دکتر سئو
تبلیغات کلیکی

بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موفقیت | خودسازی | کارآفرینی و استارتاپ’

در در آمد وب سایت در ایران

۲۸ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

در آمد وب سایت در ایران

 

در در آمد وب سایت در ایران

چندی پیش مقاله ای درباره راه های مختلف کسب در آمد در اینترنت

از طریق وبلاگ و وب سایت در اینترنت دیدم

به نظرم جالب آمد

و چون حرف های تازه ای داشت ترجمه آن را در یاد بگیر ات کام قرار دادم

تا مورد استفاده دوستان قرار گیرد.

اما از آن زمان تا کنون دوستان بسیاری با یاد بگیر دات کام تماس گرفته اند

و گله داشته اند که با وجود بکار گیری اصول گفته شده

نتوانسته اند درآمد مناسبی از اینترنت کسب کنند.

لذا بر آن شدیم تا در آمد اینترنتی را برای صاحبان وبلاگ ها و وب سایت ها

با در نظر گرفتن شرایط در ایران مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهیم

تا بدینوسیله دوستان را بیشتر با حقایق آشنا کنیم.

و بیهوده به دوستان وعده درآمد و ثروت زیاد در مدتی کوتاه را نداده باشیم.

 

تحریم ها

 

یکی از معمول ترین راه های کسب درآمد اینترنتی در تمام دنیا

استفاده از سرویس google adsense است.

در این شیوه کسب در آمد صاحب وب سایت یا وبلاگ قسمتی از صفحات خود

را به تبلیغات متنی گوگل اختصاص می دهد

و در ازای هر کلیکی که روی این لینک ها می شود رقمی به حساب او افزوده می شود

به این ترتیب صاحب یک وب سایت به راحتی و بدون زحمت زیاد

برای بازاریابی می توانند مشتری پیدا کنند و کسب درآمد داشته باشند.

البته سیستم های مشابه این سرویس توسط رقبای گوگل ارائه شده اند.

 

اما به دلیل تحریم ها دارندگان وب سایت های ایرانی

 

نمی توانند به این روش کسب درآمد کنند.

 

این تحریم نه تنها شامل حال وب سایت های ایرانی است

بلکه شامل کلیه وب سایت های فارسی هم می شود.

در حالیکه این شرکت ها داوطلبانه ایرانیان را مورد تحریم قرار داده اند

اما از آنها پول دریافت می کنند تا برایشان تبلیغات کنند

و به راحتی بازار تبلیغات ایران را ازان خود کرده اند

بازاری که می توانست منبع درآمد خوبی برای وب سایت های ایرانی باشد.

و متاسفانه باید بگویم این موضوع تاثیر منفی بر بازار تبلیغات وب سایت های ایرانی داشته است

و در گفته های صاحبان دیگر وب سایت های فعال در زمینه اینترنت هم تاییدی است

بر این مدعا. اما با این وجود هستند

وب سایت های ایرانی که از تبلیغات اینترنتی درآمد مناسبی دارند

که البته یا وب سایت های خبری معتبر هستند

یا وب سایت هایی که بسیار قوی و پرترافیک هستند

اما چنین وب سایت هایی هم انگشت شمارند و سابقه طولانی دارند

اگر می خواهید وارد این عرصه شوید و درآمد مناسبی داشته باشید

بد نیست بدانید باید حداقل یکی دو سالی صبر داشته باشید

اگر بسیار حرفه ای و بی عیب و نقص عمل کنید و به اندازه کافی هزینه کنید،

احتمالاً نتیجه مناسبی بگیرید

اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که از این طریق بتوانید ثروتمند شوید!

 

حق کپی رایت

 

یکی از منابع درآمد صاحبان وب سایت ها نوشتن و داشتن امتیاز اثرشان است

در سراسر دنیا به این طریق از هنرمندان و نویسندگان حمایت می کنند.

اما به دلیل نداشتن قانون محکمی در این زمینه یا اگر هم وجود دارد

به درستی اجرا نمی شود

نتیجه آن این می شود که نویسندگان و مترجمین به راحتی وارد این عرصه نمی شوند

و آنهایی هم که وارد می شوند نمی توانند انتظار درآمدی در این زمینه داشته باشند

در حالیکه نوشتن کاری بسیار پر زحمت است

و یک نویسنده باید برای مطالعه و تحقیق ساعت ها وقت بگذارد

و برای نوشتن یک مقاله گاه چند روز باید از وقت خود را اختصاص دهد

و وقتی که این مقاله که حاصل چند روز زحمت آنهاست در اینترنت قرار می گیرد

بلافاصله کپی می شود و در نهایت افراد راحت طلب از آنها به نفع خود سو استفاده می کنند.

این مشکل باعث می شود نویسندگان و مترجمین برای کار کردن کمتر رقبت نشان دهند

و حداقل برای امرار معاش ننویسند که دود آن به چشم فرهنگ و ادب ایران زمین می رود.

بنابراین با توجه به رعایت نشدن قانون کپی رایت از طریق نوشتن هم نمی توانید

درآمد خاصی داشته باشید. هر چند به این شکل می توانید خود را معرفی کنید

و شاید بتوانید برای کار پیدا کردن از آن استفاده کنید،

که برای آن هم ضمانتی وجود ندارد!

توصیه می کنم این مقاله را مطالعه نمایید:

جلو گیری از پیش پا افتادگی

فروشگاه های اینترنتی و ملزومات آنها

یکی از راه های کسب درآمد در اینترنت فروختن کالا و خدمات است

در تمام دنیا این روش پر سود ترین راه کسب درآمد در اینترنت است

و ایران هم از موضوع مستثنا نیست.

اگر می خواهید واقعا از وب سایت یا وبلاگ خود درآمد کسب کنید

بهترین راه فروختن کالا یا خدمات تان است.

به خصوص اگر در شهر یا روستایی کوچک ساکن هستید

که کالا یا خدماتتان را نمی توانید به راحتی تبلیغ کنید به این ترتیب می توانید

به بازار های بزرگتر در سراسر ایران و حتی دنیا دست پیدا کنید.

این روش اگر چه می تواند سود خوبی داشته باشد اما باید طوری کار کنید

که بتوانید اعتماد مشتری را بدست آورید.

مثلاً نباید فقط از مزایای محصول خود صحبت کنید

بلکه کاملاً بی طرف باشید و با صداقت محصول خود را معرفی کنید.

سعی کنید آن محصول را نقد کنید.

 

شما که سود کوتاه مدت نمی خواهید پس اعتبار خود را فدای آن نکنید.

 

سعی کنید محصولی را در اینترنت بفروشید

که خود آن را امتحان کرده اید توجه داشته باشید که خریدار اینترنتی با هوش است

و با توجه به جو بی اعتمادی موجود فقط نقش یک دلال سود جو را بازی کردن

آینده ای را برای شما به همراه نخواهد داشت.

این روز ها شرکت هایی که در دبی مشغول به کارند

و کالایی چینی را با مارکی شبه اروپایی مخصوص بازار ایران می سازند

و وارد بازار می کنند بسیارند.

و از طریق وب سایت های ایرانی و کانال های ماهواره ای ایرانی تبلیغ می کنند.

بعضی سایت های اینترنتی هم برای آنها این اجناس را می فروشند،

اما نمی دانند که خاطره ای بد از خود در میان مشتریانشان به یادگار می گذارند.

نمی دانند که مشتریان نا راضی مشتریان بالقوه آنها را فراری می دهند.

متاسفانه دود این گونه رفتار های بعضی از صاحبان وب سایت ها در چشم همه می رود

و اعتماد مردم کشورمان به اینترنت هم خدشه دار می شود.

بنابراین قبل از اینکه به فکر در آمد اینترنتی باشید

باید به دنبال ساختن بستری از اعتماد و اعتبار باشید.

مشتری اگر به صداقت شما شک کند از شما خرید نخواهد کرد.

 

سرعت اینترنت

 

یکی از معضلات کسب و کار اینترنتی در ایران سرعت اینترنت است

مشکل سرعت باعث شده است

که تا حدودی از محبوبیت اینترنت در ایران کاسته شود

چون در ساعات اوج ترافیک یا در دوره هایی خاص سرعت اینترنت کاهش می یابد

و کاربر شما آنقدر اذیت می شود

که عطای وب سایت یا وبلاگ شما را به لقای آن می بخشد!

همه وب سایت های ایرانی قسمتی از ترافیک خود را به این دلیل از دست می دهند.

و این حقیقتی است که وجود دارد و اگر می خواهید یک وب سایت ایرانی داشته باشید

باید این را در محاسبات خود دخالت دهید. چون مخاطبان شما در ایران هستند.

بنابراین باید وب سایتی داشته باشید که برای سرعت پایین طراحی شده باشد.

استفاده از گرافیک حجیم و تبلیغات گرافیکی چشمک زن عجیب و غریب

منجر به این می شود که به سادگی قسمتی از مشتریان خود را از دست بدهید.

در حالیکه از این تبلیغات انتظار درآمد بیشتری داشتید! به یاد داشته باشید

همه مشتریان شما دارای اینترنت باند پهن نیستند

یا بعضی از آنها هم که اینترنت

مثلاً سرعت بالا دارند

در عمل سرعت دسترسی شان به اینترنت از استاندارد های جهانی بسیار پایین تر است.

این مشکل به خصوص در شهر های کوچک بیشتر رخ می نماید.

پس وب سایت خود را باید به گونه ای بهینه سازی کنید

که در کمترین زمان ممکن صفحاتش لود شوند.

برای افزایش سرعت وب سایت خود این مقالات را مطالعه بفرمایید:

 

عدم باور عمومی به اینترنت

 

هنوز بسیاری از دارندگان کسب و کار ها در ایران

به اینترنت به عنوان ابزاری کارآمد اعتقاد ندارند.

آنها می توانند مشتریان خوبی برای صاحبان وب سایت ها باشند

چه از نظر تبلیغ و چه از نظر مشارکت در فروش. به خصوص در بازار هایی که نسل جدید

با آن سر و کار دارند اینترنت بهترین وسیله برای بازاریابی آنهاست.

در ایران هنوز نسلی بازار را می گرداند که با کامپیوتر بزرگ نشده است

و چه برسد به اینترنت کمتر کسی را در میان آنها می یابید

که برای مرور اخبار به اینترنت مراجعه نماید آنها روزنامه کاغذی را به اینترنت ترجیح می دهند

ترجیح می دهند وضعیت هوا را از تلوزیون بشنوند

تا اینکه به اینترنت مراجعه نمایند. کمتر به اینترنت

و آنچه در آن هست اعتماد می کنند. خوب این طبیعی است سالهاست

که این گونه زندگی کرده اند البته استثنا هم وجود دارد در بازار های جدید مانند

 

بازار کامپیوتر، موبایل، وسایل الکترونیک و… وضع کمی متفاوت است

 

در این کسب وکار ها نسل جدید بیشتر حضور دارد

و به همین دلیل هم بیشتر از اینترنت بهره می برند. اما روند کلی به این شکل است

که در بازار های سنتی کمتر به اینترنت توجه شده است

آنها حاضر نیستند صد هزار تومانی در یک وب سایت پربازدید سرمایه گذاری می کنند

در عوض در روزنامه های کاغذی میلیون ها خرج تبلیغات می کنند.

