دکتر سئو
تبلیغات کلیکی

بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موفقیت | خودسازی | کارآفرینی و استارتاپ’

درآمد میلیاردی دیجی کالا

۱۸ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 

درآمد میلیاردی دیجی کالا

رموز موفقیت در فروش آنلاین و تجارت الکترونیکی

درآمد روزانه سایت ایرانی دیجی کالا چقدر است ؟

تاریخچه سایت دیجی کالا و درآمد صاحبانش

درس‌هایی از دیجی‌کالا و درآمد روزانه ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی

درود خدمت همراهان همیشگی earn1sec
مشتاقان کسب و کار اینترنتی و تجارت الکترونیک
در این پست خبری که برای اولین در وبنا منتشر شده بود، را بازنشر کردم

که به سرعت توجه زیادی از دوستان را در فیسبوک و توییتر به خود جلب کرد.

محتوای خبر اشاره ایی بود به صحبت های آقای سعید محمدی یکی از بنیانگذران فروشگاه اینترنتی

دیجی‌کالا که در دوازدهمین همایش مدیریت کسب و کار های هوشمند در سازمان مدیریت صنعتی

٬ گزارش عملکرد و اطلاعات مربوط به فروش دیجی‌کالا را برای اولین بار اعلام کرده است.
او گفته است که در حال حاضر تعداد فروش روزانه دیجی کالا روزانه ۲۰۰۰ سفارش است با متوسط ۶۰۰هزار تومان.

با یک ضرب ساده، به عدد فروش (درآمد ناخالص) ۱٫۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰تومان در روز می رسیم. ( بله، اشتباه نمی کنید: یک ۱۲ با ۸ تا ۰ !)
این سایت فروش اینترنتی کالاهای دیجیتالی که در سال ۱۳۸۵ یک استارتاپ با ۵ نیرو بوده است،

در حال حاضر بیش از ۴۰۰ نفر پرسنل دارد. در ماه های ابتدایی کار، این سایت، قطعات کامپیوتر

و تعداد محدودی پرینتر را عرضه می کرد. در سال های اخیر با افزایش میزان نفوذ اینترنت در مردم، و

جلب تدریجی اعتماد مردم به بانکداری اینترنتی و سپس خرید از اینترنت، فضا برای گسترش فعالیت چنین سایت هایی بازتر شد.

امروزه یکی از بزرگ‌ترین و فعال‌ترین وب‌سایت های ایرانی در زمینه تجارت الکترونیک سایت دیجی کالا می‌باشد.

دیجی کالا سایتی ست که در زمینه معرفی و فروش دستگاه‌های دیجیتال فعالیت می‌کند.

این وب سایت به‌صورت میانگین روزانه حدود ۴۰۰ هزار بازدید دارد. دفتر مرکزی این شرکت

در روبروی فرهنگسرای ارسباران است که برای کارهای مالی و بازرگانی استفاده می‌شود.

دفتر دوم در خارج از تهران و در جاده فتح واقع است که به مرکز پردازش‌ها نام‌گذاری شده است.

دفتر سوم در پارک علم و فناوری شهرک پردیس می‌باشد که مرکز تکنولوژی و بازاریابی نام دارد.

 
ایده ی اولیه دیجی کالا :

 

سعید و حمید محمدی صاحبان دیجی کالا هر دو در کار عکاسی دیجیتال بودند. این دو برادر پس از جست و جو

در اینترنت برای خرید دوربین به خیابان جمهوری مراجعه و یک دستگاه دوربین خریداری کردند که پس از چند

روز متوجه شدند که لنز این دوربین تعمیری و دست دوم است.

همین خرید جرقه ایجاد سایت دیجی کالا را در ذهن این دو زد.
این دو نفر در سال ۱۳۸۳ تصمیم به راه اندازی این سایت گرفتن و در سال ۱۳۸۵ این سایت را راه اندازی کردند.

ابتدا این سایت کار خودا با ۵ نفر پرسنل شروع کرد و در پایان سال ۹۲ پرسنلش به ۲۰۰ نفر رسیدند.

مدیران این سایت می گویند قصد افزایش پرسنل این سایت تا پایان امسال به ۷۰۰ نفر را دارند.
در گزارشی از مجله اکونومیست در سال ۲۰۱۴ سایت دیجی کالا با سرمایه ۱۵۰ میلیون دلار در رتبه ی

نخست سایت‌های ایران قرار گرفت. همچنین در گزارشی از واشنگتن پست در سال ۲۰۱۴ این سایت

روزانه ۳۰۰۰ سفارش از مشتری‌ها دریافت می‌کند و این سایت در ۱۶ شهر بزرگ ایران برای فروش محصولاتش نمایندگی دارد.
سعید و حمید محمدی از ابتدای تأسیس این سایت تا به امروز روزی ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار انجام داه اند

و معتقدند اگر کسی بخواهد الآن استارت چنین کاری را بزند باید روزانه ۱۸ ساعت برای چند سال وقت بگذارد.

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 
افتخارات:

 

بر اساس گزارش مجلهٔ اکونومیست در سال ۲۰۱۴ این وب‌گاه با سرمایهٔ ۱۵۰ میلیون دلار در رتبهٔ اول شرکت‌های

اینترنتی ایران قرار گرفت. طبق گزارش واشنگتن پست در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی)

این وبگاه روزانه ۳۰۰۰ درخواست خرید دارد و در ۱۶ شهر مهم ایران برای پخش محصولاتش شعبه دارد.

این شرکت ۴۵۰ کارمند در سال ۱۳۹۳ دارد و تحویل محصولات به مشتریان را کارمندان شرکت به عهده می‌گیرند.

در سال ۱۳۸۷ در همایش ملی تجارت الکترونیکی، به عنوان وب‌گاه برگزیده از سوی وزارت بازرگانی معرفی شد.

سایر افتخارات دیجی‌کالا عبارتند از:

برگزیده به عنوان برترین کسب و کار در حوزه تجارت الکترونیکی در چهارمین جشنواره ملی ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال ۱۳۹۳
برگزیده در جمع ۱۰ قهرمان کارآفرینی دنیا در کنگره جهانی کارآفرینی در سال ۲۰۱۴ در مسکو
برگزیده برترین سایت خرده فروش آنلاین در ششمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۲
برگزیده دومین اجلاس جهانی نشان منتخب در سال ۱۳۹۲
برگزیده بهترین وب سایت فروشگاه اینترنتی در پنجمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده بهترین طراحی کاربردی در پنجمین جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده بهترین وب سایت فروشگاه اینترنتی در سومین دوره جوایز فناوری ایران در سال ۱۳۹۱
برگزیده همایش ملی توسعه دانایی محور در سال ۱۳۸۸
کسب نشان مرکز کیفیت‌های برتر در سال ۱۳۸۸

 
رموز موفقیت دیجی‌کالا:

 

یکی از مهمترین رازهای موفقیت دیجی‌کالا از لحاظ فنی، ۲ ویژگی مهم «مقایسه» و «نظرات کاربران» است.

به اعتقاد من، به عنوان یک کاربر، و هم به عنوان کسی که در این حوزه چندین سال فعالیت حرفه ایی می کند،

این دو ویژگی، برگ های برنده ی دیجی کالا در برابر دیگر رقبانش بوده و هستند.
اگر چه این دو ویژگی تنها مزایای این سایت نیستند و توسط دیجی کالا هم ابداع نشده اند

اما پیاده سازی درست آن، توانسته است، این سایت را به عنوان اولین و موثقترین مرجع خرید اجناس الکترونیکی

(بخصوص گوشی های همراه) برای من و بسیاری دیگر از دوستان، آشنایان و همکاران مان تبدیل کند.
چندی پیش، ( به نظر می رسد پس از جذب سرمایه ایی کلان) این کسب و کار اینترنتی، پوست انداخت.

هم در معنای و اقعی کلمه، یعنی ظاهر و رابط کاربری اش مدرنتر و زیباتر شد و هم تعدد و تنوع اجناس

و کالاهای ارائه شده را بالا برد. حالا شما می توانید ریش تراش و یا بیگودی هم از دیجی کالا بخرید.

 
درس مهم: استمرار، پشتکار و تلاش روزانه برای بهتر شدن

 

به نظر من، استارتاپی ها باید دیجی‌کالا را زیر نظر داشته باشند. مسیری که این کسب و کار

(نوپا در سال ۱۳۸۵) تا امروز طی کرده است، راه آسانی نبوده است. مشکلات متعددی فنی به

دلیل نبود زیرساخت های مناسب فناوری اطلاعات در کشور، مسائل و معضلات ناشی از عدم وجود

قوانین مشخص و روشن درباره اینترنت، و تجارت الکترونیکی، گریبانگیر هر کسب و کاری در این حوزه بوده و هست.
آنچه مهم است، پایداری بنیانگذاران و گردانندگان یک کسب و کار اینترنتی، و ناامید نشدن

از اتفاقات و ناملایمات، و ادامه کار است.
به راستی، این موفقیت، یک شبه روی نداده است. به قول بیز استون، از بنیانگذاران تویتر:

« گذر زمان، پشتکار و ۱۰ سال تلاش، به تدریج شما را به صورت یک موفقیت یک شبه جلوه می دهد! »

درآمد میلیاردی دیجی کالا

 
اعتماد، اعتماد، اعتماد:

 

شاید یکی از دلایل مهم دیگر در موفقیت دیجی‌کالا بخصوص در بخش تلفن های همراه، بازار کاذب

و غیرقابل اعتمادی است که به دلیل عدم صداقت، کلاهبرداری های مختلف، تبلیغات گمراه کننده

و عدم دانش کافی فروشندگان خرده فروش در میان مردم بوجود آمده است.
خیلی ها، ترجیح می دهند، به جای اینکه چند روز وقتشان را صرف رفتن از این مغازه به آن مغازه، و

شنیدن حرف های ضد و نقیض کنند، در خانه خود پشت کامپیوترشان بنشینند

و با آرامش و بدون دغدغه، کالای مورد علاقه شان را بررسی، مقایسه و
سپس خریداری کنند.
با وجود تنوع بسیار در انواع کالاهای مصرفی الکترونیکی بخصوص موبایل ها، سرعت بالای ورود مدل های جدید

به بازار، رقابت شدید میان تولید کنندگان، بالا و پایین رفتن قیمت ها، بازی های روانشناختی تولید کنندگان

با قیمت گذاری های مختلف، انتخاب و خریدن بهترین گوشی ممکن به نسبت بودجه مورد نظر را

به کاری پر از استرس تبدیل کرده است.
کاری که دیجی کالا کرده است، کاهش این استرس، از طریق ارائه طیف وسیعی از اطلاعات مختلف درباره کالاها،

به شکل متن و تصویر و فیلم، و همچنین نترسیدن از به اشتراک گذاری تجربه خرید کاربرانش است.

 

عدم وجود رقیب خارجی:

 

وقتی این آمار فروش را برای بار اول دیدم، فورا به این فکر افتادم که غول های فروش اینترنتی مانند

آمازون ممکن است چقدر در روز فروش داشته باشند؟!
جالب است بدانید آمازون در سال ۲۰۱۲ هر ثانیه بیش از ۳۰۰ آیتم می فروخته است.
درآمد (فروش) سالانه آمازون، در سال ۲۰۱۳ چیزی نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار بوده است که پیش بینی می شود

در سال ۲۰۱۴ به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.
مساله تحریم بانکی و مالی کشور، تهدیدی است که توسط کسب و کارهایی مانند دیجی‌کالا به فرصت های

طلایی تبدیل شده است. به دلیل وجود تحریم ها، کمپانی های بزرگ و چند ملیتی مانند Amazon.com

و eBay.com نمی توانند در ایران فعالیتی مانند کشورهای دیگر داشته باشند.
ورود Amazon به هر کشور جدیدی، قلب صاحبان کسب وکارهای محلی آن کشور را پایین می ریزد.

مناطق قابل دسترسی این غول تجارت الکترونیکی بسیار وسیع شده است. دوستان من در منطقه

خودگردان کردستان عراق کوچکترین چیزهایی که در بازار پیدا نمی شود یا گران به نظر می رسد را از آمازون می خرند

که اغلب با احتساب هزینه های ارسال هم ارزانتر از بازار محلی به دستشان می رسد.

 

برهم زدن بازارها (Disruption) :

 

دیجی‌کالا توانسته است بازارهای سنتی کسب و کارها را بر هم بزند. حالا دیگر هیچ شرکت یا

مغازه فروش محصولات الکترونیکی از گزند دیجی‌کالا در امان نیست و آن چیزی که روزی دست کم‌اش می گرفتند

به تهدیدی جدی تبدیل شده است. قطعا به دلیل الکترونیکی بودن، عدم وابستگی به زمان و مکان خاص

و دلایل بسیار دیگر، هزینه های اداره و نگه داری دیجی‌کالا به نسبت شرکت ها یا مغازه هایی در آن سطحِ از فروش، بسیار پایین‌تر است.
دیجی‌کالا به کل کشور دسترسی دارد حالی که برای یک کسب و کار محلی، این کار امکان پذیر نیست.
نمونه جهانی این نوع برهم زدن بازارهای سنتی، آمازون است. فروشگاه های زنجیره ای بزرگ کتاب و

محصولات فرهنگی در آمریکا این سایت را که در سال ۱۹۹۵ لانچ شد، خیلی جدی نگرفتند

اما آمازون در عرض ۲ سال آنقدر پیشرفت کرد که وارد بورس شد.

 

پیام و اثرگذاری انتشار این خبر:

 

یکی از مهمترین نتایج حاصل از انتشار چنین آمار جالبی این است که توجه بسیاری از جوانان

به مزایا و فرصت های بازار فناوری اطلاعات جلب می شود. اما، مهمتر از آن این است

که سرمایه ها را به سمت این حوزه هدایت خواهد کرد.
به قول وزیر اقتصاد آقای دکتر طیب نیا درهمایش بهبود فضای کسب و کار ایران، یکی از مشکلات اقتصادی کشور این است

که سرمایه ها در خاک و دیوار اسیر شده اند.

حال، با شنیدن چنین آماری، سرمایه گذاران بخش مسکن و انبوه سازی، به فکر فرو خواهند رفت.

 

کسب و کارهای مشابه در چه حال هستند؟

 

تعداد فروشگاه های اینترنتی در ایران کم نیستند اما برخی از آن ها، توانسته اند اسم و رسم بزرگتری به هم بزنند.

از جمله مشهورترین آن ها، غیر از دیجی‌کالا، می توان به چاره، فینال، ورچین، زنبیل، تهران‌کالا و … اشاره کرد.
شاید هیچ کدام از این فروشگاه ها، که هر کدام سیاست های متفاوتی در کارشان در پیش گرفته اند

نتوانسته جایگاه دیجی کالا را در ذهن کاربران ایرانی بدست آورند.
در مقایسه ی دیجی کالا با فروشگاه های همه‌چیز فروش مانند چاره و فینال که از نظر تنوع محصولات و پشتیبانی،

استانداردهای بالایی را رعایت می کنند، می توان ۳ تا از مزیت های رقابتی مهم دیجی کالا را به شرح زیر نام برد:
۱-تمرکز بر بازار مشخص کالاهای الکترونیکی
۲-ارائه گارانتی اختصاصی خود
۳-رابط کاربری جذابتر و تلاش مداوم برای بهتر کردن
تمرکز دیجی کالا از ابتدای شروع به کار، بر این بازار Niche به آن کمک کرد تا هزینه های عملیاتی و

همچنین دردسرهای تامین، انبار، نگه داری و ارسال کالاهای حساس را نداشته باشد. دیجی کالا توانسته است

کاری کند که در مدت زمان کوتاهی، محصولاتی که در جهان فروششان شروع می شود را با قیمتهای رقابتی عرضه کند.

استارت آپ Airbnb

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

استارت آپ Airbnb

 

استارت آپ Airbnb

 

ایده Airbnb

 

ایده ایر بی ان بی از “یک اتاق و یک صبحانه” در زیر یک شیروانی در آمریکا به ذهن موسسان این سرویس خلاق درآمد.

همواره کسب و کارهای بزرگ دنیا از مکان های خیلی کوچک سر در می آورند. گوگل از یک گاراژ آغاز به کار کرد،

فیس بوک از دانشگاه و آمازون از خانه کوچک جف بزوس! ایده های کوچک اما کسب و کارهای

مولد بزرگ در فضای دهکده جهانی. این ها، بخشی از داستان جالب دنیای صفر و یک می باشد

که ایر بی ان بی خود را در آن مطرح کرده است. برایان و جو، از موسسان این سایت همواره علاقمند بودند

تا فرصت هایی را برای معرفی و عرضه خانه های خالی در آمریکا به مخاطبان فراهم کنند که این طرح نو،

زمینه راه اندازی یک کسب و کار الکترونیکی موفق را فراهم کرد. شرکت AirBed & Breakfast را ثبت کردند

اما از مارچ ۲۰۰۹ میلادی، Airbedandbreakfast.com با مختصر کردن نام کسب و کار خود

به ایر بی ان بی دات کام، فعالیت جدی را از روزهای آخر نخستین دهه قرن بیست و یکم آغاز کردند.

اکنون برایان چسکی به عنوان موسس و مدیر عامل و جو گبیا به عنوان موسس و مدیر ارشد

محصول و ناتان بیچارزکی به عنوان موسس و مسئول کل امور فنی این کسب و کار فعال هستند.

۶ تا ۱۲ درصد کل گردش مالی بین خریدار و فروشنده محل اجاره، توسط این سایت برداشته می شود.

البته برای عملیات کردیت کارت، ۳ درصد کارمزد از اجاره گیرنده دریافت می شود. ۷۵ درصد مکان های

اجاره داده شده در این سایت، خارج از آمریکا بوده اند و در سال ۲۰۱۳، این پرتال برای بیش

از ۶ میلیون نفر در سراسر جهان خانه های ارزان قیمت را فراهم کرده است. هر کس می تواند

با یه تلفن و پست الکترونیک معتبر، در این سایت پروفایل شخصی درست کند و از خدمات آن استفاده کند.

البته از سال ۲۰۱۳ میلادی به این سو، اسکن ID کارت نیز برای متقاضیان استفاده از خدمات

و ارسال آن اجباری شده است تا میزان اعتماد به خدمات سایت و کاربرانش افزایش یابد. سیستم

رتبه بندی خانه ها و محل های اقامت و سیستم نظر دهی، عین سایت آمازون برای فروش کتاب،

در این سایت نیز به عنوان ساختار عملیاتی آن و نوعی بازاریابی اینترنتی، در دستور کار است.
فعالیت این سایت ابتدا از آمریکا بود و بعدها به خارج از ایالات متحده رسید. نخستین شعبه آن ها

در خارج از امریکا در شهر بندری هامبورگ آلمان بود که همواره از گردشگران و مخاطبان زیادی برخوردار است.

بعدها لندن و پاریس و مسکو و سائوپائولو و کپنهاک نیز به آن افزوده شده و امروز به ۱۹۲ کشور دنیا

و در هزاران شهر توسعه یافته است. این سایت دارای اپلیکیشن های مختلف موبایلی است

که ترافیک قابل ملاحظه ای را برای سایت اصلی به ارمغان آورده است. این سایت کمک کرده است

تا مسافران و گردشگران، به دلیل اقامت در محل های اقامتی دوست داشتنی، راحت و

جذاب که معمولا با حضور صاحب محل نیز همراه می شود، موقعیت های دوستانه و زمان خوبی را به

صورت خصوصی و با هزینه کم تر نسبت به هتل ها در مکان های شلوغ، در اختیار داشته باشند

و مدت اقامت بیش تری را در محل اقامت انتخاب شده در شهر مورد نظر، تجربه کنند. تحقیقی

که توسط موسسه A&HR صورت گرفته نشان داد که در فاصله زمانی جون ۲۰۱۱ تا می ۲۰۱۲ میلادی،

این سایت توانسته است ۵۶ میلیون دلار به اقتصاد سانفرانسیسکو کمک کند و بیش از ۸۰ درصد

این مبلغ صرف پول هایی شده است که مخاطبان این سایت در شهرهای محل اقامت خرج کرده اند

و حتی سبب افزایش میزان اقامت متوسط گردشگران در این شهر از ۳٫۵ روز به ۵٫۵ روز شده است که قابل تامل می باشد.

استارت آپ Airbnb

نشریه مشهور Forbes، چند سال قبل این سایت را در زمره ۵۰ کسب و کار

خلاق در دنیا معرفی کرد. جای تعجب نیست که این سه شریک جوان، امروزه در فهرست

میلیونرهای خلاق دنیای کارآفرینی دیجیتالی باشند. کارآفرینانی که نه مزرعه داشتند نه معدن

و نه ثروت پدری، آن ها تنها ایده های خلاقانه داشتند که در فضای رویایی سرزمین دیجیتال، رنگ

و روی واقعیت به خود گرفت و فرصت های گسترده ای را برای میلیون نفر از شهروندان دهکده جهانی امروزی فراهم کرد.

استارت آپ Airbnb

 

کوتاه از Airbnb

 

این سایت همانطور که گفته شد، پرتالی برای به اشتراک گذاشتن فرصت های مربوط به اجاره محل اقامت

در سراسر جهان است. بیش از ۱ میلیون محل اقامت از یک اتاق چوبی گرفته تا خانه های مجلل در ۱۹۲ کشور دنیا،

در این پرتال آماده عرصه به گردشگران و علاقمندان به تجربه زندگی در خانه های شخصی یا

مکان هایی غیر از هتل هستند. علاقمندان به استفاده از خدمات این سایت باید ابتدا در آن ثبت نام کنند

و کد کاربری و رمز عبور دریافت کنند. همه کاربران می توانند به راحتی با هم درتماس باشند

و به تبادل اطلاعات و ارتباطات اقدام کنند. این فرصت مشارکتی، زمینه توسعه کسب و کار دیجیتالی

سایت را فراهم کرده است. از جولای ۲۰۱۱ میلادی، بیش از ۱۱۹ میلیون دلار توسط شرکتهایی مانند

اندرسون هورویتز و دی اس تی گلوبال برای توسعه فعالیت های خود دریافت کرده است.

وال استرایت ژورنال در آوریل ۲۰۱۴ اعلام کرد که شرکت LED-TPG GROUP که گروه سرمایه گذاری است،

قریب به ۴۵۰ میلیون دلار بر روی این کسب و کار سرمایه گذاری کرد و ارزش واقعی این پرتال را بیش

از ۱۰ میلیارد دلار برآورد کرد. از مارچ ۲۰۱۵ به این سو، این شرکت توانسته است که منابع جدیدی

برای سرمایه گذاری در گسترش خلاقانه کسب و کار خود فراهم کند که ارزش این شرکت را به

بیش از ۲۰ میلیارد دلار افزایش می دهد. این شرکت را دومین کسب و کار نوظهور در عرصه صنعت

گردشگری می دانند. جدول زیر، ارزیابی ۲۰۱۴ مربوط به برترین فعالان صنعت گردشگری را نشان می دهد

که طبق ارزشیابی آوریل ۲۰۱۴، ارزش بازاری این پرتال قریب به ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است

و در رتبه نخست، سایت اوبر قرار دارد که ۴۱ میلیارد دلار ارزش دارد. طرحی که این چند جوان

برای کنفرانس طراحان صنعتی امریکا در سال ۲۰۰۷ میلادی ارائه کردند

و مبتنی بر ایده AirBed & Breakfast during بود، بعدها یک سمبل موفق کارآفرینی دیجیتالی در دنیا شد.

