم که ۳۰درصد درآمد

را قبل از هر پرداختی بعنوان هزینه در نظر بگیرد و آن را در ستون دارائی قرار دهد.

مثلا اگر ۱۰۰۰دلار درامد داشتیم و ۱۵۰۰دلار هزینه،او مجبور بود ۳۰۰دلار آن را بعنوان هزینه،

پس انداز کند و با ۷۰۰ دلار هزینه های ۱۵۰۰دلاری را مدیریت کند.
او ابتدا زیر بار نمی رفت چرا که با دانسته هایش هیچ سنخیتی نداشت.او معتقد بود

ابتدا باید بدهی دیگران را پرداخت کرد و سپس اگر پولی باقی ماند پس انداز شود.

پس از مدتی توانستیم او را قانع کنیم.
تا مدتها پول کم می آوردیم.می توانستیم از دارائی هایمان بدهی ها را پرداخت کنیم

ولی آن پول خودمان بود و نمی خواستیم از پول خودمان بدهی ها را پرداخت کنیم.
بنابراین مجبور شدیم از هوش مالی کسب درآمد استفاده کنیم.غرورمان را زیر پا گذاشتیم و از هر طریقی پول بدست می آوردیم.بازاریابی،مشاوره بازار یابی،مشاوره سرمایه گذاری و..
سپس پس اندازها را سرمایه گذاری کردیم و آپارتمان خریدیم و از اجاره آن توانستیم برای خود درآمد غیر فعال ایجاد کنیم.
(درآمد غیر فعال درآمدی است که بدون صرف وقت ایجاد می شود مانند سود سهام،کرایه آپارتمان و..)
وقتی بررسی می کنیم می بینیم اکثر قریب به اتفاق قشر متوسط و فقیر جامعه ما هم

همین مشکلات را دارند و نوع نگرششان هم مانند دستیار رابرت کیوساکی است

که معتقد بود ابتدا باید کل بدهی ها باید پرداخت شود و اگر چیزی باقی ماند پس انداز و سرمایه گذاری شود.
و اگر رابرت کیوساکی و امثال او متفاوت با آنچه همه می اندیشند و رفتار می کنند رفتار نمی کرد

او هم فردی متوسط یا فقیر از جامعه خود بود که هیچ کس اسمی از او نشنیده بود.
رابرت کیوساکی می گوید ما پس اندازهایمان را در بانکها نگذاشتیم که با مختصر سودی

که پرداخت می کنند روز به روز ارزش آن در مقابل دارائی ها کم شود بلکه آن را در طلا و نقره

سرمایه گذاری کردیم که با گذشت زمان ارزش افزوده در آن ایجاد شود. و وقتی به ارزشی برابر

خرید یک آپارتمان رسیدیم آن را به آپارتمان تبدیل کردیم و آن را اجاره دادیم.

رابرت کیوساکی می گوید اگر خواستید آینده شخصی را پیش گوئی کنید فقط کافی است

نگاهی به هزینه های ماهیانه آن شخص بیندازید.اگر درآمد این شخص صرف هزینه های روز مره

خورد و خوراک و تفریح بشود این فرد هیچگاه به مازاد بودجه و ثروتمندی نخواهد رسید

و اگر قسمتی از درآمدش صرف پس انداز و سرمایه گذاری و آموزش شود این شخص قابلیت ثروتمند شدن را دارد.
او می گوید: پدر ثروتمند می گفت:زمان و پول دارائی های خیلی مهم هستند.

 

این دارائی ها را خردمندانه خرج کن.

 

پرداخت حقوق خود در قالب هزینه و تبدیل آن به دارائی توصیه اکید رابرت کیوساکی برای

ثروتمند شدن می باشد.ضمن اینکه اختصاص قسمتی از درآمد خود به نیازمندان

را هم بسیار توصیه می کند.یادگیری مهارتهای لازم و آموزش در زمینه هائی که یک

فردبرای افزایش هوش مال نیاز دارد نیز از توصیه های او می باشد.

نکته شماره ۳-بودجه دارائی ها،بدهی ها را جبران می کند.

انسانها ی فقیر و متوسط،صرفه جوئی و کاهش هزینه های زندگی را نشانگر هوش و ذکاوت مالی می دانند

در حالیکه اینطور نیست.آنها همیشه بر آرزوهای خود سرپوش می گذارند و خود را گول می زنند.
اینگونه افراد فقیرانه زیستن را زندگی شرافتمندانه می نامند و ثروتمندان را کسانی می دانند

که با پایمال کردن حق دیگران به ثروت رسیده اند. اینها همه روشهائی است که فقرا با آنها خودشان را گول می زنند.
وقتی کسی از درآمد خود ابتدا حق خود را پرداخت کند و با این پس انداز سرمایه گذاری کند

دارائی جدیدی خلق کرده که خود باعث ایجاد درآمد می شود که می تواند بدهی هائی را پوشش دهد.

این راهی است که اکثر قریب به اتفاق ثروتمندان می روند.
هرچه این دارائی که ایجاد می شود بزرگتر باشد می تواند هزینه های بزرگتری را پوشش دهد.

آنچه قشرهای فقیر و متوسط انجام می دهند چیزی متفاوت از آنچه ثروتمندان انجام می دهند

می باشد.اینها با درآمد و پس انداز خود هزینه های خود را پوشش می دهند

در نتیجه پولی نمی ماند که بخواهد تبدیل به دارائی شود.

 

دارائی چیست؟

 

دارائی چیزی است که پول به جیب شما واریز می کند.مثل خرید واجاره دادن یک آپارتمان

و یا بدست آوردن سهام و سود آن .اینگونه دارائی ها اگر در بدست آوردنشان درست

تصمیم گیری شود هم درآمد مستمر خواهند داشت و هم ارزش افزوده ایجاد خواهند کرد.

به نوعی دیگر مانع کم ارزش شدن پول شما می شود. در مقابل دارائی،بدهی قرار دارد

.بدهی چیزی است که موجب می شود پول از جیب شما خارج شود.بسیاری از مردم

داشتن ماشین را دارائی می دانند.در صورتیکه طبق تعریف رابرت کیوساکی، ماشین

یک بدهی است چون نه تنها درآمد مستمری ایجاد نمی کند بلکه هزینه های بنزین،روغن

،استهلاک،تصادف و بیمه را تحمیل می کنند. البته داشتن ماشین رفاه و آسایش را

به همراه می آورد ولی باید دید هدفتان واقعا ثروتمند شدن هست یا نه.پیشنهاد رابرت کیوساکی

در اینگونه موارد این است که بجای اینکه پس انداز و دارائی تان را به ماشین

(یا امثال آن) تبدیل کنید آن را سرمایه گذاری کنید و با عواید آن ماشین تامین کنید.
وارن بافت یکی از ثروتمند ترین مردان دنیا چند سال پس از اینکه همسرش لباسی را به

بهای ۱۵۰۰۰دلار خریداری کرد گفته بود اگر همسرم آن زمان بجای خرید آن لباس پول آن

را برای سرمایه گذاری به من داده بود آن پول الان تبدیل به ۸۰۰میلیون دلار شده بود!!
رابرت کیوساکی می گوید :من به این معتقدم که ابتدا عایدیهایم را توسعه دهم

و سپس از زندگی لذت ببرم.یک شخص دارای هوش مالی پائین فقط در این حد می داند

که چطور پائین تر از سطح درآمد خود زندگی کند.بعبارت دیگر از هزینه هایش کم کند.

اگر خود را از تجملات زندگی برخوردار نکنیم اصلا چرا زندگی کنیم؟

 

نکته شماره ۴-بودجه خرج کنید تا ثروتمند شوید

 

وقتی امورجاری زندگی سخت می شود اکثر افراد بجای اینکه خرج کنند از هزینه ها می زنند.

این مسئله یکی از دلایلی است که افراد از کسب ثروت و حفظ آن عاجزند.
پیشنهاد رابرت کیوساکی این نیست که هزینه هایتان را کاهش دهید بلکه پیشنهاد او این است

که درآمدهایتان را افزایش دهید و مثال جالبی از یک کسب و کار می زند.او می گوید وقتی یک کسب و کار

درآمدش کاهش می یابد شروع به کاهش هزینه ها می کند و اولین کاهش را در

هزینه تبلیغات ایجاد می کند.تبلیغات کمتر برابر است با کاهش فروش و کاهش فروش برابر است

با مشکل بیشتر و این دور ادامه خواهد یافت تا ورشکستگی.
یکی از نشانه های داشتن هوش مالی بالا این است که بدانیم چه موقع باید خرج کنیم

و چه موقع باید هزینه ها را کاهش دهیم. رابرت کیوساکی می گوید:وقتی ما به

دردسر افتادیم به جای اینکه هزینه ها را کاهش دهیم پرداخت قبضها وبدهی ها

را به تاخیر انداختیم و با تمام توان به کار بازاریابی و تبلبغات پرداختیم.زمان،پول

و انرژی زیادی صرف کردیم تا درآمدمان افزایش یابد.