البته این وضعیت در ایران هم در حال عوض شدن است نسل جدید

به مرور وارد این بازار می شود آنها می دانند که اینترنت چقدر می تواند ارزشمند باشد

و کسب وکار آنها را سر و سامان دهد.

به عنوان مثال چندی پیش به دنبال قطعه بودم به هر جا نمونه فرستادیم

آن را نشناختند بنابراین در اینترنت جستجو کردم

نکته جالب این که فقط یک شرکت در اینترنت تبلیغاتی قرار داده بود

و هر چه بیشتر جستجو می کردم فقط به همین شرکت برخورد می کردم

بنابراین با آنها تلفنی صحبت کردم آن قطعه را از طریق پست برای من فرستادم

با قیمتی بسیار مناسب هم برای من سود داشت

هم برای آنها چون می دانستم بسیارند مانند من که مشتری آنها باشند

کمی تحقیق کردم متوجه شدم که این قطعه در دزدگیر ها کاربرد فراوان دارد

و می توانستم آن را به راحتی خریداری کنم فقط کسی نام فنی آن را نمی دانست.

اما اینترنت آنقدر زود مشکل مرا حل کرد که کار به جستجوی بیشتر نکشید!

آنها با استفاده از بازاریابی درست توانستند از کیلومتر ها دورتر

با استفاده از اینترنت جنس خود را بفروش برسانند.

حرف آخر اینکه این روند تغییر خواهد کرد صاحبان کسب وکار هایی که به اینترنت بی اعتنایی می کنند

کم کم توسط رقبا کنار زده خواهند شد و من فکر می کنم

 

آینده اینترنت در ایران روشنتر از اکنون است.

 

دانش آموزان و دانشجویان تحقیقات خود را بدون استفاده از اینترنت انجام نمی دهند.

یکی از تفریحات نسل جدید حضور در اجتماعات اینترنتی است.

زمانی که به مشکلی برخورد می کنند و برای آن راه حلی پیدا نمی کنند

سوال خود را در تالار های گفتگو مطرح می کنند و

جواب خود را پس از مدتی دریافت می کنند.

اما عدم باور عومی به اینترنت دلایل دیگری هم دارد

یکی از آنها سوء استفاده بعضی از صاحبان وب صایت ها و افراد کلاهبردار است

که اینترنت را مکان مناسبی برای کلاهبرداری می دانند.

و اگر شما یک وب سایت اینترنتی دارید

بدانید که بزرگترین چالش شما جلب اطمینان و اعتماد است.

اعتبار خود را به سود کوتاه مدت نفروشید نگران نباشید افراد درستکار و معتبر به زودی شناخته می شوند

اگر می خواهید در اینترنت کار کنید

 

بزرگترین سرمایه شما اعتبار شماست

 

پس آن را به خطر نیندازید حتی اگر مجبورید ضرر کنید

بدانید که سرمایه گذاری بلند مدت انجام داده اید.

آخر اینکه اگر یک وب سایت فارسی دارید بهتر است

روی بازار داخلی تمرکز بیشتری داشته باشید

سرعت اینترنت در ایران را مد نظر داشته باشید.

ببینید بازدید کنندگان شما که هستند

و اکنون کدام کسب و کار ها حاضرند با شما همکاری داشته باشند.

با اعتبار بالا کار کنید. بزرگترین ثروت یک وب سایت اعتبار آن است.

باید بسیار تلاش کنید و بسیار قوی ظاهر شوید

و انتظار سود زیاد در کوتاه مدت را نداشته باشید.

با این دید برای خود رویایی نخواهید ساخت که نتوانید به آن دست یابید

و با امید به خدا و تلاش زیاد به هدف خود خواهید رسید.

علی یزدی مقدم



کلمات کلیدی : در در آمد وب سایت در ایران ، در در آمد وب سایت در ایران

در در آمد وب سایت در ایران ؛ در در آمد وب سایت در ایران

در در آمد وب سایت در ایران ؛ در در آمد وب سایت در ایران

در در آمد وب سایت در ایران ؛ در در آمد وب سایت در ایران

در در آمد وب سایت در ایران

تغییر وجهه سازمان و چهار مرحله ای که باید طی شود

۲۸ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

تغییر وجهه سازمان و چهار مرحله ای که باید طی شود

 

تغییر وجهه سازمان و چهار مرحله ای که باید طی شود

هر سازمانی یک وجهه، شخصیت یا برند دارد. متاسفانه بعضی مواقع وجهه سازمان

همان چیزی که تمایل دارید شناخته شود نیست و البته برخی سازمان ها هم این گونه نیستند،

مراحلی هست که هر سازمانی می تواند طی کند تا واقعا به همان نقطه ای برسد که مشتریان

از آنها انتظار دارد. به عبارت دیگر به مرحله ای برسد که وجهه یا شخصیت مناسبی نزد مشتریان

خود داشته باشد. در ادامه به این چهار مرحله می پردازیم.

 

وجهه کنونی را تعیین کنید.

 

گروهی را برای ممیزی اینکه اکنون کمپانی شما چگونه شناخته می شود مامور کنید.

این کار آنقدر هم سخت نیست. یکی از ساده ترین کارها این است که دیدگاههای مشتریان

کنونی و مشتریان احتمالی خود را جمع آوری و سازماندهی کنید. به عنوان مثال از گروهی

از مشتریان می توانید بپرسید: «اگر این کمپانی را یک خودرو در نظر بگیرید به نظر شما

چه خودرویی می تواند باشد؟» یا « اگر این کمپانی را یک خانه در نظر بگیرید چگونه خانه ای

خواهد بود.» این پرسش ها می توانند از پرسش های کلی به پرسش های عمیق تر

و دقیق تری منتهی شوند تا بتوانید بهتر تصویری را که از شما در ذهن مشتریان وجود دارد ببینید.

این کار برای مردم بسیار ساده تر از این است که از آنها بخواهید نظر خود را در مورد سازمان

یا محصول شما بیان کنند و بگویند چه دیدگاهی نسبت به شما دارند.

 

وجهه مطلوب خود را به صورت شفاف مشخص نمایید.

 

برخی موارد وجهه ای که سازمان می خواهد در اذهان مشتریان داشته باشد با آنچه که هم اکنون

هست بسیار نزدیک هستند و در برخی موارد هم این گونه نیست. و بسیار مهم است

که هر سازمانی وجهه مطلوب خود را به گونه ای شفاف و مشخص تعیین کند. شما دوست دارید

چگونه به نظر برسید؟ دوست دارید مشتریان وقتی که شما را به یاد می آورند با چه

کلماتی سازمان یا برند شما را توصیف کنند؟ آنگونه که مشتریان شما را توصیف می کنند

اگر مطلوب شماست می توانید آنرا قبول کنید و اگر فکر می کنید می توانید آنرا قبول کنید

و کمپانی شما قادر است با همین روند به حیات خود ادامه دهد شاید نیازی به تغییرات زیاد نباشد

اما اگر نیاز به تغییر را احساس کردید و دیدید که سیمای مناسبی در میان مشتریان ندارید

بدانید که نه تنها درآمد و سود آوری شما به خطر افتاده است بلکه ممکن است این آغازی بر

یک بحران و شاید هم پایان عمر کمپانی شما باشد و نیاز به تغییر وجهه ضروری خواهد بود.

و باید بر شکافی که بین آن گونه که می خواهید دیده شوید و آن گونه که اکنون به شما می نگرند تمرکز کنید.

 

مشتریان هدف خود را بیابید

 

مشتریان هدف خود را که می خواهید بیشترین دید مثبت را در آنها ایجاد کنید شناسایی کنید.

این بدان معناست که نیازی نیست به هر کسی در هر کجا ارائه خدمات دهید؛

با توجه به اینکه اکنون چه دیدی در میان مشتریان خود دارید و می خواهید چه تاثیری بر آنها بگذارید

راه هایی را مشخص خواهید کرد که در ذهن مشتری خود تاثیر بهتری داشته باشید.

می توانید این کار را به روش های مختلفی انجام دهید. می توانید از خود چهره ای مقاوم و محکم

به نمایش بگذارید که برخی این کار را با لوگوی خود به نمایش می گذارند یا اینکه ممکن است

بخواهید سازمانی باشید که مشتری ها آنرا به عنوان یک سازمان پاسخگوی مسئول می شناسند.

و در این مسیر باید به بسیاری از ریزه کاری ها توجه شود، و در مرحله اول باید مدیران توجیه شوند

که باید در این مسیر جدی و مداوم کار کنند و هر بخش با هدف رضایت مشتری به کار خود ادامه دهد

و هر مشکلی که کشف می شود و رفع می گردد مستحق پاداش است. کارهایی که انجام می شود

می تواند نحوه سخن گفتن شما با مشتری، کیفیت خدمات یا کالایی که ارائه می دهید

( کیفیت را نمی توان نادیده گرفت و کوتاهی در این زمینه برای هر کسب و کاری از دید مشتری

نابخشودنی است بنابراین کیفیت باید اولویت اول و دوم شما باشد) ، تمیزی و نظم فروشگاه،

نحوه برخورد و لباس پوشیدن کارکنان شما و حتی سادگی کار با وب سایت شماست.

همه اینها با هم می توانند بر مشتری شما تاثیر بگذارند و دیدگاه آنها را نسبت به شما تغییر دهند.

 

آموزش ببینید و آموزش دهید

 

اینکه کسب و کار شما چقدر بر مشتری تاثیر خوب بگذارد و به شما چگونه نگاه کنند

با هر کنش و واکنشی ساخته می شود فرقی نمی کند با مشتری به صورت رو در رو صحبت می کنید

یا با تلفن یا اینکه از طریق ایمیل مهم این است که اطمینان حاصل کنید دیدگاه مطلوب شما

در ذهن مشتریان شکل گرفته است و در این میان باید به بسیاری چیزها توجه کرد و وقتی

که سازمان شما بزرگ می شود باید افراد بیشتری همه این ریزه کاری ها را رعایت کنند

و این شدنی نیست مگر اینکه در ابتدا مدیران در این زمینه آموزش ببینید و آنگاه پرسنل

با توجه به موقعیت و وظیفه ای که دارند آموزش ببیند. آنگاه نوبت می رسد به ممیزی های

دوره ای تا تاثیر اقدامات انجام شده مورد بازبینی قرار گیرد. حتی گاه قیافه افرادی که با مشتریان

در ارتباط هستند یا صدای کسی که با مشتری تلفنی صحبت می کند در این دیدگاه تاثیر گذار است.

