چرا قدم میزنی وقتی میتونی پرواز کنی

چرا قدم میزنی وقتی میتونی پرواز کنی

 

چرا قدم میزنی وقتی میتونی پرواز کنی

چرا قدم میزنی وقتی میتونی پرواز کنی؟؟!!

«میلتون اریکسون» مبتکر نوعی درمان جدید است که نظر هزاران

درمانگر را در ایالات‌ متحده‌ی امریکا به خود جلب کرده است.

او وقتی دوازده ساله بود، گرفتار فلج اطفال شد.

ده ماه بعد شنید که …

ده ماه بعد شنید که پزشکی به والدینش می‌گفت:

به والدینش می‌گفت:پسرتان امشب را به صبح نخواهد رساند.

«اریکسون» صدای گریه‌ی مادرش را شنید. با خود اندیشید:

کسی چه می‌داند، شاید اگر من امشب را به صبح برسانم،

مادرم این قدر رنج نکشد. و تصمیم گرفت تا سپیده‌ی صبح نخوابد.

او با طلوع خورشید فریاد برآورد: ….
.
.
آهای مادر! من هنوز زنده‌ام!

همه‌ی کسانی که در خانه بودند، به قدری خوشحال شدند که «میلتون»

تصمیم گرفت برای اینکه خانواده‌اش غصه نخورند،

همواره سعی کند یک شب دیگر را به صبح برساند.

او در سال ۱۹۹۰ در سن ۷۵ سالگی درگذشت و چند کتاب مهم درباره‌ی

توانایی فوق‌العاده‌ی انسان برای غلبه بر محدودیت‌های خویش،

از خود برجای گذاشت.

۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

 

8 عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

هر کار آفرین و شخص موفق، بسیار بیشتر از میانگین یک شخص معمولی کار می‌کند.

آنها لیستی از کارهایی که باید به اتمام برسد دارند. بنابراین زمان بیشتر برای آنها صرف می‌کنند.

انسان‌های موفق کارهای متفاوتی انجام می‌دهند،

ولی چیزهایی هست که همگی در آنها مشترک هستند‌.

آنها دیدگاه‌ها و اعتقادات خاص خودشان را دارند. در این مقاله با نگاه

به افراد موفق سعی می کنیم تلاش‌های بیشتری داشته باشیم.

هشت عادت که انسانهای موفق انجام می دهند :

 

۱ – آنها از اشتباه درس می‌گیرند

 

اگر برنامه‌ اصلی شما کار کرد، باید سخت‌تر و طولانی‌تر کار کنید،

چون انتخاب دیگری ندارید. تعهد و سرسپردگی تمام و کمال بدون

داشتن امنیت کار شما را سخت تر از آنچه تصور می کردید می کند.

اگر بدترین اتفاق هم بیفتند ( “بدترین”، لزوما همان “بد”ی نیست که همیشه فکر می‌کنید)،

تا زمانی که سخت کار می‌کنید و از اشتباهات‌تان یاد می‌گیرید،

مطمئن باشید که راهی برای واکنش پیدا خواهید کرد.

 

۲ – کار می‌کنند

 

با کمی تلاش می‌توانید خوب باشید. ولی می‌توانید با کمی تلاش بیشتر،

بیشتر بهتر باشید!. ولی نمی‌توانید چیزی را به دست بیاورید تا زمانی

که به طرز باورنکردنی تلاش‌های متمرکز نکرده باشید.
هیچ کلید میانبر‌ی وجود ندارد. هر کسی با توانایی‌های مشخصی به دنیا می‌آید،

اما می‌توان اشخاصی را یافت که با هزاران ساعت تلاش، توانایی‌هایشان

را گسترش داده و به صورت قابل توجهی موفق می‌شوند.
پس همین الان شروع کنید، زمان در حال هدر رفتن است.

 

۳ – … و خیلی بیشتر کار می‌کنند

 

هر کار آفرین و شخص موفق، بسیار بیشتر از میانگین یک شخص معمولی کار می‌کند.

آنها لیستی از کارهایی که باید به اتمام برسد دارند. بنابراین زمان بیشتر برای آنها صرف می‌کنند.

 

۴ – از مردم دوری می‌کنند

 

همرنگ جماعت شدن، صرف نظر از مقدار گرایش آن، شما را در

حد وسط نگه می‌دارد. انسان‌های موفق چیزهایی را انجام می‌دهند

که دیگران نمی‌خواهند انجام دهند. به جاهایی می‌روند که دیگران نمی‌روند

و یا دوست ندارند چون رقابت کمتری وجود دارد و شانس پیروزی در این شرایط بیشتر می‌شود.

 

۵ – آنها در نقطه‌ پایان، آغاز می‌کنند…

 

موفقیت نسبی معمولا روی اهداف معمولی استوار است.
در خصوص اینکه واقعا چه چیزی می‌خواهید تصمیم‌گیری کنید:

می‌خواهید بهترین باشید؟، سریع‌ترین؟ ارزان‌ترین؟ بزرگترین و یا هرچیز….

روی آن تمرکز کنید. این هدف شماست.
اگر از هدفتان مطمئن نیستید، حتی از کوچکترین هم شروع نکنید.