سعی کنیم از فشارها به نفع خود استفاده کنیم.یک آدم موفق و زیرک تهدیدها

را به فرصت تبدیل می کند.رابرت کیوساکی هم همین روش را انجام داد.او به جای

اینکه تهدید طلبکاران و بانکها او را وادار به تغییر در روش خود کند از انرژی

و فشار آنها برای افزایش درآمد استفاده کرد.
بودجه بندی روند بسیار مهمی است.لذا برای یادگیری آن و باهوشتر شدن

در آن یک روز را وقت بگذارید.مسائل مثبت یک شبه اتفاق نمی افتد اما روزی اتفاق خواهند افتاد.

اگر واقعا بخواهید برای مازاد بودجه کار کنید ثروتمند تر خواهید شد.
بودجه در تعریف طرحی برای هماهنگی منابع و هزینه هاست. رابرت کیوساکی می گوید:

پدر ثروتمند به من یاد داد که یک مشکل مالی نیز یک منبع است البته اگر آن مشکل را حل کنید.

پس می توان از فقیر بودن به عنوان یک فرصت استفاده کرد و ثروتمند شد.

 

بدهی

 

دو نوع بدهی وجود دارد.بدهی خوب و بدهی بد.
بدهی خوب یک بدهی است که شما را ثروتمند تر کرده و فرد دیگر ی بهای ان را می پردازد

و بدهی بد بدهی ای است که شما را فقیر تر کرده و اینکه مجبور شوید برای پرداخت آن جان بکنید.

بدهی بد قرضی است که ناشی از یک بدهی دیگر است و نوعی عقب ماندگی برای افراد

،مشاغل و کشورها محسوب می شود ولی می توان با تبدیل این نوع بدهی به فرصت، با استفاده از آن ثروتمند شد.
بدهی بد در اصل بدهی است که شما برای حل مشکلات ایجاد می شود و باعث می شود

مشکلات بزرگتر و بزرگتر می شود.مثلا اینکه شما پولی را با نزول یا وام برای خرید ماشین هزینه کنید و

در این بین با آن ماشین هم تصادف کنید و..و به این ترتیب مشکلات بزرگ و بزرگتر می شوند.

در مقابل بدهی خوب می تواند شما را ثروتمند تر کند.گرفتن وام برای خرید منزل

یا قرض از دوستان و آشنایان برای سرمایه گذاری کم ریسک و مطمئن می تواند باعث رشد حرکت در افراد گردد.

اگر بدهی بد شما را عقب نگه دارد ،خودتان بدترین دشمن خودتان هستید.

اکثر ما فکر می کنیم بهترین راه و روش حل یک مشکل فقط آنی است که ما

می دانیم و انجام می دهیم در صورتیکه آنچه تاکنون کرده ایم ما را به یک نتیجه

متوسط یا پائین تر از متوسط رسانده است. اگر این نکته را بفهمیم میتوانیم با

یادگیری روشهای جدید،کارهای جدید و حتی تغییر در نوع نگرش و فکر خود به نتایجی جدید و بهتر دست پیدا کنیم.
همانطور قبلا گفته شد به مشکل بدهی بعنوان یک فرصت برای یادگیری و باهوشتر شدن نگاه کنید.

این نکته را بخاطر داشته باشید که هوش بودجه بندی پول خود، مانند هوش محافظت از

پول خود به درصد سنجیده می شود.یعنی اگردرصد بیشتری از درآمدتان به دارائی تبدیل شود

شما دارای هوش مالی بودجه بندی بالاتری هستید. همانطور که در قبلا هم گفته شد

نحوه بودجه بندی صحیح پول ، اختصاص درصدی از درآمد (قبل از پرداخت هزینه ها )

به پس انداز و سرمایه گذاری ها است.و هرچه این درصد بیشتر باشد هوش مالی بالاتر است.

و فشاری که با این کار در پرداخت هزینه ها وارد می شود می تواند منجر به استفاده

از هوش مالی شماره یک که هوش مالی کسب درآمد بیشتر بود بشود.نکته جالب در یادگیری

این هوش این است که سطح زندگی نباید تغییر کند .

چند درصد از مردم می توانند با این روند چالش برانگیز زندگی کنند؟ تحمل اینگونه روندهای چالش

برانگیز کار بسیار سختی است که اگر کسی بتواند از عهده آن برآید می تواند به جرگه ثروتمندان بپیوندد.

به همین دلیل است که تعداد ثروتمندان در مقایسه با تعداد جمعیتها ناچیز است.

ثروتمندان از اینگونه چالشها و فشارها هراسی ندارند و با تحمل مقطعی آنها به مازاد بودجه،ثروت و تنعم می رسند.
جالب این است که انها در اقتصادی به درآمدهای هنگفت و ثروت زیاد می رسند

که اکثر قریب به اتفاق مردم از آن و رکود حاکم بر آن در رنج هستند.

تقویت پول خود:

بین دیدگاههای سرمایه گذاری افراد مختلف تفاوتهای زیادی وجود دارد. این تفاوت دیدگاه و

حتی تحلیلها و پیش بینی های متفاوت حتی بین کارشناسان ، به عقیده رابرت کیوساکی

ناشی از تفاوت دیدگاهها در دو مفهوم از مفاهیم مالی است.کنترل و تقویت

رابرت کیوساکی می گوید اقتصاد جدید در دنیا(که اقتصاد ایران هم به نوعی تاثیر پذیری

زیادی از آنها دارد) بسیاری از مردم را وارد یک بازی برد-باخت به نفع ثروتمندان کرده است

و آن این است که بسیاری از مردم چاره ای جز سرمایه گذاری و تبعیت از آنچه که در مقابل

آنها گذاشته می شود ندارند.این مسئله دلایل زیا دی دارد.جدا از تفاوتهای فردی بین افراد ،

اکثر افراد ، آموزشهای مالی یا تحصیلات مالی اندکی دارند و نمی توانند موقعیتهای سرمایه گذاری

مناسب را از آنچه که به آنها پیشنهاد می دهند تشخیص دهند.
لذا در سرمایه گذاریهائی وارد می شوند که سیستم اقتصادی رایج به آنها پیشنهاد می کند

و فرد هیچ کنترلی بر روی آنها ندارد و سرمایه آنها یا تقویت نمی شود یا تقویت بسیار کمی خواهد داشت.

نمونه هائی از این گونه سرمایه گذاریها در کشور خودمان ،سرمایه گذاری

در حسابهای بانکها،خرید اوراق مشارکت و نمونه هائی از این دست است.

همانگونه که در اقتصاد کشور خودمان شاهد هستیم، تورم بیست و چند درصدی سالیانه

مجالی برای تقویت پول در اینگونه سرمایه گذاریها نمی دهد و بهترین حالت

در این گونه سرمایه گذاریها این است که ارزش پول همگام با تورم رشد کند.
پیشنهاد اینگونه بسته های پولی توسط دولت ،به دلیل رشد زیاد نقدینگی سرگردان

در دست مردم است که ناشی از درآمدهای نفتی است و این سرمایه ها بطرف هر

بازاری سرازیر می شود جز ایجاد حباب در بازارها و افزایش تورم نتیجه دیگری ندارد

لذا دولت به جای برنامه ریزی بر روی تولید و ارائه بسته های تشویقی برای مشارکت

سرمایه های سرگردان در تولید، جمع آوری و کنترل این نقدینگی را در سرلوحه کار

خود قرار می دهد و اکثر مردم که دارای هوش مالی زیادی نیستند دریافت سود سالیانه ۲۰ درصد

را محملی مناسب برای سرمایه گذاری خود می دانند.غافل از اینکه در اینگونه شرایط تورمی،

نه تنها پولشان تقویت نمی شود بلکه در بهترین حالت ارزش پولشان (قدرت خرید) نسبت به سال قبل ثابت می ماند.