عملکرد آنها در مقابل مشتری بسیار مهم است وقتی که با ادب و متانت با مشتری برخورد می شود

وقتی که کار او را با جدیت پیگیری می کنید وقتی که با مشتری به گونه ای برخورد می کنید

که از پولی که پرداخت کرده است احساس پشیمانی نمی کند. بدانید که در جهت درستی حرکت می کنید.

نوشته: لی ریچاردسون

ترجمه: علی یزدی مقدم

 

هفده اشتباه افراد در آغاز یک کسب و کار جدید

۲۸ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

هفده اشتباه افراد در آغاز یک کسب و کار جدید

 

هفده اشتباه افراد در آغاز یک کسب و کار جدید

آنچه در این مقاله می بینید حاصل تجربیات «جان اوشر» است او صدها کالا را بهینه سازی یا ابداع کرده است

یکی از این محصولات یک مسواک برقی است که تبدیل به پرفروش ترین مسواک آمریکایی شد

و آن هم فقط در طول ۱۵ ماه! کسانی که با دنیای کسب و کار آشنا هستند

به خوبی می دانند که این یک شاهکار است. او همچنین چندین کمپانی موفق را تاسیس کرده است.

یکی از این کمپانی ها Cap Toys است که توانست به فروش ۱۲۵ میلیون دلار در سال دست پیدا کند

و سپس آن را به کمپانی «Hasbro» فروخت. اما یکی از بزرگترین کارهای او که کمک بزرگی به دنیای

کسب و کار کرد این بود که شروع به تهیه لیستی از اشتباهات کرد که نباید در شروع یک کسب و کار

جدید آن ها را مرتکب شد. این لیست حاصل تجربیات سالها ابداع و تاسیس کارهای جدید است.

جان ۵۷ ساله می گوید: «بعد از اینکه شرکت خود را به «Hasbro» فروختم لیستی از

همه اشتباهات خود را تهیه کردم. اشتباهاتی که می دیدم دیگر کارآفرین ها هم مرتکب می شوند

کارآفرین سریالی ما ادامه می دهد: «من می خواستم سازمانی تأسیس کنم

و در بدو کار هیچ کدام از این اشتباهات را مرتکب نشوم و می خواستم بدانم به این روش می توانم

یک سازمان ایده آل ایجاد کنم. او یک لیست غیر رسمی شامل ۱۶ اشتباه تهیه کرد

و سپس نهایتاً آن را به ۱۷ تا رساند و حاصل تجربیات وی تاکنون در تحقیقات تجاری دانشگاه هاروارد

مورد استفاده قرار گرفته است. این لیست در رسانه ها و سخنرانی هایی که مخاطب آنها تجار و

بازرگانان هستند مورد استفاده قرار گرفته است. او در سال ۱۹۹۹ این لیست را برای تولید

مسواک برقی معروف خود به کار گرفت این کالا در سال ۲۰۰۱ میلادی وارد بازار شد

و تبدیل به پرفروش ترین مسواک شد و در نهایت این کمپانی را به قیمت ۴۷۵ میلیون دلار فروخت.

او می گوید: «من انتظار نداشتم این لیست واقعاً کار کند و شاید هم دیگر چنین موفقیتی تکرار نشود

اما ما به این روش یک کسب و کار بی عیب و نقص را از شروع کار تا فروش آن ایجاد کردیم.»

اوشر همچنین یک ظرفشور برقی تولید کرد و آن را به شرکت «Procter & Gamble»

(همان شرکتی که کمپانی مسواک برقی را خریده بود) فروخت.

جان اوشر همچنان در حال تولید کسب و کارها و محصولات جدید است

و در این مسیر به تحقیقات خود ادامه می دهد. و می خواهد از تجربیات جدیدش چیزهای جدیدی یاد بگیرد.

این مقاله هدیه یاد بگیر دات کام به همه افرادی است که می خواهند کسب و کاری جدید را آغاز کنند

و راهی به سوی موفقیت پیش گیرند.

در خلال اشتباهاتی که اوشر ذکر می کند به کارآفرین ها می گوید: آنها که هستند؟

و برای رسیدن به بالاترین سطح از تکامل چه کارهایی باید انجام دهند؟

 

اشتباهاتی که همه مرتکب می شوند

 

اشتباه اول: بیشتر افراد معمولاً به اندازه کافی برای تحقیقات روی طرح و ایده خود وقت صرف نمی کنند

تا ببینند واقعاً ارزش آن را دارد یا نه و به همین دلیل شکست می خورند این معمولاً مهمترین اشتباه همه است.

به اعتقاد اوشر ۹ نفر از هر ۱۰ کارآفرین به خاطر این که طرح و ایده آنها ارزشی را که تصور می کردند

نداشته است شکست می خورند. گاهی افراد آن قدر شور و شوق به انجام کار جدید دارند

که از تجزیه و تحلیل آن غافل می شوند. و همین باعث شکست آنها می شود آنها ممکن است

بسیار با استعداد و لایق باشند و هر کاری که از دستشان بر می آید انجام دهند

ولی به نتیجه مناسبی دست پیدا نمی کنند چون قدم اول را مشکل دار برداشته اند.

یعنی ایده با ارزشی انتخاب نکرده اند.

اشتباه دوم: تخمین نادرست از بازار، تعداد مشتریان احتمالی، زمان بندی و قسمتی از بازار که نصیب آنها خواهد شد.

بیشتر افراد کارآفرین آن قدر درباره طرح ها و کارهای جدید خود هیجان زده هستند که توجه نمی کنند

که چند نفر مشتری واقعی آنها خواهند بود. آنها می گویند اگر کل بازار ۵۰ میلیون مصرف کننده داشته باشد

و فقط ۲ درصد از بازار مشتری ما باشند آنگاه ۱ میلیون مشتری خواهیم داشت

حال آنکه ۲ درصد از بازار رقم بسیار بالایی است و بیشتر کسب و کارها زیر ۱ درصد مشتری دارند.

اشتباه سوم: کم تخمین زدن سرمایه و زمان مورد نیاز.

آنها سرمایه مورد نیاز را براساس اشتباه اول تخمین می زنند. افراد در ابتدای کار برای محیط اداری،

مبلمان، کامپیوترها و استخدام یک مدیر فروش و … پول زیادی خرج می کنند.

به عبارت دیگر کارهایی انجام می دهند که هزینه بر و هزینه ساز است

و تنها به امید این هستند که فروش بالایی داشته باشند.

همه این هزینه ها به امید حجم بالای فروش در مدتی کم انجام می شود.

آنها فکر می کنند خیلی زود، سود بالایی نصیبشان می شود ولی در عمل چنین اتفاقی نمی افتد

و ناگهان متوجه می شوند همه سرمایه خود را خرج کرده اند و پولی برای ادامه کار ندارند.

در این زمان هزینه های پیش بینی نشده هم وجود دارند بنابراین همیشه سرمایه ای بیش

از آنچه در ابتدا به نظر می رسد نیاز است حتی اگر صرفه جویی های لازم انجام شود.

اشتباه چهارم: تخمین اشتباه در حجم فروش و زمانبندی.

آنها تخمین درستی از بازار و تعداد مشتریان ندارند بنابراین برای این قسمت از کسب و کار

خود پروژه های زیادی مد نظر دارند. آنها می گویند ۲۰۰ میلیون خانه وجود دارد و کافیست

به X تعداد از آنها جنس خود را بفروشم. اما چون در زمان محدودی که در نظر گرفته بودند

به میزان فروش مورد نظر خود نمی رسند شکست می خورند و هیچگاه فرصت پیدا نمی کنند

حجم فروش کافی داشته باشند.

اشتباه پنجم: سرمایه پروژه ای را بسیار کم تخمین می زنند.

برای اجرای هر پروژه از طراحی تا تولید کالا همیشه به سرمایه ای بیش از آنچه تصور می شود نیاز است.

همچنین دلایل ناشناخته ای وجود دارند که هزینه اجرای یک پروژه را بالا می برند. بنابراین هنگام

اجرای پروژه شما با کمبود منابع روبرو می شوید و پروژه کند و محدود می گردد.

اشتباه ششم: افراد زیادی استخدام می کنند و برای دفتر، مبلمان و تجهیزات اداری، هزینه زیادی صرف می کنند.

اکنون شما فروش کم و هزینه های زیادی دارید. این مشخصه سازمان هایی است

که هر روز شکست می خورند و نمونه های زیادی از آنها را می توانید ببینید.

همه اینها از اشتباه اول ناشی می شود: شکست به دلیل عدم تحقیق کافی

درباره ارزش طرح و فرصتی که می خواهید روی آن سرمایه گذری کنید.

اشتباه هفتم: نداشتن طرح و نقشه برای ناگواری های احتمالی.

حتی اگر در تمام برآوردها و تخمین ها بسیار واقع گرایانه عمل کرده باشید

باز هم وقایع پیش بینی نشده وجود دارند. ممکن است شرایط بازار عوض شود، بانک به تعهدات خود پایبند نباشد،

بهره بانکی عوض شود، برای حمل و نقل محصول محدودیت هایی ایجاد شود

و بسیاری موارد از این قبیل که اگر هر کدام از اینها اتفاق بیفتد مقصر شما نیستید.

یا به عبارت دیگر این مشکلات ناشی از ضعف طرح نیست، اما اتفاق می افتد. ب

یشتر مواقع کسانی که کار جدیدی را آغاز می کنند احساس می کنند هر گاه به مشکلی برخورد کردند

کسی یا چیزی هست که به آنها کمک کند. و به همین دلیل از قبل نقشه ای برای شرایط

ناگواری که ممکن است پیش بیاید ندارند و در صورت وقوع چنین شرایطی

کل زحمات و سرمایه آنها در خطر خواهد بود.

اشتباه هشتم: شریک کردن افراد غیر لازم یا نامعتبر.

شما فقط به افراد مشخصی به عنوان شریک نیاز دارید. به عنوان مثال بیشتر مواقع به پول نیاز دارید

، و شرکایی پیدا می کنید که آنها هم به پول نیاز دارند. یا بسیاری مواقع افراد خلاق که ایده های

خوبی دارند دوستان خود را به عنوان شریک انتخاب می کنند. بسیاری افراد برتری های

راهبردی را ندارند یا اعتبار کافی برای شراکت را ندارند. حال چنین افرادی قرار است

مثلاً ۲۵ درصد از شرکت شما را صاحب شوند. چنین کاری کاملاً اشتباه و غیر ضروری است.

قبل از اینکه افراد بخواهند در دارایی یا طرح شما شریک شوند، باید آن را به دست آورند.

(یعنی برای شراکت خود پول، اعتبار و وقت خود را گرو بگذارند و زحمت بکشند.)

اشتباه نهم: افراد را برای راحتی خود استخدام کنید نه به خاطر مهارتهای مورد نیاز آنها.