می‌توانید تصمیم‌های بهتری بگیرید و راه آسان‌تری برای انجام‌اش بیابید.

اگر هدفتان مشخص و نهایی شد، موفقیت‌تان نیز قابل تصور است.

 

 

۶ – آنها یک جا متوقف نمی‌شوند

 

رسیدن به هدف. بزرگی‌ آن مهم نیست، خط پایانی برای افراد موفق

به شما نمی‌رود. دستیابی به یک هدف بزرگ، فقط سکوی پرتاپی برای

رسیدن به هدف بعدی‌ست. روند به دست آوردن موفقیت در یک زمینه به

شما مهارت‌ها و شبکه‌ای برای موفق شدن در بسیاری از زمینه‌های

دیگر را می‌دهد. افراد موفق تنها در یک مسیر موفق نیستند. آنها

 

منتظر هستند تا مسابقات بعدی را نیز ببرند.

 

۷ – آنها می‌فروشند

فروش پایه و اساس یک کسب و کار موفق است. دانستن اینکه چگونه

باید مذاکره کرد، با “نه” گفتن ها مقابله کرد و با اعتماد به نفس و عزت

نفس افراد را متقاعد کرد تا با شما همکاری کنند. فروش غلبه بر مخالفت‌ها

و موانع است.وقتی در ایده‌های خود واقعا باور دارید، و به مجموعه‌ی خود

اعتقاد دارید نیازی نیست تا شخصیت بزرگی داشته باشید، نیازی ندارید تا چیزی را “بفروشید”.
فقط نیاز به برقراری ارتباط دارید، همین!

۸ – آنها بیش از حد افتخار نمی‌کنند

آنها پذیرفته‌‌اند که اشتباه هم می‌کنند. توانایی گفتن “متاسفم” را دارند.

آنها موفقیت خود را مدیون دیگران هستند. با هم لذت می‌برند و برای درخواست کمک آماده‌اند.
آنها شکست می‌خوردندو دوباره تلاش می‌کنند.



کلمات کلیدی : ۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

۸ عادت همیشگی انسان های موفق چیست؟

حق نداری

حق نداری

 

حق نداری

وقتی یه کاری رو شروع کردی حق نداری نیمه کاره رهایش کنی …

تا اخرش باید بری

برنده ها کسایی نیستن که خوب شروع میکنن بلکه

کسانی هستن که خوب تموم میکنند..

اگه الان هدفت رو رها کنی سقوط میکنی…

اگه خسته شدی بدو…

اصلا مهم نیست که در گذشته چیکار کردی

خوب شروع کردی یا بد

تنها چیزی که مهمه اینه که از این لحظه به بعد

چیکار میکنی؟!

همه ی ادمای موفق هم از یه روزی فهمیدن که باید

چیکار کنن ، اقای بیل گیتس از ۲ سالگی که

بیل گیتس مشهور نبود!

خودش خواست یه روز یه لحظه ای فهمید که دو تا راه داره

۱٫ وایسه و به خودش بگه تو یه ادمه بدبختی که از دانشگاه

اخراج شدی و دیگه هیچ راهی نداری

۲٫ بگه هرچی که بود گذشت ، من باید از هر راهی شده

به هدفم برسم

هیچ کس و هیچ چیز نمیتونه من رو به زمین بزنه و

متوقف کنه

من هنوز زنده ام و نفس میکشم حالا که فرصت دارم

حق راکد موندن ندارم …

حق سقوط کردن ندارم…

بعد از چندبار شکست

بعد از چندبار شکست

 

ادیسون قبل از رسیدن به موفقیت ۱۰۰۰ بار شکست خورد

شما بعد از چند بار شکست تسلیم شدید

فقط بعد از یکبار؟!

روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید اقای ادیسون شنیده ام برای

اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده اید اما موفق نشدید .

چرا پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهید؟

ادیسون با لحن خونسردی جواب میدهد ”

ببخشید اقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام

که لامپ چگونه ساخته نمیشود.

اشخاص عادی با تجربه اولین شکست دست از

تلاش بر میدارند و به همین دلیل است

که در زندگی با انبوه اشخاص عادی و

تنها با یک ادیسون رو به رو هستیم.

“ناپلئون هیل”

برگرفته از وبلاگ کارخانه تبدیل فکر به ثروت

بازاریابی ویروسی

بازاریابی ویروسی

 

بازاریابی ویروسی

آیا تا به‌حال از سایتی دیدن کرده‌اید که مقاله، کوپن، سرویس ویژه و چیزهای دیگر آن،

شما را تحت‌تاثیر قرارداده‌باشد به طوریکه بلادرنگ با ارسال ایمیل به دوستان خود،

آنها را از وجود چنین سایتی باخبر کرده باشید؟ اگر چنین اتفاقی برایتان رخ داده‌است

در واقع با این کار دست به بازاریابی ویروسی (viral marketing) زده‌اید. بازاریابی ویروسی

که اغلب همان بازاریابی دهان به دهان است، یک روش بازایابی کم‌هزینه

و درعین‌حال بسیار موثر برای بازار محصولات و خدمات در اینترنت است.
بازاریابی ویروسی همانند ویروس آنفولانزا، تولیدمثل کرده و آنلاین منتشر می‌شود.