رابرت کیوساکی تاثیر کنترل و تقویت سرمایه در سرمایه گذاری ها را بخصوص در بحرانها و

رکود های اقتصادی بسیار مهم و اساسی می داند.او می گوید:
به خاطر کنترل و تقویت سرمایه ام می توانم در زمان کمتر با ریسک بسیار کمتر و به

حداقل رساندن تاثیر جهشها و رکودهای اقتصادی بازار بر سرمایه گذاریهایم، به ثروت بیشتری دست یابم.

رابرت کیوساکی می نویسد بزرگترین ترس در آمریکا ترس از تروریسم نیست،

بلکه ترس از بی پول شدن در طول دوران بازنشستگی است. این مطلب بخصوص برای

کسانی که حقوق بگیر هستند چه در آمریکا و چه در ایران صادق است که هر چقدر

ازپولی که حقوق بگیران دریافت می کنند پس انداز شود با توجه به روند حاکم بر اقتصاد،

روز به روز ارزش آن کاهش می یابد و در زمان بازنشستگی عملا پول قابل ذکری

برای ادامه زندگی باقی نمی ماند . متاسفانه در کشور خودمان بسیاری از افراد بخاطر

اینکه حقوق بازنشستگی و پس اندازشان تکافوی هزینه هایشان را نمی کند پس

از بازنشستگی نیز بدنبال انجام کار برای کسب درآمد هستند و بقول خودشان

سی ساله دوم خدمتشان را شروع می کنند.
هزینه های جاری زندگی، هزینه های بهداشت و درمان،هزینه های پوشاک وهزینه های

تحصیلی دیگر با درآمد ها و پس اندازهای اکثر بازنشستگان و حتی حقوق بگیران همخوانی

ندارد پس اگر فرصتی هست باید به فکر چاره بود.
چاره این دوران، تقویت هوش مالی تقویت پول خود می باشد.این هوش باعث می شود

با استفاده از پول دیگران ، پولتان با شدت بیشتری برایتان کار کند و اگر هوش مالی محافظت از

پول خود را تقویت کرده باشید می توانید مالیات کمتری پرداخت کنید.

تقویت پول:

به بیان ساده یعنی اینکه از منابع و پول کمتر، بیشترین بهره را ببرید. یعنی اینکه اگر شما

برای یک سرمایه گذاری مطمئن نیاز به ۵ میلیون تومان پول داشته باشید بتوانید ۳ میلیون

یا بیشتر آن را از بانک یا منابع دیگر تامین کنید و تنها دو میلیون و یا کمتر را خودتان تامین کنید

و بتوانید ارزش افزوده خوبی از سرمایه گذاریتان بدست آورید دارای هوش مالی تقویت پول هستید.

البته این بحث مشروط بر این است که بتوانید سرمایه گذاری خود را کنترل کنید.
اگر یک سرمایه گذار فاقد هوش مالی کافی برای کنترل سرمایه گذاری باشد،

استفاده از پول وام برای سرمایه گذاری کاری بسیار پرخطر است.
بسیاری از افرادی که از نابسامانی بازار املاک آسیب می بینند کسانی هستند

که بر روی افزایش قیمت خانه و تورم حساب کرده اند.آنها فکر می کنند با بالا رفتن قیمت خانه شان

ثروتمند شده اند و شروع به ایجاد بدهی برای خود می کنند در حالیکه این اشتباه بزرگی است.

با افزایش قیمت مسکن حاصل از تورم و یا پرید زمانی دوران رونق مسکن، این افراد نیستند که

ثروتمند می شوند بلکه این ارزش پول است که کاهش می یابد.
بخاط دارم زمانیکه در ابتدای دوران رونق مسکن در سال ۸۵ وارد بازار مسکن شده بودم

و چند خرید و فروش پر سود انجام دادم روزی به خود آمدم و دیدم آنچه که برای من باعث

ایجاد سود شده بیشتر از آنکه مهارتهای تجاری من باشد سوار شدن بر موج بازار بوده است.

در حالیکه شاید خیلی از مهارتهای مورد نیاز برای سرمایه گذار بودن در این بازار را هنوز بلد نبودم.

چگونه بنر تبلیغاتی موفق داشته باشیم

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چگونه بنر تبلیغاتی موفق داشته باشیم

 

چگونه بنر تبلیغاتی موفق داشته باشیم

افزایش کارایی یک بنر تبلیغاتی برای بهبود وضعیت کسب و کار امری حیاتی است. با خواندن این نکات ساده می توانید

کارایی و اثر بخشی بنر های خود را افزایش دهید تا مشتریان بیشتری را جذب کنید.

۱- هر بنر را مطابق با وب سایت میزبان طراحی کنید.

 

در یک فعالیت تبلیغاتی موثر ابتدا باید یک وب سایت مناسب و مرتبط پیدا کنید که مورد علاقه مشتریان شما باشد

آنگاه بنری طراحی کنید که با سلیقه بازدیدکنندگان آن وب سایت سازگار باشد. در عین حال سعی کنید

بنری که طراحی می کنید با طراحی آن وب سایت متناسب باشد. تا کاملاً حرفه ای به نظر بیاید.

گاه بعضی طراحان حرفه ای به گونه ای بنر را می سازند که گویی قسمتی از آن وب سایت است

که این کار باعث می شود مقاومت بازدید کنندگان آن وب سایت برای کلیک روی آن بنر ها کاهش یابد

یا به عبارت دیگر افراد بیشتری از طریق این بنر به سمت شما هدایت می شوند.

 

۲- بنر یا تصاویر متحرک

یک بنر که به صورت انیمیشن چشمک زن طراحی می شود شانس بیشتری برای دیده شدن دارد

ولی در عین حال انیمیشن شما نباید به گونه ای باشد که بازدید کنندگان را عصبانی کند و در ناخود آگاه

آنها ذهنیت بدی به جا بگذارد. تصاویر انیمیشنی که خیلی سریع و مداوم عوض می شوند بیننده را خسته می کنند

و در این صورت نه تنها روی بنر شما کلیک نمی شود

بلکه احتمالاً تعدادی از بازدیدکنندگان از خیر آن صفحه خواهند گذشت.

حتی می توانید قسمت کوچکی از بنر خود را به صورت متحرک در آورید. به خاطر داشته باشید

وقار بنر شما نشاندهنده اعتبار و اعتماد به نفس شماست.

۳- مختصر و وسوسه انگیز

چندین نسخه بنر تبلیغاتی بسازید و آماده داشته باشید. بنر های تبلیغاتی که ریزه کاری های گرافیکی

با ظرافت در آنها لحاظ شده است، بیشترین درصد بازدهی را دارند. تجربه نشان داده است

روی چنین بنر هایی تا ۷ درصد کلیک می شود که برای یک بنر تبلیغاتی آمار بسیار خوبی است.

حال که بنر های مختلفی طراحی کرده اید سعی کنید آنها را در فواصل زمانی ۷۲ ساعته با

یکدیگر تعویض نمایید و آمار بازدید هر کدام را با دیگری مقایسه کنید. با این کار تجربه ارزشمندی نسبت

به عکس العمل بازدید کنندگان بدست خواهید آورد که در طراحی های بعدی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- از یک گرافیست حرفه ای کمک بگیرید.

امروز طراحی بنر از سه سال پیش به مراتب پیچیده تر شده است بنابراین برای طراحی تعدادی بنر تبلیغاتی

موثر و متنوع به یک گرافیست حرفه ای نیاز دارید. اینترنت نه تنها منبع با ارزشی برای پیدا کردن اطلاعات است

بلکه کار شما را برای انتخاب یک گرافیست حرفه ای بسیار ساده کرده است

شما به راحتی با یک جستجوی ساده می توانید گرافیست مورد علاقه خود را پیدا کنید و نمونه کار های

او را بررسی کنید. مطمئن باشید از یک بنر حرفه ای درآمدی خواهید داشت که هزینه پرداختی شما

برای یک بنر تبلیغاتی در برابر آن به چشم نخواهد آمد.

 

۵- حجم گرافیک را کاهش دهید.

 

اگر بنر شما خیلی سنگین باشد زمان لود شدنش در یک صفحه وب طولانی خواهد شد و طبیعی است

که شانس کمتری برای دیده شدن دارد. و واضح است که کمتر روی آن کلیک خواهد شد. بنابراین باید سعی کنید

حجم بنر خود را کمتر از ۱۵ کیلوبایت طراحی نمایید.