“در اولین شرکت هایی که بنا کردم خویشاوندانم را استخدام کردم.

این کار بسیار ساده بود اما بسیاری از آنها برای کاری که من نیاز داشتم فرد مناسبی نبودند.

و اخراج کردن افراد کار ساده ای نیست به خصوص اگر از فامیل و آشنا باشند.”

برای استخدام افراد زمان بیشتری صرف وقت کنید و براساس مهارت ها از بین آنها انتخاب کنید.

شما به افرادی با مهارت بسیار بالا احتیاج دارید که بتوانند در شرایط نامناسب به کسب و کار شما کمک کنند،

به عبارت دیگر آچار فرانسه باشند. اگر افراد نامناسب استخدام کنید، درست زمانی

که به آنها احتیاج دارید کسب و کارتان را با مشکل مواجه می کنند.

اشتباه دهم: غفلت از مدیریت قسمتهای مختلف سازمان.

این مشکل معمولاً همیشه اتفاق می افتد. مدیران معمولاً نیمی از وقت خود را به کارهایی می پردازند

که ۵ درصد از کل فعالیت ها هم نیست و از قسمت های دیگر غافل می شوند.

شما باید نسبت به کل سازمان خود دید جامعی داشته باشید. ولی معمولاً کسانی که کسب و کاری

را اداره می کنند این دید جامع را از دست می دهند و بیشتر انرژی خود را برای اداره قسمتی

از سازمان به کار می گیرند تا اینکه کل سازمان را رهبری و مدیریت کنند. “در مواردی محصولات

مختلف را تولید می کردم و گاه برای بعضی از تولیدات، افرادی را استخدام می کردم .

نتیجه آن را با تصویر بزرگی که در ذهن داشتم در کوتاه مدت و بلند مدت مقایسه می کردم

که آیا به اهداف تعیین شده رسیده ام یا نه.” به عبارت دیگر ارزیابی کارهای انجام شده

و مقایسه آن با اهداف و برنامه های از قبل تعیین شده، سبب می شود دید کاملتری داشته باشید.

پس سعی کنید آن تصویر بزرگ را در ذهن خود داشته باشد و مرتباً آن را با وضعیت کنونی خود مطابقت دهد.

اشتباه یازدهم: پذیرفتن غیر ممکن بودن، ساده تر از پیدا کردن راه حل مناسب است.

“من مهندسی داشتم که بسیار ماهر بود ولی هر گاه می خواستیم وسیله ای را اصلاح یا بهینه سازی کنیم

می گفت: شما نمی توانید به این روش این کار را انجام دهید. من باید مطمئن می شدم

و به آسانی حرف هایش را قبول نمی کردم. من باید دیدی فراتر می داشتم.”

اگر می خواهید یک کارآفرین باشید باید بتوانید کارهای جدیدی انجام دهید.

افراد زیادی به شما خواهند گفت این ممکن نیست، ولی نباید این حرف ها را به آسانی قبول کنید

یک کارآفرین خوب همیشه راه حل مناسبی پیدا می کند.

اشتباه دوازدهم: توجه بیش از اندازه به حجم فروش و تعداد مشتریان، به جای اینکه به سود دهی کسب و کار توجه شود.

افراد معمولاً بیشتر به حجم و مقیاس توجه می کنند. بیشتر کار آفرین ها تمایل دارند بگویند

سازمانی را اداره می کنند که بسیار بزرگ است، تعداد زیادی پرسنل دارد، این مقدار

مساحت دارد و این قدر فروش دارد. معمولاً ما تمایل داریم در ذهن خود کسب و کاریبزرگ

را پرورش دهیم تا اینکه به فکر ایجاد کسب و کاری پر سود باشیم. اما بدانید که بانکداران

و کارشناسانی که سازمان شما را برای خرید یا سرمایه گذاری بررسی می کنند از یک سازمان

خیلی بزرگ خوششان نمی آید. کارآفرین ها معمولا افرادی خلاق و فنی هستند

ولی باید یاد بگیرند یک مدیر و بازرگان خوب هم باشند.

اشتباه سیزدهم: به جای اینکه به دنبال حقیقت باشید به دنبال تأیید هستید.

این اشتباه بسیار متداول است شما می خواهید کاری را شروع کنید،

بنابراین با افرادی که برای شما کار می کنند صحبت می کنید. با خانواده و

دوستان صحبت می کنید. اما درحقیقت به دنبال تأیید کار خود هستید. و به دنبال حقیقت نمی گردید.

بلکه به دنبال کسی هستید که به شما بگوید کار درستی انجام می دهید. معمولاً حقیقت غیر از این است.

بایستی محصول خود را آزمایش کنیم و به دلایل آزمایش کنندگان گوش فرا دهیم که چه می گویند.

نه این که به جای ارزش دادن به حقیقت دنباله روی حرف مردم باشیم که می گویند «اوه این فوق العاده است»!

اشتباه چهاردهم: از دست دادن تمرکز بر انجام کارها و بر فروش کالاها.

بیشتر کارآفرین ها در یک واحد، روی چند قسمت کار می کنند ولی هیچ کدام را به درستی انجام نمی دهند.

به جای این که تمرکز خود را بر درست انجام دادن تمامی کارها همچنین فروش بیش از پیش، صرف کنند،

توجه کارمندان و وقت خود را برای انجام کارهای غیر ضروری در آن واحد تلف می کنند.

بنابراین کالای اصلی آنها به خوبی تولید نمی شود چون آنها کارهای زیادی انجام داده اند

و از اصل قضیه دور شده اند. مثلاً کارآفرینان می خواهند کالای خود را به WalMart

(یک فروشگاه زنجیره ای معروف در آمریکا) بفروشند. پس از مدتی اظهار می کنند محصول خود

را به شبکه فروش خانگی می فروشند و سپس می گویند فروشگاه های هدیه هم

خوب به نظر می رسند. و از این دست.

اشتباه پانزدهم: هدف بلند مدت و مقصد حرفه ای شفاف و واضح نیست.

هدف بلند مدت شما باید مشخص باشد. این بدان معنا نیست که شما عوض نمی شوید،

اما وقتی که هدفی را تعیین می کنید باید به آن سمت نشانه گیری کنید. این حرف ها وقتی اهمیت

پیدا می کند که افراد می خواهند محصول خود را تعیین کنند و می پرسند چه محصولی انتخاب کنم؟

(تولید کنم؟) پاسخ بستگی به این دارد که چه کاری را می خواهید انجام دهید.

اگر می خواهید با این کار یک سازمان چند میلیون دلاری تاسیس کنید.

شاید باید روی کالای خود تجدید نظر کنید. ولی اگر هدف شما یک شرکت کوچک است قضیه فرق می کند.

یا اگر می خواهید کسب و کاری راه بیندازید تا اعضای خانواده خود را مشغول به کار کنید بحث دیگری است.

و شاید در این گونه موارد خیلی نیاز به اهداف بلند مدت نداشته باشید ولی اگر هدف کسب و کار شما

شفاف و مشخص باشد. در موفقیت آن تأثیر زیادی دارد.

اشتباه شانزدهم: از دست دادن تمرکز و هویت.

برای خلق یک سازمان با ارزش این مشکل را بیان می کنم. سازمان شما خود یک کالا است.

شرکت ها و سازمان های زیادی هستند که سعی می کنند اهداف زیادی را در آن واحد دنبال کنند

و به جای اینکه یک کسب و کار متمرکز، معتبر و دارای هویت داشته باشند، فعالیتی شلوغ و درهم دارند.

وقتی کسب و کار جدیدی راه می اندازید بسیار مهم است که روی هدف و هویت شرکت تمرکز داشته باشید.

اجازه ندهید قدرت سازمان شما روی اهداف مختلفی که به نتیجه رسیدن

هر کدام از آنها پروسه ای سنگین است، سایه افکند. چرا که تشکیلات شما ضعیف خواهد شد.

مثلاً فرض کنید شرکتی دارید که محصول آن، تنقلات مورد علاقه کودکان است حال اسباب بازی

را به محصولات خود اضافه کنید فقط به این دلیل که مشتریان شما ممکن است اسباب بازی هم

بخرند شرکت خود را تضعیف کرده اید. یک سازمان به تمرکز روی آن چه هست نیاز دارد تا بتواند قدرت بگیرد.

اشتباه هفدهم: نبود برنامه ای برای خارج شدن از این کسب و کار.

یک برنامه برای خروج از کسب و کاری که ایجاد کرده اید داشته باشید و سعی کنید آن را به

بهترین نحو انجام دهید. به عنوان مثال من برای کسب و کاری که اکنون راه انداخته ام یک

برنامه ۲ ساله دارم یعنی برنامه ای دارم که پس از ۲ سال بتوانم پول زیادی به دست آورم

و سپس به کار دیگر مشغول شوم، شاید علتش این است که آنقدر دلبستگی به آن کار

ندارم و چون آن کسب و کار به اوج خود رسیده دیگر جذابیت کافی ندارد تا به آن کار ادامه دهم.

بعد از سال اول به دقت بازار را بررسی می کنم و سعی در نوآوری در این زمینه خواهم داشت.

و در همین زمان گزینه فروش سازمان را روی میز قرار می دهم چون چیزی باارزشتر

از یک فروش خوب نمی توانم به دست آورم. این بدان معناست که هیچ قرارداد داخلی امضا نمی کنم

و منتظر شرکت های چند ملیتی هستم تا شرکت خود را به آنها بفروشم. از کارهای مربوط

به حق امتیاز و انجام صحیح آنها مطمئن می شوم. و در عین حال تمام توجه خود را روی کیفیت کار

معطوف می کنم تا از سطح استانداردها بالاتر باشد. کیفیتی بالاتر از محصولات سازمان های

چند ملیتی که احتمالاً شرکت ما را خواهند خرید!

یک استراتژی خروج هم می تواند این باشد که سازمان خود را در آینده به فرزند خود بسپارید.

مهمترین کاری که باید انجام دهید این است که شرکتی بسازید که ارزشمند و سود ده باشد

و در این شرایط همه گزینه ها در برابر شماست: سازمان خود را نگه دارید، آن را بفروشید،

برای آن تبلیغات کنید، حساب بانکی خود را پر پول کنید و … . ولی به یاد داشته باشید،

یک کسب و کار می تواند یک کالا هم باشد.

بدنبال پول یا ثروت هستید؟

۲۵ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

بدنبال پول یا ثروت هستید؟

 

بدنبال پول یا ثروت

زنی که از خانواده ای متمول و سر شناس بود همه ثروت خود را به دستبندی از الماس تبدیل کرد.