Nathan Blecharczyk که فارغ التحصیل معماری در دانشگاه هاروارد بود به جمع موسسان

ایر بی ان بی اضافه شد و طراحی سایت شکل گرفت.

استارت آپ Airbnb

موسسان سایت، ایده های زیادی را برای کسب منابع مالی در دستور کار قرار دادند که یکی از آنها،

حمایت هایی از نامزدی باراک اوباما، نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۸ بود.

 

اقتصاد مشارکتی دیجیتالی

 

یکی از پتانسیل های سایت ایر بی ان بی، کمک به توسعه و رونق بخشی به اقتصادهای مختلف بوده است.

یعنی یکی از ماموریت های این پرتال، فرصت آفرینی های دیجیتالی برای کسب و کارهای مرتبط با صنعت

گردشگری در دنیای بوده است. اقتصاد مشارکتی دیجیتالی، قطعا در سال های آینده یکی از بحث های

مهم اقتصاد دانان جهان خواهد شد و به تاثیر آن بر روی افزایش رشد ناخالص داخلی توجه خواهند کرد.

چه کسی فکر میکرد که کارآفرینی دیجیتالی موبایلی در کشور در حال توسعه کنیا، سیلیکون ساوانای

آن را به این اندازه توسعه دهد که بر روی بیزینس های متنوع تاثیر گذاشته باشد. اقتصاد مشارکتی

دیجیتالی که توسط ایر بی آن بی بنانهاده شده است یک فرصت خلاقانه به کسب و کارهایی کهبه نوعی با این کسب و کار

در تعامل هستند. همانند رایان ایر که وقتی بلیطی را رزرو میکنید، خدمات دهندگان اجاره خودرو،

بلیطهای تخفیف مکان های گردشگری و ده ها کسب و کار مرتبط نیز سر و کله شان پیدا می شود،

ایر بی ان بی هم توانسته است با کسب و کارهای دیگر در فضای وب مشارکت کند.

مثلا سایت هایی که رفت و روب خانه شما را قبل از اجاره به متقاضیان اجاره ایر بی ان بی انجام می دهند

یا شرکتهای حمل و نقل که میهمانان را به خانه شما انتقال می دهند یا پرتال هایی مانند

گستی که پیش تر SuperHost نام داشت، در واقع مدیریت امور گردشگری را به افراد آموزش می دهند.

این سایت، یک سیستم مدیریت حساب مخاطبان ایر بی ان بی است که به اجاره دهندگان کمک می کند

که همه ی وظایف مدیریتش را به موقع هماهنگ می کند.

ناتان در این ویدئوی زیر درباره اقتصاد مشارکتی ایر بی ان بی توضیح میدهد.

استارت آپ Airbnb

البته شرکتهای بیمه را نیز باید به این حوزه اضافه کرد که کار بیمه محل های اجاره شده را انجام می دهد.

همه اینها، مدل هایی از اقتصاد مشارکتی دیجیتالی در فضای به هم پیوسته تور جهان گستر است.

یک دهکده جهانی واقعی که با گوگل و ایر بی ان بی و شبکه های اجتماعی موبایلی و اینترنتی

قابل رویت و تصور است. ارتباط سایت با شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک سبب شده است

تا به اشتراک گذاری اطلاعات توسط کاربران فیس بوک در باره خدمات ایر بی ان بی، زمینه رشد

خدمات اآن را سبب شود. در سال های اخیر بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر فیس بوک درباره خدمات این سایت،

عکس ها و مطالب و محتوای مختلف این پرتال، به تبادل اطلاعات پرداختند که نقش زیادی در رونق

فعالیت های پرتال داشته است و مظهری از اقتصاد مشارکتی دیجیتالی می باشد. هزاران فایل

ویدئویی درباره این سایت در شبکه های به اشتراک گذاری تصاویر و ویدئو، خود دلیل دیگری بر اهمیت

اقتصاد مشارکتی در اقتصاد آنلاین است. سایت گستی یا میهمان پذیری !! در واقع فرصتی را برای

اجاره دهندگان فراهم می کند تا به مدیریت خدمات محل اقامت خود بپردازند. این سایت به امور تمیز کردن خانه،

پاسخ به پرسش های مشتریان و مسائلی از این دست به طور تخصصی می پردازد

که شاید در تخصص و حرفه اجاره دهندگان نباشد. تنها ۳ درصد کل دریافتی اجاره دهندگان

از اجاره گیرندگان، به عنوان حق العمل این سایت برداشته می شود که البته تا کنون با استقبال

صدها هزار نفر در سراسر جهان مواجه شده است. این خدمت در ۲۴۰ شهر در ۳۲ کشور جهان ارائه می شود.

فعالات کسب و کار های اینترنتی، سایت airbnb را در واقع تجسم هتل داری شهروندی در

دنیای مدرن می دانند که از طریق تور جهان گستر (اینترنت) به معرفی ظرفیت ها و قابلیتهای مختلف

برای علاقمندان می پردازد. این تعریف درستی از این پرتال می باشد. ایر بی ان ابی در اوت ۲۰۰۸ میلادی

در سانفرانسیسکو راه اندازی شد و به صورت آنلاین، صاحبان خانه ها و آپارتمان های خالی

در سراسر جهان را مجاب می کند تا در زمان های مورد علاقه خود، این مکان ها را به میهمانان

و گردشگران از سراسر جهان اجاره بدهند. بررسی ها نشان می دهد که تا نوامبر ۲۰۱۲ میلادی،

حدود ۳۰۰ هزار مکان در ۳۲ هزار شهر دنیا در این پرتال ثبت شده است که امروزه این

رقم بسیار افزایش یافته است. از یک اتاق در نیویورک تا سوئیتی در تایلند و حتی جزیره خصوصی

در فلان منطقه دنیا از ۳۰ دلار تا شبی ۲۰۰۰ دلار در این پرتال برای علاقمندان با سلیقه ها

و بودجه های مختلف تدارک دیده شده است. یکی از امتیازات موفق این سایت در قیاس با دیگر

سایت های مشابه در این موضوعاست که کاربران می توانند نسبت به نقد و ارائه پیشنهاد

درباره محل های اقامت معرفی شد اقدام کنند و این موضوع در رتبه و ارزش و جذابیت محل اقامت

معرفی شده می افزاید. این سایت، هر مکانی که قابل اجاره دادن به مخاطبان باشد را ارائه می کند.

می خواهد یک هواپیمای کوچک در کنار پارک ملی کوبا باشد یا کشتی پهلو گرفته در استکهلم سوئد.

مهم نیست. مهم آن است که شما بتوانید با هزینه کم، اقامت خوبی را در شهر مورد نظر خود داشته باشید.

استارت آپ Airbnb

( هواپیمایی کوچک برای اقامت در کاستاریکای آمریکای جنوبی)

سایت پونیشا، نگاه جالبی دارد به مدل کسب و کار و فرآیند رشد و شکل گیری ایر بی اند ابی.

همان طور که در شکل زیر ملاحظه می کنید، شروع این کسب و کار خلاقانه بزرگ و میلیارد دلاری،

از یک ایده کوچک نه توسط دو کارآفرین بزرگ یا ثروتمند قدیمی شهر یا استاد دانشگاه یا سیاستمدار معروف بود.

توسط چند دانشجو که حتی قادر به پرداخت هزینه های زندگی و محل اقامتشان نیز نبودند.

اما با خلاقیت و تلاش و ارائه ایده های مختلف و فرصت آفرینی، کسب و کار ارزنده ای را خلق و در اختیار

کاربران اینترنت گذاشتند که امروز در زمره ۳ پرتال برتر اجاره محل اقامت در دنیای وب به شمار می رود.

استارت آپ Airbnb

ایر بی ان بی برای توسعه کسب و کار، سیستم های جدیدی را در مدل تجاری و زیر ساخت های عملیاتی خود

در دستور کار قرار داده است که سیاست کسب و ادغام که امروز در کارآفرینی دیجیتالی

دنیا نقش بسزایی دارد، یکی از آن ها به شمار می رود.

 

مدل تجاری کسب و ادغام

 

استارت آپ Airbnb

همانند گوگل که سایت اشتراک گذاری یوتیوب را خریداری کرد یا سایت آمازون که سایت به اشتراک گذاری

نظرات در حوزه فیلم و سریال و پرتال هایی مانند آلکسا را به اختیار خود در آورد، ایر بی ان بی نیز سایت کسب

و ادغام یا Mergers and acquisitions را در دستور کار قرار داده است. قبل از المپیک تابستانی ۲۰۱۲ لندن

، این سایت توانست مجموعه CrashPadder, که در نشانی http://crashpadder.com قرار دارد را به تملک

خود در آورد و متعاقب آن، ۶ هزار مورد به موجودی تجاری خود اضافه کند. این تملک سبب شد تا Airbnb بتواند

به عنوان بزرگ ترین وب سایت ارائه دهنده خدمات محل اقامت همتا-به – همتا یا peer-to-peer در انگلستان شناخته شود.

استارت آپ Airbnb

بعدا سایت NabeWise یا http://nabewise.com که یک راهنمای شهری بود خریداری شد که

اطلاعات خاصی را برای مکان های مورد نظر مخاطبان جمع آوری میکند تا بهتر درباره مکان اقامت اطلاعات داشته باشند.

این تملک، زمینه افزایش توجه شرکت به موضوع ارائه پیشنهادات خلاقانه به انتخاب محل اقامت و

سفر با ارائه سرویس های جدید را فراهم کرد. در دسامبر ۲۰۱۲ میلادی، این سایت، توانست

پرتال Localmind را خریداری کند. این سرویس هم اینک در نشانی http://goo.gl/a1re1n ارائه شده است

که در واقع پلتفرم سوال و جواب مبتنی بر محل اقامت مورد نظر می باشد که با کاربران اجازه می دهد

تا سوال خود را درباره یک مکان در سایت ارائه کرده و پاسخ های مربوطه توسط کارشناسان خبره

به صورت آنلاین پاسخ داده شود. مجموعه خریدهایی که ایر بی ان بی در چند سال اخیر کرده است،

در توسعه و رونق کارآفرینی دیجیتالی آن میسر بوده است. همان طور که ملاحظه می کنید،

این سایت برای رونق کسب و کار، خود دست به طراحی و راه اندازی چنین سرویس هایی نزده است

تا هم هزینه کم تری را تحمل کند،هم از مخاطبان این سایت های خریداری شده برای توسعه سایت اصلی خود بهره گیرد.

 

Airbnb چگونه کار می کند؟

 

کافی است از طریق فیس بوک یا گوگل به سایت متصل شوید.

استارت آپ Airbnb

روند فعالیت در سایت، بسیار ساده است. کافی است همان طور که گفته شد،

یک پست الکترونیک معتبر، یک کد کاربری، یک تلفن برای پاسخ گویی و اسکن کارت شناسایی

خود را دراختیار داشته باشید. فرآیند تایید زمان بر نیست. یک پروفایل ساده می تواند ظرف مدت کوتاهی

در سایت ایجاد شود. اگر اجاره دهنده محل اقامت باشید، می توانید حداکثر ۲۴ عکس از جهت ها و

منظره های مختلف محلی که می خواهید اجاره بدهید در سایت قرار بدهید و بر اساس آپشن هایی

که در سایت تعبیه شده استف مشخصات خانه را در پروفایل به همراه قیمت ارائه کنید. هیچ چیزی

تا شما تایید نهایی نکنید، بر روی سایت منتشر نمی شود. شما می توانید قیمت محل مورد اجاره

را به صورت اقامت یک شب،هفتگی، ماهانه یا فصلی تغییر دهید. عناوین و توضیحاتی که ارائه می کنید،

نقش زیادی در جست وجوی کاربران برای انتخاب بهترین محل اقامات تبلیغ شده در سایت خواهد داشت.

شما می توانید درباره خودتان به عنوان اجاره دهده محل اقامت، تصویری و متنی معرفی داشته باشید.

مهمانان و خریداران محل های اقامت اجاره ای، می توانند با اجاره دهندگان در تماس مستقیم آنلاین و تلفنی باشند.

اگر درخواست اجاره ای را دریافت کردید، تنها ۲۴ ساعت فرصت دارید تا نسبت به تایید یا رد درخواست

اجاره درخواست دهنده اقدام کنید. سیستم اپلیکیشن موبایلی سایت برای مخاطبانش در واقع فرصتی هست

تا از روی گوشی های هوشمند که بیش تر براساس ios- androd تعبیه شده است، به مشاهده فرصت های

محل اجاره در سراسر جهان بپردازند و یک محل اقامت را از زوایای مختلف مشاهده کنند

در کنار بررسی نظرات دیگر استفاده کننده کان از این محل اقامت. اطلاعات موبایلی در نشانی :

https://www.airbnb.com/mobile ارائه شده است.

استارت آپ Airbnb

از طریق سیستم موقعیت یاب جهانی یا ژئولوکیشن، کاربران می توانند از طریق این نرم افزار ایر بی ان بی،

بهترین مکان های اقامت را به طور خودکار بر روی نقشه مشاهده کنند و بر روی آن کلیک کرده و نقاط را بررسی کنند.

این یک قانون شناخته شده در این سایت است که همه کاربران باید یک کد شناسسایی و کارت شناسایی معتبر باشند :

all guests must have a verified ID before booking

همانند آمازون که برای شما wish list تهیه می کند تا موارد مورد علاقه خود را در آن قرار داده و

بعدا از خدمات و محصولات انتخاب شده استفاده کنید، این سایت نیز لیست آرزوها را تهیه کرده است

که از جون ۲۰۱۲ به شما امکان می دهد تا کاتالوگی از مکان هایی که علاقمند به بازدید هستید

را ملاحظه کنید. حتی شما می توانید این لیست آروزها را با دیگر کاربران به اشتراک گذاشته و قبل از انتخاب،

نظرات آن ها را نیز دریافت کنید. قطعا کسب نظرات افراد خبره، می تواند شما در انتخاب یا عدم انتخاب مکان

خوب یا اولویت دهی اثربخش آن یاری کند. بیش از ۴۵ درصد کاربران این سایت، از لیست آرزوها و خدمات

آن برای پیدا کردن بهترین مکان اقامت استفاده می کنند. این نکته عملیاتی جالبی برای رونق فعالیت های

وب سایت ها می باشد که کارآفرینان جوان ایرانی نیز باید در کسب و کار خود در عرصه اقتصاد مشارکتی

و فضای تعملی دیجیتالی بهره بگیرند. تیم توسعه محصول سایت، سیستم info scrolling system در

اختیار کاربران قرار داد که به آن ها اجازه میدهد تا با لیست آرزوها مشارکت کرده بدون آنکه پرتال،

تجارب کاربران را slow down کند. البته اینکه یک فرد محلی را از طریق سایت اجاره کند و بعدا این مکان را ترک نکند،

مشکلاتی را برای اجاره دهندگان ایجاد کرده است که این موضوع در آمریکا بارها مشاهده شده است

و مشکلاتی را برای اجاره دهنده ایجاد کرده است. البته اگر شما بخواهید از طریق اکانت خود در فیس بوک

به این سایت متصل شوید، در صورتی که کم تر از ۱۰۰ دوست داشته باشید، چنین عملی امکان پذیر نخواهد بود

و در فرایند verification system “Verified ID قرار نخواهد گرفت. باید توجه داشت که درباره این سایت و

خدماتش نقدهای زیادی انجام شده است که نمونه ای از آن در نشانی زیر قابل بررسی است : http://bit.ly/1Mho7Aw

وقتی نام شهر مورد نظر و مدت زمانی که قصد دارید در آن شهر اقامت داشته باشید

در باکس جست وجوی سایت وارد میکنید، موارد مختلفی برای اجاره به شما معرفی می شود.

اما پس از آن، امکان ویرایش و مدیریت اطلاعات معرفی شده را در اختیار دارید. مثلا می توانید

تاریخ check in- check out را تغییر دهید تا بر اساس بودجه خود از ۱۰ دلار تا بیش از ۱۰۰۰ دلار به

ازای هر شب اقامت، مکان های مورد نظر را به ترتیب بودجه ای که میخواهید پرداخت کنید مرتب سازی کنید

. همچنین نوع مکان اقامت از یک اتاق و مکان share شده مانند هاستل تا یک خانه مجلل ویلایی را انتخاب کنید

. همان طور که در شکل زیرملاحظه میکنید، به محض آن که نام یک شهر را وارد می کنید، می توانید

در نقشه سمت راست صفحه، کلیه مکان های قابل اجاره در شهری که وارد کردید را می توانید ملاحظه کنید

و تنها با یک کلیک بر روی منطقه شهری در شهر مورد نظر وارد شده و مکان مربوطه را به صورت تصویری ببینید.

استارت آپ Airbnb

یکی از قابلیت های معرفی محل های موجود برای اقامت در این سایت این هست

که شما می توانید اطلاعات اجاره دهنده را نیز داشته باشید و با آن تعامل کنید. مثلا در عکس زیر،

آقا و خانم پاسکال، مکان خود را به ازای هر شب ۱۸۵ دلار در سنت لویس پاریس اجاره میدهند

و تصاویر مختلفی از محل مورد نظر خود نیز در سایت قرار داده اند که از زوایای گوناگونی قابل مشاهده می باشد.

امکانات مختلف خانه نیز در توضیحات آن ارائه شده است.

استارت آپ Airbnb

اگر بر روی عکس خانواده پاسکال کلیک کنید، اطلاعات ارتباطی مربوط به آن ها نمایش داده می شود.

از طریق این اطلاعت متوجه می شوید که این افراد در کجا ساکن هستد و در چه فواصل زمانی به درخواست ها پاسخ می دهند.

استارت آپ Airbnb

یکی از خدمات سایت ایر بی ان بی به مخاطبان این هست که مکانی را که برای اقامت انتخاب یا جست و جو می کنند،

سایت به طور خودکار، قابلیت های گردشگری، اقامتی، تفریحی و خدماتی اطراف محل را نیز به

مشتریان و کاربران معرفی می کند تا از ظرفیت ها و فرصت های اطراف ان مکان مورد نظر اطلاع داشته باشند.

همان طور که گفتیم، محل اقامت خانواده پاسکال در سنت لوییس آماده اجاره هست و در شکل،

مکان های هنری و تفریحی و خدماتی اطراف محل اقامت نمایش داده شده است.

استارت آپ Airbnb

به هر حال، خدماتی که سایت برای مشتریان و ارائه دهندگان فرصت های اجاره محل ارائه کرده است

فراوان است و معرفی همه آن ها در این مطلب در سایت برترین ها امکان پذیر نیست. برای آگاهی

از برنامه های جدید سایت در عرصه گردشگری، می توانید از طریق وبلاگ این سایت

در نشانی http://blog.airbnb.com مشاهده کنید. اگر دنبال اقامت در مکان های خاصی مانند مدارس قدیمی،

خانه های قرن ۱۸، یا وبلاهای بدون سقف در آسیا و یا خانه های بسیار مجلل هستید، ایر بی ان بی

پیشنهادات جالبی برای شما دارد که http://bit.ly/1IoWQLM در دسترس است. یکی از خدمات جالب و کم تر

بررسی شده این سایت، برای فعالان تجاری می باشد که قصد دارند در قالب گروه یا تیم هایی برای شرکت

در نمایشگاه ها بازدیدهای صنعتی و تجاری به نقطه خاصی در دنیا مسافرت کنند. کارآفرینی دیجیتالی

ایر بی ان بی برای این دسته از متقاضیان نیز،خدماتی معرفی کرده، در قالب خدمات مدیریت تجاری دردسترس می باشد

و در https://goo.gl/PHQSZU ارائه شده است.

استارت آپ Airbnb

شعاری که برای این بخش انتخاب شده آن است که برای کار، سفر کنید، اما احساس اقامت در خانه خود را داشته باشید.

استارت آپ Airbnb

به هر حال، استارت آپی به نام ایر بی ان بی، فرصتی مغتم برای توسعه خدمات گردشگری در عرصه وب است

که مدل موفقی در این عرصه به شمار می رود. در ادامه، فهرستی از رقبای این سایت معرفی شده است.

فهرستی از رقبای Airbnb.com

• ۹flats

• booking

• expedia

• Alterkeys

• BeWelcome

• CouchSurfing

• Flat-Club

• HomeAway

• Hospitality Club

• Hospitality service

• HouseTrip

• Pasporta Servo

• Roomorama

• Servas Open Doors

• SleepOut.com

• Travelmob

• Tripping

• Vive Unique

• Vacation Rentals By Owner

• Wimdu

۴۳ میلیون نتیجه جست و جوی گوگل درباره خدمات Aibnb خود نشان دهنده تاثیرگذاری این خدمات در عرصه وب بوده است.

برایان چسکی از موسسات سایت، در ویدئوی زیر درباره شکل گیری این پرتال توضیح می دهد.

آن چه از Airbnb باید آموخت

۱- ایده های کوچک، اگر جدی گرفته شوند، کسب و کارهای بزرگ را سبب می شوند.

۲- حتی ایده یک اتاق و یک صبحانه هم می تواند کسب و کار اینترنتی ۱۰ میلیاردی درست کند.

۳- روش های خلاقانه و نوآورانه، همواره در اینترنت، اثرگذاری و بازدهی بالا به همراه آورده اند.

۴- تفاوت این سایت با رقبایش، ارائه خلاقانه خدمات مربوط به اشتراک گذاری نظرات و اطلاعات درباره محل های اقامت در سراسر نقاط دنیا با خدمات موبایلی و اینترنتی نوآورانه است.

۵- ساده سازی ارائه اطلاعات و مدیریت آسان آن، یک قابلیت مهم کسب و کار اینترنتی این سایت است.

۶- این سایت، یک پرتال ترغیب کننده کاربران به استفاده از خدمات اجاره مکان های اقامت ارزان قیمت با استفاده از روش های اطلاع رسانی و تعاملی مشارکتی است.

۷- سیاست کسب و ادغام در کسب و کار دیجیتالی ایر بی ان بی را جدی بگیرید!

۸- ایر بی ان بی، آرام بزرگ شده است و ارزش بازاری پیدا کرده است و هنوز در بورس وال اسریت هم عرضه نشده است.

۹- شبکه های اجتماعی و اقتصاد مشارکتی در اقتصاد آنلاین، در توسعه ایر بی ان بی موثر بوده است.

۱۰- ایر بی ان بی اثبات کرد که در کارآفرینی دیجیتالی، هر ایده ای باید جدی گرفته شود!

امیدواریم شاهد ظهور کسب و کارهایی مانند این سایت توسط کارآفرینان جوان ایرانی در عرصه دیجیتال باشیم.