بازاریابی ویروسی امکان بهره‌گیری از بازگشت مراجعین بی‌طرف یعنی مصرف‌کنندگان

را فراهم می‌آورد. از آنجایی‌که همسالان و اطرافیان مشتری تاثیر خارق‌العاده‌ای بر تصمیم

خرید مشتری دارند.، باید با شناسایی این افراد قدرت مشتری خود را افزایش دهید.

همانطور که اظهارات مثبت یک منبع موثق، اعتبار دوچندانمی به محصول و خدمات می‌بخشد،

عقاید و نظرات و دوستان، همکاران تجاری و افراد فامیل نیز بر تصمیم خرید مشتری تاثیر می گذارد.

با بکارگیری تکنیک‌های مختلف بازارتیابی ویروسی در وب سایت، به شانس بزرگی دست می‌یابید

و می‌توانید نظر گروه‌های تاثیرگذار بر مشتری را جلب کنید. این فصل شامل مطالبی با عناوین زیر است:
• چگونه می‌توان از بازاریابی ویروسی برای بالابردن میزان بینندگان سایت بهره گرفت.
• بازاریابی ویروسی شفاهی یا گفتاری (word-of-mouth)
• بازاریابی ویروسی شاخه‌ای (pass-it-on)
• نوشته‌های «به دوستان خود بگویید»
• راههای گوناگون بکاربردن تکنیکهای بازاریابی ویروسی
• ایجاد انگیزه در مردم برای انجام بازاریابی ویروسی

 

سرمایه ‌گذاری با بازاریابی ویروسی

 

یکی‌از قدرتمندترین تکنیکهای بازاریابی آنلاین، بازاریابی ویروسی است.

بازاریابی ویروسی بوسیله قدرت ارتباطات گسترش می‌یابد. ازاریابی ویروسی

درحال‌حاضر مراحل تکامل خود را می‌گذراند،

ولی امروزه شاهد بکارگیری سه نوع متداول از این نوع بازاریابی هستیم:
۱٫ بازاریابی شفاهی، به‌عنوان مثال “به دوست خود بگویید” (tell a friend)

«این کوپن را به یکی از دوستان خود بفرستید» (send this coupon to a frien”)

و یا «این سایت را به دوستان خود پیشنهاد دهید» (“recommend this to a friend”)
۲٫ بازاریابی شاخه‌ای، در این نوع بازاریابی ویروسی، کاربر یک کتاب الکترونیکی،

ابزار مفید و یا فیلم ویدئویی طنز را دریافت کرده و پس‌از استفاده، آن را به دوستان خود نیز می‌فرستد.
۳٫ بازاریابی ویروسی محصول و خدمات، در این نوع از بازاریابی یک ابزار رایگان به صورت

آنلاین مورداستفاده قرارمی‌گیرد درحالیکه دارای پیغامهای بازاریابی

در درون آن است همانند سرویس ایمیل hotmail .

 

بازاریابی شفاهی

 
می‌توان تکنیکهای بازاریابی ویروسی را به طرق گوناگون روی وب سایت اعمال نمود.

به عنوان مثال، کاربران با مشاهده دکمه‌های «دوست خود را از این محصول باخبر کنید»

(tell a friend about this product) و یا “share this page with a friend”

به سرعت و آسانی می‌توانند دیگران را از وجود سایت و محصولات شما مطلع سازند. ب

ینندگان سایت می‌توانند با یک کلیک ساده و پرکردن فیلدهای به (to) و از (frome)

(یعنی نام و نشانی ایمیل فرستنده و گیرنده) و یک پیغام کوتاه این کار را انجام دهند.

گرچه پیغامی که در این نامه‌ها می‌آید، شخصی و دوستانه است، ولی می‌توانید

اطلاعاتی اضافی درباره محصول تجاری خود از قبیل مشخصات، فواید، قیمت ولینک

هدایت شونده به صفحه وب که گیرنده نامه بتواند محصول موردنظر را خریداری کند

را نیز ضمیمه این نامه کنید. چون نامه از سوی یک دوست فرستاده می‌شود

احتمال اینکه گیرنده‌ نامه برای کسب اطلاعات بیشتر درباره محصول از سایت دیدن نماید،

خیلی بیشتر از زمانی است که نامه از سوی یک شرکت تجاری ارسال شده‌باشد.

سایت amazon.comنمونه بارز یکی‌از شرکتهاست که روشهای بازاریابی ویروسی

را در تمامی نقاط سایت مورداستفاده قرار داده‌است. هنگامیکه بینندگان سایت

در میان فهرست سه میلیونی محصولات amazon.com جستجو می‌کنند،

در اکثر مواقع با پیغام (tell a friend about this product) موجه می‌شوند.

این پیغام تاثیرگذاری سایت آمازون را افزایش داده در نهایت منجر به افزایش میزان

فروش شرکت می‌شود. علاوه بر تکنیکهای مذکور، راههای گوناگون دیگری وجوددارند

که می‌توانید تکنیکهای بازاریابی ویروسی را در سایت خود بکار ببندید.