البته این سایز برای یک بنر تبلیغاتی انیمیشن کمی غیر واقعی به نظر می رسد.

 

۶- کارایی بنر تبلیغاتی خود را ارزیابی کنید.

 

یک بنر تبلیغاتی معمولی به طور متوسط نیم درصد از بازدید کنندگان یک وب سایت را به خود جذب می کنند

بنابراین اگر روی بنری ۲ درصد از بازدید کنندگان کلیک کنند آمار مناسبی است. اما بعضی مواقع به سختی

می توان به چنین آماری دست یافت. اگر بعد از سه روز بنر شما بازدهی مناسبی نداشت آنگاه باید بنر

تبلیغاتی خود را عوض کنید. همینطور سعی کنید وب سایت های مختلف را امتحان کنید به یاد داشته باشید

هیچگاه همه بودجه خود را برای تبلیغات در یک وب سایت خرج نکنید بلکه بهتر است تبلیغات خود را در چندین

وب سایت پخش کنید سپس باید بازدهی و درآمد خود را در هر مورد مقایسه کنید تا بتوانید وب سایت های مناسب خود را پیدا کنید.

با بکار بستن نکات فوق تبلیغات شما بیشترین سود را خواهد داشت.

ترجمه: علی یزدی مقدم

۱۰ چالش اساسی تجارت اینترنتی

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

۱۰ چالش اساسی تجارت اینترنتی

 
10 چالش اساسی تجارت اینترنتی

اگر می خواهید یک کسب و کار اینترنتی سود ده راه بیندازید باید از بعضی اشتباهات رایج جلوگیری کنید.

در این مقاله ۱۰ اشتباهی که مانع ازموفقیت افراد تازه کار (و حتی بعضی از قدیمی ها)

و همچنین مانع از قدرت گرفتن آنها می گردد را بیان می کنم.

این مشکلات همانند باری است که بر دوش کسب و کار شما لنگر انداخته ولی از وجود آنها خبر ندارید.

دارندگان کسب و کار اینترنتی باید افرادی سمج و پرکار باشند و در عین حال دیدی فراگیر داشته باشند.

نکاتی که در اینجا بیان می کنم به شما کمک می کند تا جلوی بعضی از این مشکلات را بگیرید.
 

۱- تأخیر

 
وب سایت یا وبلاگی که برای مدتها بدون تغییر می ماند برای ارائه یک کسب و کار

اینترنتی حرفی برای گفتن ندارد. اگر می خواهید کسب و کار اینترنتی داشته باشد باید یک برنامه

و سیستم مدیریت زمان متناسب با آن داشته باشید. الویت بندی کنید و لیستی از کارها که باید

روزانه انجام شوند را برای خود داشته باشید و مطابق آنها عمل کنید.

نکته: در صفحات خود محلی برای نظر خواهی قرار دهید زحمت زیادی ندارد ولی عملکرد آن فوق العاده است.
 

۲- کوشش برای رسیدن به اوج

 
شما هیچگاه نمی توانید بگویید وب سایت یا محصول بی عیب و نقصی دارید. خوب حال چه باید کرد؟

مهم نیست! این مهم است که خیلی زود سایت خود را به وب سایتی زنده تبدیل کنید. بهینه سازی

یک وب سایت بسیار خوب است ولی نباید مانع از به روز کردن وب سایت شما شود.

نکته: اگر وب سایت خود را روزانه Update کنید هر چند تغییرات کمی اعمال کنید بهتر است،

تا اینکه هر از چند گاهی تغییرات اساسی اعمال کنید.

موتورهای جستجو هم وب سایتی را که روزانه Update می شود بیشتر می پسندند.
 

۳- دور ریختن پول

 
این نکته بسیار مهم است به خصوص اگر پول زیادی برای خرج کردن ندارید.

معملاً نیمی از هزینه هایی که برای شروع یک کسب و کار اینترنتی انجام می شود بیهوده است.

مثلاً شما برای شروع به فضا یا پهنای باند زیادی احتیاج ندارید یا لازم نیست اول کار یک

سرور اختصاصی داشته باشید. در اینترنت خدمات مجانی بسیاری می توانید پیدا کنید. بنابراین

به جای اینکه با احساس خود پول خرج کنید بهتر است تحقیق کنید و فکر کنید در آینده ای نزدیک

هزینه های ضروری زیادی خواهید داشت و یک کسب و کار اینترنتی زمان زیادی برای رونق لازم دارد.

نکته: در انجمن ها و تالارهای گفتگو می توانید اطلاعات نایابی پیدا کنید، که به شما در تصمیم گیری درست کمک زیادی خواهد کرد.
 

۴- به اندازه کافی خرج نکردن

 
متاسفانه باید کمی پول خرج کنید. در ابتدای راه نیاز به پول زیادی ندارید

ولی پس از مدتی هزینه های شما بالا خواهد رفت.

برای شروع به یک نام دومین، یک هاست و سیستم پاسخگویی شبانه روزی احتیاج دارید که البته این روزها

قیمت ها بسیار به صرفه هستند. اما اگر بتوانید یک نام دامنه موجود و فعال را بخرید در زمان و هزینه

خود صرفه جویی قابل توجهی کرده اید. یکی از کارهایی که به رشد سایت شما کمک زیادی می کند

قرار دادن لینک سایتتان در وب سایت های دیگر است لینک های متنی هزینه های زیادی ندارند

و گاه مجانی هستند با این کار هزینه های زیادی نپرداخته اید ولی رتبه وب سایت خود را در موتورهای جستجو بالاتر برده اید.

نکته: قسمتی از درآمد خود را برای سرمایه گذاری جدا کنید و آن را صرف پیشرفت وب سایت خود کنید از نتیجه آن لذت خواهید برد.
 

۵- بازار اشتباه

 
در این مورد باید کمی زیرکی به خرج دهید. ممکن است مخاطبان زیادی برای وب سایت خود فراهم کنید

ولی آیا این مخاطبان اهل پول خرج کردن هستند؟

بنابراین باید ابتدا درباره بازاری که می خواهید در آن فعالیت کنید تحقیق کنید. و بازاری باارزش بیابید.

بازاری که شلوغ باشد ولی کسی در آن اهل پول خرج کردن نباشد

یا اصلا پولی برای خرج کردن نداشته باشد ارزش چندانی ندارد.
 

۶- افزایش مهارت ها

 
شما همیشه باید در حال یادگیری و افزایش مهارت باشید. آموزش ضروری است.

اگر مهارت های حرفه ای و علم جدید را نیاموزید در گرداب روزمرگی گیر می کنید.

نکته: هر روز زمانی را برای افزایش اطلاعات خود درباره اینترنت، تجارت الکترونیک و … مشخص کنید

و از آن استفاده کنید. اگر هر روز یک نکته جدید بیاموزید به مرور به قدرتی در دنیای اینترنت تبدیل خواهید شد.
 

۷- همه کار را خودتان به تنهایی انجام دهید.

 
شما می توانید همه کار را به تنهایی انجام دهید ولی کار برای شما سخت تر می شود

و در برابر بحران ها آسیب پذیرتر هستید. هر فعالیت اینترنتی لزوما احتیاج به تلاش و سختی زیاد ندارد

مثلاً تالارهای گفتگوی پربازدید منبع پرسودی برای کسب درآمد هستند و اگر بتوانید یک تالار بسازید

و به صورت گروهی روی آن کار کنید و آن را رواج دهید درآمد مناسبی خواهید داشت.

نکته: ازتالارهای گفتمان موفق بازدید کنید و فرصت هایی را که در اختیار دارند بررسی کنید.
 

۸- به دنبال پول کم باشید.

 
آیا می خواهید با فروش های ۲۰ دلاری ثروتمند شوید؟ پس سعی کنید

کالاها و خدمات با کیفیت و قیمت بالاتری عرضه کنید تا با فروش کمتر سود بیشتری ببرید.

نمی دانید که کالا یا خدمات خود را خواهید فروخت یا نه اما می توانید سعی کنید.

سعی نکنید هر کالایی را بفروشید فقط به این دلیل که پول بیشتری به دست خواهید آورید.

درستی و صداقت شما بسیار مهم است. اعتبار خود را فدای درآمد زود گذر نکنید.
 

۹- کار و زندگی را جدا کنید.

 
یکی چالش اساسی وقتی که در خانه کار می کنید وجود دارد و آن تداخل زندگی روزانه در فعالیت شغلی شماست.