 

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟

 

چگونه ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم؟
 
افزایش هوش مالی شخصی به روش رابرت کیوساکی

 

همگی مردم دنیا چه فقیر و چه ثروتمند مشکل مالی دارند.بسیاری فکر می کنند

اگر پول زیادی داشته باشند مشکلات مالی آنها تمام می شود در حالیکه اینطور نیست

و پول بیشتر مسائل مالی بیشتری را به دنبال دارد(نویسنده: به خاطر دارم در مقطعی

آنچه که درآمد داشتم فقط به اندازه هزینه هایم بود و پولی برای پس انداز کردن نداشتم

ولی از لحاظ فکری راحت زندگی می کردم و مدتی بعد از یکی از کارهائی که قبلا انجام داده بودم

پول خوبی بدستم رسید و برای مدتی خواب و خوراک را از من گرفت.چرا؟

چون باید تصمیم می گرفتم آن پول را در چه جائی سرمایه گذاری کنم تا ارزش آن کم نشود

و بتواند ثروت بیشتری نیز تولید کند و این دغدغه بزرگی برای کسانی که سرمایه دارند می باشد.)
پول به تنهائی مشکلات مالی شما راحل نمی کند.تحصیلات هم مشکلات مالی راحل نمی کند.

داشتن یک شغل هم مشکلات مالی را حل نمی کند .پس چه چیزی مشکلات مالی را حل می کند؟
جواب این سئوال ((هوش مالی)) است.
هوش مالی مشکلات مالی را برطرف می کند.هوش مالی بخشی از هوش کلی ماست

که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می کنیم.
مشکلات مالی رایج در دنیای امروز ، تطبیق نداشتن درآمدها و هزینه های زندگی،نداشتن

خانه شخصی،بدهکاری، هزینه های ماشین،هزینه های بهداشتی و درمانی و…است

که با استفاده از هوش مالی می توان آنها را برطرف کرد.
اگر هوش مالی را در خود تقویت نکنیم روز به روز مشکلات وخیم تر می شوند و شرایط روز

به روز سخت تر. واقعیت این است که پول تاثیر به سزائی بر سبک زندگی و کیفیت زندگی دارد.

پول آسایش می آورد،آزادی زمانی و آزادی انتخاب می آورد. ولی بدست آوردن پول به تنهائی

اگر با استفاده از هوش مالی نباشد منجر به ثروتمند شدن نمی شود.
این نکته را باید در نظر داشت که اگر بتوانید مشکلات مالی را حل کنید هوش مالی شما رشد می کند

ووقتی هوش مالی رشد کند ثروتمند تر می شوید و اگر مشکلات مالی را حل نکنید روز به روز فقیر تر می شوید.

http://www.n-javan.com/aks/rabert.jpg

 

علت فقر

 

فقر حاصل غرق شدن یک شخص در مسائلی است که نمی تواند آنهارا حل کند.

تمام دلایل فقر مشکلات مالی نیستند.اعتیاد،ازدواج با فرد نا مناسب،نداشتن مهارت

کاری ومشکلاتی از این دست نیز می تواند دلایل فقر باشد.
برخی از مشکلات مالی امروزه،نظیر بدهی های بیش از حد و دستمزد پائین ناشی

از شرایطی است که برطرف نمودن آنهاخارج از توان یک فرد است و معضلاتی است

که مربوط به دولت و سیاست گذاریهای ضعیف اقتصادی و رانتهائی که در اقتصاد ها وجود دارد می باشد.
پس باید به گونه ای هوش مالی خود را تقویت کرد تا در مهلکه ای که روز به روز عرصه بر انسانها

در کلیه جوامع تنگ تر می شود و فقر و رکود گستره بیشتری می یابد،

بتوان به آزادی مالی دست پیدا کرد.

 

تغییر قوانین پول در دنیای امروز

 

در سال ۱۹۷۱ ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا، با یک سیاست اقتصادی اشتباه ،

پشتوانه طلا را از چاپ پول جدید کنار زد و موجب تغییر در قوانین پول گردید.
این سیاست موجب گردید که پول ارزش خود را از دست بدهد و ارزش آن به در جریان بودن

پول وابسته باشد.به عبارت دیگر با توجه به سیاستهای اقتصادی موجود دنیا و تغییر قوانین قدیمی پول ،

پس انداز کردن پول منجر به کاهش ارزش پول می شود و لازم است

تا هر گونه نقدینگی به جای پس انداز کردن تبدیل به دارائی (ASSET) گردد.

در حالیکه در قوانین قدیمی پول ، پس انداز کردن پول جایگاه خاصی در بین مردم داشت

و نشان دهنده هوش مالی بود.در حالیکه در قوانین جدید ،دیوانگی مالی محسوب می شود.
در دنیای کنونی تبدیل فوری پول به دارائی و تبدیل یک دارائی به دارائی دیگر نشان دهنده میزان هوش مالی می باشد.
وقتی خانه گران می شود یا قیمت طلا بالا می رود و یا قیمتهای سهام در بازارها رشد می کند

معنی آن این است که ارزش پول کاهش پیدا کرده است و درآمد افراد با کاهش ارزش پول کاهش می یابد.
نویسنده: با توجه به شرایط کنونی که بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی در کشورهای

مختلف منجمله ایران شرایط مشابهی پیدا کرده اند تبدیل نقدینگی به دارائی پایدار که بتواند درآمد

و ارزش افزوده ایجاد کند ، به هوش مالی بالا نیاز دارد که خوشبختانه بدست اوردن

هوش مالی بالا می تواند با آموزش به یک مهارت در افراد تبدیل شود.

 

چگونه ثروتمندان روز به روز ثروتمند تر می شوند؟

 

کلید ثروتمند شدن در این است که تشخیص دهید سیستم تغییر قوانین پول نا عادلانه است.

قوانین را یاد بگیرید و از آنها به نفع خود استفاده کنید.
این کار نیازمند هوش مالی است و هوش مالی را باید با حل کردن مشکلات مالی بدست آورد.

ثروتمندان مشکلات مالی را بعنوان فرصتی برای یادگیری می بینند.فرصتی برای رشد،

فرصتی برای باهوش شدن و فرصتی برای ثروتمند شدن.
ثروتمندان به جای گریختن،دوری کردن یا تظاهر به اینکه مشکلات مالی اصلا وجود ندارند

به مشکلات مالی خوش آمد می گویند چون می دانند در مشکلات مالی فرصتهائی هست

که در آن می توانند باهوش تر شوند و در نتیجه ثروتمند تر شوند.

 

فقرا چگونه با مشکلات مالی برخورد می کنند؟

 

فقرا مشکلات مالی را تنها بصورت همان مشکل می بینند.بسیاری از آنها احساس می کنند

قربانی پول شده اند.بسیاری فکر می کنند تنها شخصی هستند که مشکل مالی دارند.
تنها تعداد کمی از آنها می فهمند که مشکلات مالیشان ناشی از نحوه نگرششان است.

ناتوانی آنها در حل مشکلات مالی و یا اجتناب از مقابله با آن باعث شده مشکلات مالی آنها بیشتر

و بیشتر شود. و به جای اینکه هوش مالی خود را افزایش دهند مشکلات مالی خود را افزایش می دهند.

 

نحوه برخورد قشر متوسط با مشکلات مالی

 

فقرا قربانیان پول هستند و قشر متوسط زندانیان پول.قشر متوسط به جای اینکه مشکلات مالی خود

را حل کنند،فکر میکنند می توانند در برابر مشکلات مالی زرنگی به خرج دهند.آنها پول خرج می کنند

و به دانشگاه می روند تا بتوانند شغلی مطمئن پیدا کنند.
اکثر آنها اینقدر باهوش هستند که بتوانند پول درآورند و جلوی مشکلات مالیشان یک سد ایجاد کنند.

آنها خانه ای می خرند،هر روز به سر کار خود می روند و از طریق سهام یا اوراق مشارکت

برای دوران بازنشستگیشان پس انداز می کنند.
اینگونه افراد در سن ۵۰سالگی کشف می کنند که در دفتر کارخود زندانی هستند.

آنها کارمندانی با ارزش و با تجربه هستند.امنیت شغلی دارند و شاید پول کافی به دست می آورند.

ولی در عمق درون خود می دانند که از لحاظ مالی به دام افتاده اند و فاقد هوش مالی برای ترک دفتر کار خود هستند.
اکثر این افراد فاقد اطلاعات مالی لازم هستند بنابراین برای امنیت مالی ارزش قایل می شوند

و به جای اینکه کارآفرین شوند برای کارآفرینان کار می کنند. به جای اینکه خود سرمایه شان

را مدیریت کنند،مدیریت سرمایه شان را به دیگری می سپارند. و به جای افزایش هوش مالیشان،

خود را به کار در دفاترشان مشغول می کنند.

 

نحوه برخورد ثروتمندان با مشکلات مالی

 

پنج نوع هوش اصلی وجود دارد که یک فرد باید در خود ایجاد کند تا ثروتمند شود که در ادامه

به آنها پرداخته می شود.اگر شخصی به این پنج هوش مسلط شده باشد به کمال مالی دست یافته است.
ثروتمندان اگر راه حل مشکلات مالی خود را ندانند درجا نمی زنند و خود را مخفی نمی کنند.

آنها به دنبال کارشناسانی می گردند تا بتوانند به آنها کمک کنند تا مشکلاتشان را حل کنند.

در این روند آنها هوشمند تر شده و برای مشکل بعدی مجهزتر خواهند شد.

ثروتمندان تسلیم نمی شوند بلکه می آموزند و از طریق آموختن ثروتمند تر می شوند.

 

حل مشکلات مالی

 

اکثرافراد کار می کنند تا مشکلات مالی دیگر مردمان را حل کنند

اما چه کسی مشکلات مالی کارگران و کارمندان را حل می کند؟
فقرا و اقشار متوسط برای ثروتمندان کار می کنند ولی از حل مشکلات مالی خود عاجزند.

به جای اینکه به مشکلات مالی بعنوان فرصتهائی برای باهوش تر شدن بنگرند

به خانه می روند روی صندلی می نشینند شام می خورند،تلویزیون می بینند

و صبح روز بعد به محل کار می روند تا فردی را ثروتمند کنند.
متاسفانه تحصیلات و سخت کوشی اگر با استفاده از هوش مالی همراه نباشد نمی تواند موجب تولید ثروت شود.

 

بازی با پول؟

 

همه آدمها چه بدانند و چه ندانند در حال انجام بازی با پول هستند.

منتها شدت دخالت در بازی فرق می کند.برخی شدید تر بازی می کنند،از قوانین آگاهند

و از آنها استفاده می کنند تا بیش از دیگران برای خود کار کنند.
بعضی از مردم برای یادگیری و پیروزی مشتاق ترندو زمان بیشتری را به این کار اختصاص می دهند.

اکثر افراد در حال بازی هستند شاید بدون اینکه بدانند دارند بازی می کنند ولی فقط برای این بازی می کنند

که نبازند و برای برد بازی نمی کنند.

 

تفاوت هوش مالی با هوش ذهنی(IQ)

 

هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می شود.

ممکن است شخصی دارای هوش ذهنی بالائی باشد ولی هوش مالی پائینی داشته باشد و برعکس.
هوش مالی دارای طبقه بندی خاص خود به شرح زیر می باشد.
۱ – کسب درآمد بیشتر
اکثر آدمها درآمد دارند ولی کسی که درآمد بیشتری داشته باشد هوش مالی بالاتری دارد.
۲ – محافظت از پول
محافظت از پول در برابر ادمهائی که ممکن است با ترفند پول شما را بدزدند و یا پرداخت هزینه هائی

مانند مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید بیانگر هوش مالی است.
۳ – بودجه بندی پول
بودجه بندی پول مثل یک ثروتمند نیازمند هوش مالی بالائی است

. اگر کسی بتواند مانند ثروتمندان بودجه بندی برای پول خود داشته باشد می تواند ثروتمند شود.
مثلا اگر یک نفر در سال ۱۰میلیون تومان درآمد داشته باشد و ده میلیون تومان هم هزینه داشته باشد

در مقابل کسی که ده میلیون تومان درآمد دارد و هشت میلیون تومان هزینه و دو میلیون تومان

از پولهای خود را سرمایه گذاری می کند دارای هوش مالی ضعیفی است.

اینکه کسی بتواند فارغ از میزان درآمد خود مبلغی از درآمد خود

را پس انداز و سرمایه گذاری کند دارای هوش مالی بالائی است.
۴- تقویت پول خود
بسیاری از افراد نمی دانند پس اندازهای خود را چگونه سرمایه گذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند

.برخی از افراد پول خود را در بانک می گذارند و از حداقل سودی که بانک می دهد استفاده می کنند.

در کشور ما غالبا سود پرداخت شده توسط بانکها از نرخ رشد تورم پائین تر است

بنابراین پول در مدت زمان مشخص ارزش خود را از دست می دهد. خرید اوراق مشارکت

و امثالهم هم همینطور است.اینگونه کارها نیاز به هوش مالی بالائی ندارد .

ولی سرمایه گذاری به گونه ای که شما بتوانید با نرخ سودی بیشتر از نرخ تورم و حتی بالاتر پول

خود را تقویت کنید نیازمند هوش مالی بالائی است. به عبارت دیگر هرچه سود بالاتری از

سرمایه خودتان بتوانید کسب کنید دارای هوش مالی بالاتری هستید.
۵- افزایش اطلاعات مالی خود
واگذاری کار سرمایه گذاری به دیگران مانع افزایش دانش مالی خود تان می شود.

بعبارت دیگر اگر شخص دیگری پولتان را مدیریت کند نمی تتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید

و در اصل شما با پول خودتان به جای خود،به دیگران پاداش می دهید.
اگر این پنج هوش مالی را در خود ایجاد کنید بهتر می توانید مشکلات

خود را حل کرده و هوش مالی خود را افزایش دهید.


 

چه کسانی به هوش مالی بیشتر نیاز دارند؟

 

کلیه کسانی که به هر نوعی با پول سر و کار دارند به این هوش نیاز دارند مگر اینکه

کسی فرد یا افرادی را در اختیار داشته باشد که هوش مالی بالائی داشته باشند و

حس کند نیازی به تقویت هوش مالی خود ندارد.یا اینکه کسی میراث هنگفتی داشته باشد

یا اینکه کسی کارمند باشد و مستمری مداومی داشته باشد که باز هم هر کدام از افرادی که ذکر شد

باز هم نیاز به تقویت هوش مالی خود دارند.
از دیدگاه رابرت کیوساکی افرادی که به دنبال پول هستند چهار دسته اند.کارمند(حقوق بگیر)،

خویش فرما یا کسب و کارهای شخصی کوچک(وکلا،پزشکان،تعمیرگاه و..)، کارفرما

(کسانی که یک کسب و کار بزرگ دارند) و سرمایه گذاران

(کسانی که با سرمایه گذاری در بازارهای مختلف پول به دست می آورند)
این چهار دسته در هر صنعتی که باشند نیازمند تقویت هوش مالی خود هستند. و

هر کسی که هوش مالی بالاتری داشته باشد بدون تردید درآمد بالاتری خواهد داشت.
میزان موفقیت بخصوص در دسته های سه و چهار(کارفرمایان و سرمایه گذاران)

با میزان درآمدشان سنجیده می شود. پس شاید هوش مالی بیشتری باید داشته باشند.
البته برای دسته های اول و دوم (کارمندان و خویش فرمایان) شاید میزان موفقیت با

میزان درامدشان سنجیده نشود و آنها برای موفق نامیدن خودشان اولویتهای دیگری را معرفی کنند.
در کشور ما یکی از نقاط ضعف در سیستم آموزشی این است

که در مدارس برای تقویت هوش مالی هیچ آموزشی داده نمی شود و این می تواند

یکی از دلایل توسعه نیافتگی کشور باشد چرا که همه فعالین در کشور مدت زیادی را در سیستمهای آموزشی گذرانده اند.

 

هوش کسب درآمد بیشتر

 

اولین درس برای افزایش هوش مالی، داشتن مهارت حل مشکل یا حل مسئله است.

یعنی به جای شانه خالی کردن در برابر مشکلات آنها را حل کنیم.
دومین درس مقاومت در برابر ناکامیها و درس گرفتن از شکستها و موفقیتهای قبلی است.

در این صورت است که با مواجه شدن با مشکلات و حتی شکست در برابر مشکلات

چیزی به اسم تجربه که باعث تقویت هوش مالی می شود در آدم ایجاد می شود.
در این راه اگر زمان لازم برای رسیدن به هدف دو سال باشد پس از شکست و شروع در

مسیر بعدی شاید شش ماه زمان برای پیروزشدن کافی باشد.
پس انسانهای قوی و توانمند می توانند از شکست برای خود پل پیروزی بسازند.

 

فرایند رسیدن به هدف

 

به بیان ساده هر مرحله از کار که برای رسیدن به مرحله بعدی باید انجام شود را فرایند می گویند.

مثلا اگر یک نفر بخواهد وارد دانشگاه شود باید دوران دبستان،دبیرستان،پیش دانشگاهی،کنکور و…

را طی کند.هر یک از این مراحل یک فرایند است.حال آیا کسی بدون گذراندن

دوران دبیرستان می تواند وارد دانشگاه شود؟ مسلما جوابتان منفی است.

یا اینکه شما دلتان بخواهد دانشگاه بروید ولی حاضر به تحمل سختی های هر مرحله نباشید.

آیا می توانید( حتی اگر دلتان بخواهد) وارد دانشگاه شوید؟ هوش مالی کسب درآمد هم همینطور است.
یکی از دلایلی که مردم فاقد این هوش مالی هستند این است که پول می خواهند

ولی حاضر به طی کردن مراحل رسیدن به پول نیستند. اکثر مردم درک نمی کنند که

این فرایند کسب پول است که می تواند آنها را ثروتمند کند نه خود پول.

این نکته را خوب به خاطر بسپارید که این فرایند برای هر فرد با فرد دیگر متفاوت است.

به همان اندازه که انسانها با هم متفاوت هستند.
و اما نکته کلیدی و طلائی این است که قبل از اینکه وارد هر فرایندی شوید،

ابتدا هدف خود را تعیین کنید سپس فرایندهای رسیدن به هدفتان را.

همیشه این نکته را بخاطر داشته باشید که روند رسیدن به هدف از خود هدف مهمتر است.
وارن بافت یکی از ثروتمندترین مردان دنیا می گوید((اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید

نمی توانید پولتان را کنترل کنید)).نکته بسیار مهمی است.نشان می دهد هوش مالی

نوعی از هوش هیجانی(EQ) یا هوش احساسی است.
یعنی اگر مدتی افسرده بودیم دست از کار نکشیم و یا وقتی سرخورده و ناامید هستیم

عصبی نشویم بطوری که کنترل خود را از دست بدهیم و وقتی فشار کار و مشکلات زیاد می شود میدان را
خالی نکنیم.
اشاره شد روش افزایش هوش مالی هر شخصی از طریق حل مشکلاتی است که در برابرش قرار دارد.

بسیاری از افراد برای داشتن امنیت شغلی و داشتن یک حقوق ثابت یا به قول ما ایرانیها

((آب باریکه)) بیش از روند یادگیری باهوش تر شدن از لحاظ مالی و ثروتمند شدن،

ارزش قائلند.بنابراین هرگز ثروتمند نمی شوند.
اینگونه افراد از ترس فقیر شدن،فقیر می مانند. این ترس شدید است که آنها را از استفاده

از فرصتها و حل مشکلاتی که برای ثروتمند شدن لازم است باز می دارد.
به اینگونه افراد باید گفت اگر بتوانید هوش مالی خود را افزایش دهید به جای داشتن

آب باریکه ممکن است به یک ((رودخانه)) برسید.
اولین گام برای افزایش درآمد، این است که تشخیص دهید بهترین راه برای پول درآوردن

برای شما چه راهی است.اگر مهندسی را بهترین راه می دانید مهندس شوید

.اگر در بازار بودن را بهتر می دانید وارد بازار شوید و… و اما یک توصیه طلائی:
فردای ثروتمندانه تر را بخاطر کمی حقوق بیشتر قربانی نکنید.

 

کسانی که هدف خود را رها کنند پیروز نخواهند شد

 

یکی از بهترین خصوصیاتی که هر کس می تواند در خود تقویت کند این است که

((آنقدر مسیری را که برای خود در نظر می گیرد ادامه دهد تا به هدف برسد)).

در هر کاری که انجام میدهید اگر می خواهید پیروز شوید این نکته را در نظر داشته باشید.
رابرت کیوساکی می گوید :پدر ثروتمندم می گفت هر وقت پیروز شدی کارت را رها کن

اما هیچ و قت بخاطر اینکه داری می بازی کار را رها نکن.
ممکن است دقیقا در همان نقطه ای که حس می کنی دارید می بازید ، برنده شوید.

این نکته را انسانهای برنده بخوبی درک و لمس کرده اند.

 

چرا مردم هوش مالی خود را افزایش نمی دهند؟

 

یکی از دلایلی که مردم هوش مالی خود را افزایش نمی دهند این است که فقط به چیزهائی که

می دانند می چسبند. و به جای اینکه خود را در مواجه با چالشی جدید قرار دهند به دنبال

کارهای بی خطری که می شناسند می روند. البته این به این معنی نیست که کارهای

پر ریسک انجام دهید بلکه بهتر است کارهای متفاوت از آنچه می دانید انجام دهید.
یک راه برای افزایش هوش مالی این است که (( به زندگی مثل یک ماجراجوئی آموزنده نگاه کنید)).

فراموش نکنید که زندگی کردن را باید آموخت و برای آموختن باید ماجراجوئی کرد.
ماجراجوئی کردن هم نیازمند داشتن و بدست آوردن مهارتهائی است که در حین ماجراجوئی

بدست می آورید. بدست آوردن این مهارتها منجر به ایجاد انواع دیگری از هوش در شما می شود

که یکی از آنها می تواند هوش مالی باشد.
آنچه همه ما از هوش می شناسیم به خاطر سپردن و پرهیز ازاشتباه است

در حالیکه هوش واقعی یادگیری فرایند حل مسئله است تا شایسته حل مشکلات بزرگتری شویم.

 

بیشتر پول درآوردن

 

همانطور که قبلا گفته شداکثر افراد در یکی از چهار حوزه کارمندی(حقوق بگیری)،

خویش فرمائی،سرمایه گذاری و کارفرمائی درآمد دارند.

تفاوت این نوع افراد در نوع نگرش و هوش مالیشان است .به این صورت که کارمندان

و خویش فرمایان برای حقوق ثابت یا دستمزد ساعتی کار می کنند ولی سرمایه گذاران و

کارفرمایان برای افزایش دارائی شان کار می کنند که یا موجب ایجاد گردش مالی می شود یا باعث افزایش سرمایه.

دو قشر اول یعنی کارمندان و خویش فرمایان درآمدشان بستگی به کاری که انجام می دهند دارد

و اگر کاری انجام ندهند درآمدی نخواهند داشت و یا درآمدشان کاهش خواهد یافت.

طبق تعریف ، شغل ، دارائی محسوب نمی شود. و قسمت بد برای این دو قشر این است

که این درامدهایشان برایشان تولید ثروت نمی کند و آنچه که تولید ثروت می کند دارائی است.