در صورت داشتن یک گروه خبری می‌توانید دکمه “tell a friend about this newsletter”

را به سایت اضافه نمایید. همچنین می‌توانید پیغامی را در متن نامه خبری قرارداده

و در ان خوانندگان نامه را تشو.یق کنید تا یک کپی از این نامه را به دوستانی

که فکر می‌کنند اطلاعات این گروه‌خبری برای آنها مفید خواهدبود، ارسال کنند.

توصیه می‌شود در چنین نامه‌هایی، اطلاعاتی نیز درباره نحوه عضویت

در گروه‌خبری گنجانده شود. بدین‌وسیله گیرنده نامه، قادر خواهدبود یک گپی

از گروه خبری را به دوستان خود ارسال نماید و این دوستان نیز برای ثبت عضویت

به سایت مراجعه کرده و مرتباً گروه خبری را دریافت کنند. (شکل ۲-۴)

بازاریابی ویروسی فرصتهای بیشماری در اختیارتان قرارمی‌دهد.

بکاربردن عبارات مناسب در بازاریابی ویروسی موجب می‌شود بیننده و یا گیرنده،

ایمیل، با مشاهده محتوای ایمیل و تنها با یک کلیک به سایت شما هدایت شود.

طراحی و جاگذاری این لینک و یا دکمه تاثیر بسزایی در موفقیت سایت دارد.

ابتدا لازم است هر یک از عواما بازگشت بینندگان که برای بازاریابی ویروسی بکارگرفته‌اید،

به دقت بررسی کنید.

برخی از عوامل بازگشت بینندگان به سایت نظیر کوپن، گروه خبری، هدایای ویژه و

مسابقه ایده‌هایی مناسب جهت “tell a friend” و یا “send a copy to a friend” می‌باشند.

پس‌از تعیین تکنیکهای بازاریابی ویروسی، انتشار عبارات بازاریابی را

برای بینندگان سایت و یا دریافت کننده ایمیل تسهیل نمایید.

برای اینکه این کار تاثیر بیشتری داشته‌باشد بایستی واضح و روشن بینندگان سایت

را از آنچه می‌خواهید انجام دهند، آگاه سازید. سپس ازآنها بخواهید کارهایی را که

می‌خواهید انجام دهند. عبارات «ارسال این کوپن به یک دوست» و یا

«دوستان خود را از هدیه الکترونمیکی آگاه سازید» عبارات مناسبی هستند.

هرگز تصور نکنید که مردم برای ارسال ایمیلی به دوستان خود درباره هدیه الکترونیکی

و یا کوپن‌های شما وقت صرف می‌کنند و لینک شما را فقط به خاطر اینکه در

سایت هدایای ویژه‌ای تدارک دیده‌اید، در سایتشان قرارمی‌دهند ـ هرگز چنین

اتفاقی روی نمی‌دهد. بایستی انجام این کارها را برای بینندگان سایت حتی‌الامکان ساده و آسان نمایید.

در این قسمت نکاتی درباره روشهای تاثیرگذاری بازاریابی شفاهی ارائه می‌شوند:
• از دکمه‌های جذاب و گرافیکی که باعث جلب‌توجه دیگران می‌شود، استفاده کنید.
• به بینندگان دقیقاً می‌خواهید چه کاری برای شما انجام دهند.
• دکمه‌های مخصوص بازاریابی را در مکانهای مناسب و به دوراز هرگونه شلوغی قراردهید.
• از کلمات آسان و معمولی برای نوشته‌های این دکمه‌ها بهره گیرید.
صفحه را طوری تنظیم کنید که با کلیک‌کردن بر روی دکمه “tell a friend” صفحه‌ای

گشوده‌شود و در آن نام و ایمیل (یا ایمیلهای) دوست (و یا دوستان) و همینطور

نام ونشانی ایمیل شخص فرستنده بیاید. لازم است فضایی را برای قسمت

نوشتن پیام درنظر بگیرید و در آن عباراتی نظیر «فکر می‌کنم این . . . .

برای شما نیز جالب باشد» و یا «می‌دانم شما نیز از آن خوشتان خواهدآمد» قراردهید.
• بینندگان سایت را درباره نحوه شرکت در بازاریابی ویروسی، به طور شفاف،

آسان و قابل درک راهنمایی کنید.
• به آنها انگیزه دهید تا تشویق شوند کاری که شما می‌خواهید انجام دهند:

«با آگاه ساختن یکی از دوستان یکی از دوستان خود، قادر خواهیدبود در قسمت . . .

چیزی که برای مخاطبان باار هدف جالب باشد شرکت کنید»
• از اهرمهای ویژه استفاده کنید، از اهرمهای ویژه استفاده کنید، از اهرمهای ویژه استفاده کنید.

«با آگاه ساختن ۵ نفر از دوستان می‌توانید از امکانات . . .

چیزی که برای مخاطبان بازار هدف جالب باشد بهره‌مند شوید.»
• از بکارگیر فیلهای ضمیمه (attachment) در پیامهای ارسالی خودداری نمایید.