فقط به این دلیل که شما در خانه هستید!

سعی کنید این دو را از یکدیگر جدا کنید و برای هر کدام زمان مشخصی داشته باشید.

همین طور باید اتاق کار شما مشخص و مجزا باشد.

کار نباید باعث شود نسبت به زندگی خود بی تفاوت شوید ولی در زمان کاری هم اگر متمرکز نباشید موفقیت را لمس نخواهید کرد.
 

۱۰- جاه طلب باشید.

 
تا سعی نکنید یاد نمی گیرید. فرض کنید می توانید هر کاری بکنید. چون می توانید!

شاید هنوز برای شروع آماده نباشید، اما موانع ذهنی برای خود ایجاد نکنید. و آنها را برای خود بزرگ نکنید.

شما برای خود شرایط سودآوری ایجاد خواهید کرد. می توانید چندین وب سایت را اداره کنید،

به دیگران تعلیم دهید، فراموش نکنید شما می توانید.

امیدوارم بیان این چالش ها به شما کمک کرده باشد تا به خود دید دیگری پیدا کرده باشید.

تجارت الکترونیک راهی برای یک شبه پولدار شدن نیست اما با تلاش و پشتکار و صبر نسبتاً زیاد می تواند شغل پر سودی باشد.

نوشته: استوارت رید

ترجمه: علی یزدی مقدم

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

 

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

نیازی پیدا کنید تا آنرا رفع نمایید یا این نیاز را ایجاد نمایید! بله شما می توانید نیازی جدید ایجاد کنید. این اتفاق هر روز رخ می دهد.

اما یک نیاز جدید چیست؟ تلوزیون یک نیاز جدید ایجاد کرده است. البته این نیاز وجود نمی داشت

یا نمی توانست وجود داشته باشد اگر تلوزیون رضایت مخاطبان خود را جلب نمی کرد.

هر کالا یا خدمات جدید یک نیاز جدید ایجاد کرده است.

 

بازاریابی و خلق نیاز برای کسب منفعت و سود بیشتر

 

البته ما برای اینکه همین فردا کالا یا خدمات جدیدی ارائه کنیم شانس زیادی نداریم به عبارت ساده تر

این کار ساده ای نیست. اما این به این معنا نیست که نمی توانیم کالا یا خدماتی جدید ارائه کنیم

که مورد نیاز مشتریان باشد. «جدید» یک کلمه نسبی است. هر کاری که به روشی جدید انجام دهید

یا هر چیزی که برای اولین بار می شنوید چیز جدیدی است حتی اگر دیگران قبل از شما چنین کاری

را انجام داده باشند یا قبل از شما به چنین شخصی تبدیل شده باشند. یک چیز قدیمی را می توانید

به شیوه ای جدید ارائه نمایید. به عنوان مثال نویسندگان متون تبلیغاتی برای نوشتن متن یک تبلیغات

درخواست دریافت می کنند و بسیاری از آنها این کار را به خوبی انجام می دهند.

اما من پا را از نوشتن یک متن تبلیغاتی فراتر می گذارم و خودم هستم که به مشتریان ایده می دهم

و برای آنها راه حل هایی ارائه می کنم. به این ترتیب علاوه بر اینکه این کار را به شیوه ای جدید

انجام می دهم در مشتری هم این احساس را القا می کنم که با نویسنده ای مجرب که می داند چه می کند

طرف هستند و آنها در این که انتخاب درستی انجام داده اند شک نمی کنند.

متولی جوان مونتکومری وقتی که ضمانت برگشت پول را در صورت عدم رضایت مشتری مطرح کرد

کاری جدید در بازاریابی ارائه کرده بود. یا وقتی که برای اولین بار جو کاربو به همه خوانندگانش اعلام کرد

که قبل از اینکه این ایده جدید به فکرش برسد او ورشکسته ای بیش نبوده است کاری جدید بود

و به این ترتیب او اکنون همان حرف ها را به مردم می فروشد. در حقیقت او در تبلیغات

خود به روشی جدید که هیچ یک از رقبا عمل نمی کردند وارد شد و با زبان بی زبانی به همه می گفت

اگر چه قبلاً اوضاع شرکت ما خوب نبود اما اکنون همه چیز به خوبی انجام می شود.

اما آنچه این حرکت جدید را منحصر به فرد می کند و به آنها امتیاز بالایی می بخشد قابلیت پول سازی آنهاست.

به عبارت دیگر یک ایده منحصر به فرد و جدید که در نهایت به سود شخصی یا سازمانی منجر می شود

ارزشمند است و آنرا با واحدی به نام UPS که مخفف Unique Selling Proposition می باشد می سنجند.

یک ایده مناسب یک ایده خوب ساده است و پیچیدگی هایی مانند کاغذ بازی های اداری ندارد

و در عین حال منحصر به فرد است سادگی،

تازگی، منحصر به فرد بودن و رفع یک نیاز می تواند یک فکر را تبدیل به پول کند.

ساس کار بسیار ساده است: بهترین ویژگی های آنچه را که ارائه می دهید و رقبای شما عرضه نمی کنند

پیدا کنید آنها را لیست کنید و آنهایی را که شما می توانید ارائه کنید و رقبای شما هم اکنون

این کار را انجام نمی دهند هم لیست کنید خوب اینها ایده های جدید شما هستند. اما روی

منفعتی که می توانید به مشتریان خود برسانید تمرکز کنید چون به این ترتیب شما یک نیاز جدید ایجاد کرده اید

و این نیاز جدید است که شما را نسبت به بقیه شاخص می کند.

جستجو برای ویژگی های پر منفعت کالا یا خدماتی که هم اکنون ارائه می کنید کافی نیست.

بلکه باید به دنبال خلق چنین موقعیت هایی باشید تا بدین وسیله منفعت بیشتری به مشتری های

خود برسانید منفعتی که هیچ رقیبی دیگری نتواند قول آنرا بدهد. این ایده جدید می تواند یک ضمانت جدید،

یک سری تسهیلات جدید برای مشتریان، یک سیستم ارسال مطمئن و سریع، ویژگی های جدید در کالا

یا خدمات یا تقریبا هر چیزی دیگری باشد که در عین تازگی منفعت رسان هم باشد.

سود برسانید به شیوه ای منحصر به فرد و منفعت زیادی کسب کنید!

یک ایده ساده می تواند یک تیتر بزرگ و دهن پر کن باشد و می تواند دگرگونی در یک کسب و کار ایجاد کند

. به عنوان مثال کتاب پنج جریب وقتی به بازار عرضه شد با واکنش مناسبی روبرو نشد و ناشر

برای فروش بیشتر کتاب دست به دامن ماکسول ساکخیم معروف شد تا برای بازار یابی به آنها کمک کند

و او اولین کاری که کرد نام کتاب را تغییر داد. او نام کتاب را به « پنج جریب و استقلال» تغییر داد.

در حقیقت پنج جریب هیچ چیز نمی گفت اما چنج جریب و استقلال عنوانی دهن پر کن بود.

انتشار کتاب موردی خاص است چون هر کتابی که منتشر می شود در حقیقت تلاشی برای ایجاد نیازی جدید است،

نیاز به آن کتاب یا نیاز به آنچه که آن کتاب قول آنرا می دهد. هیچ کسب و کاری مانند کار انتشار

کتاب اینقدر سرشار از شگفتی نیست. وقتی که یک انتشاراتی می گوید این کتاب خوب فروش می کند

یا نه در حقیقت حرفی بی پایه و اساس می زند چون این صنعت بسیار غیر قابل پیش بینی است

و تا زمانی که کتاب در بازار منتشر نشود نمی توان به یقین گفت که آیا این کتاب فروش خوبی دارد یا نه.

البته در بیشتر صنایع دیگر هم همینطور است از صنعت پوشاک گرفته تا صنعت خودروسازی و هر صنعت

دیگر تا زمانی که محصول وارد بازار نشده است نمی توانید مطمئن شوید که آیا از آن استقبال خواهد شد

چون پیش بینی اینکه استقبال عموم نسبت به آن چگونه خواهد بود کار فوق العاده سختی است.

اما با همه سختی که وجود دارد می توان چند قدم به سمت تقدیر گام برداشت و کاری کرد

که کالا یا خدمات عرضه شده تاثیر بهتری در مشتریان ایجاد کند.