این دارائی ها هستند که باعث می شوند چه کار کنید و چه کار نکنید پول به زندگی

شما وارد شود. و دو قشر دوم یعنی سرمایه گذاران و کارفرمایان با دانستن این واقعیت ثروت بدست می آورند.

یکی از دلایلی که ثروتمندان ثروتمند تر می شوند

این است که آنها هدفگذاریشان بر بدست آوردن دارائی بیشتر متمرکز شده است.

 

نکته طلائی این است که:

 

افزودن دارائی های بیشتر نیازمند صرف کار سخت تر یا طولانی مدت تر نیست.

در واقع هر چه هوش مالی فرد بالاتر باشد کار کمتری را انجام می دهد در حالیکه دارائی های بیشتر

و با کیفیت بهتر بدست می آورد. بعبارت دیگر دارائی ها از طریق تولید درامد پنهان برای ثروتمندان کار می کنند.

ثروتمندان برای آینده پول پس انداز نمی کنند، بلکه دارائی ایجاد می کنند.

اگر یک ثروتمند ورشکسته شود یا ضرر کند در مدت زمان کوتاهی از دوران قبلی خود نیز پیشی می گیرد.

دلیل آن را هم بارها گفته ایم و آن یک چیز است:

 

دارائی حقیقی ثروتمندان هوش مالیشان است.

 

آنها یاد گرفته اند که تمرکز خود را به جای بدست آوردن پول بر روی یادگیری بگذارند

.آموخته اند که سرمایه شان را خودشان مدیریت کنند. آنها ارزش دارائی های خودشان را خوب می دانند.

روشهای بسیار زیادی برای بیشتر پول درآوردن وجود دارد چون مشکلات بسیار زیادی وجود دارد

که باید حل شوند. هر کسی که بتواند مشکلات بیشتری را حل کند ثروتمند تر خواهد شد.
بسیاری از مردم علاقه ای به حل هیچ مشکلی ندارند و می خواهند بخاطر کاری که نمی کنند

پول بگیرند. آنهائی که می خواهند در ازای کار کمتر پول بیشتری بگیرند با تغییرات

سریعی که در دنیا اتفاق می افتد زندگیشان سخت تر خواهد شد. به زودی با توجه به

تحولاتی که در کشور خودمان ایران اتفاق افتاده و همچنین تحولات و بحرانهای اقتصادی

و سیاسی در دنیا ،عرصه بر کسانی که درآمد ثابت دارند و هیچ تلاشی برای ایجاد

درآمدهای غیر فعال انجام نمی دهند سخت خواهد شد. یک سرمایه دار حقیقی

خیلی ساده کسی است که مشکلی را تشخیص می دهد و محصول یا خدماتی

را به وجود می آورد که آن مشکل را حل کند.
حال هرچه محصول یا خدمات تولیدی از نظر مشتری دارای ارزش بالاتری باشد قیمت بالاتری دارد.

 

هوش مالی محافظت از پول خود

 

حفاظت از پول در برابر غارتگران مالی بسیار مهم است. بسیاری از افراد یا سازمانها منتظر فرصت هستند

که با پول شما به خودشان کمک کنند. بسیاری از آنها باهوش و قدرتمند هستند.

اگر هوش و قدرت آنها از شما بیشتر باشد آنها پولتان را تصاحب خواهند کرد. به همین دلیل داشتن

هوش بالای محافظت از پول بسیار مهم است.

 

هوش مالی چگونه اندازه گیری می شود؟

 

هوش مالی کسب درآمد بیشتر با درآمد ناخالص اندازه گیری می شود.

مثلا اگر شما ماهیانه بصورت ناخالص پنج میلیون تومان درآمد داشته باشید هوش مالی کسب

درآمدتان از کسی که ماهیانه سه میلیون تومان درآمد دارند بیشتر است. هوش مالی

محافظت از پول نیز به نوعی به همین ترتیب ولی با درصد اندازه گیری می شود.

مثلا اگر شما در سال ۲۰ میلیون تومان درآمد داشته باشید ولی مالیات و یا هزینه ای

بابت درآمدتان پرداخت نکنید(با استفاده از دانش مالی) هوش مالی محافظت از

پولتان از کسی که مانند شما درآمد داشته و ۲۰ درصد از آن را بابت مالیات و

دیگر هزینه های کسب درآمد پرداخت می کند بیشتر است و هوش مالی محافظت از

پول این شخص از شخصی که ۳۰ درصد از درآمد خود را بابت هزینه کسب درآمد پرداخت می کند

بیشتر است و به همین ترتیب.به عبارت دیگر هوش مالی محافظت از پول ،

را با درصدی از درآمد اندازه گیری می کنند.
نویسنده: این نکته را در نظر داشته باشید که در فرهنگ ایرانی غارتگران مالی وجود دارند

که در یک معامله تمام دارائیتان را ممکن است غارت کنند و از شما یک ورشکسته بسازند.

تقریبا تمامی اینگونه اتفاقات ناشی از اعتماد بی مورد بوده است. اعتماد بی مورد هم ناشی

از کم بودن هوش مالی و دخالت دادن احساسات (که خوشبختانه یا متاسفانه در

همه چیز آن را دخالت می دهند) می باشد. لذا چهار توصیه طلائی که در هر کسب و کار

یا تجارت می تواند برایتان مفید و موثر باشد بخاطر داشته باشید.

۱- هرگز در معاملاتتان دچار احساس نشوید وآشنائی یا دوستی یا نسبت فامیلی را ملاک عقب نشینی از مواضع اصولی خود قرار ندهید.
۲- قبل از معامله مطالعات کاملی از شرایط حقوقی حالتهای مختلف معامله را طراحی کنید.
۳- قبل از معامله سناریوئی از حالتها و پیشنهادات احتمالی را مورد بررسی قرار دهید و برای آن راهکارهائی را آماده کنید.
۴- اسیر ترفندها و دامهای مذاکره نشوید.

یکی از ابزارهائی که هزینه هائی را به درآمد تحمیل می کند پرداخت مالیات است.

پرداخت مالیات هزینه زندگی در جامعه متمدن است ولی راهکارهائی وجود دارد

(با استفاده از هوش مالی) که بتوان پرداخت مالیات را کاهش داد.این راهکارها را

کارشناسان مالیاتی و کسانی که بدلیل درگیر شدن در کار هوش مالیشان افزایش یافته

و یا کسانی که مشاورین خبره دارند بخوبی می دانند.
نکته منفی در بحث پرداخت مالیات این است که افرادی که کمترین درآمدها را دارند

بیشترین درصد مالیات را پرداخت می کنند.بعنوان مثال در کشور خودمان،

این کارمندان و یا بعبارت دیگر قشر حقوق بگیر هستند که بهترین مشتریان اداره دارائی هستند

و قبل از اینکه حقوق خود را دریافت کنند مالیات خود را می پردازند

و کسانی که بصورت کارفرمائی یا سرمایه گذاری درآمد دارند معمولا با استفاده از

هوش مالی از پرداخت مالیات واقعی طفره می روند.
سازمانهای دیگری که بطور قانونی هزینه هائی را بر درآمدهای مردم تحمیل می کنند

بانکها هستند.بانکها پول شما را با درصد پرداخت سود مشخص می گیرند و خود

با استفاده از هوش مالی سودی شاید چند برابر آنچه به شما می دهند خود بر می دارند

و چنانچه کسی برای حل مشکل خود برای وام مراجعه کنند بصورت اسمی با نرخ بهره

مشخص و در عمل چند درصد بیشتر از نرخ بهره اسمی (در پرداخت اقساط فرد هم از

اصل و هم از سود پول پرداخت می کند) پول خود را پس می گیرند. دلیل آن هم نداشتن

هوش مالی اکثر قریب به اتفاق مردم در نحوه محاسبه پرداخت اقساط و محاسبه سود

موثراست. این نکته در پرداخت سود اوراق مشارکت هم مشهود است به این صورت که

چنانچه کسی قبل از موعد بخواهد پول خود را دریافت کند سودی که به فرد می دهند

یک درصد( و یا بیشتر) کمتر از سود اعلامی به مشتری پرداخت می کنند .البته این نکته

در گذشته بیشتربه چشم می خورد و اکنون که مردم آگاه تر شده اند بیشتر مورد توجه مردم

و بانکها قرار می گیرد و لا اقل در موقع اعلام فروش اوراق مشارکت بصورت نصفه و نیمه اعلام می شود.
افراد دیگری که بصورت قانونی باعث ایجاد هزینه در درآمدها می شوند دلالها هستند.

معمولا این افراد واسط یک معامله بین خریدار و فروشنده هستند

و درصدی از سود طرفین را به خود اختصاص می دهند.
البته درقشر دلالان بندرت دلالهای خوب نیز وجود دارند که باعث می شوند شما ثروتمند تر شوید.

اینگونه دلالان فقط به منافع خود فکر نمی کنند و منافع مشتریانشان را هم در نظر دارند.

بسیاری از دلالان خودشان حاضر به خرید و یا سرمایه گذاری در آنچه که به شما پیشنهاد می کنند

نیستند چون خودشان اعتقادی به آن سرمایه گذاری ندارند و فقط برای رسیدن

به کمیسیون خود می خواهند به شما بفروشند و حتی ممکن است شما را دچار مشکل کنند.

بطور کلی دلالان به دو دسته خوب و بد تقسیم می شوند.دلالان بد فقط به منافع خود فکر می کنند

و دلالان خوب هم به منافع خود فکر می کنند و هم به منافع شما.

با این اوصاف اگر بنظر خودتان هوش مالی خوبی دارید که قاتلان سرمایه کمترین درصد از سرمایه تان را می بلعند

و اگر هوش مالی خوبی ندارید سعی کنید یاد بگیرید.یاد بگیرید.یاد بگیرید.

آموزش صحیح و هدفمند کلید هر موفقیتی است. با آموزش هر فردی آگاهی کسب می کند

و به مرور زمان این آگاهی به دانش تبدیل می شود.این مسئله برای افزایش هوش مالی نیز صدق می کند.

 

تجارت یا سرمایه گذاری؟

 

افرادی که مدام در حال خرید و فروش هستند تاجرند نه سرمایه گذار.تاجران کمیسیون

بیشتری به دلالان می پردازند. همچنین ممکن است مالیات سود خرید و فروش خود

را نیز پرداخت کنند.در این بین دلالان و اداره دارائی درصدی از سود خرید و فروش را به

خود اختصاص می دهند. ولی سرمایه گذارانی که دارای هوش مالی بالاتری هستند

با استفاده از دلالان خوب که مشاوره به آنها می دهند درصد این هزینه ها را کاهش می دهند.
فروشندگان کالا و خدمات به نوعی دیگر درصدی از درآمد شما را می بلعند. خرید کالا

یا خدمات خیلی به ندرت موجب ثروتمند شدن شما می شوند ولی صاحبان و فروشندگان

با استفاده از انواع ترفندها قسمتی از درآمد و یا سرمایه شما را به خودشان اختصاص می دهند.
بسیاری از افراد دچار مشکلات مالی هستند چون کالاهائی را می خرند که نه تنها

ارزش افزوه ای برای آنها ایجاد نمی کند بلکه موجب ایجاد هزینه های دیگری نیز ممکن است بشوند.

خرید اقساطی اینگونه کالاها نیز به مراتب بیشتر افراد ی را که دارای درآمد هستند

دچار مشکلات مالی می کند. نگارنده معتقد است خرید اقساطی خودرو و یا لوازم منزل و

از این دست کالاها موجب درجا زدن و غوطه ور شدن در انواع قسط می شود. اقساطی

که هم اصل قیمت کالا و هم بهره های زیاد را به شما تحمیل می کند.
اگر واقعا تصمیم به ثروتمند شدن گرفته اید مشتری محصولات و خدماتی شوید که

خواهان ثروتمند شدن شما هستند. بعنوان مثال می توان مشتری محصولات و

خدمات آموزشی با کیفیت، که راه و رسم ثروتمند شدن را به شما یاد می دهند شوید.

ممکن است خود شما دیگر محصولات و یا خدماتی از این دست را بشناسید.
بسیاری از مردم بدلیل اعتماد بیجا و یا تصمیمات نادرست و یا درگیریهای بیهوده و…

کارشان به دادگاهها کشیده می شود. ورود به دادگاهها مساوی است با پرداخت

حق الوکاله به وکلا و پرداخت هزینه و یا جریمه بابت حرکتی اشتباه. اینگونه مسائل

نیز خود از بین برنده قسمتی از سرمایه می باشد. رابرت کیوساکی با توجه به قوانین

و فرهنگ حاکم بر آمریکا، اعلام دعوا از طرف وکلا و یا اشخاص برای گرفتن ثروت شما،

بدلایل پیش پا افتاده توصیه های جالبی برایمان دارد .بسیاری از ثروتمندان به

این توصیه ها عمل می کنند. این توصیه ها به شرح زیر است:
۱-هیچ دارائی با ارزشی را به نام خود نکنید. افرادی که هوش مالی بالائی دارند خانه های خود را بنام خود نمی زنند.
۲-بیمه بدهی شخصی قبل از نیاز به آن خریداری کنید.نگارنده:این نوع بیمه ها در کشور ما وجود ندارد و اگر دارد شناسانده نشده است.
۳-اسناد دارائی های خود را در جائی امن نگهداری کنید.
غارتگران ثروت زیاد هستند ولی اگر بتوان نسبت به آنها شناخت پیدا کرد، بهتر می توان از سرمایه خود محافظت کرد.

از دیگر مسائلی که موجب اتلاف سرمایه و یا هدر رفت منابع می شود ازدواج است.

برخی افراد هستند که فقط به خاطر پول با کسی که دارای سرمایه است ازدواج می کنند

یا حتی رابطه ایجاد می کنند. باید با افزایش هوش مالی محافظت از پول ، بتوان ترفندهای اینگونه افراد را خنثی کرد.
بسیاری دیگر از افراد قسمتی عمده از سرمایه خود یا درآمد آینده خود را برای پرداخت

مهریه هزینه می کنند. با توجه به اینکه در دین مبین اسلام،مهریه عندالمطالبه است

برخی از خانمها پس از ازدواج با مهریه های بالا ، به دلیل اینکه فقط بخاطر پول ازدواج کرده اند

مهریه خود را طلب می کنند .به این قبیل آدمها در کتاب رابرت کیوساکی ((سوداگران عشق))

گفته شده است.البته اخیرا قانونی تصویب شده که مهریه های بالاتر از ۱۱۰ سکه مشمول

جرایم و مجازاتهای عدم پرداخت مهریه نباشند .یعنی به نوعی دولت بصورت قانونی

محافظت از پول و خسارات احتمالی را بر عهده گرفته است ولی بهتر است قبل از رسیدن

به این نقطه، افراد برای ازدواج و پذیرفتن تعهدی که از عهده آن بر می آید برنامه ریزی لازم

را انجام دهد و صرفا از روی احساس امضا کننده هر تعهدی نباشد.
رابرت کیوساکی پیشنهاد می کند به هنگام بستن هر قراردادی ،پیش بینی های لازم

برای خروج از آن قرار داد را هم داشته باشید.این امر نشانگر هوش مالی است.

 

تغییر قوانین

 

شخصی که از نظر مالی باهوش باشد خواهان دریافت یک حقوق ثابت نخواهد بود.

چرا که از این فرد انواع مالیات دریافت می شود.مالیات بر درآمد قبل از دریافت حقوق از او گرفته می شود ،

مالیات ارزش افزوده در هر خرید اخذ می شود و..
کسانی که دارای هوش مالی بالائی هستند ترجیح می دهند بجای دریافت یک حقوق ثابت ،

از حق امتیازها و یا سود سهام خود پول دریافت کنند

چرا که اینگونه درآمدها یا مالیات ندارند و یا مالیات کمی دارند.

 

قوانین جدید

 

عوض کردن سیستمی که سالها بصورت بیمار شکل گرفته کاری بیهوده است.

ما اگر بخواهیم گلیم خود را بهتر از آب بیرون بکشیم بهتر است بجای تلاش برای تغییر سیستم، خود را تغییر دهیم.
چگونه خود را تغییر دهیم؟
تغییر دادن افکارو خصوصیات و تلقینهائی که از کودکی یاد داده شده اند کار

بسیار سخت اما شدنی است. لازمه این تغییر یادگیری است.یادگیری قوانین،

یادگیری قاعده بازی ،یادگیری هوش مالی و…
نا آگاهی شادمانی است و این آن چیزی است که ثروتمندان برای بهره کشی از دیگران روی آن حساب می کنند.

نادانی افراد چیزی است که ثروتمندان را با شادکامی روز به روز ثروتمند تر می کند.

 

بودجه بندی پول خود

 

بسیاری از افراد مخارج زندگیشان بیشتر از درآمدهایشان است.

این نوع زندگی به نوعی خودکشی محسوب می شود چرا که این افراد روز به روز قرضشان بیشتر شده

و فشار بیشتری به آنها وارد می شود. پس باید طوری برنامه ریزی کرد که هزینه های زندگی کمتر

از درآمدها باشد . این امر بیانگر هوش مالی است. یادگیری این نوع هوش مالی نیازمند یادگیری

چگونگی برنامه ریزی برای درآمدها و هزینه های زندگی است.
کلید طلائی برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن آموختن این نوع هوش مالی است.

 

بودجه بندی نوعی برنامه ریزی است

 

یکی از تعاریف بودجه ، برنامه ریزی برای هماهنگی درآمدها و هزینه ها است.

اکثر مردم بودجه بندیشان برای فقیر ماندن و یا متوسط ماندن است نه برای ثروتمند شدن.
بعبارت دیگر اکثر مردم طوری برای درآمدهایشان برنامه ریزی می کنند که با کسری بودجه مواجه شوند

نه با مازاد بودجه .یعنی هزینه های زندگیشان بیشتر از درآمدهایشان می باشد.

 

کسری بودجه در زندگی شخصی

 

بیشتر بودن هزینه ها از درآمدها را کسری بودجه می گویند.دلیل اینکه بیشتر

مردم کسری بودجه دارند این است که پول خرج کردن خیلی را حتتر از پول درآوردن است

و مردم براحتی پولشان را خرج می کنند بدون آنکه درآمدهایشان اضافه شود.
در نتیجه با کسری بودجه مواجه می شوند. بیشترافرادی که با کسری بودجه مواجه می شوند

سعی در کاهش هزینه ها می کنند ولی رابرت کیوساکی می گوید بجای کاهش هزینه ها

سعی کنید درآمدهای خود را افزایش دهید. این روش هوشمندانه تر از کاهش هزینه ها است.
این بحث در مورد کسب و کارها هم مصداق دارد. یک کسب و کار زمانی پایدار می ماند که

درآمدهایش بیشتر از مخارجش باشد در غیر اینصورت کسب و کار پایدار نمی ماند.کسری

بودجه در شرکتها نیز باید با افزایش فروش یا کاهش مخارج کاهش یافته و با یک برنامه ریزی

حساب شده بتواند به مازاد بودجه برسد در غیر اینصورت نمی توانند بصورت طولانی مدت دوام داشته باشند.
دو راه برای کاهش کسری بودجه و رسیدن به مازاد بودجه برای هر فرد یا شرکت وجود دارد

که به آنها اشاره شد. یکی کاهش مخارج و دیگری افزایش درآمد. ولی آنچه رابرت کیوساکی

روی آن تاکید می کند افزایش درآمد و یا افزایش فروش می باشد.
برای افراد یا کسب و کارهائی که نمی توانند درآمد بیشتری کسب کنند و یا فروش خود

را افزایش دهند راحت ترین راه کاهش مخارج و هزینه هاو یا فروش دارائی هاست.

در حالیکه بهترین راه نیست چون این کار معمولا وضعیت را بدتر می کند.
بنابراین مبارزه با مشکلات مالی از راه افزایش درآمد بجای کاهش مخارج را شیوه

بهتری برای حل مشکل کسری بودجه می داند.
رابرت کیوساکی چهار سال در شرکت زیراکس بعنوان فروشنده کار کرد تا بتواند مهارت فروش

را یاد بگیرد چون یادگیری مهارت فروش است که می تواند منجر به افزایش درآمد شود.حال این

 

مازاد بودجه

 

بیشتر بودن درآمد از هزینه ها را مازاد بودجه می گویند.نکته ای که در مازاد بودجه باید

به آن توجه کرد این است که رسیدن به مازاد بودجه به معنای تمرکز بر کاهش هزینه ها نیست

بلکه به معنای تمرکز بر افزایش درآمدهاست. یعنی بجای اینکه سطح زندگی پائین بیاید سطح درآمد افزایش یابد.
در مازاد بودجه در یک کسب و کار نیز باید به همین صورت برخورد شود

به این صورت که با افزایش درآمد می تواند به دو صورت عمل کند.روش اول اینکه

برای توسعه شرکت یا کسب و کار اقدام کند و یا اینکه سهام فروش رفته خود را مجددا خریداری کند.

مازاد بودجه در یک شرکت می تواند ارزیابی متفاوتی را در مورد کسب و کار و مدیریتش بیان کند.

 

مازاد بودجه یک فرد

 

زمانیکه درآمدهای یک فرد افزایش می یابد به سه طریق می تواند برای مازاد بودجه خود تصمیم بگیرد.

روش اول اینکه می تواند وام بگیرد و به این ترتیب اقساط وام خود را افزایش دهد.

روش دوم اینکه می تواند هزینه های خود را افزایش دهد و مازاد بودجه را خرج کند

و روش سوم این است که مازاد بودجه خود را سرمایه گذاری کند.
نکته جالبی که در زندگی اکثر قریب به اتفاق مردم وجود دارد این است که به جای اینکه

در زندگی خود مازاد بودجه را مبنا قرار دهند زندگی خود را بر مبنای کسر بودجه بنا می کنند.
و بر عکس ثروتمندان همیشه گزینه مازاد بودجه را بنای زندگی خود قرار می دهند و با سرمایه گذاری

مازاد بودجه خود درآمدهای جدید برای خود ایجاد می کنند.
بسیاری از افراد وقتی به مازاد بودجه می رسند شروع به تعویض اثاثیه منزل،

تعویض ماشین و منزل می کنند و از این طریق مازاد بودجه خود را صرف چشم و هم

چشمی و رفاه غیر لازم می کنند در حالیکه ثروتمندان بر عکس عمل می کنند

.نمونه اینگونه ثروتمندان(( وارن بافت))یکی از ثروتمند ترین مردان دنیا است

که هنوز با ماشین چهل ساله خود تردد می کند و در منزلی که بیش از چهل سال پیش آن را خریداری کرده

زندگی می کند و درآمد افسانه ای خود را سرمایه گذاری می کند.
اگر افراد نتوانند برای مازاد بودجه خود برنامه ریزی صحیحی ایجاد کنند مطمئنا هیچ وقت ثروتمند نخواهند شد.
بهترین تصمیمی که افراد می توانند بگیرند فراگیری نحوه بودجه بندی است.

فراگیری نحوه بودجه بندی برای مازاد بودجه ،برای رسیدن به کمال مالی ضروری است.

و اما برای یادگیری بودجه بندی دانستن بعضی نکات ضروری است.

نکته ۱: مازاد بودجه نوعی هزینه است.