فایلهای ضمیمه هنگام بازشدن، مشکلات تکنیکی بوجود می‌اورند. همینطور وجود ویروس

در فایلهای ضمیمه، تهدیدی برای بازکننده آن محسوب می‌شود.
• سیاستهای محرمانه (privacy policy) مخصوص سایت را نیز در معرض دید بینندگان قراردهید.

اگر قراراست کاربری آدرس ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهد، باید از عدم سوء‌استفاده

از اطلاعات محرمانه دوست خود از طریق سایت، اطمینان یابد.
تنها راز موفقیت بازاریابی، محتوای سودمند و ارزشمند است به‌طوری که کاربر بتوانند

آن را به دیگران معرفی نماید.

۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

۱٫ مانند کودکان، شگفت‌زده به کشف زندگی بپردازید و آن را با همه وجود دریابید.

۲٫ به جای چسبیدن به راه و روش‌های امن و بی‌خطر،

بیشتر دنبال روش‌های تازه باشید.

۳٫ تجربه‌ها را بیشتر با احساسات خودتان ارزیابی کنید تا با سنت‌ها و نظرات‌ دیگران.

۴٫ صداقت داشته باشید و از تظاهر بپرهیزید.

۵٫ اگر نظرات شما با نظر غالب مردم همخوان نیست،

بپذیرید که محبوب و مردمی نیستید.

۶٫ مسوولیت‌پذیر باشید.

۷٫ هر کاری که تصمیم می‌گیرید انجام بدهید با همه توان انجام بدهید.

۸٫ تلاش کنید نقاط ضعف خود را بشناسید و آنها را کنار بگذارید.

۹٫ رشد و شکوفایی را به شانس واگذار نکنید. زندگی پر از

فرصت‌های یادگیری است. قبل از اینکه از دست بروند به آنها محکم بچسبید.

۱۰٫ باور کنید که در زندگی، شما انتخاب‌کننده هستید.

۱۱٫ یادتان باشد که خوش‌باوری و رضایت ناآگاهانه از خود،

بزرگ‌ترین آفت رشد و خودشکوفایی مداوم است.

۱۲٫ خود را در معرض تجربیات خودشکوفایی قرار دهید تا کشف کنید

که این تجربیات بسیار مفیدتر از آن هستند که قبلا پیش‌بینی می‌کردید.

۱۳٫ یادتان باشد باورهایی که مانع خودشکوفایی هستند باید تعدیل شوند و تغییر یابند.

۱۴٫ کلید رشد و شکوفایی شما نزد خودتان است. هر روز چیز جدیدی می‌توان آموخت



کلمات کلیدی : ۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

۱۴ پیشنهاد برای رسیدن به خودشکوفایی

امپراطوری یک دختر فقیر

امپراطوری یک دختر فقیر

 

امپراطوری یک دختر فقیر

جنیفر آدامز زن فقیری بود که از کودکی در فقر و تنگدستی بزرگ شد.

او ناچار بود در ساخت وسایل منزل کوچکشان به مادرش کمک کند. وی می‌گوید:

«مادرم مقداری تخته دو در چهار (اینچ)، فوم و پارچه ارزان‌قیمت تهیه می‌کرد

و با استفاده از منگنه، میخ و چکش، مبل می‌ساخت».
آن‌ها توانستند با استفاده از تخته‌های چوبی و بلوک‌های سیمانی، یک میز قهره‌خوری و یک قفسه بسازند.

ولی این وضع، نه تنها جنیفر جوان را ناامید و دلسرد نکرد، که ساختن وسایل خانه

تبدیل به یکی از علائق او شد. در دوران دبیرستان، او و خواهرش یک سرویس

خدمات خانگی راه‌اندازی کردند. جنیفر به عنوان مسئول پذیرش، مشغول به کار شد تا

بتواند خرج تحصیل در آموزشگاه طراحی را درآورد. هنگامی که آدامز اولین پروژه

طراحی خود را آغاز کرد، ۲۳ سال داشت و قرار شد در ازای دریافت ۳۰۰ دلار،

یک منزل را به طور کامل طراحی کند. پس از پیشرفت و شناخته شدن، به جایی رسید

برای انجام هر پروژه، یک میلیون دلار درخواست می‌کرد. در آن زمان او ۳۱ ساله بود.

امروز، آدامز صاحب یک شرکت مطرح طراحی داخلی با ۱۲میلیون دلار گردش مالی است.

وی در برنامه My First Place در شبکه تلویزیونی “اچ‌جی‌” شرکت کرده است و به‌عنوان

یک از کارشناسان طراحی داخلی در برنامه‌های The Better Show حضور پیدا می‌کند.

امپراتوری وی Jennifer Adams Home نام دارد

که به کار فروش آنلاین تخت‌خواب و دیگر لوازم لوکس منزل می‌پردازد.

در ادامه، متن گفتگوی جنیفر آدامز را می‌خوانید که در آن توضیح می‌دهد چگونه توانسته

از زنی خانه‌دار به یکی از ستارگان عرصه طراحی تبدیل شود.