و آنرا در مهمانی ها بر دست می کرد و در مجالس رقص شرکت می کرد، دستبند او چشم همگان

را خیره می کرد و همه خانم ها آرزو داشتند چنین دستبندی داشته باشند اما هیچکس چنین پولی نداشت.
در یکی از مجالس رقص وقتی که می خواست دستبندش را به دست کند،

هر چه گشت آنرا نیافت. او همیشه دستبند را در جیب شنل خود می گذاشت

و برای رقص آنرا به دست می کرد اما این بار هر چه جیب های خود را گشت دستبند

گرانقیمت الماس را نیافت. شک نداشت که یکی از همان خانم های حسود آن دستبند

را از او دزدیده است و دیگر آن دستبند را پیدا نکرد.

سالها گذشت او که تمام ثروت خود را خرج کرده بود و بیشتر آنرا صرف خرید آن دستبند کرده بود

دیگر پولی نداشت و برای اینکه شکمش را سیر کند، کف خانه های مردم را تمیز می کرد.

یکی از روز هایی که پله های یک سالن رقص را تمیز می کرد، احساس کرد سردش شده است.

اما پولی نداشت که لباس گرم بخرد بنابراین در بین لباس های کهنه خود گشت و شنلی کهنه یافت.

تصمیم گرفت تا از آن یک بالا پوش بدوزد. شروع به بریدن آن شنل کرد و وقتی که داشت

آستر آنرا جدا می کرد احساس کرد چیزی در میان آستر لباس گیر کرده است

وقتی که آنرا بیرون آورد شگفت زده شد. خدایا این همان دستبند الماس گرانقیمتی بود

که برای خریدش تمام ثروتش را خرج کرده بود! او تمام این سالها در سختی و رنج زندگی می کرد،

در حالی که ثروت هنگفتی داشت و آنرا نمی دید.

بسیاری از ما در عین حال که ثروتمند هستیم، در فقر زندگی می کنیم. فرصت های

بسیاری در نزدیکی ما هستند، که هر کدام می توانند یک ثروت بزرگ باشند.

ولی آن دور دست ها به دنبال ثروت و خوشبختی می گردیم. در شهری که من زندگی می کنم

روی افراد موفق و اینکه چگونه ثروتمند شده اند تحقیقی انجام شد و نتیجه نشان می داد

که ۹۴ درصد آنها اولین بخت و اقبال خود را در خانه یا در نزدیکی خود یافته بودند.

و من برای هر جوانی که فرصت هایی را که در اطرافش وجود دارد نمی بیند متاسفم!

و بیشتر متاسف می شوم وقتی که می بینم او فکر می کند در جایی دیگر می تواند بهتر از این عمل کند.

سالها قبل چند تن از چوپانان برزیلی تصمیم گرفتند تا به کالیفرنیا بروند و به کار استخراج طلا مشغول شوند

در اطراف منطقه ای که چوپانی می کردند شیشه های رنگی زیبایی وجود داشتند

که مردم با آن شیشه ها بازی چکرز انجام می دادند. آنها هم برای سرگرمی

تعدادی از آن شیشه ها را برداشتند و به راه افتادند وقتی که به سانفرانسیسکو رسیدند

متوجه شدند این شیشه ها الماس های گرانقیمتی هستند. ولی بیشتر آنها را دور ریخته بودند،

تا بارشان کمتر شود و تجهیزات استخراج طلا خریده بودند. آنها به سرعت به برزیل بازگشتند

تا این معدن را بیابند ولی کس دیگری قبل از آنها معدن را یافته بود و آنرا به دولت فروخته بود.

غنی ترین معدن نقره و طلا در نوادا با قیمت ۴۲ دلار فروخته شد! فروشنده آنرا فروخت

و این پول را هزینه کرد تا به سفر دیگری برود و معدن جدیدی بیابد! جایی که فکر می کرد

می تواند ثروتمند باشد. پرفسور آگاسیز چندی پیش داستانی را برای دانشجوهایش

در دانشگاه هاروارد از کشاورزی نقل کرد که زمین حاصلخیز خود را فروخت تا با پول آن

معدنی بخرد و سود بیشتری بدست آورد. آن کشاورز صدها جریب زمین داشت

که شامل جنگل و منطقه ای سنگی بود همه آنرا به ۲۰۰ دلار فروخت و کار

جدیدش را صدها مایل دورتر آغاز کرد اما کسی که آن زمین را از او خریده بود چندی

بعد یک معدن غنی ذغال سنگ در آن کشف کرد!

صد ها سال پیش در کنار رودخانه ای پر آب در سرزمین هندوستان یک مرد پارس سرزمین ها

و باغ های بسیاری داشت خانه او در کنار رودخانه واقع بود که چشم انداز بسیار زیبایی داشت.

او همسر زیبا و فرزندانی داشت و در اوج ثروت و خوشبختی زندگی می کرد.

باغ های مختلفی از میوه های گوناگون داشت و مزرعه ای از گل های زیبا گرداگرد

خانه اش بود. او هر چه را که هر مردی آرزو داشت در اختیار داشت. به آنچه داشت

راضی بود و در کنار خانواده اش با خوشی روزگار می گذراند. یک روز بعد از ظهر یک

عابد بودایی به دیدن او آمد کنار آتش نشست و برایش توضیح داد که جهان چگونه ساخته شده است

و اینکه چگونه اولین اشعه در الماسی کوچک خلاصه شده است.

او توضیح داد چنین الماسی به اندازه یک بند انگشت ارزشی بیش از معادن بزرگ مس،

نقره یا طلا ارزش دارد. و او می تواند با یکی از این الماس ها تعداد زیادی از این باغ ها

و زمین ها را خریداری کند. و اگر معدن الماسی داشته باشد می تواند آنقدر ثروت و

قدرت داشته باشد که حاکم یک منطقه یا یک کشور باشد. نام این مرد علی هافد بود

او به حرف های بودایی پیر گوش می داد ولی دیگر آن مرد ثروتمند نبود و از داشته های

خود راضی و خوشحال نبود و هر چه که داشت در نظرش بی ارزش به نظر می رسید.

روز بعد آن روحانی بودایی را پیدا کرد و از او پرسید من از کجا می توانم چنین معدنی پیدا کنم؟

و ادامه داد می خواهم آنقدر ثروتمند باشم که فرزندانم بر تخت های گرانقیمت بنشینند.

و عابد در پاسخ گفت تنها کاری که باید بکنی این است که بروی و به دنبال آن بگردی.

و علی پرسید کجا باید بروم؟ روحانی بودایی به او گفت هر جایی که می خواهی برو، شمال،

جنوب، شرق یا غرب. و کشاورز بیچاره پرسید چگونه بفهمم معدن الماس کجاست؟

هر گاه رودخانه ای یافتی که روی شن های سفید جاری بود و از کوههای بلند سرچشمه می گرفت

در آن شن های سفید الماس های بسیار خواهی یافت.

مرد بیچاره مزرعه زیبای خود را به هر قیمتی که می خریدند فروخت.

خانواده اش را به همسایگان سپرد و رفت تا ثروتمند شود. در کوههای کشور های عربی

از فلسطین تا مصر به جستجو پرداخت. سالها جستجو کرد، اما هیچ الماسی پیدا نکرد.

پس از اینکه پولش تمام شد و گرسنگی و نداری به سراغش آمد از شرم خود را در دریا انداخت

و خودکشی کرد. ترجیح داد بمیرد تا اینکه بعد از این همه سال با دست خالی به خانه بازگردد.

از طرف دیگر مردی که مزرعه او را خریده بود روزی در دهان یکی از شترهایش که در حال نوشیدن

آب رودخانه بود چیزی را دید که می درخشد و وقتی که آن را از دهان شتر بیرون کشید دید

شیشه ای درخشان است. آن شیشه درخشان را به خانه برد و و روی قفسه ای که در کنار

آتش بود قرار داد و به تماشای زیبایی آن نشست. در همین زمان مرد بودایی وارد شد و

با دیدن آن الماس دهانش از تعجب باز شد و با صدای بلند گفت خدای من پس علی هافد

بازگشته است و با این سنگ مزرعه اش را از تو پس گرفته ولی خریدار مزرعه پاسخ داد

نه من او را از وقتی که رفته است ندیده ام! این سنگ را از رودخانه پیدا کرده ام.

آنها به داخل رودخانه رفتند شن های سفید را کنار زدند و تعداد زیادی الماس های زیبا یافتند!

در حقیقت علی در معدن الماس زندگی می کرد و می توانست ثروتمندترین مرد جهان باشد.

هر کدام از شما حرفه و مکان خود را در اختیار دارید. آنرا پیدا کنید فرصت های ارزشمندی

که در اطرافتان وجود دارد را دریابید و آنها را بربایید. هر مشکلی که در اطراف شما باشد

و بتوانید آنرا رفع کنید یک فرصت است. شاید تعداد دختران و پسران جوانی که این

چند سطر را بخوانند خیلی زیاد نباشند اما به همه آنها قول می دهم که برای موفقیت

شانس بیشتری از گارفیلد، ویلسون، فرانکلین، لینکلن، فرانسیس ویلارد و هزاران نفر

دیگر که موفقیت های فوق العاده ای کسب کردند دارند. اما برای موفقیت باید آماده باشید

که فرصت ها را بربایید و آنها را بهینه سازی کنید. چهار چیزی را که از دست می روند و

دیگر نمی توانید برای آنها کاری بکنید به یاد داشته باشید:

سخنی که گفته شده است، تیری که شلیک شده است، عمری که گذشته است و فرصتی که بر باد رفته است.

این یکی از پارادوکس های شهرنشینی است که هر چه فرصت های بیشتری مورد استفاده قرار می گیرند

فرصت های بیشتری خلق می شوند. هر گاه کسی کار جدیدی را شروع می کند یا یک

نوآوری ارائه می کند افراد دیگری در کنار او همان کار را به روش های متفاوت یا بهتر از او انجام می دهند

و همیشه استانداردهای جدیدتری مطرح می شود، روش های قدیمی تر با روش های کارآمدتر و

بهینه تر جایگزین می شوند و این رقابتی پایان ناپذیر است.
بدنبال پول یا ثروت

هزاران انسان از چیزهایی که به نظر دیگران بی ارزش می آمدند ثروتمند شده اند

همان چیزهایی که دیگران از کنار آنها به سادگی می گذشتند. عنکبوت از همان گلی

که زنبور عسل از آن عسل می گیرد زهر استخراج می کند و می سازد برخی مردم

هم این گونه هستند بسیاری از انسان های موفق از چیزهای معمولی و پیش و پا افتاده مانند:

ضایعات چرم و پارچه، تفاله های مواد غذایی، آهن قراضه ها و چیزهایی که همه آنها را نشانه بدبختی

و فلاکت می دانند ثروتمند شدند. بین رفاه و تن پروری انسان به ندرت چیز دیگری وجود دارد.

فرصت ها به سادگی در اطراف ما هستند. همیشه نیروهای طبیعت به نحوی به ما پیام داده اند

و به ما خدمت کرده اند. به عنوان مثال رعد و برق همیشه نیروی الکتریسیته را به ما نشان داده است.