رابرت کیوساکی می گوید پدر ثروتمندش به او گفت:مجبوری مازاد بودجه را به نوعی

هزینه تبدیل کنی. معنی این عبارت این است که اگر زندگی مالی خود را به دو بخش درآمدها

و هزینه ها و دو بخش دارائی ها و بدهی ها تقسیم کنید پس اندازها و سرمایه گذاریهارا

بجای اینکه در قسمت دارائی های خود در نظر بگیرید باید آن را در قسمت هزینه های خود ثبت کنید

و بجای اینکه به آنها اتکا کنید درآمد مازاد خود را بعنوان یک بدهی مانند

قسط در نظر گرفته و ابتدا دستمزد خود را پرداخت کنید.
در این حالت شما هیچ اتکائی به آنها پیدا نخواهید کرد و پس اندازها و سرمایه گذاریها

خودشان برای شما (در صورت بکارگیری صحیح آنها در جهت تولید دارائی) درآمدهای دیگری ایجاد خواهند کرد.
ثروتمندان ،طبقه متوسط و فقرا هر کدام با توجه به دانشها و دانسته های خود اولویتهائی را در زندگی خود دارند.

مثلا اولویتهای اکثر افراد قشر متوسط به صورت زیر است:
اولویت اول:بدست آوردن شغلی با حقوق بالا
اولویت دوم: پرداخت رهن خانه و اقساط ماشین
اولویت سوم: پرداخت قبوض
اولویت چهارم:پس انداز و سرمایه گذاری
همانطوریکه می بینیم اولویت آخر قشر متوسط پرداخت به خود است در حالیکه ثروتمندان در

اولویت اول پرداخت به خود را دارند .رابرت کیوساکی نیز پرداخت به خود را اولویت اول

و نهایتا دوم افراد با هوش مالی بالا می داند.و توصیه اکید او هم قرار دادن پس انداز و

سرمایه گذاریهایتان در قسمت هزینه بودجه بندی است. این نوع نگرش موجب ایجاد مازاد بودجه می گردد.

رابرت کیوساکی می گوید:اوایل زندگی که تازه ازدواج کرده بودیم مشکلات کسری

بودجه زیادی داشتیم. یک دفتر دار استخدام کردیم که موظف بود کارها بودجه بندی

و حساب و کتاب را انجام دهد.او طبق آنچه یاد گرفته بود وقتی درآمد می آمد ابتدا

شروع به پرداخت اقساط،قبوض ،بدهی ها و… می کرد.طبیعی بود که دیگر پولی

برای پس انداز و سرمایه گذاری باقی نمی ماند.او را توجیه کردیم که ۳۰درصد درآمد

را قبل از هر پرداختی بعنوان هزینه در نظر بگیرد و آن را در ستون دارائی قرار دهد.

مثلا اگر ۱۰۰۰دلار درامد داشتیم و ۱۵۰۰دلار هزینه،او مجبور بود ۳۰۰دلار آن را بعنوان هزینه،

پس انداز کند و با ۷۰۰ دلار هزینه های ۱۵۰۰دلاری را مدیریت کند.
او ابتدا زیر بار نمی رفت چرا که با دانسته هایش هیچ سنخیتی نداشت.او معتقد بود

ابتدا باید بدهی دیگران را پرداخت کرد و سپس اگر پولی باقی ماند پس انداز شود.

پس از مدتی توانستیم او را قانع کنیم.
تا مدتها پول کم می آوردیم.می توانستیم از دارائی هایمان بدهی ها را پرداخت کنیم

ولی آن پول خودمان بود و نمی خواستیم از پول خودمان بدهی ها را پرداخت کنیم.
بنابراین مجبور شدیم از هوش مالی کسب درآمد استفاده کنیم.غرورمان را زیر پا گذاشتیم و از هر طریقی پول بدست می آوردیم.بازاریابی،مشاوره بازار یابی،مشاوره سرمایه گذاری و..
سپس پس اندازها را سرمایه گذاری کردیم و آپارتمان خریدیم و از اجاره آن توانستیم برای خود درآمد غیر فعال ایجاد کنیم.
(درآمد غیر فعال درآمدی است که بدون صرف وقت ایجاد می شود مانند سود سهام،کرایه آپارتمان و..)
وقتی بررسی می کنیم می بینیم اکثر قریب به اتفاق قشر متوسط و فقیر جامعه ما هم

همین مشکلات را دارند و نوع نگرششان هم مانند دستیار رابرت کیوساکی است

که معتقد بود ابتدا باید کل بدهی ها باید پرداخت شود و اگر چیزی باقی ماند پس انداز و سرمایه گذاری شود.
و اگر رابرت کیوساکی و امثال او متفاوت با آنچه همه می اندیشند و رفتار می کنند رفتار نمی کرد

او هم فردی متوسط یا فقیر از جامعه خود بود که هیچ کس اسمی از او نشنیده بود.
رابرت کیوساکی می گوید ما پس اندازهایمان را در بانکها نگذاشتیم که با مختصر سودی

که پرداخت می کنند روز به روز ارزش آن در مقابل دارائی ها کم شود بلکه آن را در طلا و نقره

سرمایه گذاری کردیم که با گذشت زمان ارزش افزوده در آن ایجاد شود. و وقتی به ارزشی برابر

خرید یک آپارتمان رسیدیم آن را به آپارتمان تبدیل کردیم و آن را اجاره دادیم.

رابرت کیوساکی می گوید اگر خواستید آینده شخصی را پیش گوئی کنید فقط کافی است

نگاهی به هزینه های ماهیانه آن شخص بیندازید.اگر درآمد این شخص صرف هزینه های روز مره

خورد و خوراک و تفریح بشود این فرد هیچگاه به مازاد بودجه و ثروتمندی نخواهد رسید

و اگر قسمتی از درآمدش صرف پس انداز و سرمایه گذاری و آموزش شود این شخص قابلیت ثروتمند شدن را دارد.
او می گوید: پدر ثروتمند می گفت:زمان و پول دارائی های خیلی مهم هستند.

 

این دارائی ها را خردمندانه خرج کن.

 

پرداخت حقوق خود در قالب هزینه و تبدیل آن به دارائی توصیه اکید رابرت کیوساکی برای

ثروتمند شدن می باشد.ضمن اینکه اختصاص قسمتی از درآمد خود به نیازمندان

را هم بسیار توصیه می کند.یادگیری مهارتهای لازم و آموزش در زمینه هائی که یک

فردبرای افزایش هوش مال نیاز دارد نیز از توصیه های او می باشد.

نکته شماره ۳-بودجه دارائی ها،بدهی ها را جبران می کند.

انسانها ی فقیر و متوسط،صرفه جوئی و کاهش هزینه های زندگی را نشانگر هوش و ذکاوت مالی می دانند

در حالیکه اینطور نیست.آنها همیشه بر آرزوهای خود سرپوش می گذارند و خود را گول می زنند.
اینگونه افراد فقیرانه زیستن را زندگی شرافتمندانه می نامند و ثروتمندان را کسانی می دانند

که با پایمال کردن حق دیگران به ثروت رسیده اند. اینها همه روشهائی است که فقرا با آنها خودشان را گول می زنند.
وقتی کسی از درآمد خود ابتدا حق خود را پرداخت کند و با این پس انداز سرمایه گذاری کند

دارائی جدیدی خلق کرده که خود باعث ایجاد درآمد می شود که می تواند بدهی هائی را پوشش دهد.

این راهی است که اکثر قریب به اتفاق ثروتمندان می روند.
هرچه این دارائی که ایجاد می شود بزرگتر باشد می تواند هزینه های بزرگتری را پوشش دهد.

آنچه قشرهای فقیر و متوسط انجام می دهند چیزی متفاوت از آنچه ثروتمندان انجام می دهند

می باشد.اینها با درآمد و پس انداز خود هزینه های خود را پوشش می دهند

در نتیجه پولی نمی ماند که بخواهد تبدیل به دارائی شود.

 

دارائی چیست؟

 

دارائی چیزی است که پول به جیب شما واریز می کند.مثل خرید واجاره دادن یک آپارتمان

و یا بدست آوردن سهام و سود آن .اینگونه دارائی ها اگر در بدست آوردنشان درست

تصمیم گیری شود هم درآمد مستمر خواهند داشت و هم ارزش افزوده ایجاد خواهند کرد.

به نوعی دیگر مانع کم ارزش شدن پول شما می شود. در مقابل دارائی،بدهی قرار دارد

.بدهی چیزی است که موجب می شود پول از جیب شما خارج شود.بسیاری از مردم

داشتن ماشین را دارائی می دانند.در صورتیکه طبق تعریف رابرت کیوساکی، ماشین

یک بدهی است چون نه تنها درآمد مستمری ایجاد نمی کند بلکه هزینه های بنزین،روغن

،استهلاک،تصادف و بیمه را تحمیل می کنند. البته داشتن ماشین رفاه و آسایش را

به همراه می آورد ولی باید دید هدفتان واقعا ثروتمند شدن هست یا نه.پیشنهاد رابرت کیوساکی

در اینگونه موارد این است که بجای اینکه پس انداز و دارائی تان را به ماشین

(یا امثال آن) تبدیل کنید آن را سرمایه گذاری کنید و با عواید آن ماشین تامین کنید.
وارن بافت یکی از ثروتمند ترین مردان دنیا چند سال پس از اینکه همسرش لباسی را به

بهای ۱۵۰۰۰دلار خریداری کرد گفته بود اگر همسرم آن زمان بجای خرید آن لباس پول آن

را برای سرمایه گذاری به من داده بود آن پول الان تبدیل به ۸۰۰میلیون دلار شده بود!!
رابرت کیوساکی می گوید :من به این معتقدم که ابتدا عایدیهایم را توسعه دهم

و سپس از زندگی لذت ببرم.یک شخص دارای هوش مالی پائین فقط در این حد می داند

که چطور پائین تر از سطح درآمد خود زندگی کند.بعبارت دیگر از هزینه هایش کم کند.

اگر خود را از تجملات زندگی برخوردار نکنیم اصلا چرا زندگی کنیم؟

 

نکته شماره ۴-بودجه خرج کنید تا ثروتمند شوید

 

وقتی امورجاری زندگی سخت می شود اکثر افراد بجای اینکه خرج کنند از هزینه ها می زنند.

این مسئله یکی از دلایلی است که افراد از کسب ثروت و حفظ آن عاجزند.
پیشنهاد رابرت کیوساکی این نیست که هزینه هایتان را کاهش دهید بلکه پیشنهاد او این است

که درآمدهایتان را افزایش دهید و مثال جالبی از یک کسب و کار می زند.او می گوید وقتی یک کسب و کار

درآمدش کاهش می یابد شروع به کاهش هزینه ها می کند و اولین کاهش را در

هزینه تبلیغات ایجاد می کند.تبلیغات کمتر برابر است با کاهش فروش و کاهش فروش برابر است

با مشکل بیشتر و این دور ادامه خواهد یافت تا ورشکستگی.
یکی از نشانه های داشتن هوش مالی بالا این است که بدانیم چه موقع باید خرج کنیم

و چه موقع باید هزینه ها را کاهش دهیم. رابرت کیوساکی می گوید:وقتی ما به

دردسر افتادیم به جای اینکه هزینه ها را کاهش دهیم پرداخت قبضها وبدهی ها

را به تاخیر انداختیم و با تمام توان به کار بازاریابی و تبلبغات پرداختیم.زمان،پول

و انرژی زیادی صرف کردیم تا درآمدمان افزایش یابد.

سعی کنیم از فشارها به نفع خود استفاده کنیم.یک آدم موفق و زیرک تهدیدها

را به فرصت تبدیل می کند.رابرت کیوساکی هم همین روش را انجام داد.او به جای

اینکه تهدید طلبکاران و بانکها او را وادار به تغییر در روش خود کند از انرژی

و فشار آنها برای افزایش درآمد استفاده کرد.
بودجه بندی روند بسیار مهمی است.لذا برای یادگیری آن و باهوشتر شدن

در آن یک روز را وقت بگذارید.مسائل مثبت یک شبه اتفاق نمی افتد اما روزی اتفاق خواهند افتاد.

اگر واقعا بخواهید برای مازاد بودجه کار کنید ثروتمند تر خواهید شد.
بودجه در تعریف طرحی برای هماهنگی منابع و هزینه هاست. رابرت کیوساکی می گوید:

پدر ثروتمند به من یاد داد که یک مشکل مالی نیز یک منبع است البته اگر آن مشکل را حل کنید.

پس می توان از فقیر بودن به عنوان یک فرصت استفاده کرد و ثروتمند شد.

 

بدهی

 

دو نوع بدهی وجود دارد.بدهی خوب و بدهی بد.
بدهی خوب یک بدهی است که شما را ثروتمند تر کرده و فرد دیگر ی بهای ان را می پردازد

و بدهی بد بدهی ای است که شما را فقیر تر کرده و اینکه مجبور شوید برای پرداخت آن جان بکنید.

بدهی بد قرضی است که ناشی از یک بدهی دیگر است و نوعی عقب ماندگی برای افراد

،مشاغل و کشورها محسوب می شود ولی می توان با تبدیل این نوع بدهی به فرصت، با استفاده از آن ثروتمند شد.
بدهی بد در اصل بدهی است که شما برای حل مشکلات ایجاد می شود و باعث می شود

مشکلات بزرگتر و بزرگتر می شود.مثلا اینکه شما پولی را با نزول یا وام برای خرید ماشین هزینه کنید و

در این بین با آن ماشین هم تصادف کنید و..و به این ترتیب مشکلات بزرگ و بزرگتر می شوند.

در مقابل بدهی خوب می تواند شما را ثروتمند تر کند.گرفتن وام برای خرید منزل

یا قرض از دوستان و آشنایان برای سرمایه گذاری کم ریسک و مطمئن می تواند باعث رشد حرکت در افراد گردد.

اگر بدهی بد شما را عقب نگه دارد ،خودتان بدترین دشمن خودتان هستید.

اکثر ما فکر می کنیم بهترین راه و روش حل یک مشکل فقط آنی است که ما

می دانیم و انجام می دهیم در صورتیکه آنچه تاکنون کرده ایم ما را به یک نتیجه

متوسط یا پائین تر از متوسط رسانده است. اگر این نکته را بفهمیم میتوانیم با

یادگیری روشهای جدید،کارهای جدید و حتی تغییر در نوع نگرش و فکر خود به نتایجی جدید و بهتر دست پیدا کنیم.
همانطور قبلا گفته شد به مشکل بدهی بعنوان یک فرصت برای یادگیری و باهوشتر شدن نگاه کنید.

این نکته را بخاطر داشته باشید که هوش بودجه بندی پول خود، مانند هوش محافظت از

پول خود به درصد سنجیده می شود.یعنی اگردرصد بیشتری از درآمدتان به دارائی تبدیل شود

شما دارای هوش مالی بودجه بندی بالاتری هستید. همانطور که در قبلا هم گفته شد

نحوه بودجه بندی صحیح پول ، اختصاص درصدی از درآمد (قبل از پرداخت هزینه ها )

به پس انداز و سرمایه گذاری ها است.و هرچه این درصد بیشتر باشد هوش مالی بالاتر است.

و فشاری که با این کار در پرداخت هزینه ها وارد می شود می تواند منجر به استفاده

از هوش مالی شماره یک که هوش مالی کسب درآمد بیشتر بود بشود.نکته جالب در یادگیری

این هوش این است که سطح زندگی نباید تغییر کند .

چند درصد از مردم می توانند با این روند چالش برانگیز زندگی کنند؟ تحمل اینگونه روندهای چالش

برانگیز کار بسیار سختی است که اگر کسی بتواند از عهده آن برآید می تواند به جرگه ثروتمندان بپیوندد.

به همین دلیل است که تعداد ثروتمندان در مقایسه با تعداد جمعیتها ناچیز است.

ثروتمندان از اینگونه چالشها و فشارها هراسی ندارند و با تحمل مقطعی آنها به مازاد بودجه،ثروت و تنعم می رسند.
جالب این است که انها در اقتصادی به درآمدهای هنگفت و ثروت زیاد می رسند

که اکثر قریب به اتفاق مردم از آن و رکود حاکم بر آن در رنج هستند.

تقویت پول خود:

بین دیدگاههای سرمایه گذاری افراد مختلف تفاوتهای زیادی وجود دارد. این تفاوت دیدگاه و

حتی تحلیلها و پیش بینی های متفاوت حتی بین کارشناسان ، به عقیده رابرت کیوساکی

ناشی از تفاوت دیدگاهها در دو مفهوم از مفاهیم مالی است.کنترل و تقویت

رابرت کیوساکی می گوید اقتصاد جدید در دنیا(که اقتصاد ایران هم به نوعی تاثیر پذیری

زیادی از آنها دارد) بسیاری از مردم را وارد یک بازی برد-باخت به نفع ثروتمندان کرده است

و آن این است که بسیاری از مردم چاره ای جز سرمایه گذاری و تبعیت از آنچه که در مقابل

آنها گذاشته می شود ندارند.این مسئله دلایل زیا دی دارد.جدا از تفاوتهای فردی بین افراد ،

اکثر افراد ، آموزشهای مالی یا تحصیلات مالی اندکی دارند و نمی توانند موقعیتهای سرمایه گذاری

مناسب را از آنچه که به آنها پیشنهاد می دهند تشخیص دهند.
لذا در سرمایه گذاریهائی وارد می شوند که سیستم اقتصادی رایج به آنها پیشنهاد می کند

و فرد هیچ کنترلی بر روی آنها ندارد و سرمایه آنها یا تقویت نمی شود یا تقویت بسیار کمی خواهد داشت.

نمونه هائی از این گونه سرمایه گذاریها در کشور خودمان ،سرمایه گذاری

در حسابهای بانکها،خرید اوراق مشارکت و نمونه هائی از این دست است.

همانگونه که در اقتصاد کشور خودمان شاهد هستیم، تورم بیست و چند درصدی سالیانه

مجالی برای تقویت پول در اینگونه سرمایه گذاریها نمی دهد و بهترین حالت

در این گونه سرمایه گذاریها این است که ارزش پول همگام با تورم رشد کند.
پیشنهاد اینگونه بسته های پولی توسط دولت ،به دلیل رشد زیاد نقدینگی سرگردان

در دست مردم است که ناشی از درآمدهای نفتی است و این سرمایه ها بطرف هر

بازاری سرازیر می شود جز ایجاد حباب در بازارها و افزایش تورم نتیجه دیگری ندارد

لذا دولت به جای برنامه ریزی بر روی تولید و ارائه بسته های تشویقی برای مشارکت

سرمایه های سرگردان در تولید، جمع آوری و کنترل این نقدینگی را در سرلوحه کار

خود قرار می دهد و اکثر مردم که دارای هوش مالی زیادی نیستند دریافت سود سالیانه ۲۰ درصد

را محملی مناسب برای سرمایه گذاری خود می دانند.غافل از اینکه در اینگونه شرایط تورمی،

نه تنها پولشان تقویت نمی شود بلکه در بهترین حالت ارزش پولشان (قدرت خرید) نسبت به سال قبل ثابت می ماند.

رابرت کیوساکی تاثیر کنترل و تقویت سرمایه در سرمایه گذاری ها را بخصوص در بحرانها و

رکود های اقتصادی بسیار مهم و اساسی می داند.او می گوید:
به خاطر کنترل و تقویت سرمایه ام می توانم در زمان کمتر با ریسک بسیار کمتر و به

حداقل رساندن تاثیر جهشها و رکودهای اقتصادی بازار بر سرمایه گذاریهایم، به ثروت بیشتری دست یابم.

رابرت کیوساکی می نویسد بزرگترین ترس در آمریکا ترس از تروریسم نیست،

بلکه ترس از بی پول شدن در طول دوران بازنشستگی است. این مطلب بخصوص برای

کسانی که حقوق بگیر هستند چه در آمریکا و چه در ایران صادق است که هر چقدر

ازپولی که حقوق بگیران دریافت می کنند پس انداز شود با توجه به روند حاکم بر اقتصاد،

روز به روز ارزش آن کاهش می یابد و در زمان بازنشستگی عملا پول قابل ذکری

برای ادامه زندگی باقی نمی ماند . متاسفانه در کشور خودمان بسیاری از افراد بخاطر

اینکه حقوق بازنشستگی و پس اندازشان تکافوی هزینه هایشان را نمی کند پس

از بازنشستگی نیز بدنبال انجام کار برای کسب درآمد هستند و بقول خودشان

سی ساله دوم خدمتشان را شروع می کنند.
هزینه های جاری زندگی، هزینه های بهداشت و درمان،هزینه های پوشاک وهزینه های

تحصیلی دیگر با درآمد ها و پس اندازهای اکثر بازنشستگان و حتی حقوق بگیران همخوانی

ندارد پس اگر فرصتی هست باید به فکر چاره بود.
چاره این دوران، تقویت هوش مالی تقویت پول خود می باشد.این هوش باعث می شود

با استفاده از پول دیگران ، پولتان با شدت بیشتری برایتان کار کند و اگر هوش مالی محافظت از

پول خود را تقویت کرده باشید می توانید مالیات کمتری پرداخت کنید.

تقویت پول:

به بیان ساده یعنی اینکه از منابع و پول کمتر، بیشترین بهره را ببرید. یعنی اینکه اگر شما

برای یک سرمایه گذاری مطمئن نیاز به ۵ میلیون تومان پول داشته باشید بتوانید ۳ میلیون

یا بیشتر آن را از بانک یا منابع دیگر تامین کنید و تنها دو میلیون و یا کمتر را خودتان تامین کنید

و بتوانید ارزش افزوده خوبی از سرمایه گذاریتان بدست آورید دارای هوش مالی تقویت پول هستید.

البته این بحث مشروط بر این است که بتوانید سرمایه گذاری خود را کنترل کنید.
اگر یک سرمایه گذار فاقد هوش مالی کافی برای کنترل سرمایه گذاری باشد،

استفاده از پول وام برای سرمایه گذاری کاری بسیار پرخطر است.
بسیاری از افرادی که از نابسامانی بازار املاک آسیب می بینند کسانی هستند

که بر روی افزایش قیمت خانه و تورم حساب کرده اند.آنها فکر می کنند با بالا رفتن قیمت خانه شان

ثروتمند شده اند و شروع به ایجاد بدهی برای خود می کنند در حالیکه این اشتباه بزرگی است.

با افزایش قیمت مسکن حاصل از تورم و یا پرید زمانی دوران رونق مسکن، این افراد نیستند که

ثروتمند می شوند بلکه این ارزش پول است که کاهش می یابد.
بخاط دارم زمانیکه در ابتدای دوران رونق مسکن در سال ۸۵ وارد بازار مسکن شده بودم

و چند خرید و فروش پر سود انجام دادم روزی به خود آمدم و دیدم آنچه که برای من باعث

ایجاد سود شده بیشتر از آنکه مهارتهای تجاری من باشد سوار شدن بر موج بازار بوده است.

در حالیکه شاید خیلی از مهارتهای مورد نیاز برای سرمایه گذار بودن در این بازار را هنوز بلد نبودم.