آیا در دوران کودکی، با آنکه سن کمی داشتید، از فقر مالی خانواده‌تان آگاه بودید؟

هر روز، هر جا و از هر لحاظ. من مانند دیگر بچه‌های مدرسه لباس‌های جدید نداشتم

و ناچار بودم که برای دریافت ناهار مجانی، در صف جداگانه‌ای بایستم.

ما در محله‌ای فقیرنشین رشد کردیم و نسبت به هر خانواده دیگری فقیرتر

به نظر می‌رسیدیم. من فکر می‌کنم که همین موضوع به من انگیزه داد و باعث شد

با کودکانی که به دلیل شرایط‌شان، حق انتخابی نداشتند احساس همدردی کنم.

من به محض اینکه توانستم مشغول به کار شدم (در ۱۲ سالگی به جمع‌کردن

محصول توت‌فرنگی می‌پرداختم) و بسیار هیجان‌زده بودم، چرا که سرانجام

می‌توانستم اوضاع مالی‌ام را تا حدی در اختیار داشته باشم.

آیا اولین لحظه‌ای که احساس کردید به طراحی منزل علاقه‌مند هستید را به یاد دارید؟

اتاق‌خوابی که من و خواهرم به طور مشترک از آن استفاده می‌کردیم، قالیچه‌ای

به رنگ زرد و سبز داشت. من در مورد کرایه‌کردن یک دستگاه شستشوی فرش با

مادرم صحبت کردم. یک بسته رنگ آبی پررنگ گرفتم و قالیچه‌ام را رنگ کردم.

اکنون که به آن زمان نگاه می‌کنم، می‌بینم که واقعاً زشت شده بود؛ ولی از

آن به بعد خیلی بیشتر از اتاقم لذت می‌بردم. دوست داشتم وارد اتاق شوم

و یک‌جور حس رضایت در خودم احساس می‌کردم. من مدام چیدمان اتاق را تغییر می‌دادم

و دیوارها را رنگ و پرده‌ها را تزئین می‌کردم. مادرم تمام تلاشش را می‌کرد

تا بدون صرف هزینه‌ای، منزلمان را زیبا کند.

شما اکنون لوازم تخت‌خواب تولید می‌کنید؛

ولی پیش از این، کار مرتب‌کردن تخت‌خواب مردم را انجام می‌دادید.

تمیز کردن منزل دیگران چه حسی به شما می‌داد؟

از آنجا که آن زمان من یک بچه بودم، تمیز کردن اتاق‌های بچه‌های دیگر کمی برایم عجیب بود.

چه شد که تصمیم گرفتید وارد کار تولید لوازم خانگی شوید؟

یکی از دست‌اندرکاران The Better Show به من گفت که تا زمانی که محصولی نداشته باشم،

کار در تلویزیون توجیه مالی چندانی نخواهد داشت. بنابراین درباره چیزهایی که برایم

جذاب بود، فکر کردم. یکی از چیزهایی که به آن علاقه داشتم کار ساخت سرویس

تخت‌خواب بود. به همین دلیل مشغول همکاری با متخصصان این کار شدم و از دید خودم،

در جستجوی مناسب‌ترین راهکار برای دستیابی به خوابی راحت برآمدم.

مجموعه لوازم منزل تولیدی ما جزو کالاهای لوکس هستند،

ولی از آنجایی که Costco (یکی از بزرگترین شرکت‌های خرده‌فروشی دنیا)

در حجم بالایی از ما خرید می‌کند، می‌توانیم آن‌ها را به قیمت مناسب‌تری

عرضه کنیم. این موضوع برای من مهم است، چرا که ما نمی‌خواهیم بین مشتریان

تمایز قائل شویم. من نمی‌خواهم کسی فکر کند شایسته برخورداری از کالای باکیفیت نیست.

از اینکه می‌توانستید خانه‌ای فراهم کنید و دکوراسیون آن را، همان‌طوری که می‌خواستید،

شکل دهید چه احساسی داشتید؟

این تجربه لذت‌بخشی بود. تبدیل کردن خانه به محلی که دوستش داشته باشم باعث شد

که اهمیت منزل را بیشتر از پیش متوجه شوم. من می‌توانستم کار نورپردازی، چیدمان و …

را همان‌طوری که می‌خواستم به انجام برسانم.

آیا هنوز هم مثل زمانی که آن قالیچه را به رنگ آبی درآوردید،

احساس رضایت و کمال به شما دست می‌دهد؟

بله. هنگامی که همه‌چیز به درستی سر جایش قرار می‌گیرد یا اینکه به چیزی،

به همان شکلی که می‌خواهم، دست پیدا می‌کنم احساس خوبی به من دست می‌دهد.

آخرین باری که به منزل زمان کودکی‌تان بازگشتید کی بود؟

حدود ۶ ماه پیش. پدرم تعدادی از لوازمی که به او داده بودم در خانه قرار داده و کف

آن زیبا‌تر از قبل فرش شده؛ ولی فضای کلی منزل دست‌نخورده باقی مانده است.

آیا بزرگ شدن در فقر، شخصیت امروز شما را شکل داده است؟

کاملاً. به همان اندازه که آرزو داشتم دوران کودکی متفاوتی می‌داشتم،‌

به همان میزان و به طور صد در صد بابت آنچه تجربه کردم، سپاسگزار هستم.