اما کمتر کسی به دنبال استفاده از نیروی الکتریسته رفت و برای به خدمت گرفتن آن تلاش کرد.

در هر جای دنیای نیروهای بسیاری هستند که می توانند در خدمت بشریت باشند و البته کسانی

که این نیرو ها را می توانند تحت کنترل خود در آورند صاحب ثروت خواهند بود.

باید این فرصت ها را دید و برای بدست آوردن آن تلاش کرد.

ابتدا ببیند که دنیا چه می خواهد و آنگاه آن نیاز را تامین کنید. چندی پیش شخصی سیستمی

اختراع کرده بود که دود از دودکش بالا نرود و موجب خفگی افراد در اتاق می شد! خوب

این اختراع شاید نیاز به نبوغ داشته باشد اما برای بشریت چه سودی دارد؟ همیشه

دفاتر ثبت اختراع انبار های بزرگی از اختراعات بی مصرف افرادی دارند که عمر خود و نان

خانواده خود را برای آن هزینه کرده اند، اما نتوانسته اند از آن پولی بدست آوردند.

چون اختراع آنها مشکلی را که حل نمی کرده هیچ، غیر قابل استفاده بوده است.

شاگرد آرایشگری که در حال مشاهده کار استادش بود با خود فکر کرد تا راهی پیدا کند

تا کوتاه کردن مو را ساده تر کند و به این ترتیب کلیپر را اختراع کرد و ثروتمند شد.

مردی که در پشت خانه خود و در میان علفزار ها لباس های همسر بد اخلاق خود را می شست،

فکر کرد شستن لباس به این روش بسیار وقت گیر است. بنابراین ماشین لباسشویی را اختراع کرد

و زندگی جدیدی برای خود و خانواده اش ساخت.

مردی که از درد دندان رنج می برد با خود فکر کرد باید راهی برای ساکت کردن درد دندان وجود داشته باشد

و فکر کرد با پر کردن دندان می تواند درد آنرا ساکت کند بنابراین پر کردن دندان با طلا را ابداع کرد.

میکلانج یکی از بزرگترین شاهکارهای هنری خود را از سنگ مرمری که چند کارگر کم

تجربه بیرون انداخته بودند ساخت. شکی نیست که هنرمندان بسیاری به کیفیت بالای سنگ

توجه می کنند اما میکلانج به آن سنگ از زاویه ای نگاه کرده بود که با دیگران تفاوت داشت

او مجسمه دیوید جوان را ساخت.

فرصت ها؟ آنها همه جا هستند. مهم نیست که ما کجا باشیم. هیچ دوره ای مانند اکنون

فرصت های فراوان برای موفق بودن و خوشبخت بودن در اختیار انسان ها قرار نداشته است.

امروزه خانم ها می توانند در عرصه های مختلف وارد شوند و ایفای نقش کنند

اکنون خانم ها کارهایی انجام می دهند که ۱۰۰ سال پیش حتی تصور آن هم غیر ممکن بود.

اکنون عصر فرصت هاست. و به خصوص برای جوانان دنیای جدید و پیشرفت و توسعه تبادل عقاید

و به اشتراک گذاشتن علوم بسیار ساده شده اند. امروزه فرصت ها بسیارند و هر کمبودی که

در اطراف ما وجود دارد می تواند یک فرصت باشد. هر مشکلی که در اطراف شماست می تواند

یک معدن الماس باشد چرا شما کسی نباشید که این مشکل را بهتر از بقیه رفع می کنید؟

آلودگی هوا، ترافیک، بعد مسافت، گرانی و… هر کدام یک پتانسیل بالا برای شما هستند

به مردم کمک کنید این مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنید آنگاه نیازی نیست

که بدنبال پول بروید درهای ثروت و قدرت به روی شما باز خواهد شد.

البته همه ما نمی توانیم مانند ادیسون، نیوتن و مایکل فارادی به این حد از نبوغ علمی برسیم

یا مانند رافائل و میکلانژ در هنر پیشرفت کنیم. اما می توانیم در زندگی خود به درجه ای رفیع برسیم،

با قاپیدن فرصت هایی که به نظر عادی میرسند و تبدیل آنها به موقعیت های ارزشمند.

اگر می خواهید ثروتمند شوید روی خود و خواسته های خود مطالعه نمایید.

آن میلیون ها دلاری که می خواهید بدست خواهید آورد. امن ترین کسب و کار

ها همیشه به پیش نیاز ها وابسته هستند. انسان ها نیاز به لباس و مسکن دارند، نیاز دارند

بخورند و بنوشند. انسان ها نیاز به آرامش دارند و به امکاناتی نیاز دارند تا بتوانند از زندگی خود لذت ببرند.

انسان ها به فرهنگ و آموزش نیاز دارند. هر کسی که بتواند به بهترین شکل یکی از نیاز ها

و خواسته های بشر را تامین کند می تواند ثروتمند باشد.

 

فرصت های طلایی

 

هیچگاه دوبار در اختیار شما قرار نمی گیرند؛ آنها را همین الان بقاپید

وقتی که خوشبختی به شما لبخند می زند، تکلیف شما مشخص می شود و راه را به شما نشان می دهد.

چرا این همه اشتیاق و آرزو، و چرا آه و افسوس برای همیشه،

برای آنچه که در دور دست هاست و دست نیافتنی است

در حالیکه همه آن زیبایی های ظاهری دروغین هستند.

آن چیزهای بی ارزش را برایت ارزشمند می نمایانند.

شعری از: هریت ویلسون

برگرفته از کتاب«هل دادن به جلو»

اثر: اریسون سوئت ماردن

 

کسب و کار اینترنتی

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

کسب و کار اینترنتی

 

کسب و کار اینترنتی

این نوع کسب و کار جدید بوده و با پیدایش کامپیوتر ، اینترنت، و توسعه ی جامعه ی خدماتی به

عنوان یکی از سریع ترین کسب و کارها از نظر تعداد، سود و حجم در عرصه تجارت جهانی مطرح هستند.

 

تفاوت کسب و کار اینترنتی با تجارت الکترونیکی

 

بسیاری از افراد، کسب و کار اینترنتی ( E-Business ) را با تجارت الکترونیکی

( E-Commerce ) اشتباه می گیرند در حالیکه این دو مبحث با یکدیگر متفاوتند.

به عبارتی E-Business به مجموعه فعالیتهای مربوط به کسب و کار از جمله مباحث بازاریابی،

مالی، خرید و فروش، ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش، همکاری با سرمایه گذاران و…

که از طریق شبکه اینترنت انجام می‌گیرد اطلاق می‌شود در حالیکه E-Commerce تنها شامل

مسائل مربوط به خرید و فروش از اینترنت می باشد و خود، زیرمجموعه ای از E-Business است.

 

انواع کسب و کارهای اینترنتی

 

امروزه، کسب و کارهای اینترنتی بسیار متنوعند. اما به طور کلی آنها را می‌توان آنها به ۱۰ گروه عمده تقسیم بندی کرد:
۱- ایجاد اجتماعات آنلاین؛
۲- خرید، فروش و حراج کالاهای مختلف؛
۳- تبلیغات اینترنتی؛
۴- ارائه خدمات تخصصی به دیگران؛
۵- ایجاد امپراطوری اطلاعات، اخبار و آموزش؛
۶- تهیه و ارائه نرم افزارهای مختلف؛
۷- چند رسانه ای یا مالتی مدیا؛
۸- پیوستن به شبکه های واسطه گری؛
۹- خدمات مربوط به ایمیل؛
۱۰- سرمایه گذاری مشترک.

 

کسب و کار اینترنتی چیست؟

 

کسب و کار اینترنتی به فروش محصولات یا خدمات در اینترنت گفته می شود.

این نوع کسب و کار به سرعت در اقتصاد امروز رشد و پیشرفت کرده است.

خرید و فروش اینترنتی به کوچکترین کسب و کارها نیز این امکان و فرصت را می دهد

که به مخاطبان خود در سطح جهانی با حداقل هزینه دسترسی پیدا کنند. امروزه

بیش از ۹۰۰ میلیون نفر در سطح دنیا از اینترنت استفاده می کنند. ۶۹ درصد از این جمعیت،

در طول ۹۰ روز، دست کم یک خرید از اینترنت داشته اند.
یک سایت اینترنتی، تنها برای فروش محصول یا خدمات به کار نمی رود،

بلکه می تواند نقشها و کارکردهای مختلفی داشته باشد. اگر محصول خاص و منحصر به فردی دارید

که در دیگر نقاط دنیا وجود ندارد، می توانید با معرفی آن محصول در سایت خود، دیگران را از وجود آن مطلع کنید

و از این طریق به اهداف خود دست یابید.
زیبایی اینترنت در این است که مخاطبان آن در سرتاسر دنیا پراکنده اند و این امر می تواند

به معنای وجود مشتریان بالقوه برای شما باشد. این نوع بازار، هیچ موقع بسته نمی شود.

مشتریان شما می توانند به صورت ۲۴ ساعته به اطلاعات کسب و کارتان دسترسی پیدا کنند.

شما نیز می توانید هر چند بار و با هر فاصله ای که بخواهید ، اطلاعات مورد نظرتان را درباره ی

فعالیتها و فروشگاهتان در صفحات اینترنت جای دهید. مهمتر از این، شما می توانید کاتالوگی

از محصولات و خدماتتان را همراه تصویر و حتی فیلم در صفحات اینترنت قرار دهید. در این صورت،

مشتریان بالقوه ی شما می توانند آنها را مشاهده کنند

و حتی در هر ساعت از شبانه روز، سفارش خرید دهند.

کسب و کار خانگی

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

کسب و کار خانگی

 

تعریف: به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات

و وسایل منزل راه اندازی شود کسب و کار خانگی میگویند.

 

اهمیت کسب و کار خانگی:

 

امروزه کسب و کارهای خانگی از بخشهای حیاتی و

ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشوند. کسب و کار خانگی

از نظر ایجاد شغل ، نوآوری در عرضه محصول یا خدمات ، موجب تنوع و دگرگونی زیادی

در اجتماع و اقتصاد هر کشور میشوند. همچنین برای جوانان ، کسب و کارهای خانگی نقطه

شروع مناسبی برای راه اندازی کسب و کار شخصی است، زیرا راه اندازی آن در مقایسه با

دیگر انواع کسب و کار ساده و آسان است. به عنوان نمونه شما میتوانید با یک دستگاه رایانه

و یک خط تلفن ، یک کسب و کار اینترنتی راه بیندازید و کارها و خدمات مختلفی را به مردم

عرضه و ازاین راه برای خود درآمد کسب کنید.

 

سابقه کسب و کارهای خانگی:

 

کسب و کارهای خانگی در ایران سابقه دیرینه دارند.

بسیاری از صنایع دستی که امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سکونت افراد تولید میشده اند.