اولین قدمی که می توانید بردارید این است که در تبلیغات و بازاریابی شفاف و صادق باشید

و به وضوح درباره هر آنچه که می فروشید توضیح دهید. توجه داشته باشید که در تبلیغات خود باید

چیزی برای مخاطب داشته باشید او باید بداند که شما چه برتری دارید چه خیری به او خواهید رساند.

برخی به اشتباه فکر می کنند آنچه به مشتری عرضه می کنند همان کالا یا خدماتی است

که به مشتری عرضه می کنند اما آنها غافل هستند که مشتری هنگام معامله بدنبال سود است

او می خواهد کالا یا خدماتی را بخرد که بایت آن منفعت یا پاداشی نصیبش شود. خوب برای اینکه

موضوع روشن تر شود اجازه دهید با یک مثال بحث را ادامه دهیم: فرض کنید شما شرکتی دارید

که کارش غلط گیری است و کتاب ها و مقالات را ویرایش می کنید بیشتر کسب و کار هایی که

در این زمینه فعالیت می کنند در تبلیغات خود قول می دهند از افراد خبره و حرفه ای برای ویرایش متن

استفاده کنند. اما اشتباه می کنند و تقریبا همه آنهایی که در این کسب و کار هستند چنین اشتباهی می کنند

اما آیا این چیزی است که مشتره بالقوه آنرا می خواهد؟ خوب شما به عنوان صاحب این شرکت

چه می کنید آیا از تخصص افراد خود بحث می کنید؟ آیا به این فکر کرده اید که مشتریان شما

چرا بدنبال شرکتی می گردند که این کار را برایشان انجام دهد؟ آیا نمی توانند فرد متخصصی پیدا کنند؟

آیا آنها می خواهند از شر کارهای خسته کننده و تکراری خلاص شوند؟

شاید فکر کنید حرفه ای کار کردن، خبره بودن و کار بدون خطا انجام دادن همین پیغام ها را هم به مشتریان برساند.

اما معمولا این گونه نیست و بیشتر مشتریان چنین برداشتی ندارند و به این ترتیب احساس نمی کنند

به صورت مستقیم منفعتی نصیب آنها شده است. اما این کاری است که شما باید انجام دهید.

درباره توانایی های خود ادعا نکنید خبره کار و حرفه ای صفات شما هستند، اما مشتریان علاقه ای

به شما ندارند. چیزی که برای او مهم است مشکل خودش یا منفعتی است که از این معامله نصیبش می شود.

منفعت کالا و خدمات خود را به صورت کاربردی توصیف نمایید این کار را به گونه ای انجام دهید که

کمتر کسی بتواند آنرا انجام دهد. اگر می خواهید یک نیاز جدید ایجاد نمایید باید به این روش عمل کنید.

(در حقیقت مشتری احتمالی شما شاید هیچگاه به احتیاجات و مشکلات خود با آن دقتی که

شما روی ان کار کرده اید فکر نکرده باشد.) شما می توانید خدماتی عالی را به سادگی بیان کنید

خدماتی که برای اولین بار ارائه می شوند و به آنها می فهمانید که آنها اکنون انتخابی دارند که در گذشته نداشته اند.

خلق یک نیاز جدید گاه فقط با درک مشتری و درک موقعیت، مشکلات، راه حل ها و گزینه های

قابل انجام امکان پذیر است. این مهم ممکن نیست مگر با دانستن انتظارات مشتریان و تمایلات

آنها و با برقراری ارتباط تنگاتنگ با مشتریان. و این کار را با در نظر نگرفتن تمایلات و خواسته های

خود برای فروش و فکر کردن دائمی به دیدگاهها و پیدا کردن راهی برای رفع نیاز آنها می توانید انجام دهید.

و این چیزی جز بازاریابی نیست.

نوشته: هرمان هُلتز

ترجمه: علی یزدی مقدم

اصول اولیه در تبلیغات

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

اصول اولیه در تبلیغات

 

اصول اولیه در تبلیغات

فکر می کنید محصولی فوق العاده دارید؟ متاسفانه کسی در این باره نمی داند و هیچ کس هم قرار نیست

بداند مگر اینکه خودتان برای این محصول تبلیغ نمایید.

تبلیغات، اگر به گونه ای صحیح و اصولی انجام شود، می تواند تغییر شگرفی در فروش محصولتان ایجاد کند

و شما خوب می دانید من چه می گویم: «سود بیشتر و موفقیت بیشتر». اما مراقب باشید تبلیغات نوشدارو نیست.

در این مقاله خواهید دید که تبلیغات چه کارهایی می تواند برای شما انجام دهد

و چه کارهایی نمی تواند انجام دهد، و همچنین با اصولی آشنا خواهید شد که به کمک آن می توانید

بفهمید چگونه از تبلیغات برای موفقیت کسب و کار خود استفاده کنید.

 

تبلیغات چه کاری برای کسب و کار شما می تواند انجام دهد

 

  • به مشتریان و مشتریان بالقوه شما بگوید که محصول شما چه سودی برای آنها دارد.
  • هویت شما را در ذهن مردم به گونه ای برجسته حک کند.
  • به شهرت شما کمک کند.
  • مشتریان فعلی را ترغیب کند بیشتر از شما خرید کنند.
  • مشتریان جدیدی به سمت شما روانه کند و مشتری هایی را که از دست داده اید با مشتریان جدید جایگزین نماید.
  • به آرامی فروش شما را افزایش دهد تا در نهایت نتیجه بهتری از کسب و کار خود بگیرید.
  • کسب و کار شما را به افراد بیشتری از قبیل مشتریان، سرمایه گذاران و… معرفی کند.

 

کارهایی که تبلیغات نمی تواند انجام دهد

     

  • یک سری مشتری ثابت برای شما خلق کند.
  • فروش شما را به صورت ناگهانی بالا ببرد.
  • مشکلات مالی شما یا کمبود درآمد را حل کند.
  • مشکلاتی مانند خدمات ضعیف و ناکافی را جبران نماید.
  • کالاهایی بدرد نخور و غیر ضروری را به مردم بفروشد.

 

دو خاصیت بزرگ تبلیغات

     

  • کنترل کامل بر آن دارید. برخلاف فرایند های روابط عمومی می توانید دقیقاً مشخص کنید که پیام شما دقیقاً کی، کجا و چگونه ارسال شود، چگونه بیان شود و چه چیزی را بیان کند. می توانید به آسانی مشتریان خود را هدف بگیرید و پیام خود را در ناحیه ای بخصوص که مد نظرتان است ارسال نمایید.
  • می توانید مداومت داشته باشید. نمایش تصویری مناسب از شرکت و ارسال پیامی برای فروش به صورت دایمی باید انجام شود، تا سب آشنایی و اعتماد مشتری گردد. و به مرور هویت شناخته شده شما نهادینه می شود. مشتریان نام تجاری و محصول شما را خیلی زود به یاد می آورند و این کار برای آنها ساده تر خواهد بود، اگر در تبلیغات خود مداومت به خرج دهید.

 

دو مشکل تبلیغات

 

  • باید برای آن برنامه و طرحی داشته باشید. برای اینکه از هزینه ای که برای تبلیغات انجام می دهید بهترین نتیجه را ببرید باید برنامه درست و حساب شده داشته باشید. به عنوان مثال اگر در روزنامه ها و جراید به صورت بلند مدت سفارش تبلیغ بدهید تخفیف مناسبی نصیب شما خواهد شد تا اینکه به صورت روزانه و هر از چند گاهی تبلیغ کنید و به این ترتیب می توانید در هزینه های تبلیغات خود صرفه جویی کنید.
  • نیاز به زمان و مداومت دارد. تاثیر تبلیغات خود را به مرور و آهسته نشان می دهد و برای اینکه تاثیر مثبتی در کسب و کار شما داشته باشد نیاز به زمان دارد. این غیر ممکن است که همه مخاطبان همه تبلیغات را ببینند. همچنین باید به صورت مداوم به مشتریان بالقوه خود یادآوری کنید که چه سودی می توانید به آنها برسانید. تلاش بلند مدت شما مشتریان را ترغیب می کند تا از شما خرید کنند و همچنین به آنها کمک می کند در بلند مدت شما را به خاطر بیاورند تا به صورت مستقیم و غیر مستقیم در خرید آنها نقش داشته باشد.

 

برای تبلیغات آماده باشید

 

به کمک این مراحل می توانید برای برنامه تبلیغاتی خود یک پیش نویس تهیه کنید.