این دوران به من یاد داد که چیزهای بیشتری از زندگی بخواهم و بتوانم کنترل

زندگی‌ام را به دست بگیرم. گذشته‌ام یکی از موارد الهام‌بخش در کسب و کار فعلی من است.

من به این واقعیت پی‌ برده‌ام که حتی با سرمایه کم، می‌توان به احتمالات بیشماری دست یافت.

سرمایه گذاری روی ایده ها

سرمایه گذاری روی ایده ها

 

سرمایه گذاری روی ایده ها

برای کسانی که یک ایده تجاری دارند اما سرمایه ای برای شروعش ندارند، KickStarter اهمیت زیادی دارد.
http://www.kickstarter.com/
این وب سایت به شما و هر صاحب ایده ی دیگری اجازه می دهد تا نقشه گنج خود را مطرح کنید

و مشخص کنید چقدر سرمایه برای راه اندازی اش نیاز دارید. اعضای سایت می توانند

روی ایده هایی که به نظرشات جذاب است سرمایه گذاری کنند.

این سرمایه گذاری از ده دلار شروع می شود.

بنابراین یک پروژه می تواند یک نفر یا تعداد خیلی بیشتر سرمایه گذار داشته باشد.

اگر گشتی در این وب سایت بزنید، متوجه خواهید شد که ایده بعضی از پروژه ها

در عین سادگی انقدر جذابیت داشته اند که سرمایه ای چندین برابر مقدار درخواست شده

برای شروع کار ایجاد شود. این یعنی صاحب ایده می تواند با توان بیشتری،

کارش را در اندازه بزرگتری شروع کند.

دستبند های چوبی، یکی از همین ایده هاست که به تازگی بر روی کیک استارتر قرار گرفته

و برای عملی شدن نیاز به ۱۰۰ دلار دارد. با اینکه هنوز ۲۱ روز برای جمع آوری سرمایه

وقت داره اما تا الان ۲۱۱۶ دلار جذب کرده و احتمالا تا پایان مهلتش به رقم خیلی بالاتری خواهد رسید.

ایده برای ساخت دست بندهایی از جنس چوب درختان مرده است .

بابی، صاحب این ایده کارش را این چنین معرفی کرده :

اسم من بابی است و از بقایای درخت‌هایی که مرده‌اند، دستبند درست می کنم.

من در پنسیلوانیای شرقی بزرگ شدم و همیشه در طبیعت بودم. ساعات بیشماری

را به پیاده‌روی و اقامت در خارج شهر می‌پردازم و از این کار بی‌نهایت لذت می‌برم.

طبیعت انسان‌ها را به هم پیوند می دهد. چه از گردش در کوه لذت ببرید،

چه از قدم زدن در پارک‌ها یا به سواحل بروید، بیشتر از همیشه دلتان می‌خواهد

دوستان‌تان کنار شما باشند. طبیعت همیشه ما را دور هم جمع می‌کند.
بعد از این که به نیویورک رفتم، به سرعت ارزش مد و نحوه لباس پوشیدن را فهمیدم.

مد نشان می‌دهد که شما که هستید و شخصیت‌تان را در یک نظر آشکار می‌کند.

من دوست دارم برای مردم چیزی درست کنم که ظاهری فوق‌العاده داشته باشد و به طبیعت هم لطمه نزند.

 

دستبندها

 
وقتی به طرحی فکر می‌کردم، باید به سوال مهمی پاسخ می‌دادم:

چطور چیزی بسازم که هم شیک باشد و هم نشانی از طبیعت داشته باشد

و مهم‌تر از همه، به طبیعت آسیبی نرساند. پاسخم این بود که از موادی استفاده کنم ،

مثل یک درخت افتاده استفاده کنم. پس از هفته‌ها صحبت با دوستان،

طراحان، هنرمندان و نجاران، سرانجام به طراحی دستبندهای درختی رسیدم.
درحال حاضر دستبندهای درختی را در سه رنگ درست می کنم: قهوه‌ای جنگلی،

رنگ طبیعی چوب و آبنوسی. هر رنگ شخصیتی متفاوت دارد که می توان آن

را با لباس‌های مختلف، از پیراهن‌های ساده‌ای که روزها می‌پوشیم تا لباس‌های شب سِت کرد.

این ایده انقدر ساده است که مطمئنا چیزی شبیه این بارها به ذهن شما رسیده بود.

از این به بعد به تمام ایده های ساده تان، به اندازه یک کسب و کار موفق احترام بگذارید.

خداحافظی با جملات منفی

خداحافظی با جملات منفی

 

خداحافظی با جملات منفی

میخواهیم کاری را شروع کنیم.ناخودآگاه از درون خود صدائی می شنویم .

نمی توانم انجام دهم . نمی شود.
این نداها چیست؟ و چگونه می توان آن را از بین برد؟

ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت

کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد

و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد.

 

وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :

 

” ۴ ساله بودم که استادم مرا نابغه خطاب می کرد ،

او به من گفت هر روز این جمله را چندین بار تکرار کنم

* حافظه ی من هر روز بهتر و بهتر می شود.*

به توصیه استاد عمل کردم و هر روز چندین بار این جمله را تکرار می کردم چنانکه باورم میشد.