بطور کلی کسب و کار خانگی پدیده جدیدی نیست ،بلکه در نتیجه تغییرات و تحولاتی که

در فعالیتهای اقتصادی – اجتماعی امروز به وجود آمده به آن توجه بیشتری شده است

و این نوع کسب و کارها روز به روز گسترش و توسعه می یابند.

 کسب و کار خانگی

بالا بردن کیفیت زندگی: امروزه اکثر صاحبان کسب و کار های خانگی بر این باورند

که کار کردن در خانه، کیفیت زندگی آنان را بهبود میبخشد. کارکردن در خانه باعث میشود

که وقت بیشتری به خانواده و خانه اختصاص یابد و به دیگر مسائل و موضوعات خانواده،

از قبیل تربیت و پرورش فرزندان توجه بیشتری شود.به طور کلی امروزه کار و زندگی بیش

از پیش در همدیگر ادغام شده اند.
توسعه فن آوری: امروزه با پیشرفتهای زیادی که در زمینه علوم رایانه و دیگر وسایل ارتباطی

به وجود آمده، محیط خانه محل مناسب و کاراتری برای کسب و کار شده است.

مزایای کسب و کار خانگی:
۱- آزادی و استقلال عمل بیشتر؛
۲-ساعات کاری انعطاف پذیر؛
۳-ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی؛
۴-پایین بودن هزینه راه اندازی؛
۵-پایین بودن میزان ریسک؛
۶-امکان کارکردن پاره وقت؛
۷-راحت تر بودن تربیت بچه ها؛
۸-داشتن فرصت و زمان بیشتر؛
۹-تناسب با ویژگیهای جسمی افراد معلول و کم توان؛
۱۰-احتمال موفقیت بیشتر؛
۱۱-تناسب با اقشار مختلف؛
۱۲-احساس راحتی بیشتر؛
۱۳-عدم نیاز به مجوز.
دلایل انتخاب کسب و کار خانگی:

برای راه اندازی کسب و کار خانگی موارد زیر را باید در نظر بگیرید:
۱-درباره ایده کسب و کارتان تحقیق کنید.
۲-درباره محصول یا خدماتتان نیز اطلاعات کسب کنید.
۳-محل کار خود را تعیین کنید.
۴-مشارکت دیگر اعضای خانواده را جلب کنید.
۵-اسم مناسبی برای کسب و کارتان انتخاب کنید.
۶-اسیاب و تجهیزات مناسبی برای کسب و کارتان تهیه کنید.
۷-پوشش مناسب و درخور برای کسب و کارتان فراهم کنید.
۸-یک صندوق پستی به کسب و کارتان اختصاص دهید.
۹-با دوستان و همسایگانتان رک و صادق باشید.
۱۰-حساب بانکی برای کسب و کارتان باز کنید.
۱۲-ارتباطات بیشتری با دیگران برقرار کنید.
۱۳-از داشتن کسب کار خانگی واهمه و خجالتی نداشته باشید، بلکه به آن افتخار کنید.

کسب و کار خانوادگی

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

کسب و کار خانوادگی

 

کسب و کار خانوادگی

کسب و کار خانوادگی یک نوع کسب و کار است که صاحبان آن با هم خویشاوند و فامیل باشند.

به عبارت دیگر به کسب و کارهایی گفته می شود که افراد یک خانواده و خویشاوندان اقدام به تشکیل

کسب و کاری می نمایند. این نوع کسب و کار ها را می توان در بسیاری از کشورها همچون ایتالیا مشاهده نمود

اغلب میان دو واژه “خانواده” و “کسب و کار” نوعی تضاد و دوگانگی وجود دارد، در حالی که

این مفاهیم به عنوان دو زیر سیستم از یک ابر سیستم به نام اجتماع و جامعه هستند

که در اثر ارتباطات و تاُثیرات متقابلی که بر روی یکدیگر می گذارند تشکیل یک نظام کلی تر را

به نام “کسب و کار خانوادگی” (فامیلی) می دهند. برخی دیگر نیز برای تعریف این مفهوم به

مباحثی چون بینش و هدف یک شرکت و یا یک کسب وکار خاص اتکا نموده اند و به موضوع از

این منظر نگریسته اند. نهایتاً اینکه تئوری مشهور مبتنی بر منابع ( RBV ) بدین منظور یک شرکت

و یا کسب و کار خاص را بر اساس دسته بندی منابع موجود آن (دانش ، مواد ، سرمایه ، نیروی انسانی و …)

تعریف و تقسیم بندی می نماید.
به هرحال تعاریف و تقسیم بندی های زیادی برای کسب و کار خانوادگی ارائه شده است. برای

تعریفی دقیق و روشن از این مفهوم می توان با دو دید و تقسیم بندی کلی و جزئی به موضوع نگاه کرد.

از دید کلی می توان یک کسب وکار یا شرکت خانوادگی را بدین گونه تعریف نمود :
شرکت ها، مؤسسات و کسب و کارهایی که بوسیله ارتباطات و تعاملات خانوادگی

و افراد خانواده تحت تاًثیر قرار می گیرند.

و از دید جزئی تر تعاریف زیر را می توان برای یک کسب و کار خانوادگی برشمرد :
کسب و کاری که متعلق به افراد یک خانواده می باشد و توسط افراد فامیل و غیرفامیل اداره می شود.
همانطور که مشخص است یک کسب و کار خانوادگی گاهی می تواند فراتر از یک شرکت خانوادگی باشد.

و گاهاً نیز فقط در قالب یک شرکت خانوادگی باشد. البته در تعریف این نوع کسب و کار سه

عامل مهم مطرح می باشد: خانواده ، مالکیت و مدیریت. آنچه که از یافته های تمام تحقیقات

بر می آید این است که همگرایی عامل خانواده و تنها یکی از دو عامل مالکیت و مدیریت

(خانواده و مالکیت یک کسب و کار ، یا خانواده و مدیریت یک کسب وکار)

می تواند به تعریف یک کسب و کار خانوادگی بسنده کند.
به دلیل اهمیت بسیار زیاد شرکت ها و کسب و کارهای خانوادگی در رشد و توسعه اقتصادی و

همچنین اشتغال زایی و رفع بیکاری ، بسیاری از کشورهای جهان نسبت به این مسئله و

کارآفرینی از طریق ایجاد اینگونه شرکت ها روی آورده و برنامه ریزی های بسیار دقیق

و هدفداری را در این زمینه انجام می دهند.
مطابق انتشارات آکادمی بین المللی تحقیقات شرکت های خانوادگی ( IFERA ) در

دسامبر ۲۰۰۳ ، سهم شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود ، در اروپا حدود ۶۰ – ۹۳ درصد ،

در ایالات متحده حدود ۹۵ درصد و در آمریکای مرکزی و جنوبی حدود ۶۵ درصد می باشد.

همچنین نزدیک به ۳۵ درصد از ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی از نوع شرکت های خانوادگی می باشد.

شرکت های بزرگی نیز در سطح دنیا مانند شرکت های Hermés , Danone , Michelin , Peugeot , Henkel , BMW

, Dr. Oetker , Beretta Barilla , Johnson & Johnson , Kelloggs , Mars , IKEA , Tetra Pak از

نوع شرکت های خانوادگی می باشند. همچنین شرکت بزرگ Hoshi که در قرن ششم

در ژاپن تاُسیس گردید نیز شرکتی خانوادگی می باشد. در زیر درصد شرکت های

خانوادگی از کل شرکت های موجود در برخی از کشورهای جهان آمده است.
ایالات متحده ۹۵
ایتالیا ۹۳
فنلاند ۸۰
یونان ۸۰
قبرس ۸۰
سوئد ۷۹
اسپانیا ۷۵
هلند ۷۴
پرتغال ۷۰
بلژیک ۷۰
انگلستان ۷۰
آلمان ۶۰
فرانسه <۶۰
استرالیا ۷۵
با توجه به آمار و اطلاعات فوق مشاهده می شود که کسب و کارهای خانوادگی از مهمترین

اولویت های کشورهای مختلف برای اشتغال زایی و کارآفرینی محسوب می شوند.

سیاستمداران و دولتمردان در کشورهای مختلف قوانین و مقرراتی وضع نموده اند

که ضمن فراهم آوردن تسهیلات و امکاناتی در جهت راه اندازی ، رشد و توسعه کسب و کارهای خانوادگی ،

موانع و مشکلات پیش روی مؤسسان این گونه کسب وکارها را نیز حداقل نموده است.

افزایش سرمایه گذاری و تشویق سرمایه گذاران برای انتقال سرمایه ها به سمت این گونه

شرکت ها نیز از دیگر برنامه های اقتصادی دولت ها می باشد.

راه اندازی سایت اینترنتی

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

راه اندازی سایت اینترنتی

 

راه اندازی سایت اینترنتی

 

ثبت اسم اینترنتی

 

هر سایت اینترنتی اسم منحصر به خود را دارد. مانند Yahoo . com یا google . com .به اینها اسم دمین می گویند.
این اسم منحصر به فرد است که سایت شما را از دیگر سایت های اینترنتی متمایز می سازد.

ثبت اسم اینترنتی و فرستادن آن، باعث می شود که دیگران بتوانند از طریق این اسم اینترنتی

به شما دسترسی پیدا کنند. بنابراین، وقتی که شما سایت اینترنتی تان را راه اندازی کنید،

کاربران اینترنت می توانند مثلاً با تایپ آدرس (( com . اسم شرکت شما. www )) در جست و جوگر

صفحه ی اینترنت، شما را بیابند. شرکتهای مختلفی هستند که در زمینه ی انتخاب نام

و ثبت آن در اینترنت از شما حمایت و پشتیبانی کنند.

 

فناوری اطلاعات

 

تعریف فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات عبارتست از کاربرد رایانه‌ها و دیگر فناوری‌ها برای کار با اطلاعات.

در اینجا هر گونه فناوری اعم از هر گونه وسیله یا تکنیک مد نظر است. عموماً در

فناوری اطلاعات به اشتباه، کار با اطلاعات تنها از طریق فناوری‌های رایانه و ارتباطات

و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. باید توجه داشت که واژه فناوری عبارتست

از مطالعه چگونگی استفاده از ساخته‌های بشری در دستیابی به اهداف و مقاصدی

مانند ارائه محصولات و خدمات؛ این واژه تنها به خود مصنوعات بشری اشاره نمی‌کند.

کاربرد‌های فناوری اطلاعات
(۱) سیستم‌های اطلاعات
(۲) کار با رایانه به صورت شخصی
(۳) علم و پژوهش
(۴) کنترل فرایند یا وسیله
(۵) آموزش
(۶) طراحی با کمک رایانه
(۷) هوش مصنوعی

 

سیستم اطلاعات و فناوری اطلاعات

 

یک سیستم اطلاعات سیستمی برای پردازش، ذخیره، تحلیل، و اشاعه اطلاعات در دستیابی

به یک مقصود مشخص است. سیستم اطلاعات حتماً نباید رایانه‌ای باشد یا از دیگر فناوری‌ها

استفاده کند اگر چه امروزه استفاده از رایانه در سیستم‌های اطلاعات گریزناپذیر است.