۱۰ چالش اساسی تجارت اینترنتی

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

۱۰ چالش اساسی تجارت اینترنتی

 
10 چالش اساسی تجارت اینترنتی

اگر می خواهید یک کسب و کار اینترنتی سود ده راه بیندازید باید از بعضی اشتباهات رایج جلوگیری کنید.

در این مقاله ۱۰ اشتباهی که مانع ازموفقیت افراد تازه کار (و حتی بعضی از قدیمی ها)

و همچنین مانع از قدرت گرفتن آنها می گردد را بیان می کنم.

این مشکلات همانند باری است که بر دوش کسب و کار شما لنگر انداخته ولی از وجود آنها خبر ندارید.

دارندگان کسب و کار اینترنتی باید افرادی سمج و پرکار باشند و در عین حال دیدی فراگیر داشته باشند.

نکاتی که در اینجا بیان می کنم به شما کمک می کند تا جلوی بعضی از این مشکلات را بگیرید.
 

۱- تأخیر

 
وب سایت یا وبلاگی که برای مدتها بدون تغییر می ماند برای ارائه یک کسب و کار

اینترنتی حرفی برای گفتن ندارد. اگر می خواهید کسب و کار اینترنتی داشته باشد باید یک برنامه

و سیستم مدیریت زمان متناسب با آن داشته باشید. الویت بندی کنید و لیستی از کارها که باید

روزانه انجام شوند را برای خود داشته باشید و مطابق آنها عمل کنید.

نکته: در صفحات خود محلی برای نظر خواهی قرار دهید زحمت زیادی ندارد ولی عملکرد آن فوق العاده است.
 

۲- کوشش برای رسیدن به اوج

 
شما هیچگاه نمی توانید بگویید وب سایت یا محصول بی عیب و نقصی دارید. خوب حال چه باید کرد؟

مهم نیست! این مهم است که خیلی زود سایت خود را به وب سایتی زنده تبدیل کنید. بهینه سازی

یک وب سایت بسیار خوب است ولی نباید مانع از به روز کردن وب سایت شما شود.

نکته: اگر وب سایت خود را روزانه Update کنید هر چند تغییرات کمی اعمال کنید بهتر است،

تا اینکه هر از چند گاهی تغییرات اساسی اعمال کنید.

موتورهای جستجو هم وب سایتی را که روزانه Update می شود بیشتر می پسندند.
 

۳- دور ریختن پول

 
این نکته بسیار مهم است به خصوص اگر پول زیادی برای خرج کردن ندارید.

معملاً نیمی از هزینه هایی که برای شروع یک کسب و کار اینترنتی انجام می شود بیهوده است.

مثلاً شما برای شروع به فضا یا پهنای باند زیادی احتیاج ندارید یا لازم نیست اول کار یک

سرور اختصاصی داشته باشید. در اینترنت خدمات مجانی بسیاری می توانید پیدا کنید. بنابراین

به جای اینکه با احساس خود پول خرج کنید بهتر است تحقیق کنید و فکر کنید در آینده ای نزدیک

هزینه های ضروری زیادی خواهید داشت و یک کسب و کار اینترنتی زمان زیادی برای رونق لازم دارد.

نکته: در انجمن ها و تالارهای گفتگو می توانید اطلاعات نایابی پیدا کنید، که به شما در تصمیم گیری درست کمک زیادی خواهد کرد.
 

۴- به اندازه کافی خرج نکردن

 
متاسفانه باید کمی پول خرج کنید. در ابتدای راه نیاز به پول زیادی ندارید

ولی پس از مدتی هزینه های شما بالا خواهد رفت.

برای شروع به یک نام دومین، یک هاست و سیستم پاسخگویی شبانه روزی احتیاج دارید که البته این روزها

قیمت ها بسیار به صرفه هستند. اما اگر بتوانید یک نام دامنه موجود و فعال را بخرید در زمان و هزینه

خود صرفه جویی قابل توجهی کرده اید. یکی از کارهایی که به رشد سایت شما کمک زیادی می کند

قرار دادن لینک سایتتان در وب سایت های دیگر است لینک های متنی هزینه های زیادی ندارند

و گاه مجانی هستند با این کار هزینه های زیادی نپرداخته اید ولی رتبه وب سایت خود را در موتورهای جستجو بالاتر برده اید.

نکته: قسمتی از درآمد خود را برای سرمایه گذاری جدا کنید و آن را صرف پیشرفت وب سایت خود کنید از نتیجه آن لذت خواهید برد.
 

۵- بازار اشتباه

 
در این مورد باید کمی زیرکی به خرج دهید. ممکن است مخاطبان زیادی برای وب سایت خود فراهم کنید

ولی آیا این مخاطبان اهل پول خرج کردن هستند؟

بنابراین باید ابتدا درباره بازاری که می خواهید در آن فعالیت کنید تحقیق کنید. و بازاری باارزش بیابید.

بازاری که شلوغ باشد ولی کسی در آن اهل پول خرج کردن نباشد

یا اصلا پولی برای خرج کردن نداشته باشد ارزش چندانی ندارد.
 

۶- افزایش مهارت ها

 
شما همیشه باید در حال یادگیری و افزایش مهارت باشید. آموزش ضروری است.

اگر مهارت های حرفه ای و علم جدید را نیاموزید در گرداب روزمرگی گیر می کنید.

نکته: هر روز زمانی را برای افزایش اطلاعات خود درباره اینترنت، تجارت الکترونیک و … مشخص کنید

و از آن استفاده کنید. اگر هر روز یک نکته جدید بیاموزید به مرور به قدرتی در دنیای اینترنت تبدیل خواهید شد.
 

۷- همه کار را خودتان به تنهایی انجام دهید.

 
شما می توانید همه کار را به تنهایی انجام دهید ولی کار برای شما سخت تر می شود

و در برابر بحران ها آسیب پذیرتر هستید. هر فعالیت اینترنتی لزوما احتیاج به تلاش و سختی زیاد ندارد

مثلاً تالارهای گفتگوی پربازدید منبع پرسودی برای کسب درآمد هستند و اگر بتوانید یک تالار بسازید

و به صورت گروهی روی آن کار کنید و آن را رواج دهید درآمد مناسبی خواهید داشت.

نکته: ازتالارهای گفتمان موفق بازدید کنید و فرصت هایی را که در اختیار دارند بررسی کنید.
 

۸- به دنبال پول کم باشید.

 
آیا می خواهید با فروش های ۲۰ دلاری ثروتمند شوید؟ پس سعی کنید

کالاها و خدمات با کیفیت و قیمت بالاتری عرضه کنید تا با فروش کمتر سود بیشتری ببرید.

نمی دانید که کالا یا خدمات خود را خواهید فروخت یا نه اما می توانید سعی کنید.

سعی نکنید هر کالایی را بفروشید فقط به این دلیل که پول بیشتری به دست خواهید آورید.

درستی و صداقت شما بسیار مهم است. اعتبار خود را فدای درآمد زود گذر نکنید.
 

۹- کار و زندگی را جدا کنید.

 
یکی چالش اساسی وقتی که در خانه کار می کنید وجود دارد و آن تداخل زندگی روزانه در فعالیت شغلی شماست.

فقط به این دلیل که شما در خانه هستید!

سعی کنید این دو را از یکدیگر جدا کنید و برای هر کدام زمان مشخصی داشته باشید.

همین طور باید اتاق کار شما مشخص و مجزا باشد.

کار نباید باعث شود نسبت به زندگی خود بی تفاوت شوید ولی در زمان کاری هم اگر متمرکز نباشید موفقیت را لمس نخواهید کرد.
 

۱۰- جاه طلب باشید.

 
تا سعی نکنید یاد نمی گیرید. فرض کنید می توانید هر کاری بکنید. چون می توانید!

شاید هنوز برای شروع آماده نباشید، اما موانع ذهنی برای خود ایجاد نکنید. و آنها را برای خود بزرگ نکنید.

شما برای خود شرایط سودآوری ایجاد خواهید کرد. می توانید چندین وب سایت را اداره کنید،

به دیگران تعلیم دهید، فراموش نکنید شما می توانید.

امیدوارم بیان این چالش ها به شما کمک کرده باشد تا به خود دید دیگری پیدا کرده باشید.

تجارت الکترونیک راهی برای یک شبه پولدار شدن نیست اما با تلاش و پشتکار و صبر نسبتاً زیاد می تواند شغل پر سودی باشد.

نوشته: استوارت رید

ترجمه: علی یزدی مقدم

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

 

برای کسب سود بیشتر نیازی پیدا کنید که آنرا رفع نمایید

نیازی پیدا کنید تا آنرا رفع نمایید یا این نیاز را ایجاد نمایید! بله شما می توانید نیازی جدید ایجاد کنید. این اتفاق هر روز رخ می دهد.

اما یک نیاز جدید چیست؟ تلوزیون یک نیاز جدید ایجاد کرده است. البته این نیاز وجود نمی داشت

یا نمی توانست وجود داشته باشد اگر تلوزیون رضایت مخاطبان خود را جلب نمی کرد.

هر کالا یا خدمات جدید یک نیاز جدید ایجاد کرده است.

 

بازاریابی و خلق نیاز برای کسب منفعت و سود بیشتر

 

البته ما برای اینکه همین فردا کالا یا خدمات جدیدی ارائه کنیم شانس زیادی نداریم به عبارت ساده تر

این کار ساده ای نیست. اما این به این معنا نیست که نمی توانیم کالا یا خدماتی جدید ارائه کنیم

که مورد نیاز مشتریان باشد. «جدید» یک کلمه نسبی است. هر کاری که به روشی جدید انجام دهید

یا هر چیزی که برای اولین بار می شنوید چیز جدیدی است حتی اگر دیگران قبل از شما چنین کاری

را انجام داده باشند یا قبل از شما به چنین شخصی تبدیل شده باشند. یک چیز قدیمی را می توانید

به شیوه ای جدید ارائه نمایید. به عنوان مثال نویسندگان متون تبلیغاتی برای نوشتن متن یک تبلیغات

درخواست دریافت می کنند و بسیاری از آنها این کار را به خوبی انجام می دهند.

اما من پا را از نوشتن یک متن تبلیغاتی فراتر می گذارم و خودم هستم که به مشتریان ایده می دهم

و برای آنها راه حل هایی ارائه می کنم. به این ترتیب علاوه بر اینکه این کار را به شیوه ای جدید

انجام می دهم در مشتری هم این احساس را القا می کنم که با نویسنده ای مجرب که می داند چه می کند

طرف هستند و آنها در این که انتخاب درستی انجام داده اند شک نمی کنند.

متولی جوان مونتکومری وقتی که ضمانت برگشت پول را در صورت عدم رضایت مشتری مطرح کرد

کاری جدید در بازاریابی ارائه کرده بود. یا وقتی که برای اولین بار جو کاربو به همه خوانندگانش اعلام کرد

که قبل از اینکه این ایده جدید به فکرش برسد او ورشکسته ای بیش نبوده است کاری جدید بود

و به این ترتیب او اکنون همان حرف ها را به مردم می فروشد. در حقیقت او در تبلیغات

خود به روشی جدید که هیچ یک از رقبا عمل نمی کردند وارد شد و با زبان بی زبانی به همه می گفت

اگر چه قبلاً اوضاع شرکت ما خوب نبود اما اکنون همه چیز به خوبی انجام می شود.

اما آنچه این حرکت جدید را منحصر به فرد می کند و به آنها امتیاز بالایی می بخشد قابلیت پول سازی آنهاست.

به عبارت دیگر یک ایده منحصر به فرد و جدید که در نهایت به سود شخصی یا سازمانی منجر می شود

ارزشمند است و آنرا با واحدی به نام UPS که مخفف Unique Selling Proposition می باشد می سنجند.

یک ایده مناسب یک ایده خوب ساده است و پیچیدگی هایی مانند کاغذ بازی های اداری ندارد

و در عین حال منحصر به فرد است سادگی،

تازگی، منحصر به فرد بودن و رفع یک نیاز می تواند یک فکر را تبدیل به پول کند.

ساس کار بسیار ساده است: بهترین ویژگی های آنچه را که ارائه می دهید و رقبای شما عرضه نمی کنند

پیدا کنید آنها را لیست کنید و آنهایی را که شما می توانید ارائه کنید و رقبای شما هم اکنون

این کار را انجام نمی دهند هم لیست کنید خوب اینها ایده های جدید شما هستند. اما روی

منفعتی که می توانید به مشتریان خود برسانید تمرکز کنید چون به این ترتیب شما یک نیاز جدید ایجاد کرده اید

و این نیاز جدید است که شما را نسبت به بقیه شاخص می کند.

جستجو برای ویژگی های پر منفعت کالا یا خدماتی که هم اکنون ارائه می کنید کافی نیست.

بلکه باید به دنبال خلق چنین موقعیت هایی باشید تا بدین وسیله منفعت بیشتری به مشتری های

خود برسانید منفعتی که هیچ رقیبی دیگری نتواند قول آنرا بدهد. این ایده جدید می تواند یک ضمانت جدید،

یک سری تسهیلات جدید برای مشتریان، یک سیستم ارسال مطمئن و سریع، ویژگی های جدید در کالا

یا خدمات یا تقریبا هر چیزی دیگری باشد که در عین تازگی منفعت رسان هم باشد.

سود برسانید به شیوه ای منحصر به فرد و منفعت زیادی کسب کنید!

یک ایده ساده می تواند یک تیتر بزرگ و دهن پر کن باشد و می تواند دگرگونی در یک کسب و کار ایجاد کند

. به عنوان مثال کتاب پنج جریب وقتی به بازار عرضه شد با واکنش مناسبی روبرو نشد و ناشر

برای فروش بیشتر کتاب دست به دامن ماکسول ساکخیم معروف شد تا برای بازار یابی به آنها کمک کند

و او اولین کاری که کرد نام کتاب را تغییر داد. او نام کتاب را به « پنج جریب و استقلال» تغییر داد.

در حقیقت پنج جریب هیچ چیز نمی گفت اما چنج جریب و استقلال عنوانی دهن پر کن بود.

انتشار کتاب موردی خاص است چون هر کتابی که منتشر می شود در حقیقت تلاشی برای ایجاد نیازی جدید است،

نیاز به آن کتاب یا نیاز به آنچه که آن کتاب قول آنرا می دهد. هیچ کسب و کاری مانند کار انتشار

کتاب اینقدر سرشار از شگفتی نیست. وقتی که یک انتشاراتی می گوید این کتاب خوب فروش می کند

یا نه در حقیقت حرفی بی پایه و اساس می زند چون این صنعت بسیار غیر قابل پیش بینی است

و تا زمانی که کتاب در بازار منتشر نشود نمی توان به یقین گفت که آیا این کتاب فروش خوبی دارد یا نه.

البته در بیشتر صنایع دیگر هم همینطور است از صنعت پوشاک گرفته تا صنعت خودروسازی و هر صنعت

دیگر تا زمانی که محصول وارد بازار نشده است نمی توانید مطمئن شوید که آیا از آن استقبال خواهد شد

چون پیش بینی اینکه استقبال عموم نسبت به آن چگونه خواهد بود کار فوق العاده سختی است.

اما با همه سختی که وجود دارد می توان چند قدم به سمت تقدیر گام برداشت و کاری کرد

که کالا یا خدمات عرضه شده تاثیر بهتری در مشتریان ایجاد کند.

اولین قدمی که می توانید بردارید این است که در تبلیغات و بازاریابی شفاف و صادق باشید

و به وضوح درباره هر آنچه که می فروشید توضیح دهید. توجه داشته باشید که در تبلیغات خود باید

چیزی برای مخاطب داشته باشید او باید بداند که شما چه برتری دارید چه خیری به او خواهید رساند.

برخی به اشتباه فکر می کنند آنچه به مشتری عرضه می کنند همان کالا یا خدماتی است

که به مشتری عرضه می کنند اما آنها غافل هستند که مشتری هنگام معامله بدنبال سود است

او می خواهد کالا یا خدماتی را بخرد که بایت آن منفعت یا پاداشی نصیبش شود. خوب برای اینکه

موضوع روشن تر شود اجازه دهید با یک مثال بحث را ادامه دهیم: فرض کنید شما شرکتی دارید

که کارش غلط گیری است و کتاب ها و مقالات را ویرایش می کنید بیشتر کسب و کار هایی که

در این زمینه فعالیت می کنند در تبلیغات خود قول می دهند از افراد خبره و حرفه ای برای ویرایش متن

استفاده کنند. اما اشتباه می کنند و تقریبا همه آنهایی که در این کسب و کار هستند چنین اشتباهی می کنند

اما آیا این چیزی است که مشتره بالقوه آنرا می خواهد؟ خوب شما به عنوان صاحب این شرکت

چه می کنید آیا از تخصص افراد خود بحث می کنید؟ آیا به این فکر کرده اید که مشتریان شما

چرا بدنبال شرکتی می گردند که این کار را برایشان انجام دهد؟ آیا نمی توانند فرد متخصصی پیدا کنند؟

آیا آنها می خواهند از شر کارهای خسته کننده و تکراری خلاص شوند؟

شاید فکر کنید حرفه ای کار کردن، خبره بودن و کار بدون خطا انجام دادن همین پیغام ها را هم به مشتریان برساند.

اما معمولا این گونه نیست و بیشتر مشتریان چنین برداشتی ندارند و به این ترتیب احساس نمی کنند

به صورت مستقیم منفعتی نصیب آنها شده است. اما این کاری است که شما باید انجام دهید.

درباره توانایی های خود ادعا نکنید خبره کار و حرفه ای صفات شما هستند، اما مشتریان علاقه ای

به شما ندارند. چیزی که برای او مهم است مشکل خودش یا منفعتی است که از این معامله نصیبش می شود.

منفعت کالا و خدمات خود را به صورت کاربردی توصیف نمایید این کار را به گونه ای انجام دهید که

کمتر کسی بتواند آنرا انجام دهد. اگر می خواهید یک نیاز جدید ایجاد نمایید باید به این روش عمل کنید.

(در حقیقت مشتری احتمالی شما شاید هیچگاه به احتیاجات و مشکلات خود با آن دقتی که

شما روی ان کار کرده اید فکر نکرده باشد.) شما می توانید خدماتی عالی را به سادگی بیان کنید

خدماتی که برای اولین بار ارائه می شوند و به آنها می فهمانید که آنها اکنون انتخابی دارند که در گذشته نداشته اند.

خلق یک نیاز جدید گاه فقط با درک مشتری و درک موقعیت، مشکلات، راه حل ها و گزینه های

قابل انجام امکان پذیر است. این مهم ممکن نیست مگر با دانستن انتظارات مشتریان و تمایلات

آنها و با برقراری ارتباط تنگاتنگ با مشتریان. و این کار را با در نظر نگرفتن تمایلات و خواسته های

خود برای فروش و فکر کردن دائمی به دیدگاهها و پیدا کردن راهی برای رفع نیاز آنها می توانید انجام دهید.

و این چیزی جز بازاریابی نیست.

نوشته: هرمان هُلتز

ترجمه: علی یزدی مقدم

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

 

چرا کسب و کار شما به نوآوری نیاز دارد؟

دلایل متعددی وجود دارد که بر لزوم تولید ایده های جدید در هر سازمانی صحه می گذارد و نشان می دهد

که نوآوری برای هر کسب و کاری در دنیای امروز نقش حیاتی دارد. درست است

که هر سازمان یا شرکتی بخش ها و الویت های خاص خود را دارد و باید بین آنها تعادل ایجاد کند

اما نباید فراموش کرد که کسب و کاری که در زمینه نوآوری سرمایه گذاری و تلاش نمی کند،

همیشه در خطر واگذار کردن میدان به رقبا قرار دارد. نوآوری تمایز کلیدی بین سازمان های پیشرو و دنباله رو هاست.

 

پاسخگویی به نمودارها و رقبا

 

نوآوری به شما کمک می کند تا فرصت های موجود را دریابید، یا احتمالاً از آن آینده روشنی برای سازمان پدید خواهد آمد.

سازمان های موفق نه فقط به مشتریان و نیاز های سازمان پاسخگو هستند بلکه در باره فرصت ها و

شرایط آینده هم تحقیق می کنند و سعی می کنند از ایده های بکر و کارآمد برای توسعه و پیشرفت کمک بگیرند،

سازمان های پیشرو تلاش می کنند تا نیاز های بازار و مشتریان را در آینده بشناسند

و در کمترین زمان ممکن نیاز آنها را رفع کنند تا بتوانند در آینده به بهترین شکل ممکن ارائه خدمت کنند

و از رقبا بهتر باشند. نوآوری به شما کمک می کند از رقبا در زمینه های مختلف از نظر بازاریابی،

فناوری یا میزان فروش جلوتر باشید.

 

از آنچه که اکنون در دست دارید بهترین استفاده را ببرید.

 

نوآوری فقط تولید یا طراحی یک محصول جدید نیست، بلکه می تواند بر بهینه سازی روش ها و فرایند فعلی کسب و کار

تمرکز کند، مشتریان جدیدی برای شما فراهم کند، از اتلاف هزینه ها جلوگیری کند یا به افزایش سود کمک کند.

نوآوری مداوم در فرایندهای و امور جاری یک سازمان می تواند به جذب نیروهای بهتر و قوی تر و حفظ پرسنل موجود

در شرایط سخت یا افزایش راندمان و سود دهی منجر شود.

 

ایجاد ویژگی منحصر به فرد برای فروش بیشتر

 

مشتریان معمولاً نوآوری را به عنوان چیزی که ارزشی به کسب و کار شما می افزاید می نگرند. یا با نوآوری

در محصول حاضرند پول بیشتری بابت آن بپردازند. با استفاده مناسب از نوآوری در یک بازار اشباع شده یا بازاری

پر نوسان مزیت ویژه ای نسبت به رقبا خواهید داشت که به کمک این برتری مشتریان شما را به جای رقبا انتخاب خواهند کرد.

این برتری می تواند یک طراحی بی عیب و نقص، محصولی جدید یا قیمت رقابتی باشد.

ترجمه: علی یزدی مقدم

چند مرحله برای اینکه ایده یا اختراع خود را بفروشید

۱۷ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چند مرحله برای اینکه ایده یا اختراع خود را بفروشید

 

چند مرحله برای اینکه ایده یا اختراع خود را بفروشید

ممکن است ذهن خلاقی برای اختراع و نوآوری داشته باشید اما تجربه ای در زمینه تجارت و کسب و کار

نداشته باشید. شاید هم در هر دو زمینه قابلیت های بالایی داشته باشید،

اما بیشتر وقت خود را صرف تکمیل طرح و ایده خود کرده باشید تا این که به همه جوانب

این موضوع توجه کرده باشید. خوشبختانه برای کسانی که بودجه کافی ندارند گزینه ای وجود دارد

که می تواند نیاز آنها را به طور کامل برطرف کند: ثبت و گرفتن گواهینامه ها و تاییدیه ها

برای اختراع یا طرح. گرفتن گواهنامه و تاییدیه رسمی برای یک طرح یا اختراع در حقیقت

فرایندی است که پس از آن شرکت ها حاضرند برای طرح شما پول پرداخت نمایند و آنرا تکمیل نموده و

کسب و کاری راه اندازه نمایند و احتمالاً محصولی جدید تولید نمایند.