 

اول: طراحی چهارچوب

 

  • هدف از برنامه تبلیغاتی چیست؟ هدف بلند مدت شرکت یا کسب و کار خود را تعریف نمایید، بعد نقشه یا فلوچارتی برای رسیدن به آن ترسیم نمایید. آنگاه بر خط سیر تبلیغات در این نقشه تمرکز کنید و نقش آنرا در بازار یابی خود مشخص نمایید. اهدافی قابل اندازه گیری تعیین کنید تا بتوانید فعالیت های تبلیغاتی خود را ارزیابی کنید. به عنوان مثال آیا می خواهید امسال فروش خود را ۲۰ درصد افزایش دهید؟ می خواهید برای سال آینده ۱۰ درصد به مشتری های موجود خود بیشتر بفروشید؟ برای اینکه پول نقد بیشتری در اختیار داشته باشید کالاهای قدیمی را با تخفیف بفروشید؟
  • برای هزینه در زمینه تبلیغات چه میزان می توانید هزینه کنید؟ به خاطر داشته باشید هر چه برای تبلیغات کنار بگذارید به نظر می رسد باز هم کافی نیست. حتی شرکت های غولی مانند پروکتور اند گمبل و پپسی هم احساس می کنند باید بودجه تبلیغاتی خود را افزایش دهند. با یک جمع و تفریق ساده از درآمد ها و هزینه ها می توانید توان خود را برای سرمایه گذاری روی کسب و کارتان مشخص نمایید. برخی از سازمان ها ۱۰ درصد از سود نا خالص خود را صرف تبلیغات می کنند و برخی هم فقط یک درصد آنرا هزینه می کنند. برای اینکه بدانید چقدر هزینه کنید باید تحقیق کنید و روی آن بسیار کار کنید تا بودجه مناسبی برای تبلیغات مشخص نمایید.
 

دوم: جزییات را مشخص نمایید

 

  • مزایا و ویژگیهای محصول شما چیست؟ وقتی که ویژگی های محصول خود را یاداشت می کنید کاتالوگ های کمپانی های خودرو سازی را به خاطر بیاورید که مشخصات خودرو را از قبیل مشخصات و ویژگی های موتور، بدنه و مشخصات تعیین کننده کارایی آنرا ذکر می کنند شما هم برای محصول خود چنین کنید. در مرحله بعد مزایایی را که برای مشتری شما دارند لیست کنید. کالا یا خدمات شما چگونه به آنها کمک می کند؟ به عنوان مثال یک موتور قدرتمند به راننده کمک می کند در هنگام سبقت گرفتن بدون دردسر شتاب بگیرد و به راحتی رانندگی کند.
  • مخاطب شما کیست؟ لیستی از بهترین مشتریان خود تهیه کنید. تا آنجا که می توانید باید دسته بندی دقیق تری داشته باشید، چون این مشخص می کند که چه نوع تبلیغی را انتخاب کنید و چه رسانه ای را برای قرار دادن تبلیغات خود ارجحیت دهید و هزینه تبلیغاتی خود را بیهوده هدر ندهید. یک رستوران احتمالاً بر برزگسالانی که بیرون غذا می خورند و در اطرافش سکونت دارند تمرکز می کند. یک شرکت نرم افزاری یا سخت افزاری احتمالاً بر مدیرانی که ۱۰ تا ۱۰۰ نفر پرسنل دارند تمرکر می کند و آنها را با تبلیغات خود هدف قرار می دهد. یک شرکت آب معدنی ممکن است ورزشکاران و افرادی را که به سلامتی خود اهمیت می دهند هدف تبلیغات خود قرار دهد. شما چه گروه یا گروه هایی را مشتری خود می دانید و می خواهید در تبلیغات خود آنها را هدف قرار دهید؟
  • رقیب شما کیست؟ بسیار مهم است که رقبای خود و ضعف ها و قوت های آنها را شناسایی کنید. و بدانید که آنها چه چیزی عرضه می کنند که شما نمی کنید و این گونه موارد به شما کمک می کند به مشتری خود بفهمانید که محصول شما از چه نظر خاص است و چه برتری هایی دارد و چرا آنها باید شما را انتخاب نمایند و با شما کار کنند به جای اینکه شرکت یا کس دیگری را انتخاب نمایند. شناختن رقبا همچنین به شما کمک می کند جاهای خالی را در بازار پیدا کنید و آنرا مال خود کنید. می توانید تبلیغات آنها را در رسانه های دنبال کنید، کاتالوگ های آنها را بررسی کنید و به هر روشی که می توانید اطلاعات بیشتری درباره آنها بدست آورید تا بتوانید وضعیت خود را در برابر آنها بررسی کنید و توان خود را برای رقابتی سخت تقویت کنید.

 

سوم: خود را با اطلاعات مسلح نمایید.

 

درباره صنعت، بازار و مخاطبان خود چه می دانید؟ منابع اطلاعاتی زیادی برای این منظور وجود دارند تا به شما کمک کنند درباره صنعتی که در آن فعال هستید اطلاعات لازم را بدست آورید درباره بازار کالا و خدماتتان آخرین اطلاعات را داشته باشید و همچنین باید نمودار های خرید مردم را دنبال کنید برای این منظور نیازی نیست که هزینه زیادی بابت تحقیقات پرداخت کنید. می توانید از روزنامه های اقتصادی و کتابخانه ها، وب سایت های آمار اقتصادی و اجتماعی کمک بگیرید. و یکی از بهترین و ساده ترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که با مشتریان خود صحبت کنید و از آنها سوالاتی بپرسید که درباره آنها، رفتار های خریدشان و حتی رسانه های مورد علاقه شان اطلاعات بدرد بخوری کسب کنید. یک راه دیگر که ممکن است هزینه زیادی برای شما داشته باشد این است که یک متخصص بازاریابی را استخدام کنید تا تحقیقات لازم را برای شما انجام دهد و آمار و اطلاعات به همراه راهکار های لازم را در اختیار شما قرار دهد.

 

چهارم: یک برنامه کاری تهیه کنید – انتخاب های خود را مشخص نمایید.

 

  • در این مرحله باید وسیله تبلیغاتی خود را که قرار است پیام شما را به مشتری هدفتان ارسال نماید آماده کنید و زمانبندی تبلیغات خود را مشخص نمایید. بیشتر مواقع شناخت مشتری هدف به شما کمک می کند تا رسانه درستی را برای تبلیغات انتخاب نمایید و به این ترتیب پیام خود را به موثرترین شکل ممکن به مخاطب خود ارسال نمایید. هر چه از ابزارهای بیشتری استفاده کنید نتیجه بهتری خواهید گرفت. می توانید با استفاده از تبلیغات اشتراکی بودجه تبلیغی خود را افزایش دهید این کار را معمولاً کارخانه های سازنده انجام می دهند.
  • هنگامی که برنامه تبلیغاتی خود را تهیه می کنید باید حتما از برتری موضوعی آن بخش از رسانه هم استفاده کنید و سعی کنید تبلیغات شما متناسب برنامه یا مطلب آن رسانه باشد. به عنوان مثال روزنامه ها همیشه بخشی برای املاک و مستغلات، مهارت های زندگی، مشاوره های خانوادگی و… دارند باید بخش مرتبط با خود را پیدا کنید و برای تبلیغات در این قسمت ها برنامه ریزی نمایید.

 

از روش های دیگر تبلیغات هم استفاده کنید

     

  • تبلیغات فراتر از تبلیغات رسانه ای است و به شکل های مختلف می توانید کسب و کار خود را تبلیغ نمایید. می توانید هدایای تبلیغاتی بدهید، سررسید و تقویم های تبلیغاتی چاپ کنید، در مترو و تونل ها، خودرو ها و ساختمان ها پیام و نشان تجاری خود را قرار دهید و تبلیغات کنید.
  • حتی می توانید اسپانسر رویدادهای عمومی و خیریه ها شوید، در نمایشگاه های تجاری شرکت کنید، فروش بسته ای ایجاد کنید (چند محصول را به صورت یک بسته یا سبد کالا با تخفیف ویژه ارائه نمایید)، برای خود روزنامه یا هفته نامه ای بسازید و آنرا در بین مشتریان هدف خود توزیع نمایید، سمینار های آموزشی برگزار کنید، عهده دار رقابت های مختلف شوید، برگه های تبلیغاتی چاپ کنید و برای مشتریان بالقوه خود ارسال نمایید، بازاریابی تلفنی انجام دهید، کاتالوگ های تبلیغاتی و آموزشی درباره محصول خود چاپ کنید و همچنین کارهای ابتکاری انجام دهید که به تجربه فهمیده اید بهترین نتیجه را می دهد.
  • گزینه هایی که برای تبلیغات دارید بسیار زیاد است و روش هایی که می توانید پیام تبلیغاتی خود را به مشتری برسانید فقط با قوه تخیل شما و بودجه ای که تعیین کرده اید محدود می شود.