یک کابینت نگهداری پرونده‌ها یک سیستم اطلاعات در شکل ابتدایی است. سیستم‌های

اطلاعات حوزه‌ای متفاوت از فناوری اطلاعات است اگر چه هر دو با اطلاعات سر و کار دارند.
اگر طبق تعریف سیستم‌های اطلاعات، فرایندهای جمع‌آوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی و

اشاعه اطلاعات مد نظر باشد آنگاه سیستم‌های اطلاعات حوزه‌ای وسیع‌تر از فناوری اطلاعات است

چرا که فناوری اطلاعات به نحوه استفاده از فناوری‌ها در انجام فرایندهای فوق معطوف می‌شود

در حالیکه سیستم‌های اطلاعات به چیستی و چگونگی، مسائل و ابعاد سیاسی، اقتصادی،

فنی و ملاحظات امکانپذیری، طراحی و مدیریت سیستم موردنیاز می‌پردازد. اگر خود را محدود

به سیستم های اطلاعات نکنیم آنگاه سیستم های اطلاعات و فناوری اطلاعات دو حوزه جدا از هم هستند.

AWT IMAGE

کسب و کارهای فن آوری اطلاعات و ارتباطات

۱-نرم افزاری یا خدماتی
رایانه ها و وسایل جانبی
بسته های نرم افزاری
تجارت کلی نرم افزار
تجارت خرده فروشی نرم افزار
طراحی رایانه های سیستم های یکپارچه
پردازش رایانه ای، آماده سازی داده ها
خدمات بازیابی اطلاعات
مدیریت خدمات رایانه ای
رهن و اجاره رایانه
تعمیر و نگهداری رایانه
خدمات مرتبط با رایانه

۲-خدمات مخابرات
مخابرات تلفن و تلگراف
پخش رادیویی و تلویزیونی
خدمات تلویزیون کابلی و انواع دیگر

۳-سخت افزاری
رایانه ها و وسایل جانبی
تجارت کلی رایانه ها و وسایل جانبی
تجارت خرده فروشی رایانه ها و وسایل جانبی
ماشین های اداری و محاسباتی
وسایل ضبط مغناطیسی و نوری
لامپ های الکترونی
قطعات الکترونیکی غیرفعال
وسایل اندازه گیری الکتریسیته

۴-تجهیزات مخابرات
وسایل صوتی و تصویری خانگی
تجهیزات تلفن و تلگراف
تجهیزات رادیو، تلویزیون و مخابرات

کسب و کار روستایی

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

کسب و کار روستایی

 

کسب و کار روستایی

اکنون توسعه‌ی روستایی بیش از گذشته با پدیده‌ی کارآفرینی سرو کار دارد.

مؤسسات و شخصیت‌های رواج دهنده‌ی توسعه‌ی روستایی، کارآفرینی را به منزله‌ی یک مداخله‌ی

راه‌بردی می‌دانند که می تواند فرایند توسعه‌ی روستایی را تسریع بخشد اما به نظر می‌رسد

که همگی آنها بر نیاز به گسترش بنگاه‌های اقتصادی روستایی نیز توافق دارند. آژانس‌های توسعه،

کارآفرینی روستا را به عنوان یک نیروی اشتغال‌زای بزرگ، سیاست‌مداران آن را همچون

یک راه‌برد کلیدی برای جلوگیری از ناآرامی در مناطق روستایی، و کشاورزان، آن را وسیله‌ای

برای بهبود درآمد خویش می‌دانند.به این ترتیب، کارآفرینی از نقطه نظر تمام این گروه‌ها

به عنوان وسیله‌ای برای بهبود کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی و ابزاری برای

تثبیت اقتصاد و محیطی سالم تلقی می‌گردد. در شرایط وجود یک سمت‌گیری کارآفرینانه

در قبال توسعه‌ی روستایی، این موضوع پذیرفته می‌گردد که کارآفرینی، یک نیروی مرکزی

برای نیل به رشد و توسعه اقتصادی است. بدون آن، دیگر عوامل توسعه به هدر رفته و تلف می‌شود؛

با این حال، پذیرش این نکته نمی‌تواند به تنهایی به توسعه‌ی روستایی و پیشبرد فعالیت‌های اقتصادی بیانجامد.

کارآفرینی در نواحی روستایی در جستجوی ترکیب واحدی از منابع، هم در درون و هم در

خارج از فعالیت‌های کشاورزی است. مثال‌های متنوعی از کاربردهای غیرکشاورزی منابع

موجود همچون: گردشگری، آهنگری، درود گری، ریسندگی و مثال‌هایی از تنوع بخشی

به فعالیت‌های نه چندان وابسته به کشاورزی در زمینه‌های منابع آب، اراضی جنگلی،

ساختمان، مهارت‌های موجود و توانمندی‌های محلی وجود دارد که همگی با کارآفرینی

روستایی متناسب است. ترکیب کارآفرینانه‌ی این منابع در رشته فعالیت‌هایی همچون:

تسهیلات گردشگری، ورزش و اوقات فراغت، آموزش فنی و حرفه‌ای، خرده فروشی و

عمده فروشی، فعالیت‌های صنعتی (در سطح مهندسی و استاد کاری)، خدمات مشاوره‌ای،

تولیدات با ارزش افزوده بالا ( همچون گوشت، شیر، فرآورده‌های چوبی و سایر فعالیت‌های خارج از مزرعه تجلی می‌یابد .

کارآفرینی روستایی اساساً تفاوتی با کارآفرینی در شهر ندارد جز اینکه باید آن را در فضای روستا تصور نمود.

پترین (۱۹۹۴) کارآفرینی روستایی را مجموع سه گزاره ذیل تعریف می‌نماید:

۱. نیرویی که سایر منابع را برای پاسخگویی به یک تقاضا بی‌پاسخ بازار بسیج می‌کند؛

۲. توانایی خلق و ایجاد چیزی از هیچ؛

۳. فرآیند خلق ارزش به وسیله امتزاج مجموعه واحدی از منابع درراستای بهره‌گیری از یک فرصت.

آنچه در مجموع می‌توان برای تعریف مقوله کارآفرینی روستایی بکار برد عبارتست از:

”بکارگیری نوآورانه منابع و امکانات روستا در راستای شکار فرصت‌های کسب ‌و کار“

این نوع کسب و کارها با توجه به اندازه‌ی کوچک روستاها، در مقیاسی کوچک هستند

و اغلب بین ۱۰-۲۰ نفر بوده و با توجه به غالب بودن فعالیت‌های کشاورزی و کارگاهی از کارایی

خاصی برخوردارند. با توجه به تغییرات عصر کنونی و ورود به جامعه‌ی اطلاعاتی، کسب و کارهای

روستایی نیز در نوع دچار تغییر و تحول شده‌اند و انواع کسب وکارهای خدماتی، تولیدی،

صنعتی و فناوری اطلاعات در آن دیده می‌شود.

 

رشد و بقای کسب و کارهای خانوادگی

 

برای اینکه یک کسب و کار خانوادگی رشد نماید و برای نسل های بعدی نیز بقا داشته با شد

بایستی یک برنامه ریزی دقیق و اصولی برای کسب وکار از سوی مالکان و مدیران کسب و کار انجام گیرد.

علاوه براین به دلیل اهمیت روزافزون این نوع کسب و کار هم برای جوامع و برای اقتصاد ملت ها

حمایت هایی نیز بایست از سوی دولت ها در این راستا انجام شود.ترکیب چندین عامل برای

توضیح و تشریح موفقیت ، رشد و بقای کسب و کارهای خانوادگی لازم است از آن جمله می توان

به مواردی مانند فرهنگ خانواده ، شخصیت و خصوصیات هرکدام از اعضای خانواده ،

عوامل محیطی و اجتماعی ، نوع کسب و کار ، خصوصیات کارآفرین (بنیانگذار) کسب وکار و

بسیاری موارد دیگر اشاره نمود. در شکل زیر ترکیبی از عوامل فوق مشاهده می شود.

کسب و کار کوچک

۲۳ دی ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

کسب و کار کوچک

 

کسب و کار کوچک

 

تعریف کسب و کار کوچک:

 

به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ،

باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد

و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند.

در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود

تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند. به علاوه ، این استانداردها

برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار

کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد.

این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است. در آمریکا حدود ۵/۲۲ میلیون کسب و کار

مستقل از کشاورزی و زراعت وجود دارد که ۹۹ درصد آن کسب و کار کوچک( Small Business ) به حساب می‌آیند.

 

راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک:

 

این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ

سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.
گام اول: ارزیابی اولیه
– آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته

با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است

که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.
– آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟
این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید

و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.
– تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند.

آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و … در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.
– تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟
صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در شرایط بحرانی بتوانند مستقلا” تصمیم‌گیری کنند.
– آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ،

ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید ۱۲ ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟
– تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟
تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکستها در صورت برنامه‌ریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.
– آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟‌
ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی

تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است

که می‌تواند در این مواقع سختی ، دلگرم و امیدوار سازد.
– این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟
سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند.

در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار ،

دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش

مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد.
این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد ،

اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند ، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا” از ریسکهای آن بیشتر است.
اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!
زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما” به نفع شماست و نه شخص دیگر!
امکان کسب درآمد و رشد ، محدودیت کمتری دارد.
چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.
اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.
گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار
شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و

برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار ( Business Plan ) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:
– قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آنها وارد دنیای تجارت شوید ، تهیه کنید. مثلاً:
شما می‌خواهید رئیس خود باشید.
شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید.
شما می‌خواهید آزاد باشید.
شما می‌خواهید آزادانه تمامی تواناییها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.
– سپس بایستی تعیین کنید که اصولا” چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید:
من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟
چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟
به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟
من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟
آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند ، دارم؟
– پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:
آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟
رقبی من چه کسانی خواهند بود؟
مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟
آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟‌
آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟
– آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:
من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟
چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟
چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟
ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامی عام، خاص و … )
اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟
چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟
به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟
پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.
گام سوم: تامین منابع مالی
یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار ، جذب و تامین منابع مالی کافی

برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول

برای شرکتهای کوچک دارد. همچنین شما را در تهیه درخواست وام ( Loan Prposal )

یاری می‌دهد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم

که قبل از تصمیم‌گیری ، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم :
– پس‌اندازهای شخصی
– دوستان و افراد خانواده
– بانکها و مؤسسات اعتباری
– شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز

Advertise here
Advertise here