کار به جایی رسید که گذشته ی دور خود را به یاد آوردم ، زمانی را به یاد آوردم

که در قنداق بودم و دنیا را سوراخ سوراخ می دیدم ، روزی از مادرم در مورد این

موضوع سوال کردم ، مادرم در کمال شگفتی گفت : آری ، زمانی که در قنداق

بودی من در حیاط خانه کار می کردم و برای اینکه خطری از جانب حیوانات خانگی

و حشرات متوجه تو نشود ، آبکش بزرگی را بالای سر تو می گذاردم.”

مثال دیگر ادیسون است ، جالب است بدانید ادیسون ۱۰۹۳ اختراع اساسی

و مهم دارد. وی در مورد زندگی اش می گوید:

” ۱۶ ساله بودم که به جرم کودن بودن از مدرسه اخراجم کردن ،

روز یا شبی رو به یاد نمیارم که از پدرم کتک نخورده باشم.
موفقیت من دو دلیل مهم داشت ، یکی پشتکار فراوانی که داشتم و

دیگری مادرم که علی رغم بداخلاقی های پدرم به شدت مرا دوست داشت

و همیشه با شوق تمام مرا *نابغه* خطاب می کرد. به طوری که باورم شد

نابغه هستم و به این جایی که هستم رسیدم.”

یکی از مشکلات عمده ی ما “منفی” هایی است که در زندگی

ما جاری است و توسط خود یا اطرافیانمان مدام تکرار می شود

به طوری که به یک باور عمیق در ما تبدیل می شود.

گوته می گوید :” بزرگترین شیطان گمان بدی است که نسبت به خودت داری.”

بهتر است از همین امروز که می خواهیم در جاده ی موفقیت و تحول گام برداریم ،

واژه های “نمی شود” ، “نمی توانم” و “نمی گذارند” را از ادبیات کلاممان حذف کنیم.
کلمات نقش اساسی در جهت دهی به ضمیرناخودآگاه ما ایفا می کنند ،

به این دو نکته ی بسیار مهم توجه کنید.



کلمات کلیدی : خداحافظی با جملات منفی

خداحافظی با جملات منفی

خداحافظی با جملات منفی

چگونه با حل مشکلات خودمان ثروتمند شویم ؟ (در ایران)

چگونه با حل مشکلات خودمان ثروتمند شویم ؟ (در ایران)

 

چگونه با حل مشکلات خودمان ثروتمند شویم ؟ (در ایران)

پدر پولدار می گفت : وجود مشکلات در این جهان از آنجائیست که حل کننده مشکلات کافی وجود ندارد
بنابراین اگر شما یک ( حلال مشکلات شوید ) شما ثروتمند خواهید شد .
اگر شما در جستجوی یک شغل موفق باشید به این الگوها پی خواهید برد .
مشکلات > راه حل > مشکلات > راه حل > مشکلات
کمپانی های خوب به مشکلات در جهان نگاه می کنند و.آنها را حل می کنند .

آنهایی موفقترند که بهترین راه حل ها را پیدا می کنند.
در آن کمپانی ها مردان و زنان فوق العاده باهوشی هستند که از اطلاعات مالی یکپارچه ای

بر خوردارند که با یک آموزش اطلاعات جامع آنها با القای آنها به حل مشکلات و کسب ثروت

از این طریق می پردازند .
مردم برای حل مشکلاتشان به شما پول پرداخت می کنند .

 

چگونه ثروتمندان روز به روز ثروتمند تر می شوند؟

 


کلید ثروتمند شدن در این است که تشخیص دهید سیستم تغییر قوانین پول نا عادلانه است.
قوانین را یاد بگیرید و از آنها به نفع خود استفاده کنید.
این کار نیازمند هوش مالی است و هوش مالی را باید با حل کردن مشکلات مالی بدست آورد.
ثروتمندان مشکلات مالی را بعنوان فرصتی برای یادگیری می بینند.فرصتی برای رشد،
فرصتی برای باهوش شدن و فرصتی برای ثروتمند شدن.
ثروتمندان به جای گریختن،دوری کردن یا تظاهر به اینکه مشکلات مالی اصلا وجود ندارند
به مشکلات مالی خوش آمد می گویند چون می دانند در مشکلات مالی فرصتهائی هست
که در آن می توانند باهوش تر شوند و در نتیجه ثروتمند تر شوند.

 

فقرا چگونه با مشکلات مالی برخورد می کنند؟

 


فقرا مشکلات مالی را تنها بصورت همان مشکل می بینند.

بسیاری از آنها احساس می کنند قربانی پول شده اند.

بسیاری فکر می کنند تنها شخصی هستند که مشکل مالی دارند.
تنها تعداد کمی از آنها می فهمند که مشکلات مالیشان ناشی از نحوه نگرششان است.

ناتوانی آنها در حل مشکلات مالی و یا اجتناب از مقابله با آن باعث شده مشکلات مالی

آنها بیشتر و بیشتر شود. و به جای اینکه هوش مالی خود را افزایش دهند

مشکلات مالی خود را افزایش می دهند.