 

فعالیت تبلیغاتی

 

اکنون آماده عمل کردن به برنامه ای هستید که حاصل دانش و اطلاعاتی است

که درباره صنعت، بازار و مخاطبان خود بدست آورده اید و در این برنامه رسانه یا رسانه هایی که قرار است

پیام شما را ارسال نمایند مشخص شده است، می دانید که بزرگترین منافع محصول تان برای مشتری چیست

و اهدافی قابل اندازه گیری بر حسب میزان فروش، درآمد و دیگر معیار ها دارید.

اولین قدم این است که قالبی مشخص کنید که همیشه در تبلیغات بیانگر هویت محصول شما باشد.

قالب تبلیغات شما بیانگر هویت اختصاصی یا ویژگی های و همچنین مزایای منحصر به فرد محصول است.

به عنوان مثال معمولاً قالب تبلیغات وسایل آرایشی ظاهری فریبنده و اغوا کننده دارند. بسیاری از محصولات

خوراکی بر سالم و مقوی بودن تکیه می کنند. فعالیت های تبلیغاتی خودرو بیشتر بر احساس خاص

مالکیت و رانندگی خودرو تاکید می کنند تا کارایی آن.

مهم ترین دلایلی را که مشتری باید خدمات یا کالای شما را بخرد تیتر وار لیست کنید

و از آنها برای فعالیت تبلیغاتی خود استفاده کنید. « هیچ چیز مانند دییر کار نمی کند »

(ماشین آلات کشاورزی جان دییر) این پیام کارایی بالا و سخت جانی را می رساند

و البته با چرخشی به نام جهانی دییر. « ایده ها به عمل تبدیل می شوند» ( ابزار آلات و وسایل بلک اند دکر)

این پیام نشانگر کارایی است اما در کنار آنها قابلیت اطمینان بالا و قوه تخیل را هم به آن اضافه می کند.

« راهی که می توان پول را زیرکانه به کار گرفت » (موسسه سرمایه گذاری بارون)

به وضوح نبوغ، هوش و موفقیت را به یکدیگر متصل می کند.

 

مقایسه تبلیغات و روابط عمومی

 

روابط عمومی یکی از ابزار هایی است که در کنار تبلیغات می تواند به پیشرفت یک سازمان کمک کند

و باید کار این دو به صورت واحد و همانگ رهبری شود و پیامی مشترک به مخاطب بدهند نا هماهنگی

در کار این دو می تواند سبب دوباره کاری و هزینه های اضافی و خنثی شدن فعالیت های تبلیغاتی و ترویجی سازمان شود.

تبلیغات
روابط عمومی
همه زمان یا صفحاتی که برای تبلیغات نیاز دارید باید خریداری شوند وسایل ارتباط جمعی مخاطب را تحت پوشش دارند و لزوماً پرداختی هم انجام نمی شود.
شما پیام را تهیه می کنید. رسانه نفوذ پیام را در جامعه کنترل می کند.
شما زمانبندی را کنترل می کنید. رسانه زمانبندی را کنترل می کند.
اراتباط یک طرفه – استفاده از وسایل ارتباط جمعی اجازه ارتباط دو سویه را نمی دهد و باز خوردی از سمت مخاطب خود ندارید. ارتباطی دو سویه است – شرکت ها همانطور که نقش سخنران را بازی می کنند باید به حرف مشتری های خود هم گوش فرا دهند و با برگذاری جلسه هایی با مشتریان پاسخی مناسب و سریع در اختیار مخاطب قرار می دهد.
اسپانسر پیام شناخته می شود. اسپانسر پیام آشکارا دیده نمی شود.
هدف از بیشتر پیام های تبلیغاتی این است که درباره محصولی اطلاعاتی داده شود، ترغیب به خرید ایجاد شود، یا کالایی یاد آوری شود تا مشتری یرای خرید اقدام کند. هدف روابط عمومی معمولاً بیان حسن نیت است تا شرکت یا سازمان یا محصول را در نزد اذهان عمومی در جایگاه مناسبی قرار دهد. یا وجه ای انسانی از خود به جا بگذارد تا بدین وسیله شهرت و اعتبار برای سازمان کسب کنند.
جامعه ممکن است پیام را به صورت منفی دریافت کند یا تبلیغ را به عنوان اجبار به خرید تلقی کند معمولاً روابط عمومی از نظر قابل قبول بودن در بین مردم در جایگاه بهتری قرار می گیرند و شنیدن پیام به این ترتیب برای آنها طبیعی تر است.
در تهیه یک تصویر خوب بسیار قدرتمند است. می تواند از سازمان تصویری ارائه دهد اما معمولاً از هدف اصلی خود منحرف می شود.
سبک نوشتن آن معمولاً اغوا کننده و بسیار خلاق است، معمولاً لحن محاوره ای دارد حتی ممکن است گاهی از نظر دستور زبان هم اشکلاتی داشته باشد. سبک نگارش معمولاً رسمی است و کمتر حالت محاوره ای دارد.

ترجمه: علی یزدی مقدم

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

 

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

دلایل متعددی وجود دارد که بر لزوم تولید ایده های جدید در هر سازمانی صحه می گذارد و نشان می دهد

که نوآوری برای هر کسب و کاری در دنیای امروز نقش حیاتی دارد. درست است

که هر سازمان یا شرکتی بخش ها و الویت های خاص خود را دارد و باید بین آنها تعادل ایجاد کند

اما نباید فراموش کرد که کسب و کاری که در زمینه نوآوری سرمایه گذاری و تلاش نمی کند،

همیشه در خطر واگذار کردن میدان به رقبا قرار دارد. نوآوری تمایز کلیدی بین سازمان های پیشرو و دنباله رو هاست.

 

پاسخگویی به نمودارها و رقبا

 

نوآوری به شما کمک می کند تا فرصت های موجود را دریابید، یا احتمالاً از آن آینده روشنی برای سازمان پدید خواهد آمد.

سازمان های موفق نه فقط به مشتریان و نیاز های سازمان پاسخگو هستند بلکه در باره فرصت ها و

شرایط آینده هم تحقیق می کنند و سعی می کنند از ایده های بکر و کارآمد برای توسعه و پیشرفت کمک بگیرند،

سازمان های پیشرو تلاش می کنند تا نیاز های بازار و مشتریان را در آینده بشناسند

و در کمترین زمان ممکن نیاز آنها را رفع کنند تا بتوانند در آینده به بهترین شکل ممکن ارائه خدمت کنند

و از رقبا بهتر باشند. نوآوری به شما کمک می کند از رقبا در زمینه های مختلف از نظر بازاریابی،

فناوری یا میزان فروش جلوتر باشید.

 

از آنچه که اکنون در دست دارید بهترین استفاده را ببرید.

 

نوآوری فقط تولید یا طراحی یک محصول جدید نیست، بلکه می تواند بر بهینه سازی روش ها و فرایند فعلی کسب و کار

تمرکز کند، مشتریان جدیدی برای شما فراهم کند، از اتلاف هزینه ها جلوگیری کند یا به افزایش سود کمک کند.

نوآوری مداوم در فرایندهای و امور جاری یک سازمان می تواند به جذب نیروهای بهتر و قوی تر و حفظ پرسنل موجود

در شرایط سخت یا افزایش راندمان و سود دهی منجر شود.

 

ایجاد ویژگی منحصر به فرد برای فروش بیشتر

 

مشتریان معمولاً نوآوری را به عنوان چیزی که ارزشی به کسب و کار شما می افزاید می نگرند. یا با نوآوری

در محصول حاضرند پول بیشتری بابت آن بپردازند. با استفاده مناسب از نوآوری در یک بازار اشباع شده یا بازاری

پر نوسان مزیت ویژه ای نسبت به رقبا خواهید داشت که به کمک این برتری مشتریان شما را به جای رقبا انتخاب خواهند کرد.

این برتری می تواند یک طراحی بی عیب و نقص، محصولی جدید یا قیمت رقابتی باشد.

ترجمه: علی یزدی مقدم