همانند شروع یک کسب و کار جدید برای ثبت اختراع و گرفتن تاییدیه های رسمی هم راه و روشی وجود دارد.

برای این منظور یک راه درست وجود دارد که من آنرا به چند مرحله اصلی تقسیم کرده ام.

 

مرحله اول: جمع آوری اطلاعات

 

بله اکنون عصر اطلاعات است و اگر شما خود را با دانش و اطلاعات روز مسلح نمایید بهتر می توانید عمل کنید.

بدون تردید ثبت اختراع یا ایده هم از این قاعده مستثنا نیست.

قبل از اینکه حتی به شرکت هایی که می توانند خریدار طرح شما باشند فکر کنید

اطمینان حاصل کنید که در این زمینه ها همه چیز شفاف و روشن است.

  • بازار خود را بشناسید. این بدان معناست که تا آنجا که ممکن است نظرات دیگران را درباره ایده خود جمع آوری کنید. اختراع و ایده خود را در جمع به آزمایش بگذارید این می تواند شامل دوستان و فامیل هم باشد و یکی از روش های خوب است. همچنین در زمینه محصولات مشابه و رقبای خود اطلاعات بیشتری جمع آوری کنید. بدانید آنها چگونه عمل می کنند چه چیزی باعث می شود آنها محصول خود را به خوبی بفروشند؟ تولید کننده آنها کیست؟ و پرسش هایی از این قبیل از خود بپرسید.
  • به دنبال کارهای قانونی و کاغذ بازی ها باشید. تا جاییکه می توانید به دنبال گرفتن حق امتیاز انحصاری برای اختراع خود باشید و ببینید آیا آنچه که در فکر شماست برای تولید نیاز به گرفتن حق امتیاز و مجوز دارد یا خیر؟ همچنین باید از روند اداری مربوطه اطلاعاتی بدست آورید تا بتوانید مراحل قانونی لازم را به خوبی طی کنید.
  • به تولید بیندیشید. هر چه می توانید در زمینه مراحل تولید و فرایند مربوطه اطلاعات و دانش بیشتری کسب کنید این کار کمک بسیار بزرگی خواهد بود به خصوص اگر محصول شما بخاطر مواد اولیه، نحوه ساخت غیر معمولش منحصر به فرد باشد یا بتوانید مشکلات و هزینه های خط تولید را کاهش دهید.

 

مرحله دوم: برای یک سمینار حرفه ای آماده شوید

 

پس از اینکه همه اطلاعات مربوطه را جمع آوری کردید لازم است که آنها را برای داوران

و متخصصین توضیح دهید و باید از همه ابزارهای لازم استفاده کنید علاوه بر اینکه یک نمونه

سه بعدی می تواند بسیار مفید باشد و حضار را تحت تاثیر قرار دهد. باید به کمک نرم افزار هایی

مانند پاورپوینت بتوانید سمینار خود را برای حضار به بهترین شکل ممکن نمایش دهید.

و هم چنین برگه هایی آماده کنید و در اختیار حاضرین قرار دهید که خلاصه ای از کارها و اهداف،

هم چنین قابلیت های طرح شما در آن گنجانده شده باشد.

فراموش نکنید که شما در حال فروش فکر خود از طریق همین برگه کاغذ هستید

پس باید مطمئن شوید در برگه ها و سیمنار خود به این موارد به صورتی واضح اشاره کرده اید.

  • مشکل: چالش یا نیازی که ایده شما آنرا برآورده می کند.
  • قابلیت ها و مزایای محصول شما
  • بازار محصول شما
  • وضعیت قانونی اختراع شما ( از قبیل حق امتیاز، کپی رایت و نام تجاری)

 

مرحله سوم: هدف خود را دقیقا مشخص نمایید

 

شما اطلاعات لازم را جمع آوری و آماده کرده اید. حال باید چه کنید؟ در مرحله بعد باید لیستی

از اطلاعات تماس مناسب ترین کسانیکه احتمالاً به ایده یا اختراع شما نیاز دارند آماده کنید.

آنهایی که به ایده یا طرح شما به دیده یک فرصت نگاه می کنند. به عنوان اولین مرحله

به شما توصیه می کنم لیستی از ۵۰ شرکت یا شخص همراه با اطلاعات تماس آنها آماده کنید.

و همانطور که می دانید هر چه گزینه های بیشتری داشته باشید شانس بیشتری

خواهید داشت. این یک بازی اعداد است و بیشتر شرکت ها به دلیلی یا دلایلی به

شما پاسخ منفی میدهند. و هر چه در تهیه این لیست دقت بیشتری داشته باشید

شانس بیشتری هم خواهید داشت.

اما چگونه می توانید چنین لیستی تهیه کنید چگونه افرادی را بیابید که همان چیزی را بخواهند

که شما در ذهن دارید؟ به مشتریان آنها فکر کنید، این کار به سادگی یک بیرون رفتن

برای خرید است. به فروشگاه ها سر بزنید و جایی که انتظار دارید اختراع یا کالای شما

به فروش برسد و شروع به جمع آوری اسامی کارخانه های سازنده کالاهای مشابه کنید.

و شاید هم در تحقیقاتی که قبلاً درباره بازار انجام داده اید

با بسیاری از این کارخانه های سازنده آشنا شده بودید.

همچنین یکی دیگر از راه های شناسایی این کارخانه ها کمک گرفتن از اتحادیه ها و تاجرانی است

که در زمینه اختراع شما داد و ستد می کنند. یا اگر وب سایتی دارند می توانید از وب سایت

آنها استفاده کنید و مارک ها و اطلاعات کارخانه های سازنده را یادداشت نمایید تا بتوانید

اطلاعات تماس آنها را بیابید. همچنین در نمایشگاههای تجاری که در زمینه اختراع شما برگزار می شود

می توانید اطلاعات بسیار مفید بیابید و با بسیاری از آنها تماس برقرار کنید.

بانک های اطلاعاتی آنلاین هم می توانند اطلاعات زیادی در زمینه صنایع مورد نظر به راحتی در دسترس شما قرار دهند.

 

مرحله چهارم: اهداف را درجه بندی کنید.

 

بعد از اینکه لیست ۵۰ تایی یا بیشتر خود را آماده کردید باید آنها را الویت بندی کنید و این کار

را بر اساس متناسب بودن و بهترین گزینه ها تا نا متناسب ترین گزینه ها مرتب نمایید.

در این میان باید به یک سری عوامل توجه کنید:

  • مقیاس. شرکت های بزرگ را می توانید به راحتی بیابید چون سیستم توزیع بزرگ و قدرتمندی دارند. اما ممکن است شرکت های و کارخانه های کوچکتر بیشتر به اختراع یا طرح شما نیاز داشته باشند و معمولاً مشتری بهتری برای شما هستند. شرکت های کوچک معمولاً کالاها و محصولات جدید در دست ساخت کمتری دارند و دپارتمانی مجزا برای این گونه کارها ندارند و بروکراسی کمتری برای قبول طرح شما خواهند داشت که احتمال معامله با شما را بالا می برد.
  • موقعیت جغرافیایی. هر چند نباید خود را به کارخانه ها و شرکت های سازنده محلی محدود کنید اما باید توجه داشته باشید که این می تواند برای شما یک برتری باشد. اگر با کارخانه ای در نزدیکی محل سکونت خود قرار داد ببنیدید برای جلسات مختلف می توانید به راحتی به محل مورد نظر بروید و به صورت رو در رو با آنها صحبت کنید تا اینکه به صورت تلفنی یا از طریق ایمیل برای هر موضوع کوچکی بارها و بارها تماس بگیرید، که بسیار با ارزش است.
  • خط تولید مشابه. هر چه ایده یا اختراع شما با خط تولید موجود مطابقت بیشتری داشته باشد آنها نظر بهتری در مورد کار شما خواهند داشت به خصوص اگر این ایده یا اختراع سبب برتری آنها در برابر رقبا شود.
  • تصمیم گیر را بیابید. هر چه با کسی که تماس می گیرید قدرت تصمیم گیری بیشتری داشته باشد ارتباط موثرتری خواهید داشت و احتمال اینکه به نتیجه مطلوبی دست یابید بیشتر است. و اگر نتوانستید با کسی که دارای توان تصمیم گیری است تماس بگیرید یا تماس با او بسیار مشکل بود می توانید به سراغ شرکت بعدی بروید.
  • سیاست و مشی شرکت. برخی شرکت ها بیشتر به دنبال نوآوری هستند و از اختراعات پشتیبانی می کنند و ارائه پیشنهاد به آنها می تواند راحت تر خواهد بود.
  • سابقه شرکت. ببینید این شرکت در گذشته با مخترعین چگونه برخورد می کرده است و حتی اگر می توانید این سوابق را بررسی کنید و ببنید آنها چگونه توانسته اند با این شرکت ها به توافق برسند.

 

مرحله پنجم: ایده خود را بفروشید

 

شما اکنون با اطلاعات و دانش، مطالب و فایل های لازم برای ارائه سمینار و یک لیست

ارزشمند از کسانیکه احتمالاً مشتری ایده یا اختراع تان است مجهز شده اید. آیا مطمئن هستید

که این معامله خوبی خواهد بود؟ به خاطر داشته باشید که قاعده مشخصی برای مذاکره و

رسیدن به توافق وجود ندارد. بهترین توافق آن است که هم شما و هم کارخانه دار یا تولید

کننده به آنچه که می خواهید برسید. بنابراین هر شرایط و قیمتی قابل مذاکره است و این

قیمت می تواند بیش از آنچه که فکر می کنید تغییر کند.

البته می توانید این نکات را به خاطر بسپارید تا هنگام مذاکره استفاده کنید.

قبل از هر چیزی واقع بین باشید و انتظارات واقعی و معقول داشته باشید. به عبارت دیگر برای ایده

خود انتظارات میلیون دلاری نداشته باشید چون این کار طرف مقابل شما را به شک می اندازد

که آیا او بعد از فروش اختراعش اهمیتی به کارایی آن نمی دهد و می خواهد کناره گیری کند.

حالت ایده آل برای مخترعین این است که مبلغ قابل توجهی به صورت پیش پرداخت دریافت می کنند

و تا آنجا که ممکن است رقمی برای حق امتیاز هر کالا به صورت درصدی دریافت می کنند.

در سمت دیگر تولید کننده که به فکر سود دهی بیشتر است و نمی خواهد ضرر کند

سعی می کند رقم کمتری پرداخت کند چه به عنوان پیش پرداخت و چه به عنوان حق امتیاز

و حقوق ماهیانه یا سالیانه. خوب این حرف ها به چه معناست و چگونه می توان

بهترین معامله را به عنوان یک مخترع انجام داد؟

  • پیش پرداخت: این پولی است که مخترع برای حق امتیاز قبل از اینکه محصول به مرحله تولید برسد یا حتی خط تولید جدید طراحی شود و در هنگام امضای قرارداد پرداخت می شود. این پول معمولاً به صورت نقد و بلافاصله پرداخت می شود و کاملاً معمول است و این مبلغ در حدی است که هزینه ها (شامل هزینه های نوع آوری، آزمایشات و تحقیقات، هزینه های اداری و…) را جبران می کند و مبلغی هم به عنوان دستمزد یک فرد نخبه در طول مدتی که کار کرده است به آن اضافه می شود. یک راه دیگر برای این تعیین یک عدد قابل قبول این است که درصدی از فروش پیش بینی شده سال اول را به عنوان پیش پرداخت تعیین می کنند.
  • حق امتیاز: این نوع پرداخت ها را بر اساس درصدی از فروش هر محصول دریافت می کنید بنابراین اگر ۲ درصد حق امتیاز شما باشد به این معناست که دو درصد از قیمت فروش کل هر محصول باید به شما پرداخت شود این رقم می تواند بین ۲ تا ۵ درصد باشد. برای اختراعات با ارزش تر و نوع آوری های خاص که ریسک تولید کننده و سود آوری او بالاست این درصد می تواند ۵ درصد یا حتی بیشتر باشد. از نظر من حق امتیاز مهمترین قسمت معامله شما به عنوان یک مخترع است به این ترتیب اگر اختراع شما به خوبی کار کند تولید کننده فروش خوبی خواهد داشت و شما هم می توانید درآمد مناسبی داشته باشید و این یک معامله برد-برد است.
  • حداقل سالانه: به این صورت که مخترع به صورت سالیانه حداقل مقداری را به عنوان حق امتیاز محصول دریافت می کند حال اگر تولید کننده کم کاری کرد و نتوانست بازاریابی خوبی انجام دهد مخترع متضرر نمی شود. به عقیده من حداقل سالانه برای سال اول بسیار مهم است. و هنگام عقد قرارداد حتما به این بند توجه ویژه ای داشته باشید.
  • حق تولید انحصاری: بسیاری از تولید کنندگان می خواهند که حق انحصاری استفاده از ابتکار شما را حداقل برای یک دوره زمانی خاص داشته باشند که معمول است. این هم می تواند یکی از موضوعات مورد بحث شما باشد اما باید توجه داشته باشید که در صورت قبول این آیتم بازار شما محدود شده است و باید در زمینه قیمت خوب فکر کرده باشید.

به خاطر داشته باشید که این چهار جز بالا کاملا به هم مرتبط هستند و هر چه درباره یکی

بیشتر بحث کنید احتمالاً مجبور خواهید شد در زمینه دیگر کوتاه بیایید. و این به شرایط و

وضعیت خود شما بستگی دارد و باید ببینید اهداف بلند مدت و کوتاه مدت شما را کدام

یک از این آیتم ها برآورده می کنند و بحث خود را بیشتر روی آنها متمرکز نمایید. همچنین

کتاب های زیادی در زمینه فن مذاکره وجود دارند با مطالعه این کتاب ها می توانید نتیجه بهتری بگیرید.

ترجمه: علی یزدی مقدم

محصولی بی نظیر داشته باشید

۱۶ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

محصولی بی نظیر داشته باشید

 

محصولی بی نظیر داشته باشید

 

آیا می خواهید محصولی بی نظیر داشته باشید؟ یک مهندس کافی نیست!

 

درباره نویسنده مقاله:

این مقاله توسط نیکی کیشفی نگاشته شده است

که مدیر ارشد موجوتک یک شرکت بهره وری و توسعه است

و دفتر آن در نیویورک واقع شده است.

نیکی شرکت های زیادی را از بدو تاسیس رهبری کرده است و تیم های بسیاری را هدایت کرده است

همچنین از جمله موفقیت های او فروش محصولات شرکت های بزرگ در دوران رکود سنگین اقتصادی

از طریق اینترنت بوده است،

همچنین او بسیار مشتاق است تا به افراد کارآفرینی که در ابتدای راه هستند کمک کند

و ایده ها را به محصولات قابل فروش تبدیل کند.

هر از چند گاهی من با افرادی مواجه می شوم که از تیم ما کمک می خواهند.

آنها می پرسند که ما چه کاری برای آنها می توانیم انجام دهیم.

بعضی می خواهند یک اپلیکشن جدید با نام تجاری جدید ایجاد نمایند

برخی یک خط تولید جدید راه اندازی کنند و بعضی ها هم می خواهند

بهره وری کسب و کار خود را افزایش دهند.

 

و آنگاه این اتفاق می افتد:

 

« از شما متشکرم که به ما کمک کردید تا محصول خود را به صورت واضح تعریف کنیم،

الویت های آینده خود را مشخص نماییم و برای هر کاری ضرب العجلی تعیین کنیم.

این کار کمک بسیار زیادی به ما کرد و فرایندی که شما تعریف کردید بسیار امید بخش است،

اما من مهندسی پیدا کرده ام که می گوید همین کار را با یک چهارم قیمت شما انجام می دهد.»

و هر متخصصی که این حرف ها را می شنود سری تکان خواهد داد و

از این حرف متاسف خواهد شد!

اما این اتفاقی است که بسیار تکرار می شود.

 

برای تولید یک محصول موفق بیش از یک مهندس نیاز دارید

 

بله مهندسینی هستند که به تنهایی محصولی تولید کرده اند که موفق هم بوده است

و در دنیای تجارت این چیزی است که ما به آن می گوییم استثنا!

مهندسی خدمات ارزش افزوده نیست

این حرف همیشه شروع بحث های طولانی بوده است،

اما هیچ کس شک ندارد که بین کسی که توانایی توسعه یک شرکت را دارد

با کسی که فقط می تواند آنرا اداره کند تفاوت بسیار بزرگی هست

بسیار بیشتر از آن که فکرش را بکنید.

مهندسین مانند مهره های پیاده شطرنج نیستند که وقتی به خانه آخر رسیدند

آنها را با وزیر عوض کنید. آنها ضعف ها و قوت های شخصی خود را دارند

و تفاوت توانایی های یک مهندس متوسط با یک مهندس نخبه بسیار زیاد است.

صحبت ما اینجا فقط بر بهره وری محدود نمی شود:

کیفیت محصول بسیار مهم است و واضح است که مهندسین خبره ارزش بسیار بیشتری برای فرایند دارند.

ولی مهندسین به سادگی هزینه ها را بالا می برند

چون کیفیت برای آنها در بالاترین درجه ارزش است.

این اولین عنصر از عناصری است که مشتری را به عقب می راند،

بدون اینکه درک و دانش بالایی از محصول و توسعه داشته باشید تقریبا غیر ممکن است

که دانش و مهارت های یک مهندس را ارزیابی کنید.

و به همین دلیل است که بسیاری از محصولات نمی توانند بازار خوبی پیدا کنند.

و یک مهندس به تنهایی نمی تواند محصولی فوق العاده برای شما تولید کند.

و موضوعی که کمتر درباره آن صحبت می شود و

من می خواهم روی آن تاکید کنم این است که تولید یک محصول فوق العاده تنها چیزی نیست

که شما به آن نیاز دارید. به هیچ وجه این گونه نیست.

 

محصول فوق العاده فراتر از اینهاست

 

به عنوان مثال بحث را در زمینه برنامه نویسی و کد نویسی در زمینه کامپیوتر ادامه می دهیم

چون تجربیات بیشتری هم در این زمینه داشته ایم. ممکن است شما کد نویسی بلد نباشید

و فکر کنید اگر یک برنامه نویس استخدام کنید تا رویای شما را به واقعیت تبدیل کند

چقدر خوب است.

از خود بپرسید:

« آیا درک عمیقی از مفهوم و فعالیت های لازم در جهت ایجاد اجزای حیاتی تولید محصول دارید؟»

چیزهایی مانند، تجربیات طراحی و بهینه سازی، آزمایش کارایی،

تضمین کیفیت، مدیریت پروژه، مقررات مربوطه، نام تجاری و …

معمولاً پاسخی که به این پرسش ها دریافت می کنم فقط یک نه خالی است

و در چنین مواردی به آنها قول می دهم

یک مهندس به تنهایی نمی تواند شما را به رویایی که دارید برساند.

رویا ها بسیار لطیف هستند و با احساسات در آمیخته اند

و در بیشتر مواقع به سادگی از بین می روند. برای اینکه یک ایده را از مراحل ابتدایی پرورش دهیم

و آنرا به محصولی قابل لمس و کارا که مردم آرزوی داشتن و استفاده کردن آنرا داشته باشند

تبدیل کنیم و از این مسیر به بیراهه نرویم، به مهارت ها و مراقبت های زیادی نیاز داریم.

در مورد محصول این سخن بدان معناست که مهندسینی که قادرند ایده ها را به واقعیتی برازنده تبدیل کنند

برنامه نویس هایی که کدها را تبدیل به واقیعت می کنند

و طراحانی که تجربه ای زیبا خلق می کنند که مخاطبین خود را وادار به تحسین می کنند

در حقیقت زیر دست مدیرانی کار کرده اند که می دانسته اند

چگونه از تیم خود به بهترین وجه استفاده کنند،

و بیشتر کارآفرین هایی که به موفقیت های بزرگی دست یافته اند

هم خوب می دانند چه چیزی محصول آنها را به این مرحله رسانده است.

 

چرا جدایی؟

 

آنچه گفته شد از بدیهیات علم توسعه است و

متخصصین امر هم در این مورد شکی ندارند اما بسیاری از گردانندگان صنایع معمولاً چنین اعتقادی ندارند

و بیشتر تمایل به زیر سوال بردن آن دارند.

 

ما هم مقصریم!

 

وقتی که به کسی می گوییم

چطور می توانی یک مهندس ارزان قیمت را با یک شرکت یین المللی مقایسه کنی؟

در واقع از اصل قضیه که بیشتر افراد نمی دانند یک محصول ارزشمند چگونه ساخته می شود دور شده ایم.

 

این همه چیزی نیست که برای توسعه نیاز داریم

 

بگذارید مثال دیگری بزنم:

اگر شما اضافه وزن داشته باشید و ندانید که چگونه می توانید به تناسب اندام دست یابید

آنگاه می خواهید که یک متخصص تناسب اندام را استخدام کنید تا شما را به وزن دلخواه برساند.

یک هدف واضح دارید

(تناسب اندام) و تصمیمی برای کمک گرفتن از یک مربی تا شما را از نقطه الف به نقطه ب برساند.

اما وقتی که قیمت ها را می بینید گیج می شوید.

قیمت ها از ساعتی ۴۰ دلار تا ساعتی ۲۰۰ دلار متغییر هستند، مربی خصوصی،

یا ورزش در سالن به همراه دیگران، از بسته های تغذیه ای که ارائه می شود استفاده کنید یا خیر،

می خواهید عضله اضافه کنید یا فقط وزن کم کنید، آیا سلامتی در الویت شماست یا خوش تیپ شدن و…

در چنین شرایطی راحت ترین کار این است که بگویی « این دیوانگی است.

من به هیچ کدام از این انتخاب ها اهمیت نمی دهم و فقط یک six-pack را انتخاب می کنم. »

و این همانجایی است که بیشتر افراد ارزان ترین و ساده ترین را انتخاب می کنند.

و اگر شما زیر نظر یک مربی متوسط کار کنید دقیقا می دانید که چه اتفاقی خواهد افتاد:

شش ماه بعد حتی به خاطر نمی آورید که برای وزن کم کردن ورزش می کرده اید.

چرا؟

زیرا شکافی چون یک دره بین کیفیت کار متوسط و عالی وجود دارد.

 

مربی فوق العاده

 

یک مربی فوق العاده برای شما ایجاد انگیزه می کند که به سالن ورزش بروید

و به ورزش خود ادامه دهید چون نتیجه را می بینید و از آن بسیار راضی و خوشحال هستید.

به شما کمک می کنند بفهمید چگونه به چنین نتایجی دست یافته اید و

از همه مهمتر به شما کمک می کنند تصمیم درستی بگیرید

چه از نظر استراتژیک و چه از نظر تاکتیکی

تا بهترین نتیجه ای را که بدنتان به شما اجازه می دهد را بگیرید،

دلیل این که عملکرد متفاوتی دارند در این است که

آنها چنین موقعیتی را تجربه کرده اند و

دقیقا می دانند برای رسیدن به این مرحله چقدر باید کار و تلاش کرد.

شاید شما هم فرصت چنین تجربه ای را نداشته اید چون فرایند خرید آنقدر پیچیده بوده است

که به جای اینکه به شما بگوید فرق بین انتخاب ها چقدر زیاد است

فقط شما را گیج کرده است و در نهایت نتوانسته اید انتخاب درستی انجام دهید.

 

مشتری های شما احمق نیستند

 

وقتی که چیزی را نمی توانیم متوجه شویم

بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که آن را ساده سازی کنیم.

برای بسیاری مقایسه یک شرکت تخصصی توسعه و یک مهندس

فقط به معنای مقایسه ساده قیمت خدمات است این احمقانه نیست بلکه طبیعت بشر است.

واضح است که وقتی مشتری در اشتباه است

نباید اجازه دهید در این اشتباه بماند آنها شما را انتخاب نمی کنند

چون شما به آنها نگفته اید که می توانید چه ارزش افزوده ای برای آنها فراهم کنید.

مشتری های شما احمق نیستند و اگر برای تصمیم گیری اطلاعات صحیح و لازم را داشته باشند

می توانند درست تصمیم بگیرند.

آنها به موفقیت خود در بلند مدت اهمیت بیشتری می دهند و هیچ چیز

را با ارزش تر از این نمی دانند.

 

مسئولیت شماست به عنوان یک بازار یاب

 

به عنوان یک بازار یاب (هر چند اگر خود را به این اسم نشناسید)

این مسئولیت شماست تا به مشتری احتمالی خود احترام بگذارید و کمک کنید بفهمند

در چه وضعیتی هستند و چه انتخاب هایی دارند و با چشمان باز تصمیم بگیرند.

کمک کنید این مشکل را حل کنم « اما این پسره قیمتش خیلی پایین تر از شماست»

این حرفی است که هر روز ممکن است از مشتری خود بشنوید به راحتی می توانید عصبانی شوید

و او را مرخص کنید به این ترتیب یک مشتری را فراری داده اید و

خودتان مشتری مداری را که یکی از عناصر کار شماست رعایت نکرده اید

و همینطور یک فرصت کار برای تیم ورزیده ای که آماده کرده اید را از دست داده اید

در حالی که هر روز برای آنها هزینه می کنید.

و در چنین مواقعی تقصیر آنها نیست. شما می توانید به این مشتری کمک کنید

تا با مشکل خود روبرو شوند و با آن بجنگد این کار را می توانید

با آموزش دادن آنها گذاشتن منابعی در اختیار آنها برای تصمیم گیری بهتر انجام دهید.

همیشه افرادی هستند که به خاطر قیمت پایین خرید می کنند

و شما نمی توانید طرز تفکر آنها را عوض کنید. اما افراد بیشتری هستند

که به دنبال هزینه به ارزش بالا هستند و شما می توانید این را به آنها هدیه دهید.

این کار را می توان با تلاش صادقانه برای کمک به آنها در جهت تولید کالایی ارزشمند انجام داد.

نوشته: نیکی کیشفی

ترجمه: علی یزدی مقدم

چگونه کسب و کاری را که رو به ورشکستگی است نجات دهیم

۱۶ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

چگونه کسب و کاری را که رو به ورشکستگی است نجات دهیم

 

چگونه کسب و کاری را که رو به ورشکستگی است نجات دهیم

در بیست سال گذشته من نفر اول یا دوم ۴ کمپانی بوده ام که نیاز به بازسازی اساسی داشته اند.

مهارتی که برای نجات یک کمپانی از ورشکستگی نیاز است مانند همان مهارتی است

که برای ساخت یک کسب و کار موفق از ابتدا باید داشته باشید اما این دو یکسان نیستند.

برخلاف یک شرکت نو پا که افراد از بیکاری وقت خود را با قهوه خوردن می گذرانند کسانیکه

در یک شرکت در حال ورشکستگی کار می کنند مانند بازمانده های جنگی هستند.

در اولین پروژه نجات من فقط ۲۴ سال داشتم و برای انجام چنین کاری واقعا جوان بودم و

برای یک کارآفرین ۳۱ ساله کار می کردم. من مدیر اجرایی مرکز خرید «مام اند پاپ» بودم.

این مرکز خرید خارج از شهر فیلادلفیا قرار داشت و در روزنامه نیویورک تایمز در دهه پنجاه میلادی

از آن به عنوان هشتمین شگفتی دنیا یاد شد اما بعد از سال ها و در دهه ۸۰ میلادی دیگر

آن فروغ گذشته را نداشت. رییس من در جذب افرادی که دارای ایده های ناب بودند استعداد عجیبی داشت

اما مدیر خوبی نبود، از نظر روابط اجتماعی و ادب بسیار ضعیف بود و با چشمان بسته مثل ریگ پول خرج می کرد.

دومین تجربه من در این زمینه مربوط می شود به یک سازمان ارائه خدمات پرستاری و من

مسئول بخشی بودم که کارهای بازرگانی در آن انجام می شد. موسس این کمپانی فردی

رویایی با مهارت های فروش بالا بود اما او هم قدرت مدیریت ضعیفی داشت، به جزییات اهمیت نمی داد

و از ارائه خدمات و محصل جدید هیچ فهم و درکی نداشت.

و در سومین تجربه نجات از ورشکستگی من بازرس گروهی از مجلات بودم که توسط گروهی

از بزرگان کسب و کار (لیگ بزرگان) اداره می شد. و بزرگترین اشتباه من این بود که به اجازه دادم

آنها بفهمند من قبلاً تجربه اداره یک روزنامه را داشته ام و بدون شک من کسی هستم

که می توانم مشکل این مجلات را حل کنم. در این کمپانی مرا مانند فرمانده ای می دیدند

که پیروز از نبرد بازگشته است و به همین شکل هم از من استقبال می شد.

من فکر می کردم با موفقیت هایی که در گذشته بدست آورده بودم، ارتباطات، خلاقیت

و شیوه رهبری منحصر به فرد خودم امکان ندارد که موفق نشوم. و البته افراد زیادی هم

این چنین فکر می کردند چون سردبیر یکی از این مجلات وقتی که مرا دید می گفت

با آمدن تو به تیم ما انگار که قهرمانی جام NBA در بسکتبال شدیم.

اگر چه من خیلی چیز ها را عوض کردم و این مجلات را از ضرردهی به سودآوری قابل قبولی رساندم

اما به استاندارد ها و موقعیتی که مد نظر خودم و البته کسانی که مرا استخدام کرده بودند نزدیک هم نشدم.

اما در پروژه بعدی من فروتنی بیشتری به خرج دادم، منظم و بر پایه اصول کار کردم و رهبری بودم

که بر توانایی های تیم و کارایی فرآیند درست معتقد بود و نه یک مدیر افسانه ای قدرتمند

که فکر میکند خود به تنهایی می تواند همه چیز را درست کند. این بار با یک کارآفرین رویایی

سر و کار داشتم که به خاطر کلاه برداری که از او شده بود در تردید و پشیمانی غوطه ور بود.

و من تصمیم گرفتم این شرکت را توسعه بدهم. راستش را بخواهید دو سری از اعداد و

ارقام مالی در دست بود یکی بیانگر حقیقت و یکی هم کار عددسازی ها و کلاه برداری های

موسس کمپانی بود که اکنون متواری شده بود،

اما آن کمپانی هنوز یک چیز دیگر داشت و آن تعداد زیادی افراد مستعد بود.

آنچه که می خواهم به شما نشان دهم چیزی نیست جز تجربیاتی که در این پروژه ها بدست آوردم.

این مقاله را برای مدیران همه شرکت ها و سازمان ها می نویسم

چون هر سازمانی می تواند از اوج قدرت به ورشکستگی برسد

حال مدیران آن هر چه قدر که می خواهند سابقه و شهرت و اعتبار داشته باشند.

اگر کشتی سازمان شما به طوفان برخورد کند چه می کنید؟

در این مقاله مراحلی را برای نجات و رسیدن به ساحلی امن خدمت شما ارائه می کنم:

 

چربی اضافه را آب کنید!

 

از همه قسمت های سازمان حسابرسی داشته باشید و این کار را به صورت منظم انجام دهید

و ببینید پول خود را کجا خرج می کنید. مشخص کنید که چه چیزی واقعا مورد نیاز شما نیست

آنگاه که مطمئن شدید از شر آن خلاص شوید. وقتی که من برای گروه مجلات کار می کردم متوجه شدم

که آنها برای آبونمان مجله ۵ هزار دلار خرج می کنند در حالیکه فقط ۳۰ نفر آبونه هستند

و این هزینه ها را تا ۲۵۰ دلار کاهش دادم. مجلات از ورق های ضخیم و سنگینی استفاده می کرد

که برای کارت ویزیت مناسب بودند و ما ورقی مانند ورق روزنامه تایمز را جایگزین آن کردیم

که سبب شد ۱۰۰ هزار دلار در سال صرفه جویی شود.

 

همه افراد را مشارکت دهید

 

یک استراتژی جدید برای سازمان تدوین کنید و آنرا به تعداد بالا کپی کنید و در اختیار همه قرار دهید

وقتی می گویم همه یعنی همه افرادی که در این شرکت کار می کنند از آبدارچی گرفته

تا مدیران رده بالا باید این برکه را در اختیار داشته باشند و از آنها نظر خواهی شود

از آنها بخواهید نظر خود را بنویسند. کارکنان دوست دارند روی مقصد خود کنترل داشته باشند

می خواهند بدانند که قرار است به کجا بروند و چه کاری باید انجام دهند.

پس به آنها اجازه دهید ابراز عقیده کنند و به آنها بفهمانید که نظر تک تک آنها مهم است.

شاید باور نکنید اما در آن مرکز خریدی که در موردش صحبت کردیم

یک آبدارچی وقتی که با سرعت راه می رفتم و خیلی عجله داشتم نزد من آمد و ایده ای

را که به فکرش رسیده بود به من گفت که سبب شد ۱۰۰هزار دلار صرفه جویی شود

که برای یک شرکت دو میلیون دلاری عدد قابل توجهی است.

 

افراد خود را دست چین کنید

 
لیستی از افرادی که می خواهید در سازمان شما بمانند تهیه کنید و افرادی را که نمی خواهید

نگه دارید فوراً مرخص نمایید. یک اشتباه رایج در اخراج افراد به صورت گروه گروه و هر از چند گاهی است.

وقتی که این کار را انجام می دهید بهترین افراد سازمان را ترک می کنند و تنبل ترین و

بی هنر ترین افراد را در سارمان نگه خواهید داشت چون افراد کاری و با قابلیت راحت تر کار

پیدا می کنند و نمی خواهند در این بازی آخرین نفری باشند که اخراج می شوند و خود

زودتر به دنبال کار می گردند و متاسفانه افراد آموزش دیده و توانای شما به استخدام

شرکت های رقیب در می آیند. و افراد تنبل که اعتماد به نفس پایینی هم دارند در

سازمان شما باقی خواهند ماند. و هم چنین این کار سبب می شود مدتی نسبتا

طولانی افراد با استرس، نگرانی و راندمان پایین کار کنند. هر بار که قرار است

عده ای از افراد را مرخص کنیم بعد از اینکه مهارت ها توانایی های آنها را دوباره مورد

بازبینی قرار می دهم تا شاید بتوانم جایی برای آنها پیدا کنم و اگر باز هم نتوانستم

جایی برای آنها در سازمان پیدا کنم جلسه ای با این افراد ترتیب می دهم و صادقانه

شرایط شرکت را برای آنها بازگو می کنم به این ترتیب افرادی که قرار است شغل جدیدی

پیدا کنند فرصت کافی دارند و بهتر اوضاع را درک می کنند همچنین رسما اعلام می کنم

که دیگر اخراجی نداریم. تا بقیه کارکنان با خیال راحت به کار خود برسند.
 

اطلاعات مالی را در اختیار عموم قرار دهید

 
هر کسی می توانست اطلاعات مالی شرکت را به غیر از لیست حقوقی پرسنل مشاهده کند.

و ما هر آخر هفته یک جلسه عمومی با پرسنل داشتیم و من تصویری از سرمایه گذاری های

سازمان برای آنها ارائه می دادم. یک روز یکی از کارمندان بلند شد و گفت ما به شما اعتماد داریم

و این زمانی را که در جلسه می گذرانیم می توانیم جنس بیشتری بفروشیم.

این کار نه تنها سبب اعتماد بالا بین شما و کارمندان می شود

بلکه سبب می شود افراد ارزشمندی به سازمان شما اضافه شوند.
 

ترس مشتریان را تخفیف دهید

 
با مشتریان بزرگ خود ارتباط برقرار کنید و به آنها بفهمانید که قرار نیست شما از این بازی خارج شوید.

اجازه بدهید بدانند که مشکلی هست و آنها را در جریان اصلاحات در حال انجام قرار دهید

تا مشکل را برطرف کنید. این کار بسیار حیاتی است چون در این شرایط رقبای شما بوی خون

را احساس می کنند و شروع به شایعه پراکنی در گوش مشتریان شما می کنند

تا اینگونه القا کنند که شرکت شما به زودی نابود خواهد شد.
 

با طلب کاران صادقانه برخورد کنید

 
یکی از شرکت هایی که به من سپرده شد به ۶۰ تا از تامین کنندگان مواد اولیه بدهکار بود

و مقدار زیادی هم مالیات پرداخت نشده داشت. من ۱۲ نامه یا احضاریه از مراجع قانونی

برای تعطیل کردن شرکت دریافت کردم. پس برای هر کدام از کسانیکه از ما طلب داشتند

نامه ای مودبانه و منطقی نوشتم و همچنین یک کپی از استراتژی شرکت و کارهای

انجام شده و در دست اقدام برای آنها ارسال می کردم. جالب است بدانید همه آنها به

من اعتماد کردند چون صادقانه و بدون مخفی کاری همه چیز را با آنها درمیان گذاشته بودم.

 

سرمایه گذاران را با آغوش باز استقبال کنید

 

همه می دانند که بانک ها زمانی به شما پول قرض می دهند که به پول نیازی ندارید

ولی سرمایه گذارانی هستند که در زمان بی پولی حاضرند به شما پول بدهند.

ما همیشه سعی می کنیم در اولین فرصت با بانک ها یا نزول خور ها تسویه کنیم

چون مقدار زیادی از سود شرکت را می بلعند و این کار را با فروختن تجهیزات و دارایی های

غیر ضروری انجام می دهیم و در عوض سعی در جذب سرمایه گذار می کنیم چون

آنها مانند بانک ها و نزول خور ها نیستند، که کاری به سود و زیان شما ندارند و

در هر صورت سود خود را می خواهند بلکه در سود و زیان شما شرکت می کنند.

و حتی در بعضی مواقع به شما کمک می کنند. و در کل انعطاف پذیر تر هستند.

 

از شر مشتریان کم سود خود خلاص شوید

 

در یکی از شرکت هایی که کار می کردم قرار داد هایی با چند کمپانی تولید فیلم داشت.

آنها فکر می کردند که کار کردن با یک فیلمساز امتیاز بزرگی است که نصیب هر کسی نمی شود

بنابراین اهمیتی نمی دادند که طرف قرارداد آنها سودی نمی برد! و من ترجیح دادم

از شر این افراد کسل کننده خلاص شوم و به دنبال مشتری باشم که سود دهی کافی داشته باشد.

هیچگاه از حساب بانکی خود غافل نشوید

یکی از کارهایی که هر روز انجام می دادم این بود که موجودی حساب هایمان

را در بانک ها چک می کردم تا مطمئن شوم ما در راه درستی قدم گذاشته ایم.

و باید مطمئن می شدم که حقوق کارکنان و مالیات را می توانیم پرداخت کنیم

سپس به هر کدام از طلبکاران تا آنجا که می توانستیم پرداخت می کردیم

تا بدانند ما به انجام تعهدات خود پایبند هستیم.

 

باید ریسک کنید

 

حال زمان آن است که جسورانه رفتار کنید و از کارکنان خود بخواهید ایده ها و افکار

جدید خود را با شما در میان بگذارند تا از آنها در خدمات و محصولات خود استفاده کنید.

به این ترتیب خونی تازه در رگ های کمپانی خود تزریق می کنید که می تواند دید مثبتی

در مشتریان فعلی و مشتریان آینده شما ایجاد کند و رقبا را از جذب مشتریان شما ناامید کند.

کلید موفقیت بلند مدت این است که آرام باشید و درست قضاوت کنید.

همانطور که در دنیای بازرگانی می گویند: « هیچگاه اجازه نده عرق پیشانی تو را ببینند.»

نوشته: مارک کارمر

ترجمه: علی یزدی مقدم

۱۰ راز موفقیت در پول درآوردن آنهم به مقدار زیاد

۱۶ بهمن ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

۱۰ راز موفقیت در پول درآوردن آنهم به مقدار زیاد

 

10 راز موفقیت در پول درآوردن آنهم به مقدار زیاد

هر کسب و کاری که داشته باشید با رعایت یک سری قوانین و انجام برخی کارها می توانید پول زیادی کسب کنید.

همه کسب و کار های موفق سعی می کنند اسرار خود را بر ملا نکنند

اما من در این مقاله می خواهم پرده از رموز پول درآوردن آنها بردارم اگر مایل هستید

تا با این اسرار آشنا شوید این مقاله را تا پایان بخوانید:

۱ – مهمترین کار را باید در اولین قدم انجام دهید! قبل از هر چیزی باید کالا یا خدمات با کیفیتی ارائه کنید

که تعداد زیادی از مردم به آن نیاز داشته باشند.

۲ – دیگران را در اولویت قرار دهید! باید سعی کنید احتیاجات و نیاز های دیگران را برآورده کنید،

به دیگران کمک کنید تا رویاهایشان به حقیقت بپوندد،

و در این فرایند خود به خود خواسته و رویاهای شما به حقیقت خواهد پیوست!

۳ – شما باید حداقل یک کالا یا خدمات داشته باشید! برای اینکه پول بسیاری به جیب بزنید

باید چیزی ارائه کنید که مخصوص شما باشد. کاری که فقط شما می توانید انجام دهید.

شما باید کنترل انحصاری بر حداقل یک کالا یا خدمات داشته باشید. این باید چیزی باشد

که کس دیگری نتواند آنرا در جای دیگر پیدا کند و باید افراد زیادی به آن نیاز داشته باشند!

۴- پول است که پول می آورد! برای اینکه پول دربیاورید باید پول خرج کنید (برای تبلیغات،

بازاریابی، توسعه کار، مکان مناسب و… باید هزینه کنید.) تا پول بدست آورید! بدون سرمایه گذاری در کسب و کار

خود نمی توانید درآمد بالایی داشته باشید. اگر بذر کافی نکارید محصول کافی هم نخواهید داشت.

۵- بر سودآوری تمرکز کنید! مشتریان شما اهمیت نمی دهند که کسب و کار شما چقدر بزرگ باشد

یا اینکه شما چقدر فوق العاده هستید. آنها فقط می خواهند بدانند

که این محصول چقدر می تواند به آنها کمک کند! چگونه نیاز های آنها را برآورده می کند،

باعث شادی آنها می شود، آنها را ثروتمندتر می کند و… آنها آنچه را که می فروشید می خرند

البته به شرطی که احساس کنند در صورت خرید از شما منفعت بیشتری نصیب آنها می شود.

۶- چیزهایی را رایگان عرضه کنید! وقتی که کالا یا خدماتی را به صورت رایگان در اختیار مشتری

قرار می دهید پولی بدست نمی آورید، اما هنوز کالا یا خدمات رایگان بهترین نوع تبلیغات است.

اگر بتوانید نمونه های رایگان، اطلاعات رایگان، کاتالوگ های رایگان و… در اختیار مشتریان

خود قرار دهید مردم برای گرفتن کالا و خدمات رایگان به سمت شما می آیند. و اینجا هنر

شماست که بتوانید کالا یا خدماتی هم به مشتریان خود بفروشید. اگر گالای مناسب

و با کیفیتی داشته باشید اگر به نیاز های آنها توجه کرده باشید و به بهترین نحو با

آنها برخورد کنید آنها را تحت تاثیر قرار خواهید داد و ارتباط قوی تری با شما برقرار خواهند کرد،

اما قبل از هر چیزی باید آنها را ترغیب کنید از فروشگاه شما بازدید کنند.

۷- با مشتریان خود رفتار مناسبی داشته باشید! باید با مشتریان خود به گونه رفتار کنید

که به شما اعتماد کنند، با شما احساس امنیت کنند، احساس کنند با افراد صادقی روبرو هستند

و شما تنها افرادی هستید که کالا یا خدمات با کیفیتی ارائه می کنید. و به آنها قول دهید

که اگر نتوانستید رضایت آنها را برآورده کنید پول آنها را بازگشت خواهید داد.

شاید فکر کنید ممکن است از کالا و خدمات شما سوء استفاده شود که برای چنین

مشکلاتی هم راه حلی هست می توانید برای برگشت پول مبلغی را به عنوان کارمزد کسر کنید

تا برای کلاهبرداران این کار به صرفه نباشد و البته این ضمانت اینقدر ارزشمند است

و آنقدر می تواند در افزایش درآمد شما تاثیر داشته باشد که به همه این درسر ها می ارزد!

۸- شما نیاز به کمک دارید! باید از کمک توزیع کنندگان، شرکت های واسطه ای، بازاریاب ها

و دلال ها استفاده کنید. به تنهایی نمی توانید فروش بالایی داشته باشید.

دلال ها فروش بیشتری برای شما به ارمغان می آورند فروشی که خود به تنهایی نمی توانستید

به آن دست یابید. دلال ها و بازاریاب ها به افرادی دسترسی دارند که شما ندارید.

به نظر شما بهترین افرادی که می توانند برای شما دلالی کنند چه کسانی هستند؟

پاسخ بسیار ساده است: «مشتریان خرسند شما!»

۹- ۳۰ درصد از سود خود را دوباره در کسب و کار خود سرمایه گذاری کنید.

از پولی که بدست می آورید برای تبلیغات، چاپ کاتالوگ، تقویت وب سایت،

تحقیقات برای کالا یا خدماتی که مشتریان را از این هم راضی تر و خشنود تر کند! و… باید هزینه کنید.

سرمایه گذاری در کسب و کار نه تنها کل پول سرمایه گذاری شده را باز می گرداند،

بلکه کمک می کند تا کسب و کار شما با سرعت چند برابر رشد و توسعه داشته باشد.

اگر به این روش عمل نکنید و در سرمایه گذاری خساست به خرج دهید

هیچگاه نخواهید توانست درآمد بالایی داشته باشید!

۱۰ – همیشه با چشمان باز عمل کنید! همیشه سازمان ها و افرادی را که در کار خود

پیشرو هستند مد نظر داشته باشید ببینید آنها چگونه عمل می کنند و نتیجه کار ها و

سرمایه گذاری های آنها را پیگیری کنید امروزه با استفاده از رسانه ها و اینترنت این کار

سختی نیست به این ترتیب متوجه خواهید شد چه کاری را باید انجام دهید

و از انجام چه کار هایی باید پرهیز نمایید.

نوشته: گری کریستنسن

ترجمه: علی یزدی مقدم

Advertise here
Advertise here
Advertise here
Advertise here
Advertise here